نجف شهر ولايت و عشق است

براي شهر مقدس نجف فضايل فراواني نقل كرده اند:
1. از امام امير المؤمنين(عليه السلام) نقل است : «اول مكاني كه در آن خدا را عبادت كرده اند پشت كوفه(نجف) است زيرا در آن جا ملائكه به فرمان خداوند آدم را سجده كردند».
2. گويند حضرت ابراهيم(عليه السلام) در اين شهر ساكن شد و با اقامت او بركت و رحمت بر اين سرزمين نازل گرديد.
3. از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است: «هفتاد هزار شهيد از اين سرزمين بدون حساب محشور مي شوند» . امام علي(عليه السلام) نيز اين حديث را به نقل از پيامبر روايت كرده است.
4. امام صادق(عليه السلام) نقل كرده است كه «علي (عليه السلام) كوفه را مقدس و حرم اعلام كرد همان گونه كه حضرت ابراهيم بيت الله الحرام و پيامبر كه مدينه را حرم قرار داد »...

ادامه نوشته

کمپین حامیان اعدام شاهین نجفی مرتد...

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : اى على!

 هر كه مرا و تو را

 و امامان از نسل تو را دوست دارد پس خدا را بر

حلال‏زادگى‏خود سپاس‏گويد؛

 زيرا ما را دوست ندارد، مگر حلال‏زاده

 و ما را دشمن ندارد، مگر حرام زاده.


جریان شناسی سیاسی در سقیفه....

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

یکی از موضوعات بسیار مهم و پر چالش و تاثیر گذار 

در اندیشه سیاسی اسلام مباحث مربوط به

 جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) 

بو ده است .

تحولاتی که منجربه تعیین جانشین برای پیامبر و 

تحولات آینده جامعه نو پای اسلامی شد.

جریان اشراف قریش به دلیل دشمنی آشکار و جنگ

 بر ضد پیامبر و طلقا بودن آنان در جریان سقیفه امکان 

ظهور و عرض اندام نیافت لذا ابوسفیان سرکرده این جریان

 در یک چرخش تاکتیکی ضمن حمایت از امام علی (سلام الله علیه) ، 

خواهان قیام وی بر ضد غاصبان خلافت شد !

 سوال اینجاست که چرا ابوسفیان این پیشنهاد را 

به امام (سلام الله علیه) کردو امام علی (سلام الله علیه) 

علی رغم تنهایی و حقانیت خود این پیشنهاد

 را با قاطعیت رد کرد؟

ادامه نوشته

وصیت حضرت زهرا ( س ) درباره عدم حضور دشمنان در تشییع پیکرشان

حضرت زهرا صلوات الله علیها در روزهای آخر درباره ی دشمنان خدا و منع حضور آنان برای تشییع و تدفین وصیت نمود و به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض کردند :

یا علی ، هیچ یک از دشمنان خدا بر سر جنازه ی من حاضر نشوند و بر بدن من نماز نخوانند. هنگامی که از دنیا رفتم مرا با دست خود غسل بده و کفن نما و شب دفن کن تا ابوبکر و عمر حضور نداشته باشند و خبردار نشوند و بر بدن من نماز نخوانند.

آن حضرت درباره ی حضور نیافتن آن دو ملعون در مراسم خاکسپاری ، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را قسم دادند و عرض کردند :

تو را به خدا و به حق محمد رسول خدا قسم می دهم ، که ابوبکر و عمر بر من نماز نخوانند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود : ( یا فاطمه صلوات الله علیها ، تو اولین نفر از اهل بیتم هستی که به من ملحق می شوی ). من از نگفتن این خبر تا این لحظه می خواستم تو را ناراحت نکنم.

همچنین حضرت ارواحنا فداه به اسماء وصیت کردند که هیچ کس بعد از وفات کنار جنازه مبارکشان نیاید ، و درباره ی عدم حضور عایشه به طور خاص تأکید فرمودند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

۱ ـ بحار الانوار ، ج ۲۹ ، ص ۱۱۲ و ج ۴۳ ، ص ۱۸۲ .

۲ ـ مستدرک الوسائل ، ج ۲ ، ص ۵۱۳ .

تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت زهرا ( س ) 2 ( از کتب اهل تسنن )

همانطور که در پستهای اخیر خدمت شما عزیزان به عرض رسید که عمر بن خطاب تهدید کرده است که خانه وحی ، خانه حضرت زهرای اطهر صلوات الله علیها را به آتش می کشد ، در این پست بر آنیم تا به ادامه این مبحث بپردازیم. عرض شد که عمر بن خطاب در تاریخ طبری به در خانه حضرت آمده و گفت به خدا قسم این خانه را با اهل آن به آتش می کشم اگر برای بیعت بیرون نیایید. به دلائل صریح و بلیغ عرض شد که تهدید حضرت زهرای اطهر صلوات الله علیها کفر و نفاق می باشد. به یاری حضرت زهرای اطهر صلوات الله علیها بر آنیم تا در این پست به ادامه این مبحث بپردازیم.

این مطلب در کتاب مصنف ابن ابی شیبة - چاپ مکتبة الرشد - جلد ۱۳ - کتاب المغازی - باب ما جاء فی خلافة ابی بکر و سیرته فی الردة - صفحه ۴۶۸ - حدیث ۳۸۰۴۲ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۴۶۸ و حدیث ۳۸۰۴۲ کتاب مصنف ابن ابی شیبة می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

    

ترجمه حدیث : از زید بن اسلم از پدرش روایت است که گفت : زمانی که مردم بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با ابوبکر بیعت کردند امیرالمؤمنین علی علیه السلام و زبیر به خانه حضرت صدیقه ی طاهره زهرای اطهر ارواحنا فداه داخل شدند و به بحث و گفتگو پرداختند. وقتی این خبر به عمر بن الخطاب رسید به سمت خانه صدیق ی طاهره زهرای اطهر صلوات الله علیها رفت و گفت : ای دختر رسول خدا ! به خدا سوگند هیچ کس نزد ما محبوب تر از پدرت نیست و بعد از پدرت هیچ کس محبوب تر از خود شما نیست ! به خدا سوگند این محبت مانع از آن نمی شود که من امر نکنم که تمامی کسانی که در این خانه جمع هستند را به آتش نکشم. هنگامی که علی و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامی پیامبر به علی و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شما به آتش کشد، به خدا سوگند! او آنچه را سوگند خورده انجام می دهد.

منابع بیشتر :

۱ ـ جامع الاحادیث سیوطی ، جلد ۱ ، صفحه ۲۶۷ ناشر : دار الفکر بیروت لبنان

۲ ـ کنز العمال ، جلد ۵ ، صفحه ۶۵۱ ، حدیث ۱۴۱۳۸ ناشر : مؤسسة الرسالة

نکات این مبحث : ۱ ـ به اعتراف خود عمر بن خطاب ثابت شد که رسول خدا از همه محبوب تر نزد مردم می باشد و محبت به ایشان واجب است و قرآن کریم نیز در سوره ی مبارکه ی شوری آیه ۲۳ می فرماید : قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ اَجراً اِلاَّ المَوَدَّةَ فیِ القُربی : حبیب ما بگو من در برابر رسالت خود مزدی از شما نمی خواهم جز محبت اهل بیتم را. در این جا صریح است که محبت اهل بیت طبق قرآن کریم و سنت رسول خدا واجب است و عمر بن خطاب نیز به این مسئله اعتراف دارد. آیا این تهدید به آتش زدن خانه صدیقه ی طاهره صلوات الله علیها محبت پیامبر و آل ایشان است؟ بدون شک چنین نیست بلکه دشمنی با رسول خدا و اهل بیت طاهرین ایشان است و دشمنی با رسول خدا دشمنی با خداست و در نتیجه کفر است. پس ثابت شد که عمر بن خطاب کافر به پیغمبر و خدا می باشد.

۲ ـ همانطور که در قسمت اول نیز عرض شد اذیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اذیت خداست و شخص اذیت کننده ملعون است و در آتش جهنم. سوره مبارکه احزاب آیه ی ۵۷ ( ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخره و اعد لهم عذابا مهینا ) تهدید عمر بن خطاب به آتش زدن خانه وحی اذیت حضرت زهرای اطهر است و در نتیجه اذیت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم و طبق آیه ی شریف هر کس رسول خدا را بیازارد خدا را آزرده است و خداوند او را در هر دو دنیا لعنت می کند و برای او آتشی دردناک آماده کرده است. پس ثابت شد که عمر بن خطاب همین الان در آتش جهنم به سر می برد و ملعون در عالم است.

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید

حدیث رسول خدا ...

رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم فرمودند:

ای علی  همانا خداوند تبارک و تعالی رسولان خود را بر ملایک مقرب خویش برتری داده

و مرا بر تمام پیامبران و رسولان فضیلت بخشیده و پس از من فضیلت برای توست و برای

امامان پس از تو همانا ملایک خادمان ما و دوستان ما هستند .

ای علی  آنان که عرش الهی را بردوش دارند و همه ی آنها که گرداگرد عرش خدا به

تسبیح پروردگار خویش مشغولند همانا برای کسانی که به ولایت ما ایمان آورده اند

طلب مغفرت می کنند .

ای علی  اگر به خاطر ما نبود خداوند آدم و حوا و بهشت و جهنم و آسمان و زمین را

نمی آفرید . چگونه برتر از ملایک نیستیم در حالی که در خداشناسی و اقرار به یگانگی

او و تسبیح و تقدیس او پیشگام بوده ایم .

چرا که اول چیزی که خداوند بیافرید ارواح ما بود که به یگانگی و بزرگواری خود زبان ما

را گویا فرمود .

سپس ملایکه را آفرید و چون ایشان ارواح ما را دیدند که یک نور هستند امر ما را بسیار

بزرگ شمردند پس تسبیح خدا گفتیم تا ملایک دریابند ما بندگانی آفریده شده ایم و او

پیراسته از چگونگی ماست و آنگاه ملایک نیز تسبیح خدا گفتند  و او را از صفات ما

پیراستند .

و چون بزرگی مرتبت ما را دیدند ما زبان به تهلیل گشودیم تا ملایک بدانند که هیچ

معبودی جز الله نیست و ما بندگانی هستیم نه خدایان که با او یا جدای از او

پرستیده شویم . پس گفتند لا اله الا الله .

و چون دیدند بزرگی مقام ما را تکبیر گفتیم تا ملایکه بدانند که خداوند بزرگتر از آن است

که دریافت شود و او مقامی بس بزرگ دارد .

و چون مشاهده کردند عزت و قدرتی که خداوند به ما داده است گفتیم:

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم تا ملایک دریابند که تکیه گاه و نیرویی نیست

مگر نزد خداوند پس گفتند: لا حول ولا قوة الا بالله

و چون مشاهده کردند نعمت هایی را که خداوند بر ما ارزانی داشته و اطاعت ما را

واجب نموده گفتیم : الحمد لله  تا ملایک بدانند حقی را که خداوند بر ما دارد پس

ملایکه گفتند: الحمدلله.

پس ایشان به واسطه ی ما یگانگی و تسبیح و تهلیل و شکرگذاری خداوند را آموختند .

پس آنگاه خداوند آدم علیه السلام را آفرید و ما را در صلب او نهاد و ملایک را امر نمود

تا بر او سجده کنند بخاطر بزرگ داشت ما و سجده ایشان برای خدا بود و اکرام آدم و

نشان پیروی از او  به خاطر آنکه ما در صلب او قرار داشتیم .

پس چگونه ما برتر از ملایکه نباشیم درحالی که همه ایشان بر آدم کرنش کردند .


(کمال الدین و تمام النعمه :245 )

«تری جونز» کشیش سفیه و هتاک آمریکایی ...

«تری جونز» کشیش سفیه و هتاک آمریکایی روز شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ (۲۸ آوریل ۲۰۱۱) عملی کرد و تصاویر آن را به صورت زنده از شبکه اینترنت پخش کرد.


ادامه نوشته

تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت زهرا ( از کتب اهل تسنن )

یکی از مسائل بسیار مهم و کلیدی بین فرقه ی حقه ی شیعه اثنی عشری و جماعت مخالفین این است که عمر بن الخطاب به خانه حضرت علی صلوات الله علیه و حضرت زهرای اطهر صلوات الله علیه هجوم نبرده است و آن را آتش نزده است و با بی حیایی کامل این مسئله مهم تاریخ اسلام را انکار می کنند. ما قصد داریم ابتدا تهدید عمر بن خطاب را در این پست بررسی کنیم و در پست های بعدی به بیان این می پردازیم که عمر بن خطاب خانه وحی را به آتش کشید.

این مطلب در کتاب تاریخ طبری - چاپ بیت الافکار الدولیة - السنة الحادیة العشرة - ذکر الاخبار الواردة بالیوم الذی توفی فیه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم - صفحه ۴۸۶ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۴۸۶ کتاب تاریخ طبری می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

  

ترجمه حدیث : از زیاد بن کلیب روایت است که گفت : عمر به سوی خانه حضرت علی صلوات الله علیه آمد که در آن طلحه و زبیر و مردانی از مهاجرین بودند ، پس عمر گفت : به خدا سوگند خانه را با تمامی اهالی آن به آتش می کشم اگر برای بیعت بیرون نیایید.

نکات این مبحث : ۱ ـ از معتبرترین کتاب جماعت مخالفین ثابت شد که عمر بن خطاب تهدید کرده است که خانه حضرت علی صلوات الله علیه و حضرت زهرای اطهر صلوات الله علیه را به آتش خواهد کشید.

۲ ـ رسول خدا در روایات معتبر و متواتر فرموده اند هر کس حضرت زهرا را بیازارد من را آزرده است ، پس عمر بن خطاب باعث آزار رسول خدا شده است و آزار رسول خدا آزار خداوند می باشد و در نهایت کفیر صریح است.

۳ ـ مطابق با آیه ی قرآن کریم در سوره مبارکه احزاب آیه ۵۷ که می فرماید : هر کس خدا و رسولش را بیزارد خداوند او را هم در این دنیا و هم در آخرت لعنت می کند و در آخرت عذابی دردناک برای او آماده کرده است. پس ثابت شد که عمر بن خطاب هم در این دنیا و هم در آخرت ملعون است و همین الان در آتش جهنم است.

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید

روایتی از زبان عایشه درباره مقام حضرت علی

عن عایشه



رُایتّ ابابُکر یُکثِرُ النَّظر الی وُجهِ علیُّ ، فقلتُ یا اَبُت رُاَیتُکُ تُکثِرُ النَّظَرُ الی وجهِ علیُّ

فقال : یا بُنُیَةٍ سُمُعتّ رُسول الله صلی الله علی و آله یُقول : اَلنُّظرُ الی وُجهّ علیٍّ عباده


عایشه گوید : پدرم ابوبکر را دیدم که به صورت علی علیه السلام زیاد می نگریست، علت را از او پرسیدم، گفت :دخترم ! از رسول خدا شنیدم که فرمود نگاه به صورت علی علیه السلام عبادت است


الریاض النضره جلد دوم صفحه 219

تشبیه جالب رسول اعظم درباره دوستی با مولا علی و ایمان انسان

در کتاب مشارق النوار از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که

به علی علیه السلام فرمود:ای علی؛ مثل تو در میان امت من مثل (قل هو الله احد) است، هرکس آن را یک بار بخواند یک سوم قرآن را خوانده است و کسی که دو بار بخواند مانند آن است که دو سوم قرآن را خوانده است، و آنکه سه بار بخواند مانند آن است که همه قرآن را خوانده است. سپس فرمودند:


فمن احبک بلسانه فقد کمل ثلث الایمان، و من احبک بلسانه و قلبه فقد کمل ثلثی الایمان، و من احبک بیده و قلبه و لسانه فقد کمل الایمان. والذی بعثنی بالحق نبیاً لو احبک اهل الارض کمحبة اهل السماء لما عذّب الله احداً بالنار.

کسی که تو را به زبان دوست داشته باشد یک سوم ایمان را احراز کرده است، و کسی که تو را به زبان و قلبش دوست داشته باشد دوسوم ایمان را به دست آورده، و آنکه تو را به دست خود و قلب و زبانش دوست داشته باشد ایمان او کامل است. و قسم به حق آنکه مرا به پیغمبری به راستی برانگیخت اگر اهل زمین تو را همانند آسمان دوست داشته باشند خداوند یکی از آن ها را به آتش دوزخ وارد نمی کند.


ای علی؛ جبرئیل از طرف پروردگار عالم به من بشارت داده و فرموده است:

یا محمد بشّر اخاک علیاً علیه السلام إنّی لا اُعذّب من تولاه و لا ارحم من عاداه.

ای محمد به برادرت علی علیه السلام مژده بده که من اهل ولایت و محبت او را

عذاب نمی کنم و به دشمنان او رحم نخواهم کرد.

اعترافات عمر درباره علم و دانش امیر مؤمنان على(علیه السلام)

گنجى شافعى با ذکر سند نقل کرده است که حذیفه بن یمان عمر بن خطاب را دید و عمر گفت: اى ابن یمان! چگونه به صبح در آمدى؟
حذیفه گفت: مى خواهى چگونه به صبح درآمده باشم؟ من به صبح درآمدم در حالیکه

به خدا سوگند از حق کراهت دارم، فتنه را دوست دارم، بدانچه ندیده ام شهادت مى دهم، موجود خلق نشده را حفظ مى کنم، بدون وضو صلواه بجاى مى آورم، براى من در زمین چیزى باشد که براى خدا در آسمان نباشد.


عمر به خشم آمد، اما بخاطر عجله اى که داشت فوراً به راه افتاد و تصمیم گرفت. بعد حذیفه را بخاطر اعترافات به ظاهر ناهنجار اذیت کند. که در بین راه به علی بن ابیطالب برخورد و چون حضرتش را او را غضبناک دید علت را از او پرسید عمر گفت: حذیفه را ملاقات کردم چون از او پرسیدم چگونه به صبح در امدی؟پاسخ داد: به صبح در امدم در حالیکه از حق کراهت دارم.

على فرمود: راست گفته، او از مرگ نفرت دارد و مرگ حق است.
عمر: و گفت: فتنه را دوست دارم.
على فرمود: راست گفته: مال و فرزند را دوست دارد و خداوند در آیه:

(إنّما اموالکم و اولادکم فتنه)(۱۴۵) از اموال و اولاد تعبیر به فتنه فرموده.


عمر گفت: یا على او مى گفت: بدانچه ندیده ام گواهى مى دهم.
على فرمود: راست گفته، به یکتائى خدا و مرگ، و حشر و زنده شدن بعد از مرگ و قیامت و بهشت و جهنّم و پل صراط که هیچ کدام را ندیده شهادت مى دهد.
عمر گفت: حذیفه ادّعا کرد آنچه را غیر مخلوق است حفظ مى کنم.
على فرمود: راست گفته، او کتاب خدا قرآن مجید را حفظ مى کند و آن مخلوق نباشد.




عمر گفت: یا على حذیفه حرف بزرگتر از این حرفها مى زند.
على پرسید چه مى گوید؟
عمر گفت: مى گوید براى من در زمین چیزى باشد که براى خدا در آسمان نباشد.
على فرمود: راست مى گوید، او داراى زن و فرزند است و خدا از آن منزّه است

.

عمر ـ که با شنیدن جواب هاى امام و پى بردن به درستى آنچه حذیفه گفته بود به شگفت
درآمد ـ گفت: «کاد یهلک ابن الخطاب لولا على بن ابى طالب»(۱۴۶)

نزدیک بود ـ عمر ـ ابن خطاب هلاک شود اگر على نبود.

_________________________________________________
(۱۴۵) انفال، ۸/۲۸ .
(۱۴۶) کفایه الطالب باب، ۵۷ ، حدیث ۲، ص۲۱۸ . نور الابصار شبلنجى، ص۱۷۱ بدون نام حذیفه و ذکر کلمه «اعوذ بالله من معضله لا علىّ بها» بجاى «لولا على لهلک» . فصول المهمه ابن صباغ مالکى، ص۱۸ وص۱۷ با کمى اختلاف بدون نام حذیفه و ذکر «اعوذ بالله» بجاى «لولا على...» . نظم درر السمطین، ص۱۲۹. فرائد السمطین حموینى، ج۱، ص۳۳۷، حدیث ۲۵۹ بدون ذکر نام حذیفه .

سخنرانی درباره حضرت امیر از لسان ایت الله بهجت

برای دانلود به ادامه مطلب بروید.


        کلام گوهرباری از شیخ السالکین

ادامه نوشته

پاسخ به شبه نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها


باتوجه به مراسم باشكوه عزاداري حضرت فاطمه زهرا (س) در سال جاري، عده‌اي از تفرقه افكنان وهابي ، شب‌ نامه‌اي را در برخي از استان هاي مرزي كشور توزيع كردند كه در آن، شبهاتي را پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها مطرح شده بود و در پايان نوشته شده بود: (تقليد كوركورانه را بگذاريد و به تبليغات تاجران بازار مذاهب و تعصب توجه نكنيد خودتان به ميدان تحقيق در آييد وحق را ازباطل تشخيص دهيد). با توجه به تماس‌هاي متعدد،  تصميم گرفته شد براي روشن اذهان مسلمانان پاسخ مختصري  در اختيار عموم قرار گيرد.  


1. چرا حضرت علي (ع) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟


اولا:  امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي

مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :

عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد .

فاطمه ،  صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت

و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد.

تفسير آلوسي :3/124 .

نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد ، نشانگر اين است كه واكنش

علي (ع) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم  شيعه  وجود داشته است .

ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر

اسلام (ص)  در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار

ياسر واكنش نشان نداد.


ثالثاً:  وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و

حتي دست او را با شمشير قطع كردند ،  عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .



2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (ص) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را

داشتند  انتقام نگرفت.  با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى

عشر منهم حرب لله ولرسوله في الحياة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد»  دوازده نفر آنان

محارب خدا و پيامبر در دنيا وآخرت بودند، پيامبر گرامي (ص) در پاسخ حذيفه و عمار

كه تقاضاي قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر

اصحاب خود را  به جرم تروريست بودن مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً

يقتل أصحابه» .

تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.
ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ،

علي (ع)  نيز از سنت پيامبر اسلام (ص) پيروي كرد .



3 .  چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟

حضرت علي (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) ميانه خوبي نداشت ؛ بلكه  در صحيح‌ بخاري آمده كه  حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند
كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ
صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .
 
4 . چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي‌كرد ؟

اولاً : آن چه كه  به حضرت علي  (ع) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت مي‌گويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (ع) است .
نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانيا ً: علي (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش طلبى مي داند
و ميگويد:
سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در اين مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكيبايى نداشتم.
ثالثاً :  بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (ع) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه  آنان  دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار بودند .
صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.

5 . چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علي (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا  (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا  بروم .

ثانياً:  علي (ع) در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود:

فاطمه (س) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود. كتاب سليم بن قيس ، ص674 .

ثالثاً:  ابن عباس مي‌گويد:علي (ع) در جنگ صفين از  كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه  چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مى‏شود
كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915 .

6. چرا حضرت علي (ع) سه تن از فرزندان خويش را به نام‌هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟

اولاً : اين نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را مي‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .

ثانياً :  نام برخي از اصحاب ائمه (ع) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آن‌ها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .

ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان  علي (ع) هست ، نام او محمد بوده.
التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294.
و عمر بن الخطاب به دليل  خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (ع) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه .
أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.
هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير ‌داد.
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را  علي  وحسن و حسين (ع)  نامگذاري نكردند.

7. راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتي علي (ع)  از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به  عباس عموي پيامبر گفت اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده و دستش را قطع مي كنم.
كافي ، ج 5 ، ص 346 .

ثانياً: هيثمي  از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي (ع) خطاب به عباس  فرمود:
درة عمر أحرجته الي ماتري
خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي‌كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم
الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.

اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه پاسخ دهند كه آيا درست است كه حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند؟
سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:
وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟
به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است  دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...
تذكرة خواص الأمة : 321.

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسين (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند؟ در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد .
اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.
احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.

ثانياً: امام حسين (ع) نقل مي كند كه  امام علي (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :
بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏ناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است .
الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 .

ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم مي‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر مي‌دارد ، مي‌توان مجلس عزاداري برپا كرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

 9 . چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟

اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (ع) ؟پيامبر اكرم  (ص) فقط در حق علي فرموده :
علي مع الحق والحق مع علي
علي با حق و حق با علي است .
 تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا  معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت.
تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.

10. چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟ تقويم‌هاي پيش 1372 .

اولاً :  جويني از علماي اهل سنت  و استاد مورد تأييد ذهبي  از رسول اكرم (ص)  قضيه  غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت  وسقط  محسن او  و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند.
فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 .

ثانياً :  حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.
نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

رابعاً: كليني از امام كاظم (ع) نقل مي كند كه فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...
فاطمه صديقه و شهيده بود.
كافي ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه،  شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم  اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.

سادساً:  امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مى‏كنم.
صحيفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي‌نويسد :
عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود » .
الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 .


سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول مي‌كند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن بر مي آيد.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

خدا چه گفت، ما چه کردیم

تا حالا دقت کردید اولین مساله ای که توی آیه معروف حجاب بهش اشاره شده چی بوده و خانمها به اولین چیزی که در مورد حجاب عمل میکنن چیه؟

قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن...(نور 31) خدا به خانمها میگه اول چشم بعد ...

اما خانمها برعکس عمل میکنن، اول لباس و پوشش، دوم نحوه حرف زدن، سوم نحوه راه رفتن و ارتباط. چهارم حفظ نگاه. البته برای بعضی ها مرحله چهارمی وجود نداره( با اینکه خانمهای خوب و متدینی هستند) بعضی ها هم که میخوان عمل کنند نگاه براشون مرحله چهارمه. البته این رفتار قطعا به خاطر کم توجهی به آیه قرآنه.

جالبه که حضرت زهرا (س) هم به همین مساله اشاره و تاکید دارند:

بهترین چیزى كه براى زن سعادت بخش و مفید مى باشد، آن است كه مردى را نبیند و هیچ مرد نامحرمى نیز او را نبیند.

============================

احقاق الحقّ: ج 25، ص 350، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 322.

نقش باران از زبان قرآن کریم

بدون باران، زندگی هم در زمین از بین خواهد رفت: « الَّذی جَعَلَ لَکُمُ اْلأَرْضَ مَهْدًا وَ سَلَکَ لَکُمْ فیها سُبُلاً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجًا مِنْ نَباتٍ شَتّی»؛ « همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد و راه ‏هایی در آن ایجاد کرد و از آسمان، آبی فرستاد که با آن، انواع گوناگون گیاهان را (از خاک تیره) برآوردیم».

 


نقش باران از زبان قرآن کریم www.taknaz.ir

«اللّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقًا لَکُمْ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ اْلأَنْهارَ» ؛ «خداوند همان کسی است که آسمان ها و زمین را آفرید و از آسمان، آبی نازل کرد و با آن، میوه ‏ها(ی مختلف) را برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد و کشتی‏ ها را مسخّر شما گردانید، تا بر صفحه دریا به فرمان او حرکت کنند و نهرها را (نیز) مسخّر شما نمود».(1)

باران ها ترکیبی از میلیون ها و میلیاردها قطره آب هستند که از آسمان پی در پی و در طی ساعت ها و یا شاید روزهای متوالی نازل می شوند. از اجتماع این قطرات ریز است که حجم بسیار عظیم آب در دریاها، اقیانوس ها و دریاچه ها و سایر منابع آب به وجود می آیند. همین قطرات هستند که به محض رسیدن به زمین، خاک تشنه را سیراب، بذر گیاهان و درختان را بارور و به همه چیز زندگی می بخشند.

ادامه نوشته

40 حديث از فضايل حضرت زهراء (س) در منابع أهل تسنّن

40 حديث از فضايل حضرت زهراء (س) در منابع أهل تسنّن



                    



1- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (إذا كانَ يَوْمُ القيامَةِ نادى مُنادٍ: يا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَكُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة) .

(روز قيامت يك صدائي بلند ميشود كه : إي مردم غضّ بصر كنيد كه فاطمة (س) ميخواهد عبور كند) .

كنز العمّال ج 13 ص 91 و 93/ منتخب كنز العمّال بهامش المسند ج 5 ص 96/ الصواعق المحرقة ص 190/ أسد الغابة ج 5 ص 523/ تذكرة الخواص ص 279/ ذخائر العقبى ص 48/ مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 356/ نور الأبصار ص 51 و 52/ ينابيع المودّة ج 2 باب 56 ص 136.

 

2- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (كُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة) .

( اگر به بوي بهشت اشتياق ميكردم فاطمه را بو ميكردم ) .

منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الأبصار ص 51/ مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 360.

 

3- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (حَسْبُك مِنْ نساءِ العالَميَن أَرْبَع: مَرْيمَ وَآسيَة وَخَديجَة وَفاطِمَة) .

( از زنان عالم 4 نفر بهترينانند : مريم وآسيه وخديجه وفاطمه (س) ) .

مستدرك الصحيحين ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171/ سير أعلام النبلاء ج 2 ص 126/ البداية والنهاية ج 2 ص 59/ مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 363.

 

4- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (يا عَلِي هذا جبريلُ يُخْبِرنِي أَنَّ اللّهَ زَوَّجَك فاطِمَة) .

( ياعلي , جبرئيل الآن به من خبر دادكه خدا فاطمه را به ازدواج تو درآورد ) .

مناقب الإمام علي من الرياض النضرة: ص 141.

 

5- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (ما رَضِيْتُ حَتّى رَضِيَتْ فاطِمَة) .

( هيج گاه راضي نشدم تا فاطمه راضي ميشد ) .

مناقب الإمام علي لابن المغازلي: ص 342.

 

6- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (يا عَلِيّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِي أَنْ أُزَوِّجَكَ فاطِمَة) .

( يا علي , خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم ) .

الصواعق المحرقة باب 11 ص 142/ ذخائر العقبى ص 30 و 31/ تذكرة الخواص ص 276/ مناقب الإمام علي من الرياض النضرة ص141/ نور الأبصار ص53.

 

7- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (إِنّ اللّهَ زَوَّجَ عَليّاً مِنْ فاطِمَة) .

( خدا علي و فاطمه را به ازدواج درآورد ) . 

الصواعق المحرقة ص 173.

 

8- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَحَبُّ أَهْلِي إِليَّ فاطِمَة) .

( فاطمه محبوب ترين أهل من است نزد من ) .

الجامع الصغير ج 1 ح 203 ص 37/ الصواعق المحرقة ص 191/ ينابيع المودّة ج 2 باب 59 ص 479/ كنز العمّال ج 13 ص93.

 

9- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (خَيْرُ نِساءِ العالَمين أَرْبَع: مَرْيَم وَآسية وَخَدِيجَة وَفاطِمَة) .

( سروران زنان عالم 4 نفرند : مريم وآسيه وخديجه وفاطمه ) .

الجامع الصغير ج 1 ح 4112 ص 469/ الإصابة في تمييز الصحابة ج 4 ص 378/ البداية والنهاية ج 2 ص 60/ ذخائر العقبى ص 44.

 

10- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (سيّدَةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنَّةِ فاطِمَة) .

( سرور زنان بهشت فاطمه است ) .

كنز العمّال ج13 ص94/ صحيح البخاري، كتاب الفضائل، باب مناقب فاطمة/ البداية والنهاية ج 2 ص61.

 

11- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ الجَنَّةَ: عَليٌّ وَفاطِمَة) .

( اولين كسي كه وارد بهشت ميشود : علي وفاطمه هستند ) .

نور الأبصار ص 52/ شبيه به آن در كنز العمّال ج 13 ص 95.

 

12- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أُنْزِلَتْ آيَةُ التطْهِيرِ فِيْ خَمْسَةٍ فِيَّ، وَفِيْ عَليٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَيْنٍ وَفاطِمَة) .

( آيه تطهير بر 5 نفر نازل شد , بر من وعلي وحسن وحسين وفاطمه (عليهم السلام) ) .

إسعاف الراغبين ص 116/ صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة.

 

13- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَفْضَلُ نِساءِ أَهْل الجَنَّةِ: مَرْيَمُ وَآسيةُ وَخَديجَةُ وَفاطِمَة) .

( بهترين زنان اهل بهشت 4  نفرند : مريم وآسيه وخديجه وفاطمه ) . 

سير أعلام النبلاء: ج 2 ص 126/ذخائر العقبى: ص 44.

 

14- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ فاطِمَة) .

( أوّلين كسي كه وارد بهشت ميشود فاطمه است ) . 

ينابيع المودّة ج2 ص322 باب56.

 

15- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (المَهْدِيِ مِنْ عِتْرَتي مِنْ وُلدِ فاطِمَة) .

( مهدي أز عترت من أز ولد فاطمه ميباشد ) . 

 الصواعق المحرقة ص237.

 

16- قال رســـول اللّه (صلى الله عليه وآله): (إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطـــَمَ ابْنَتِي فاطِمَـــة وَوُلدَهـــا وَمَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِكَ سُمّيَتْ فاطِمَة) .

( خداي تبارك وتعالى آتش را بر دخترم فاطمه وپسرانش وكسي كه آنان را دوست بدارد دور ومنع كرده است , وبه همين دليل است كه اسمش فاطمه است ) .

كنز العمال ج6 ص219.

 

17- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة أَنْتِ أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتي لُحُوقاً بِي) .

( اي فاطمه , تو أوّلين نفري هستي كه أز عترتم بعد أز من به نزد من مي آيي ) .

حلية الأولياء ج 2 ص 40/ صحيح البخاري كتاب الفضائل/كنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97.

 

18- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي يَسُرُّنِي ما يَسُرُّها) .

( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را خوش حال كند مرا خوش ميكند ) .

الصواعق المحرقة ص 180 و 232/ مستدرك الحاكم / معرفة ما يجب لآل البيت النبوي من الحق على من عداهم ص 73/ ينابيع المودّة ج 2 باب 59 ص 468.

 

19- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة سِيِّدةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّة) .

( فاطمه سرور زنان أهل بهشت است ) . 

صحيح البخاري ج 3 كتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ مستدرك الصحيحين ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 164/ سنن الترمذي ج 3 ص 226/ كنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ الجامع الصغير ج 2 ص 654 ح 5760/ سير أعلام النبلاء ج 2 ص 123/ الصواعق المحرقة ص 187 و 191/ خصائص الإمام عليّ للنسائي ص 118/ ينابيع المودّة ج 2 ص 79/ الجوهرة في نسب عليّ وآله ص 17/ البداية والنهاية ج 2 ص 60.

 

20- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةُ مِنّي فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنِي) .

( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را غضبناك كند مرا غضبناك كرده است ) .

صحيح البخاري ج 3 كتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ خصائص الإمام عليّ للنسائي ص 122/ الجامع الصغير ج 2 ص 653 ح 5858/ كنز العمّال ج 3 ص 93 ـ 97/ منتخب بهامش المسند ج 5 ص 96/ مصابيح السنّة ج 4 ص 185/ إسعاف الراغبين ص 188/ ذخائر العقبى ص 37/ ينابيع المودّة ج 2 ص 52 ـ 79.

 

21- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة خُلِقَتْ حورِيَّةٌ فِيْ صورة إنسيّة) .

( فاطمه يك حوريّه خلق شد به صورت إنسيّه ) . 

مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 296.

 

22- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة حَوْراءُ آدَميّةَ لَم تَحضْ وَلَمْ تَطْمِث) .

( فاطمه حوريّه إنسيّه است , حيض ونفاس ندارد ) .

الصواعق المحرقة ص 160/ إسعاف الراغبين ص 188/ كنز العمّال ج 13 ص 94/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97.

 

23- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة أَحَبُّ إِليَّ مِنْكَ يا عَلِيّ وَأَنْتَ أَعَزُّ عَلَيَّ مِنْها) .

( فاطمه از تو يا علي نزد من محبوب تر است , وتو نزد من از او عزيزتر ميباشي ) .

مجمع الزوائد ج 9 ص 202/ الجامع الصغير ج 2 ص 654 ح 5761/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ أسد الغابة ج 5 ص 522/ ينابيع المودّة ج 2 باب 56 ص 79/ الصواعق المحرقة الفصل الثالث ص 191.

 

24- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي وَهِيَ قَلْبِيْ وَهِيَ روُحِي التي بَيْنَ جَنْبِيّ) .

( فاطمه پاره تن من است , واو قلب من است , وروحي كه بين من است ) .

نور الأبصار ص 52.

 

25- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة سيِّدَةُ نِساءِ أُمَّتِي) .

( فاطمه سرور زنان أمّت من است ) .

سير أعلام النبلاء ج 2 ص 127/صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة، باب مناقب فاطمة/مجمع الزوائد ج 2 ص 201/إسعاف الراغبين ص 187.

 

26- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي يُؤلِمُها ما يُؤْلِمُنِي وَيَسَرُّنِي ما يَسُرُّها) .

( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را بيازارد مرا آزرده است , وهرچه او را مسرور گرداند مرا مسرور كرده است ) .

مناقب الخوارزمي ص 353.

 

27- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي مَنْ آْذاهَا فَقَدْ آذانِي) .

(فاطمه پاره تن من است , هر كه او را مرا بيازارد مرا آزرده است) .

السنن الكبرى ج 10 باب من قال: لا تجوز شهادة الوالد لولده ص 201/ كنز العمّال ج 13 ص 96/نور الأبصار ص52/ ينابيع المودّة ج 2 ص 322.

 

28- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَهْجَةُ قَلْبِي وَابْناها ثَمْرَةُ فُؤادِي) .

( فاطمه بهجت وسرور قلب من است , ودو پسرش ميوه دل من هستند ) .

ينابيع الموّدة ج 1 باب 15 ص 243.

 

29- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة لَيْسَتْ كَنِساءِ الآدَميّين) .

( فاطمه مثل زنان آدميّين نيست ) . 

مجمع الزوائد ج 9 ص 202.

 

30- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة إِنّ اللّهَ يَغْضِبُ لِغَضَبَكِ) .

( اي فاطمه , خدا با غضب تو غضبناك ميشود ) .

الصواعق المحرقة ص 175/ مستدرك الحاكم، باب مناقب فاطمة / مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 351.

 

31- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة إِنّ اللّهَ غَيْرُ مُعَذِّبِكِ وَلا أَحَدٍ مِنْ وُلْدِكِ) .

( اي فاطمه خدا نه تو را عذاب ميدهد نه كسي أز پسرانت را ) 

كنز العمّال ج13 ص96/ منتخب كنز العمّال بهامش مسند أحمد ج5 ص97/ إسعاف الراغبين بهامش نور الأبصار ص118.

32- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (كَمُلَ مِنَ الرِّجال كَثِيرُ وَلَمْ يَكْمُلْ مِنَ النساءِ إِلاّ أَرْبَع: مَرْيـــم وَآسِيَة وَخَديجـــَة وَفاطِمـــَة)

( أز مردان خيلي به كمال رسيدند , ولي أز زنان فقط 4 نفر : مريم وآسيه وخديجه وفاطمه )

نور الأبصار ص 51.

33- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): (ليلة عرج بي إلى السماء رأيت على باب الجنّة مكتوبا : لا إله إلا الله , محمّد رسول الله , عليّ حبيب الله , الحسن والحسين صفوة الله , فاطمة خيرة الله , على مبغضيهم لعنة الله)

( شبي كه به معراج رفتم بر در بهشت ديدم نوشته شده بود : لا إله إلا الله , محمد رسول الله , علي ولي الله , حسن وحسين مصطفايان خدا , فاطمه برگزيده خدا , لعنت خدا بر مبغضين آنان ) .

تاريخ بغداد : 1/259 تاريخ دمشق : 14/170 لسان الميزان : 5/70

34- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): (لو كان الحسن شخصا لكان فاطمة , بل هي أعظم , إن فاطمة ابنتي خير أهل الأرض عنصرا وشرفا وكرما) .

( أگر إحسان شخص بود , فاطمه ميبود , بلكه أو أعظم است , فاطمه دختر من بهترين أهل زمين است در كرم وعنصر وشرف ) .

مقتل الحسين : 1/60.

35- خرج رسول الله (صلى الله عليه وآله) وهو آخذ بيد فاطمة (سلام الله عليها) فقال : (من عرف هذا فقد عرفها ومن لم يعرفها فهي فاطمة بنت محمّد وهي قلبي وروحي التي بين جنبي) .

پيامبر أكرم (ص) خارج شدند در حالي كه دست حضرت فاطمه (س) را گرفته بودند , سپس گفتند : (هر كس أو را ميشناسد شناخته است , وهر كه كه او را نميشناسد پس او فاطمه دختر محمد است , واو قلب من است وروحي كه بين من است) .

الفصول المهمّة : 146 نور الأبصار : 53

36- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): (إنّما سمّيت فاطمة لأنّ الله عزّوجلّ فطم من أحبّها من النّار)

( فاطمه فاطمه ناميده شد چون كه خدا محبّان او را أز آتش دور گردانيده است )

مجمع الزوائد : 9/201

37- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) : (أتاني جبرئيل قال : يا محمّد إنّ ربّك يحبّ فاطمة فاسجد , فسجدت , ثمّ قال : إنّ الله يحبّ الحسن والحسين فسجدت , ثمّ قال : إنّ الله يحبّ من يحبّهما) .

( جبرئيل نزد من آمد وگفت : يا محمّد , خدا فاطمه را دوست دارد , پس سجده كن , سجده كردم , سپس گفت : خدا حسن وحسين را هم دوست دارد , پس سجده كردم , سپس گفت : خدا دوست دارد هر كس كه آن دو را دوست بدارد ) .

لسان الميزان : 3/275

38- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) : (إن فاطمة شعرة مني فمن آذى شعرة مني فقد آذاني , ومن آذاني فقد آذى الله , ومن آذى الله لعنه ملء السماوات والأرض) .

( فاطمه موئي أز من است , پس كسي كه موئي أز من را بيازارد مرا آزرده است , وكسي كه مرا بيازارد خدا را آزرده است , وكسي خدا را بيازارد خدا أو را به أندازه زمين وآسمان لعنتش ميكند ) .

حلية الأولياء : 2/40

39-  قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) : (يا سلمان , حبّ فاطمة ينفع في مئة من المواطن , أيسر تلك المواطن : الموت , والقبر , والميزان , والمحشر , والصراط , والمحاسبة , فمن رضيت عنه ابنتي فاطمة , رضيت عنه , ومن رضيت عنه رضي الله عنه , ومن غضبت عليه ابنتي فاطمة , غضبت عليه , ومن غضبت عليه غضب الله عليه , يا سلمان ويل لمن يظلمها ويظلم بعلها أمير المؤمنين عليا , وويل لمن يظلم ذرّيتها وشيعتها) .

(إي سلمان , حبّ فاطمه در 100 جا نافع ومفيد است , ميسّرترين وراحت ترين آن جا ها : هنگام مردن , در قبر , در ميزان , در محشر , در صراط , در محاسبه , پس هر كه كه دخترم فاطمه از او راضي شود من هم از او راضي ميشوم وكسي كه من از او راضي شوم خدا از او راضي ميشود , وهر كس كه دخترم فاطمه بر او غضب كند من هم بر او غضبناك ميشوم , وهر كس كه من بر او غضبناك شوم خدا بر او غضبناك ميشود , إي سلمان , واي بركسي كه به او وبه شوهر او أمير المؤمنين علي ظلم وستم كند , وواي بر كسي كه به نسل وشيعه او ظلم وستم كند) .

فرائد السمطين : 2 باب 11 ح 219 كشف الغم : 1/467

40- (قرأ رسول الله (صلى الله عليه وآله) هذا الآية : (في بيوت أذن الله أن ترفع ويذكر فيها اسمه) فقام إليه رجل فقال : أي بيوت هذه يا رسول الله ؟ قال : بيوت الأنبياء , فقام إليه أبوبكر فقال : يا رسول الله أهذا البيت منها ؟ -مشيرا إلى بيت علي وفاطمة عليهما السلام-قال : نعم , من أفاضلها)

(رسول خدا (ص) إين آيه را خواند : (در خانه هائي كه خدا إجازه داده است كه بالا روند وذكر او در آنها به بزرگي ياد شود) پس كسي بلند شد وسؤال كرد : كدام بيوتي هستند اينها يا رسول الله ؟ فرمودند : بيوت أنبياء , پس ابوبكر بلند شد وگفت : يا رسول الله اين خانه هم ضمن آنان است ؟ -اشاره به خانه حضرت علي وحضرت فاطمه عليهما السلام كرده بود- پيامبر (ص) فرمودند : بله , از بهترينان آن بيوت است) .

الدر المنثور : 6/203 تفسير آية النور , روح المعاني : 18/174 تفسير الثعلبي : 7/107 الكشف والتبيان للمسفوي : 72

---------------------------------------------

والي ماشاءالله مطالب ديگر که علاقه مندان جهت مطالعه مي توانند به مصادر ذيل مراجعه کنند

حدود 70 مصدر سني وشيعي است درباره مظلوميت حضرت زهراء (س)

 

--
1 ـ الامالي للصدوق : ص 99/101 و 118 .

2 ـ إثبات الهداة : ج 1 ص 280 /281 .

3 ـ إرشاد القلوب للديملي : ص 295 .

4 ـ بشارة المصطفى : 197 ـ 200 .

5 ـ الفضائل لابن شاذان : 8/11 .

6 ـ غاية المرام : 48 .

7 ـ المحتضر : 109 و44/55 .

8 ـ المناقب لابن شهر آشوب : ج 2 ص 209 .

9 ـ وفاة الصديقة الزهراء للمقرم : 60 و 78 .

10 ـ تفسير العياشي : ج 2 ص 307 و 308 .

11 ـ البرهان في تفسير القرآن : ج 2 ص 434 .

12 ـ كامل الزيارات : ص 332/335 .

13 ـ الهداية الكبرى : ص 179 و 407 و 408 و 417 .

14 ـ حلية الأبرار : ج 2 ص 652 .

15 ـ نوائب الدهور : ص 194 .

16 ـ فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى : ج 2 ص 532 .

17 ـ الاختصاص : ص 185 و 184 .

18 ـ المغني للقاضي عبد الجبار : ج 20 ق 1 ص 335 .

19 ـ الشافي للسيد المرتضى : ج 4 ص 110/119 و 117 و 120 .

20 ـ الأنوار النعمانية .

21 ـ مصباح الأنوار (من علماء القرن السادس) .

22 ـ نوادر الأخبار : ص 183 .

23 ـ علم اليقين : ص 686 ـ 688 .

24 ـ المنتخب للطريحي : ص 136 / 137 و 293 .

25 ـ مؤتمر علماء بغداد : ص 135 / 137 .

26 ـ سيرة الأئمة الاثني عشر : ج 1 ص 132 .

27 ـ الملل والنحل : ج 1 ص 57 .

28 ـ بهج الصباغة : ج 5 ص 15 .

29 ـ بيت الأحزان : ص 124 .

30 ـ الفرق بين الفرق : ص 148 .

31 ـ الخطط للمقريزي : ج 2 ص 346 .

32 ـ الوافي بالوفيات : 6/17 .

33 ـ شرح نهج البلاغة للمعتزلي : 2/60 و 16/235 ، 271 .

34 ـ أعلام النساء : 4/124 .

35 ـ الصراط المستقيم : 3/13 .

36 ـ الارجوزة المختارة : 88/92 .

37 ـ ديوان مهيار : 2/367 .

38 ـ أرجوزة في تواريخ النبي والأئمة : 13 .

39 ـ تراجم أعلام النساء : 2/316 .

40 ـ الأنوار القدسية للاصفهاني : 42/44 .

41 ـ فرائد السمطين : 2/34 .

42 ـ البحار : 28/297 و 268/270 وهامش 271 و 37/39 و 51 و 321 و 62 . 43/197 و 172 . 95/351 . 30/293 و 302 و 348/350 . 44/149 . 53/14 . 29/192 .

43 ـ سليم بن قيس : 2/585 .

44 ـ العوالم : 11/400 ، 416 ، 392 و 441 .

45 ـ الاحتجاج : 1/210 ، 414 .

46 ـ مرآة العقول : 5/319 .

47 ـ ضياء العالمين : ج 2 ق 3 ص 60 .

48 ـ جلاء العيون للمجلسي : 1/193 ، 184 .

49 ـ كامل بهائي : 1/306 ، 312 .

50 ـ حديقة الشيعة : 265 .

51 ـ روضة المتّقين : 5/342 .

52 ـ تراجم أعلام النساء : 2/321 .

53 ـ الصوارم الحاسمة للكمالي الاسترابادي .

54 ـ نوائب الدهور : 1/157 .

55 ـ ألقاب الرسول (ص) وعترته : 39 .

56 ـ تلخيص الشافي : 3/156 .

57 ـ النقض : 298 .

58 ـ اللوامع الالهية في المباحث الكلامية : 302 .

59 ـ مناظرة الغروي والهروي : 47 .

60 ـ الإمامة لابن سعد الجزائري : (مخطوط) 81 .

61 ـ الرسائل الاعتقادية للخواجوئي المازندارني : 444 .

62 ـ الحدائق الناضرة : 5/180 .

63 ـ روضات الجنات : 1/358 .

64 ـ التتمة في تواريخ الأئمة : 28 ، 35 .


ونذكر لك بعض المصادر التي ذكرت إسقاط جنينها "عليها السلام" وعليك بالمراجعة .

1 ـ اثبات الوصية : 143 .

2 ـ الملل والنحل : 1/57 .

3 ـ بهج الصباغة : 5/15 .

4 ـ بيت الأحزان : 124 .

5 ـ الوافي بالوفيات : 6/17 .

6 ـ شرح نهج البلاغة للمعتزلي : 2/60 و 14/139 عن شيخه أبي جعفر النقيب .

7 ـ الارجوزة المختارة : 88 .

8 ـ المنتخب للطريحي : 136 و 293 .

9 ـ أرجوزة الحر العاملي في تواريخ الأئمة : 13 (مخطوط) .

10 ـ تراجم أعلام النساء : 2/316 .

11 ـ الأنوار القدسية : 42 .

12 ـ فرائد السمطين : 2/34 .

13 ـ الأمالي للصدوق : 99 .

14 ـ إرشاد القلوب للديلمي : 295 .

15 ـ جلاء العيون : 1/184 و 193 .

16 ـ بشارة المصطفى : 197 .

17 ـ الفضائل لابن شاذان : 8/11 تحقيق الأرموي .

18 ـ غاية المرام : 48 .

19 ـ المحتضر : 109 .

20 ـ إقبال الأعمال : 625 .

21 ـ دلائل الإمامة : 45 و 26 .

22 ـ مهج الدعوات : 257 و 258 .

23 ـ المصباح للكفعمي : 522 .

24 ـ مسند الإمام الرضا للعطاردي : 2/65 .

25 ـ الإمامة لابن سعد الجزائري : (مخطوط) 81 .

26 ـ ضياء العالمين : ج 2 ق 2 ص 62 .

27 ـ طريق الارشاد للخواجوئي (مطبوع مع الرسائل الاعتقادية) : 444 و 465 .

28 ـ الرسائل الاعتقادية : 301 .

29 ـ الحدائق الناضرة : 5/180 .

30 ـ تشييد المطاعن : 1/ فيه عشرات الصحفات ، فلتراجع .

31 ـ الصوارم الماضية : (مخطوط) 56 .

32 ـ روضات الجنات : 1/358 .

33 ـ تلخيص الشافي : 3/156 .

34 ـ النقض : 298 .

35 ـ اللوامع الالهية في المباحث الكلامية : 302 .

36 ـ مناظرة الغروي والهروي : 47 .

37 ـ نفحات اللاهوت : 130 .

38 ـ إحقاق الحق : 2/374 .

39 ـ سيرة الأئمة الاثني عشر : 1/132 .

40 ـ الصراط المستقيم : 3/12 .

41 ـ كامل بهائي : 309 .

42 ـ التتمة في تواريخ الأئمة : 28 .

43 ـ اثبات الهداة : 2/370 و 337 و 380 .

44 ـ مناقب آل أبي طالب (لابن شهر آشوب) : 3/407 .

45 ـ البحار : 3/393 ، 25/373 ، 28/308 و 271 ، 37/39 و 268/270 و 209 و 210 و 264 و 323 ، 29/192 ، 30/294 ، 39/41 ، 42/91 ، 43/237 و 170 و 197 و 22/64 ، 82/261 ، 83/223 ، 97/199 .

46 ـ عوالم العلوم : 11/539 و 411 و 504 و 391 و 400 و398 و 441 .

47 ـ المجدي في أنساب الطالبين : 12 .

48 ـ فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى : 2/532 .

49 ـ نوائب الدهور : 192 .

50 ـ الاختصاص : 343 و184 .

51 ـ كامل الزيارات : 326 و 332 .

52 ـ وفاة الصديقة الزهراء : 78 .

53 ـ كتاب سليم بن قيس : 587 و 590 .

54 ـ الاحتجاج : 1/210 و 414 .

55 ـ مرآة العقول : 5/319 و 318 .

56 ـ كفاية الطالب : 413 .

57 ـ حديقة الشيعة : 265 .

58 ـ معاني الأخبار : 205 .

59 ـ الهداية الكبرى : 179 و 417 .

60 ـ حلية الأبرار : 2/652 .

61 ـ البلد الأمين : 551 .

62 ـ علم اليقين : 701 و 686 .

63 ـ روضة المتقين : 5/342 .

64 ـ تراجم أعلام النساء : 321 .

65 ـ نوادر الأخبار للفيض : 183 .

66 ـ مؤتمر علماء بغداد : 135 .

67 ـ البدء والتاريخ : 5/20 .

68 ـ فاطمة بنت رسول الله لعمر أبي النصر : 94 .

69 ـ التنبيه والرد على أهل الأهواء والبدع : 25 .

70 ـ منتهى الآمال : 1/263 و 201 .

71 ـ التتمة في تواريخ الأئمة : 35 .

72 ـ مقتل الحسين للمقرم : 389 (عن كاشف الغطاء) .

73 ـ ميزان الاعتدال : 1/139 .

74 ـ لسان الميزان : 1/268 .

75 ـ سير أعلام النبلاء : 15/578

حسنین علیهما السلام و یاد مادر..


شدت عشق و علاقه‏ ى سبطين پيامبر، امام حسن و امام حسين (ع) نسبت به مادر مقدس شان، به راستى كه از حد توصيف بيرون است. وجود آن مادر بزرگوار، براى آنان همه چيز بود، و در پرتو مهر و شادي ها عميق‏ تر و گسترده‏ تر، و غم‏ ها و اندوه ‏ها كم‏رنگ تر و قابل تحمل‏ تر مى‏ شدند. چنان كه غم سنگين رحلت جد بزرگوارشان، رسول حق و رحمت را، هرچند كه بسيار عميق و دلشكن و طاقت ‏فرسا بود، در سايه‏ ى وجود چنان مادر بى‏ همتايى، كمتر احساس مى‏كردند و تاب و توان تحمل چنان غمى را در كنار مادر خود به دست مى‏ آوردند.
حضرت امام حسن (ع) دومين امام و پيشواى معصوم شيعيان و نخستين فرزند او علاقه و محبت شورانگيز و عشق وافرى نسبت به مادر عزيزش فاطمه‏ ى زهرا (س) داشت. اين علاقه و محبت و ابعاد و نشانه هاى آن را، در موارد متعددى از زندگى آن حضرت مى ‏توان نشان داد، كه مهمترين آنها اسناد و مكاتباتى است كه در ميان وى با معاويه يا استانداران و عمال و كارگزاران حكومتى او رد و بدل شده است.
در اين اسناد و نامه ‏ها، از زبان و قلم امام حسن (ع) بارها به وجود مادرى مانند زهراى اطهر استناد و افتخار شده، و امام معصوم وجود مبارك چنان مادر مقدسى را، دليل حقانيت راه و مرام خويش شمرده است و درستى و استوارى آن را اثبات نموده است.
مرحوم سيد محسن جبل عاملى، در موسوعه‏ ى «اعيان‏الشيعه» به برخى از اين نامه‏ ها اشاره كرده است. امام در يكى از اين نامه ‏ها به صورت فشرده و مختصر به «زياد بن أبيه» فرماندار غاصب معاويه غاصب مى‏نويسد:
«از حسن، فرزند فاطمه، به زياد فرزند سميّه! بدان كه رسول خدا (ص) فرمودند: فرزند متعلق به فراش و رختخواب پاك زناشويى است و نصيب زناكار (به جاى فرزند) سنگ است! والسلام»(1)
اين نامه از يك حقيقت تاريخى پرده برمى ‏دارد و براى پژوهندگان حقيقت، به ويژه مورخين حقيقت‏ جو، سندى محكم و مسلم است و آن اين كه مسأله‏ ى روابط نامشروع سميّه، زن عبيداللَّه را افشاء مى‏سازد كه با ابوسفيان، آن منافق دغل‏باز و حيله‏ باز، روابط زشت و نادرستى داشته است.
نامه‏ ى مزبور، پس از اهانت ها و جسارت ها و گستاخى‏ هاى بى‏ شرمانه، و هرزه‏ درايى‏ ها و ياوه گويى‏ هاى مكررى كه از سوى «زياد» نسبت به ساحت مقدس و شامخ امام حسن (ع) روا داشته شده بود، نگاشته شده و حقيقت ذات و نهاد آن هرزه‏ گوى هتاك را فاش ساخته و به تاريخ سپرده است.
علاوه بر اين اسناد و مكاتبات، امام حسن (ع) بارها در مقام محاجه با معاويه، به اصالت نسبت و پاكى گوهر، و طهارت و قداست مادر بزرگوار خويش استناد كرده است. و اين امر حاكى از عمق نفوذ عظمت مادر، و تأثير عميق مقام شامخ آن وجود گرامى، در قلب و روح فرزند دلبندش امام حسن مجتبى (ع) است. دامنه‏ ى اين نفوذ و تأثير تا بدانجا گسترده بود كه امام بزرگوار، نه تنها در تمام طول زندگى پاك و پرثمرش، همواره به يادآور مادر و از بزرگى‏ ها و قداست و عصمت او ياد مى‏ كرد و حقايق ارزنده اى را در اين باب در اختيار عاشقان اهل‏ بيت (ع) قرار مى‏ داد، بلكه حتى به هنگام شهادت و در آخرين لحظات زندگى نيز ياد و نام مادر و بازگويى خاطرات و محبت هاى او بر لب هايش جارى بود.

امام حسين و ياد مادر

حضرت سيدالشهداء، سرور آزادگان و قافله‏ سالار كاروان جاويد شهداى حق و حقيقت، دومين فرزند او نيز، همچون برادر بزرگوارش قلبى مالامال از عشق و مهر مادر داشت. علاقه وافر و محبت بيكران آن حضرت، نسبت به ساحت قدس مادر بزرگوارش، يكى از شورانگيزترين فصل هاى كتاب عشق مادر و فرزندى است.
خود آن حضرت، بارها و بارها، اين عشق و علاقه ‏ى بيكران و اين پيوند قلبى و اخلاص شايان را، در طى سخنان گهربار و پيام ها و اتمام حجت هاى شورانگيز و تاريخى و تاريخ ‏ساز خويش بيان داشته و در اين مورد، فصلى درخشان در تاريخ اسلام براى شيفتگان حقايق و معارف اسلامى، به جاى نهاده است.
يكى از بهترين نمونه‏ ها و نشانه ‏هاى اين علاقه‏ ى عميق امام حسين (ع) نسبت به مادر گرامى‏ اش، تجديد خاطره و تجليل نام و ياد آن مادر يگانه در جريان انتخاب نام براى فرزندان دخترى ‏اش جلوه‏ گر مى ‏شود. زيرا مى‏بينيم كه آن حضرت، چند تن از دختران خويش را، به ياد مادر عزيزش، «فاطمه» نامگذارى كرده است كه با صفتهايى چون كبرى، وسطى و صغرى تشخيص داده مى‏شدند. اين امر، خود حاكى از علاقه‏ ى مفرط و شدت محبت امام حسين (ع) نسبت به مادر عزيزش بوده است.
شدت عشق و علاقه‏ ى سبطين پيامبر، امام حسن و امام حسين (ع) نسبت به مادر مقدس شان، به راستى كه از حد توصيف بيرون است. وجود آن مادر بزرگوار، براى آنان همه چيز بود، و در پرتو مهر و شادي ها عميق‏ تر و گسترده تر، و غم‏ ها و اندوه ‏ها كم‏رنگ تر و قابل تحمل‏ تر مى ‏شدند. چنان كه غم سنگين رحلت جد بزرگوارشان، رسول حق و رحمت را، هرچند كه بسيار عميق و دلشكن و طاقت‏ فرسا بود، در سايه‏ ى وجود چنان مادر بى‏ همتايى، كمتر احساس مى ‏كردند و تاب و توان تحمل چنان غمى را در كنار مادر خود به دست مى آوردند. زيرا آن دو فرزند دلبند، در هر حادثه و پيشامدى، بيشتر به دامن مهر مادر پناه برده، و بيشتر با او انس و الفت گرفته و دل‏خوش كرده بودند و پيوندى معنوى و قلبى ‏شان هر روز محكم تر و ناگسستنى‏ تر شده بود... تا وقتى كه آن حادثه ‏ى لرزاننده و دلسوز پيش آمد...
آرى، شدت انس و علاقه و اخلاص آنان نسبت به مادر، در آن روز تلخ و سياه، در آن روز بغض و اشك، در روز غم‏ آلود از دست دادن مادر عزيز، به اوج خود رسيد: هنگامى كه حالت احتضار مادر را احساس كردند، با وجود آن همه صبر و بردبارى و آن همه متانت و شكيبايى، باز نتوانستند آرام بگيرند و در آرامش بمانند. باز نتوانستند از بى‏ تابى خوددارى كنند و خود را روى پيكر عطرآگين و در حال احتضار مادر نيفكنند و با سخنان گرم و پرشور، با گفتار مهرآميز و با صداى بغض‏ آلود، مورد خطاب قرارش ندهند و شور و بى‏ تابى و اندوه و درددل و سوز درون خود را بيان نكنند...
در آن لحظات تلخ و غم‏ آلود، تنها كوشش و فعاليت «اسماء» دختر عميس بود كه توانست آنان را از مادر جدا كند و به سراغ پدر گرامى‏ شان على (ع) گسيل دارد، كه تفصيل آن در كتابهاى معتبر مقتل به صورتى مؤثر و پرسوز آمده است. (1)
و از آن پس بود كه همواره نام و ياد فاطمه ‏ى زهرا (ع) بر زبان حسنين جارى و در دلهايشان پايدار بود...
يكى از پرشورترين يادآوري هاى امام حسين (ع) از مادر عزيزش در لحظه‏ى بسيار حساس و سرنوشت‏ ساز ايام حركت به سوى كربلا است. در آن هنگام كه لحظات مى‏ رفتند تا عظيم ‏ترين حادثه‏ ى تاريخ خونبار اسلام را در تداوم توقف‏ ناپذير خويش ثبت كنند، امام حسين (ع) با شكيبايى و متانتى كه از چنان بزرگمرد جاودان ه‏اى سزاوار و شايسته است، با تعبيرى بسيار زيبا و باشكوه از مادر عزيز ياد مى‏كند و با زيباترين و شايسته ترين كلمات، طهارت و عصمت و عظمت مادر خويش را بيان مى‏ دارد. آن جا كه مى‏ فرمايد:
«الا إن الدعى بن الدعى قد ركزنى بين اثنين، بين الذلة والسلة، هيهات منى الذلة يأبى اللَّه ذلك لنا و رسوله والمؤمنون و حجور طابت و طهرت». (2)
(عبيداللَّه بن زياد، مرا بين دو امر، مخيّر ساخته است (كه يكى از آن دو را انتخاب كنم) يا تن به شمشير دهم و كشته شوم، يا ذلّت و زبونى را اختيار كنم و با او بيعت نمايم. ولى هرگز دامن ما به ذلت آلوده نخواهد شد. زيرا دامن هاى پاكى كه مرا تربيت كرده، همواره از پذيرش ذلت إبا و اجتناب دارد. من در دامن صديقه اطهر بار آمده ‏ام، و از پستان فضيلت و شرف شير نوشيده‏ ام. خانه‏ ى كوچك ما، كانون فضيلت و شخصيت بوده و هرگز زبونى و خوارى به آن راه پيدا نكرده است. من در دامن هايى تربيت شده‏ام كه عمرى با آزادگى و عزت و سربلندى زندگى كرده‏اند. آنان هرگز رضايت نمى‏ دهند كه من زير بار ذلّت و پستى، و قبول بيعت از فردى فرومايه همچون يزيد بروم...)
آرى، حتى در آن بحبوحه‏ى مرگ و زندگى، در لحظاتى كه امام مى‏ دانست تا لحظات تاريخى شهادت سرخ خويش و ياران و عزيزان خانواده‏اش فاصله‏ى چندانى ندارد، باز به ياد مادر عزيز بود و افتخار مى‏كرد كه در چنان دامن پاكى تربيت يافته است...
اين تذكرها و يادآوري ها از تمام مواقف كربلا و عاشورا در رجزها و حماسه‏ ها، در شهادت ها و بر سر شهداء بارها و بارها تكرار و يادآورى شده است.
ق پ

1 ـ جلاءالعيون، ج 1، ص 219- كشف‏الغمه اردبيلى- و منابع ديگر.
2 ـ نفس‏المهموم، ص 149.


وصیت نامه حضرت زهرا (س)

وصیت نامه حضرت زهرا (س)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله)

اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله

 و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور


یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله) زوجنی الله منك لاكون

 لك فی الدنیا و الآخرة انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی كفنی بالیل و صل علی

 و ادفنی بالیل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة.

به نام خداوند بخشنده مهربان

این وصیت نامه فاطمه (سلام الله علیها) دختر رسول (صلی الله علیه و آله) خداست،

در حالی كه وصیت می كند كه شهادت می دهم، خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد

 (صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است

و روز قیامت فرا خواهد رسید، شكی در آن نیست و خداوند مردگان را زنده

وارد محشر می كند.

ای علی! من فاطمه (سلام الله علیها) دختر محمد (صلی الله علیه و آله) هستم،

خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری،

 حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب

 مرا دفن كن و هیچ كسی را اطلاع نده!

تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.

زبان‌ حال حضرت علي (ع) در سوگ فاطمه (س)

اشك باران‌گونه نم‌نم سرخ مي‌بارد      بر رخ گلچهره‌اي بر بستر افتاده

از پناه چشمهايي خار بر دامن            گوئيا دل روي خاك افتاده جان داده

آه روي گونه‌اش فريادها جاري        در نگاهش شكوه‌ها طوفان به پا كرده

قامتم را ساحل نمناك چشمانش        در مسير خم شدن تنها رها كرده

شكوه بس كن قامت نخل آرمانم را         زير بار ضجه‌هاي اشك آلودست

از نگاه آتش آلود نهان سوزت            تا ((هميشه)) داشت معنا شعله‌ور بودست

آه با پاي برهنه مي‌رسد از راه            خسته و فرياد بر دوش و سكوت آئين

شعله ای ازخاك تاهفت آسمان در دست *درعبور ازدل به خون آغشته زخم آذين

زير چشماني كه مي بارید در مهتاب         غسل مي‌دادم پناه دردهايم را

آه قبري در پناه سينه ام مي‌كند.       دفن مي‌كردم عروج هاي‌هايم را

 شاعر مسعود اسدي

***

زبان حال حضرت علي (ع) در شهادت حضرت زهرا (س)

گويي تمام خويش را پنهان                 در عقده هاي خاك مي‌كردم

آن شب كه از چشمان خود با دست      بغض گلو را پاك مي‌كردم

آن شب كه ديدم با ز  زهرايي             با ياد تو چون شمع مي‌افروخت

آن شب كه ديدم سينه ي زينب               در آتش بي‌مادري مي‌سوخت

لرزيد عرش آن شب كه لرزيدند          بر سينه ات نيلوفراني چند

گفتند تا آرام بردارم                         از سينه ات بي مادراني چند

شاعر مسعود اسدي

مقام شفاعت کبرا مربوط به صدّیقة طاهره(س) است


مقام شفاعت کبرا مربوط به صدّیقة طاهره(س) است

یکى از شفعاى روز قیامت آن هم در حد وسیع حضرت فاطمه‏ زهرا علیهاالسلام است. ما اگر بدانیم که آن روز که در پیش است، چه روزی است و گره‌گشای آن روز کیست، فاطمیّه این‌چنین نخواهد بود.

مسأله شفاعت، چیزى است که ریشه‏ ى قرآنى و حدیثى داشته و ضرورت مذهب به حساب مى ‏آید. بنابراین، یکى از شفعاى روز قیامت- آن هم در حد وسیع- حضرت فاطمه‏ ى زهرا علیهاالسلام مى‏باشد.

پیغمبر اکرم(ص) فرمودند:
«این سور مرا پیر کرد. یکی از این سور، «سورة واقعه» است. عیسی بن مریم(ع)، از جبرئیل سؤال کرد، از جبرئیلی که خدا در قرآن از او تعبیر کرده به «شدید القوی»، معنی «ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ٭ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى»1
گفت: قیامت کی برپا می‌شود؟
ببینید همه چنین روزی را در پیش داریم. ما اگر بدانیم که آن روز که در پیش است، چه روزی است و گره‌گشای آن روز کیست، فاطمیّه این‌چنین نخواهد بود.

 پرسید: قیامت کی برپا می‌شود؟ عن السّاعــ[ تا اسم قیامت را برد جبرئیل چنان لرزید که افتاد. بعد که به خود آمد، گفت:
عیسی! این علم مخزون خداست؛ چنانچه تو و من نیز نمی‌دانیم و من هم بی‌خبرم.
قیامت حقیقتی است که از شنیدن اسمش، جبرئیل غش می‌کند! ما چون نمی‌فهمیم، آسوده‌ایم. چون بی‌خبریم، آسوده‌ایم. این متن قرآن است:
«إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ٭ لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ ٭ خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ ٭ إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ٭ وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ٭ فَکَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا ...»2
چرا پیغمبر(ص) پیر شد؟ کسی باید این سوره را بخواند، آنچه در آن هست را بفهمد، بعد «اصحاب میمنه و مشئمه» را بشناسد، بعد ببیند خدا چه گفته، بعد بفهمد قیامت چیست.
بعد که خدا بیان می‌کند: «اذا رجّت الارض رجّا ...» این را بفهمد. یک کلمه بدانید! روزی که سر کوه این بیاید با ما چه خواهد کرد؟ وقتی کوه‌ها کنده بشود؛ چنان کنده می‌شود، به آفتاب نگاه کن در شعاع آفتاب آن ذرّات که می‌بینی اینها «هباء منبثّا» است! همة این سلسله جبال این کوه دماوند را نگاه کن! مثل همان ذرّه‌هایی می‌شوند که در شعاع آفتاب می‌بینید. این کلام خداست.
حالا توجّه کن، یک حرف ناروا، یک ناسزا، یک وقت به یک جاهل می‌گویی، این حساب دارد. یک وقت همان حرف ناروا به مثل شیخ انصاری یا شیخ طوسی گفته می‌شود، این حساب عوض می‌شود، چون این کلمه به یک عالم گفته شده است. حالا اگر همان ناسزا به سلمان گفته شود؟ اگر به امام گفته شود چه جور حساب عوض می‌شود؟ ما در هر گناهی به خدا اهانت می‌کنیم خدایی که عظمتش نامحدود است.
گناه نامحدود، عذاب نامحدود می‌طلبد. یک روزی است آن روز، خطابش به شخص حضرت خاتم(ص) است، می‌فرماید:
آن روز می‌بینی مردم مست شده‌اند؛ ولی مست نیستند. این از شدّت عذاب خداست. از شدّت عذاب خدا و از گرفتاری آن روز، پدر، پسر را فراموش می کند و پسر پدر را و برادر، برادر را.
در چنین گیر و داری در چنین اضطراب و غوغایی یک مشکل‌گشا هست. کنار عرش می‌ایستد. وقتی کنار عرش می‌ایستد، گفتنی نیست، آن پیراهن ـ پیراهن خونین حسین(ع) ـ را باز می‌کند، بعد که باز کرد، روی دست نمی‌گیرد، روی سرش می‌کشد. بعد که روی سر انداخت، جبرئیل می‌آید، می‌گوید:
«خدا به تو سلام می‌رساند و می‌گوید: هر چه می‌خواهی بخواه!»
حالا آنچه که وظیفة همه را روشن می‌کند، این جمله است، در چنین غوغایی، جبرئیل می‌گوید: «سلی حاجتک»،3 مرزی ندارد. هر چه که می‌خواهی. حالا اوّلین کلمه‌ای که فاطمه(ص) می‌فرماید، چیست؟ اوّلین کلمه این است: «یا ربّ شیعتی»4 حالا ما چه باید بگوییم؟
کسی که در چنین روزی و در چنین غوغایی به فکر من و تو است، آیا من و تو به این اندازه برای آن شبی که آن جنازه برداشته شد، قدم برداشته‌ایم؟ کاری کرده‌ایم؟ این مملکت خواب است! روز سوم
جمادی الثّانی است، باید بیدار شود. یک‌پارچه بشود «یا زهرا». ما چه جور تحمّل کنیم؟
آن پیغمبری که مقامش به این اندازه است که خدا در قرآن می‌فرماید: «لعمرک». هر وقت من خودم متوجّه این کلمه می‌شوم، مبهوت می‌گردم. خدا می‌گوید: «لامرک» یعنی به جان تو قسم! چنین پیغمبری که خدا او را به جایی که «قاب قوسین او ادنی» برد و در مقامی که جبرئیل از رفتن به آن فرو ماند و او گذشت و رسید به «کان قاب قوسین او ادنی، فاوحی الی عبده ما اوحی».
چنین پیغمبری که مبعوث شد، خاک و خاکستر بر سرش ریختند و دندانش را شکستند، برای چه؟ برای اینکه من و تو امروز سر به سجده بگذاریم و بگوییم: «سبحان ربیّ الاعلی و بحمده». نام خدا و تمام انبیا و معارف الهیّه را احیا کرد.
بعد گفت:
«ایّها النّاس! این فاطمه پارة تن من است، میوة دل من است.» امانتش را به این مردم سپرد. بعد نیمه شب این امانت سپرده را تحویل گرفت، در چه حالی تحویل گرفت؟ امیرالمؤمنین(ع)، کسی که اگر عالم به هم بخورد دل او به هم نمی‌ریزد. کسی که تیر به پایش رسید همه جمع شدند، گفتند: نمی‌توان این تیر را از پایش کشید، مگر در نماز. چون در نماز روحش به جایی می‌رفت که گفتنی نیست. چنین کسی که زخم دید و آه هم نکشید، وقتی جنازه را تحویل می‌داد، گفت: «ای کاش علی زنده نبود».
حالا وظیفة ما در روز سوم جمادی الثّانی چیست؟ این روز، چه روزی است؟ هر جا که هستید، اسمی از هیچ کس نباشد، جز فاطمه. فقط اسم، اسم فاطمة زهرا(س) است. اسم قلب سوختة پیغمبر(ص) است.
هر کاری که می‌توانید انجام دهید. آنها که مال دارند با مال، آنها که ندارند با هر قدرتی که دارند. هر هیئتی که بیشتر بیرون می‌آید مرهم بیشتری بر قلب امام زمان(ع) است. چون من و تو نمی‌بینیم؛ امّا او هر روز می‌بیند. چه می‌بیند؟ او هم محلّ قبر را می‌داند، هم آن کسی را که در قبر خوابیده است را می‌بیند. هم می‌بیند چه کسی با چه وضعی خوابیده است. چه بگویم؟ جنازه را غسل می‌دهند. بدن افتاده می‌شود.
تعبیری دربارة حضرت زهرا(س) است که وقتی حضرت علی(ع) بدن ایشان را روی مغتسل گذاشت «کان کالخیال». دیگر چیزی از فاطمه(س) باقی نمانده بود. حالا امام زمان(ع) هر روز آن بدن را می‌بیند. وقتی نگاه می‌کند، می‌بیند که همة ایران غرق عزا و شیون زهرا(ع) است، این مرهم دل او کاری می‌کند که شب قدر وقتی صحیفة عملمان را خدمت او می‌دهند، قلم روی جرایم ما می‌کشد و سعادت دنیا و آخرت برای شما ذخیره می‌کند.
مسئله آنقدر مهم است که پیغمبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمودند:
«یا علی! فاطمه وقتی در محراب می‌ایستد، هفتاد هزار ملک مقرّب بر او سلام می‌کنند و می‌گویند: «انّ الله اصطفاک و طهرّک و اصطفاک علی نساء العالمین».5 بعد فرمود: «یا علی فاطمة بضعة منی؛ فاطمه پارة تن من و نور چشم من و میوة دلم است.»
هر یک از این توصیف‌ها یک کتاب شرح دارد. میوة قلب من است. بعد فرمود: «یا علی، به فاطمه بعد از من احسان کن». این کلمه معنی دارد. علی(ع) که محتاج سفارش نیست. بفهمید چه خبر است. ختم مطلب اینکه «یا علی! از آن فزع اکبر روز قیامت کسی که در امان است فاطمه است و ذریّة فاطمه و شیعة فاطمه» و این مزد شما در فاطمیّه است.
اگر امسال همّت کنید و در هر استانی ملاحظه بشود که آنچه در سال قبل برای فاطمه(س) انجام دادید، دو برابر شده است و بعد از آن اگر به «مشهد» رفتید و به امام رضا(ع) سلام دادید، یا به «قم» آمدید و به حضرت معصومه(س)، دختر موسی بن جعفر(ع) سلام دادید، یا «کربلا» رفتید و کنار آن قبر شش گوشه، به سیّدالشّهداء(ع) سلام کردید، می‌بینید که این بزرگواران به شما جور دیگری جواب می‌دهند و دیگری به شما نظر می‌کنند. پیغمبر(ص) به شما جور دیگری نظر می‌کند، می‌گوید: این همان است که برای دخترم به سر و سینه می‌زد. حضرت علی(ع) به شما جور دیگری جواب سلام می‌دهد، می‌گوید: این همان است که برای آن جنازة غریب دل شب خدمت کرد. این اثر عمل شماست.

بسم ربّ الزّهراء
در روایات زیادی است که مقام شفاعت کبرا مربوط به صدّیقة طاهره(س) می‌باشد.
امام باقر(ع) می‌فرمایند:
«پدرم از جدّم، رسول خدا(ص) حدیث کردند که: در روز قیامت منبرهایی از نور برای انبیا نصب می‌نمایند و منبر من از همه بلندتر است.
آنگاه خداوند می‌فرماید:«ای محمّد! خطبه بخوان و من خطبه می‌خوانم که هیچ یک از پیامبران نشنیده باشند و پس از آن برای اوصیا، منبرهای نورانی نصب می‌نمایند و منبر وصیّ من علیّ ابن ابی طالب(ع) از همة منبرها بلندتر است و علی(ع) به دستور حق، خطبه‌ای می‌خواند که اوصیا نشنیده باشند ... و جبرئیل ندا می‌دهد که هان! اهل محشر سرها به گریبان کشید و دیده‌های خود ببندید، همانا فاطمه(س) به جانب بهشت عبور می‌کند. حضرت در ملازمت فرشتگان با جلال و جبروت بر در بهشت فرود می‌آیند، پس فاطمه(س) توقّف می‌کند و التفات ایشان به جانب صحرای محشر است.
خطاب می‌رسد: «ای دختر حبیب من! اینک که دستور داده‌ام به بهشت روی، نگران چه هستی؟»
عرض می‌کند: «ای پروردگار من! دوست دارم چنین روزی مقام و منزلتم نزد اهل محشر معلوم شود.»
ندا می‌رسد: «ای دختر حبیب من! برگرد و در مردم بنگر و هر کس که در قلبش دوستی تو یا یکی از فرزندانت است، داخل بهشت گردان.»
و بعد امام(ع) فرمودند:
«به خدا سوگند در آن روز، فاطمه(س) شیعیان و دوستان خود را از میان مردم چنان بر می‌چیند که مرغ دانه‌های خوب را از بد جدا می‌کند.
آنگاه فاطمه(س) با شیعیان خود در بهشت حاضر می‌شوند. خدا در دل ایشان می‌افکند تا دوباره به محشر التفات می‌کنند، خطاب می‌رسد: «این نگرانی شما برای چیست؟ همانا دختر حبیب من، از شما شفاعت کرد»، عرض می‌کنند: «خدایا! دوست داریم قدر ما در چنین روزی معلوم گردد.»
خداوند می‌فرماید:
«ای دوستان من! در میان جماعت بنگرید؛ هر کس که به خاطر دوستی فاطمه(س) شما را دوست داشت، هر کس به خاطر محبّت فاطمه(س) به شما طعام داد، به خاطر محبّت فاطمه(س) به شما لباس داد، به خاطر محبّت فاطمه(س) شما را به جام آبی سیراب کرد، یا غیبتی را از شما دور گردانید، دست او را بگیرید و همراه خود وارد بهشت کنید.»
امام باقر(ع) فرمودند:
«به خدا سوگند که در محشر جز کافر و منافق و شکّاک نمی‌ماند.»6

پی‌نوشت‌ها:
1. سورة نجم (53)، آیات 6 و 7.
2. سورة واقعه (56)، آیات 1 ـ 6.
3. بحارالأنوار، ج 43، ص 226.
4. همان، ص 227.
5. امالی صدوق، ص 478.
6. روحانی علی آبادی، محمّد، زندگانی حضرت زهرا(س)، ص 342.

 

ویژه نامه فاطمیه باشگاه خبرنگاران را دراینجا ببینید/ق پ

عذاب آنان که فاطمه را آزردند

عذاب آنان که فاطمه را آزردند

نخستین فردی که در روز قیامت برای او دادخواهی می کنند و درباره او داوری می نمایند، در مورد محسن فرزند علی ( علیه السلام ) است که درباره قاتل او، قنفذ حکم می شود، آن ها را می آورند و با تازیانه ای آتشین می زنند و اگر یک تازیانه از آن به تمام دریا بیفتد، همه آب آن ها از مشرق تا مغرب، به جوشش در می آید واگر آن را بر کوههای دنیا بگذارند، همه آن ها ذوب شده و به خاکستر مبدّل می گردند، قاتل محسن، قنفذ را با آن تازیانه ها می زنند.

 ویژه نامه فاطمیه باشگاه خبرنگاران - روایت شده است: نخستین فردی که در روز قیامت برای او دادخواهی می کنند و درباره او داوری می نمایند، در مورد محسن فرزند علی ( علیه السلام ) است که درباره قاتل او، قنفذ حکم می شود، آن ها را می آورند و با تازیانه ای آتشین می زنند و اگر یک تازیانه از آن به تمام دریا بیفتد، همه آب آن ها از مشرق تا مغرب، به جوشش در می آید واگر آن را بر کوههای دنیا بگذارند، همه آن ها ذوب شده و به خاکستر مبدّل می گردند، قاتل محسن، قنفذ را با آن تازیانه ها می زنند.


همچنین در روایتی از امام صادق ( علیه السلام) نقل می کنند که فرمود: در روز قیامت، حضرت خدیجه و فاطمه بنت اسد ( مادر علی علیه السلام) محسن را حمل می کنند، آن ها گریه و ناله می کنند، مادرش فاطمه ( علیها السلام) این آیات را می خواند:


« هذا یَومُکُمُ الّذی توعَدون؛ این همان روزی است که به آن وعده داده شده اید» ( انبیا،104)


« یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَما عَمِلَت مِن سوءٍ تَوَدُّ لَو اَنَّ بینَها وَ بَینَهُ اًمَداً بَعیداً؛


امروز همان روزی است که هرکس آن چه را از کار نیک انجام داده، حاضر می بیند، و دوست می دارد میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیاد می بود». ( آل عمران، 30)
آنگاه امام صادق ( علیه السلام) آن چنان گریه کرد که محاسن شریفش از اشک، تر شد ، سپس فرمود:


« لا قَرّت عینٌ لا تبکی عِندَ هذا الذّکر؛ روشن مباد آن چشمی که هنگام ذکر این مصیبت ، گریه نکند». ( رنجها و فریاد های فاطمه،ص151)


الگوهای رفتاری حضرت فاطمه زهرا(س)، ص 386و 387

ماه عزای فاطمه روح مُحرم است...

شعر/ ماه عزای فاطمه روح مُحرم است...

شاعر:وحيد قاسمي

  • «باز اين چه شورش است که در خلق عالم است»

    ماه عزاي فاطمه روح مُحرم است
    خون گريه کن ز غم، که عقيق يمن شوي
    رخصت دهد خدا که تو هم سينه زن شوي
    در فاطميه از دل و جان گريه ميکنيم
    همراه با امام زمان گريه ميکنيم
    در فاطميه رنگ جگر سرخ‌تر شود
    آتش‌فشان غيرت ما شعله‌ور شود
    شمشير خشم شيعه پديدار ميشود
    وقتي که حرف کوچه و ديوار ميشود
    لعنت به آنکه پايه‌گذار سقيفه شد
    لعنت به هر کسي که به ناحق خليفه شد
    لعنت بر آنکه بر تن اسلام خرقه کرد
    اين قوم متحد شده را فرقه‌فرقه کرد
    تکفير دشمنان علي رکن کيش ما است
    هر کس محب فاطمه شد، قوم وخويش ما است
    ما بي خيال سيلي زهرا نميشويم
    راضي به ترک و نهي تبرا نميشويم
    قرآن و اهل‌بيت نبي اصل سنت است
    هر کس جدا ز اين دو شود، اهل بدعت است
    ما هم‌کلام منکر حيدر نميشويم
    «با قنفذ و مغيره برادر نميشويم»
    ما از الست طايفه‌اي سينه خسته‌ايم
    ما بچه‌هاي مادر پهلو شکسته‌ايم
    امروز اگر که سينه و زنجير ميزنيم
    فردا به عشق فاطمه شمشير ميزنيم
    ما را نبي «قبيله ي سلمان» خطاب کرد
    روي غرور و غيرت ما هم حساب کرد
    از ما بترس، طايفه‌اي پر اراده‌ايم
    ما مثل کوه پشت علي ايستاده‌ايم


جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) نزد امیرالمومنین علی(ع)

جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) نزد امیرالمومنین علی(ع)

جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) نزد امیرالمومنین علی(ع) در یک نگاه نشانگر اوج بزرگی و وشخصیت برجسته این بانوی بزرگ عالم است و از سوی دیگر بیانگر این حقیقت است که یک زن می تواند صاحب جایگاهی شود که مایه مباهات و افتخار امامش گردد.

جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) نزد امیرالمومنین علی(ع) در یک نگاه نشانگر اوج بزرگی و وشخصیت برجسته این بانوی بزرگ عالم است و از سوی دیگر بیانگر این حقیقت است که یک زن می تواند صاحب جایگاهی شود که مایه مباهات و افتخار امامش گردد.گرچه پرداختن به مقام و منزلت حضرت زهرا(س)خود بحثی مستقل را می طلبد اما ذکر برخی موارد آنهم به صورت فهرست وار می تواند به روشن شدن مرتبه ومقام زن به خصوص صدیقه کبری در نگاه مولا علی (ع)کمک کند.

 

 

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)
* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این‌ كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)

 

مددكار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

فاطمه ركن علی است

از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست می‌روند.»
علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»

تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم كه او را یاری می‌كردند و زینت‌ها را رها كرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7)
با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك می‌كند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند:

«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

پایان شكیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.»(14)

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.

2- نهج البلاغه.

3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.

4- همان/ ص 123.

5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.

6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.

7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.

8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة.

9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.

10- همان.

11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.

12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609.

13- همان.

14- اصول کافی/ ج1/ ص 159

امشب به نخل آرزويم برگ پيداست (اشعار فاطمیه)

چند شعر بسيار زيبا در مناقب و سوگ بي بي فاطمه الزهرا كه بقيه اشعارو ميتونيد در ادامه مطالب رويت كنيد.

نشان مرگ!

 

 

امشب به نخل آرزويم برگ پيداست 

بر چهره‏ي زردم نشان مرگ پيداست

 

امشب مرا در بستر خود واگذاريد 

بيمار بيت وحي را، تنها گذاريد

 

دوران هجرم رو به اتمام ست امشب 

خورشيد عمرم بر لب بام ست امشب

 

خجلت زده از روي فرزندان خويشم 

اسما! تو تنها وقت رفتن باش پيشم!

 

چون روز آخر بود، کار خانه کردم 

گيسوي فرزندان خود را شانه کردم

 

ديدي چه حالي در نمازم بود اسما؟! 

اين آخرين راز و نيازم بود، اسما!

 

آخر نگاه خويش را، سويم بيفکن 

مي‏خوابم اينک، پرده بر رويم بيفکن

 

ديدي اگر خامش به بستر خفته‏ام من 

راحت شدم، پيش پيمبر رفته‏ام من!

 

شبها برايم بزم اشک و غم بگيريد 

در خانه‏ي آتش زده، ماتم بگيريد!

 

از من بگو با زينب آزاده‏ي من 

بر چيده نگذارد شود سجاده‏ي من

 

من رفتم اما، يادگارم، زينب، اينجاست 

روح مناجات و دعايم، هر شب اينجاست

 

غلامرضا سازگار (ميثم)

ادامه نوشته

تصویر محتوا پوسترهای ویژه ایام فاطمیه

ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه
ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه
ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه
ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه
ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه

 

نخستین کلام حضرت فاطمه زهرا(س) در بهشت

  http://yaali1370.blogfa.com/

ایام فاطمیه فرصت مناسبی است تا با سجایای بیکران مادر شیعه بیشتر آشنا شویم. ضمن تسلیت ایام شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) توجه کاربران ارجمند را به روایتی در خصوص اولین کلام حضرت در بهشت جلب می‌کنیم. مرحوم علامه مجلسی در جلد۵ بحارالانوار روایتی نقل می‌کند که مضمون آن این است:

سلمان فارسی از پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چنین روایت کرده است: هنگامى‏که فاطمه داخل بهشت می‌شود و آن‌چه خداوند برایش مهیا کرده مى‏بیند، این آیه را تلاوت می‌کند: (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُورٌ الَّذِی أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا یَمَسُّنا فِیها نَصَبٌ وَ لا یَمَسُّنا فِیها لُغُوبٌ‏؛ الَّذی أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا یَمَسُّنا فیها نَصَبٌ وَ لا یَمَسُّنا فیها لُغُوبٌ ) (سوره فاطر، آیه ۳۴و۳۵)آنها مى‏گویند: «حمد و ستایش براى خداوندى است که اندوه را از ما برطرف ساخت؛ پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است!

همان کسى که با فضل خود ما را در این سراى اقامت جاویدان جاى داد که نه در آن رنجى به ما مى‏رسد و نه سستى و واماندگى!

نورانی شدن بهشت از نور فاطمه سلام‌الله‌علیها

ابن شهرآشوب مى‏نویسد: در بسیاری از کتابها، از جمله کشف ثعلبی و فضائل ابوالسعادات، در معنای این آیه (مُتَّکِئینَ فیها عَلَى الْأَرائِکِ لا یَرَوْنَ فیها شَمْساً وَ لا زَمْهَریراً) ؛(انسان، آیه‏۱۳) این در حالى است که در بهشت بر تختهاى زیبا تکیه کرده‏اند، نه آفتاب را در آنجا مى‏بینند و نه سرما را! (ونمى‏بینند در بهشت نه آفتاب و نه سرمایی را. )

آورده‏اند که ابن عباس گفت: چنانکه بهشتیان در بهشت هستند، ناگاه نوری مى‏بینند که باغهای بهشت را نورانی کرد. اهل بهشت اظهار مى‏دارند: خدایا! تو در کتابی که بر پیامبرت فرستادی، فرمودی: (لایرون فیها شمسا) (بهشتیان در بهشت‏ خورشیدی نخواهند دید. ) ندا مى‏رسد: این، نور آفتاب و ماه نیست، بلکه علی و فاطمه از چیزی تعجب کرده و خندیدند و از نور آن دو، بهشت روشن گردید. (مناقب‌ال‏ابى‏طالب، ج‏۳، ص‏۳۲۹)

زیارت انبیا از فاطمه در بهشت

آن‌گاه که همه انبیا و اولیای خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ دیدار دختر پیامبر خدا مى‏کنند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به فاطمه فرمود: هرگاه اولیای خدا در بهشت مستقر گردیدند، از آدم گرفته تا سایر انبیا همه به دیدارت مى‏شتابند. - بحارالانوار، ج‏۴۳، ص‏۲۲۷

علت شهادت حضرت زهرا(س) در کلام علامه عسکری

علت شهادت حضرت زهرا(س) در کلام علامه عسکری

مدیرعامل مؤسسه علمی- فرهنگی علامه عسکری با اشاره به مستندات ارائه شده از سوی علامه عسکری درباره نحوه شهادت حضرت فاطمه (س) تصریح کرد: پیامبر(ص) بر

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران ، حجت الاسلام سید مهدی حسین زاده مدیرعامل مرسسه علمی- فرهنگی علامه عسکری در گفتگو با مهر به تبیین دیدگاههای علامه عسکری درباره نحوه شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه الزهرا(س) پرداخت که در پی می آید:*جناب آقای حسین زاده، نظر علامه عسکری در مورد فدک و نحوه واگذاری آن به حضرت زهرا (س) چه نظری داشتند؟

** حجت الاسلام حسین زاده: علامه عسکری در این باره با استناد به برخی از کتب تاریخی بر مالک بودن حضرت زهرا(س) بر فدک و اینکه پیامبر(ص) این زمین را به ایشان بخشیده است، تأکید می کند که من به بخشهایی از سخنرانی های مستند علامه در این مورد اشاره می کنم.

علامه در یکی از نوارهای صوتی که از وی بر جای مانده به این پرسش پاسخ می دهد و می گوید: پیامبر(ص) از زمین‏هایى که داشت، به ابوبکر وعمر و عثمان وعایشه و حفصه بخشیده بود( طبقات ابن‏سعد 2/58؛ الفتوح البلدان 1/18 ـ 22 ) و به دیگران نیز؛ و (حتی) به یکى از اصحابش در وادى القرى گفت: بایست و تیرت را پرتاب کن؛ هر جا به زمین نشست، تا آنجا از آن توست.

امّا پیامبر(ص) به حضرت زهرا (س) چیزى واگذار نفرموده بود و در این باره این آیه نازل شد: « وَآت ذَا القُرْبى حَقَّه » [سراء/26] حقّ نزدیکانت را بده. آرى حضرت خدیجه، مادر حضرت زهرا (س)، آنچه را که از مال دنیا داشت در راه اسلام داده بود ؛ پس، از جانب خداوند در آیه « وَآت ذَا القُرْبى حَقَّهُ » به پیامبر(ص) امر شد که در قبالِ آن فداکارى و ایثار، حق حضرت زهرا را بدهد. پیامبر (ص) نیز فدک را به حضرت زهرا بخشید.
*: پس چه شد که آن را از حضرت زهرا(س) پس گرفتند؟

**: حکم شرعى داریم که کسى که مالى در دست اوست، شرعا ، مالک و صاحب آن است ؛ این حکم به عنوان « قاعده ذوالیَد » نامیده مى‏شود. علامه با اشاره به این حکم شرعی می فرماید: فدک را پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س) بخشیده بود وآن حضرت (س) در آن تصرّف کرده بود، لذا "ذوالیَد" بود.( هنگامى که فرمان مصادره فدک از جانب ابوبکر صادر شد ، کارگران حضرت زهرا( س) را که در آن مشغول به کار بودند بیرون کرد ( شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 11/211 ).

خلیفه اول روایتی را نقل کرد که: پیامبران ارث به جا نمی گذارند لذا از این رو ابوبکر، فدک را از آن حضرت پس گرفت حضرت زهرا (س) فرمود : « فدک را به من بازگردانید ، زیرا پیامبر (ص) آن را به من بخشیده است » . به آن حضرت گفتند : شاهد بیاور ؛ ولى از کسان دیگر ( یعنى کسانى که پیامبر، در زمان حیات خود ، اموالى را بدیشان بخشیده بود) شاهد نخواستند! حضرت زهرا (س) اُمّ اَیْمَن را شاهد آورد. (بنا به نوشته مروج الذهب 2/200)

علامه با استناد به کتاب مسعودى در این باره چنین نقل مى‏کند : حضرت زهرا (س) علاوه بر على (ع) وام ایمن ، حسنین را هم به عنوان شاهد آوردند و گواهى دادند و گفتند که پیامبر (ص)، فدک را در زمان حیات خود به فاطمه (س) بخشیده است.(مروج الذهب 2/200 ؛ وفاء الوفا 2/160) ابوبکر گفت: نمى‏شود ! در شهادت دادن باید دو مرد یا یک مرد و دو زن باشند. (سیره حلبى 2/400 ؛ الفتوح البلدان ص 43 ؛ معجم البلدان ج 4 ، در ترجمه فَدک). در روایتى دیگر آمده است که خلیفه، پس از اقامه شهادت شهود، تصمیم گرفت که فدک را به حضرت زهرا (س) باز گرداند ؛ پس در ورقه‏اى از پوست، قباله فدک را به نام حضرت زهرا (س) نوشت ، لکن عمر سر رسید و مانع شد و قباله را پاره کرد.(سیره حلبى 3/400 ؛ شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 16/274)

*: بعد از غصب فدک حضرت زهرا(س) چگونه عمل نمود؟

**: علامه عسکری با ارائه مستنداتی به نقل از اهل سنت می گوید: 10 روز پس از وفات پیامبر(ص) آنگاه که فاطمه (س) همه شهود و دلایل خود را در مطالبه حقّش ارائه کرد و ابوبکر از پذیرش آنها خوددارى نمود و چیزى از ما ترک رسول خدا (ص) و بخشش او را به وى باز پس نداد، آن بانو تصمیم گرفت که موضوع را در برابر همه مسلمانان مطرح کند و اصحاب و یاران پدرش را به یارى طلبد. از این رو، بنا به گفته محدّثان و مورّخان، رو به سوى مسجد پیامبر (ص) آورد .


داستان فدک و حضور فاطمه (س) در نزد ابوبکر، پس از گذشت10 روز از وفات پیامبر (ص) اتفاق افتاد ؛ و درست این است که بگوییم هیچ کس از مردم ، از زن ومرد ، پس از بازگشتِ فاطمه (س) از آن مجلس ، درباره میراث آن بانو ، حتّى یک کلمه سخنى بر زبان نیاورده است.( ابن‏ابى‏الحدید در شرح نهج البلاغه با اشاره به این مسئله می گوید این در نتیجه یارى نکردن انصار، حضرت زهرا (س) را بود. )

*: در خصوص بیماری حضرت زهرا(س) و دلیل عیادت خلفا از ایشان توضیح بفرمایید؟

**: ماجرای بیماری حضرت نیز بر می گردد به ماجرای آتش زدن در خانه حضرت امیر و ضربت خوردن آن حضرت به دست غلام خلیفه دوم. پیامبر به حضرت امیر دستور داده بود که ردا بر دوش نکند تا قرآنی که در خانه پیامبر بود جمع آوری کند، قرآن روی تخته، پوست، کاغذ و کتف گوسفند نوشته بود، این‌ها را جمع کرد و سوراخ کرد و سوره کرد، 7 روز طول کشید، در این 7 روز علی از معرکه غایب بود. در روز دوم رحلت پیامبر، ابوبکر را به مسجد پیامبر آوردند، مسجد پیامبر حکم دارالحکومه را داشت، نماز خواند یعنی احتلال کرد. حضرت علی با آن‌هایی که بیعت را قبول نداشتند در خانه پیامبر بست نشستند چون خانه دختر پیامبر(ص) است و خدا فرموده «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» و یگانه بازمانده پیامبر، دخترش است، احترام ایشان محفوظ می ماند. اما آنها آمدند پشت در خانه آتش آوردند که علی بیعت کند و حضرت امیر مأمور بود حرکتی نکند.

در این عصر کار به حضرت زهرا(س) واگذار شده بود. در آن خانه حضرت امیر و زبیر بودند ولی حضرت امیر مأمور بود که بیرون نیاید و دختر پیامبر باید قیام کند، حضرت امیر در بدر و احد تعداد زیادی از آن‌ها را کشته بود در بدر نصف کشته‌های مشرکین بدست علی و بقیه از همه مسلمان‌ها بود، نصف اسرا بدست حضرت امیر اسیر شدند. چون آن حضرت، در بدر، احد، خندق کشتار زیادی داشت این‌ها دل پری از علی(ع) داشتند و قریش که مهاجرین بودند اگر قیام می‌کرد کشته می‌شد و هیچ نتیجه‌ای دست نمی‌داد.

پیامبر(ص) به حضرت امیر وصیت کرده بود که هیچ کاری نکند. در خانه آتش آوردند در خانه‌ای که به مسجد پیامبر باز می‌شد، در خانه‌ای که پیامبر وقت هر نماز جلو صحابه می‌رفت، دو دستش را در دو طرف در می‌گذاشت و می‌گفت «السلام علیکم یا اهل البیت» این گونه احترام می‌کرد، در این خانه آتش آوردند که بیرون بیایند و بیعت کنند. کسی بیرون نیامد، آتش را به کلون در رساندند. حضرت زهرا(س) آمد پشت در، چنان در را فشار دادند که در شکست و حضرت زهرا بین در و دیوار صدایش بلند شد...

اما وقتى حال حضرت زهرا ( س ) رو به وخامت گذارد و بیمارى‏اش شدّت گرفت ، ابوبکر وعمر خواستند که سابقه خوبى براى خود درست کنند و بگویند که به دیدن زهرا (س) رفتیم ودر آخر ، با هم صلح کردیم وحضرت از ما گذشت . لذا از حضرت امیر (ع) تقاضا کردند که براى آن دو از حضرت زهرا (س) اجازه بگیرد تا بیایند به احوالپرسى وى . حضرت زهرا (س) میل نداشت. حضرت امیر (ع) اصرار کرد . زهرا (س) فرمود: « خانه ، خانه شماست وبانوى [ خانه ] هم ، بانوى شماست ».

ابوبکر وعمر آمدند . حضرت زهرا (س) روى به دیوار و پشت به آنها کرد . گفتند : آمده‏ایم که رضاى شما را حاصل کنیم ، حضرت (س) فرمود : « من با شما حرف نمى‏زنم مگر که قول بدهید که آنچه را که مى‏گویم ، اگر راست است ، به راستىِ آن شهادت بدهید » . قبول کردند .


حضرت زهرا (س) فرمود : یادتان مى‏آید که پیامبر (ص) فرمود : « رضاى فاطمه ، رضاى خداوند است ، وخداوند به سبب غضب فاطمه ، غضب مى‏فرماید ؟ » گفتند : بلى ، حضرت (س) فرمود : خدایا ، شاهد باش که من بر این دو نفر غضبناکم ! واز این دو راضى نیستم. ( بخارى در صحیح خود مى‏نویسد : پس از آن که دختر پیامبر میراث خود را از خلیفه خواست واو گفت که از پیغمبر شنیدم که ما میراث نمى‏گذاریم ، زهرا دیگر با او سخن نگفت تا مُرد " صحیح بخارى 5/177" ) .


ابوبکر، چون همیشه ، تظاهر به گریستن کرد . عمر او را سرزنش کرد وسپس برخاستند ورفتند . این آخرین کارى بود که آن دو انجام دادند. (بحار الانوار 43/170 ـ 171 به نقل از دلایل الامامَة . نیز رجوع شود به : علل الشّرائع صدوق 1/178 ؛ الامامة والسیاسة ابن‏قتیبه دینورى 1/14 ؛ اعلام النساء عمر رضا کحّالة 3/1214 ؛ شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 16/273 )

*: دلیل شبانه دفن شدن حضرت زهرا (س) و مخفی ماندن قبر آن حضرت چیست؟

**: حضرت زهرا (س) فرمود: وصیّت مى‏کنم که ابوبکر وعمر بر من نماز نخوانند و بر جنازه من حاضر نشوند ، و جنازه من شبانه دفن شود. (بحار الانوار 43/159 و182 و183 ونیز بنگرید به : مناقب ابن‏شهرآشوب 1/504)

حضرت على (ع) به وصیّت حضرت زهرا (س) عمل کرد ( طبقات 8/18 ـ 19 ؛ انساب الاشراف ص 405 ؛ صحیح بخارى 5/77 ) و او را در خانه خودش دفن کرد .( کافى 1/461 ؛ مناقب ابن‏شهرآشوب 3/365). سپس در بقیع چند صورت قبر ساخت و بر آنها آب پاشید تا مانند قبر تازه به نظر آیند. (بحار الانوار 43/183)

اَصبَغ بن نُباتَه ، از امیرالمؤمنین سؤال کرد که چرا شبانگاه حضرت زهرا (س) را به خاک سپردند ؟ حضرت على (ع) فرمود :چون حضرت زهرا (س) از آن قوم خشمگین بود ، حضور آنان را بر جنازه‏اش خوش نداشت ؛ وهر کس که از آن قوم پیروى کند ، حرام است که بر کسى از فرزندان زهرا (س) نماز بگزارد. آرى ، پنهان داشتن قبر دختر پیامبر (ص) ناخشنودى او را از کسانى چند نشان مى‏دهد وپیداست که او مى‏خواسته است ، با این کار ، دیگران نیز از این ناخشنودى آگاه شوند.
*: به نظر شما ما در جامعه حاضر چگونه می توانیم از آن بانوی بزرگ الگوبرداری نماییم و به ایشان تأسی نماییم؟

**: حضرت زهرا(س) یک الگوی بانوی کامل اسلام را دارد. غیر از نگاهداری اسلامش، که بانوان ما باید از او درس بگیرند. حتی در ازدواج حضرت زهرا ما باید درس بگیریم. اگر درس می‌گرفتیم این فسادهایی که در جامعه امروزه ما هست، نمی‌شد. زناشویی‌ها را آسان می‌‌کردیم مثل زندگانی حضرت زهرا و حضرت امیر(ع). روز اول ازدواج حضرت زهرا با حضرت امیر پیامبر(ص) آمد در خانه، آن وقت زن‌ها می‌رفتند با مَشک آب می‌آوردند، هیزم می‌آوردند، گندم آسیاب می‌کردند و تنور را روشن می‌کردند و نان می‌پختند این خوراک‌های امروز نبود میوه‌ای، خرمایی، گاهی یک گوشتی گیرشان می‌آمد. پیامبر فرمود: کارهای بیرون خانه با علی و کارهای داخل خانه با فاطمه. این خودش یک معنایی دارد./ق پ

فلسفه و فواید تسبیحات حضرت زهرا(س)


تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره می‌گیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بوده‌اند.

به گزارش ویژه نامه فاطمیه باشگاه خبرنگاران، در آستانه فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مركز خبر حوزه به بخش اندکی از آثار و فواید مادی و معنوی تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) بعد از نمازهای واجب پرداخت.
 
بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمان‌های دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.
 
هدیه‌ای آسمانی از جانب پدر
 
هنگامی که فاطمه(س) از سختی کارهای خانه در زحمت بود،‌امیر‌مؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد.
 
وقتی پیامبر(ص) از خواسته‌آنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، می‌خواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزش‌مند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که می‌خواهی و از دنیا و هرچه در آن است،‌بهتر است.»
 
در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه(س) عطا شد، فرمود:‌« از خدا و رسول راضی شدم.»
 
امام باقر(ع) درباره تسبیح حضرت زهرا می‌فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء می‌کرد».
 
تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حق‌تعالی است!!
 
معنای تسبیح حضرت زهرا(س)
 
الله اکبر
 
انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف می‌کند و به ناتوانی‌اش به درگاه الهی بارها اقرار می‌کند.
 
جمیع بن عمیر می‌گوید: در محضر امام‌صادق(ع) بودم. حضرت از من پرسید: «جمله «الله اکبر» یعنی چه؟‌گفتم:‌یعنی خدا از همه چیز بزرگ‌تر است. حضرت فرمود:‌ مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نموده‌ای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست؟‌حضرت پاسخ داد:‌معنایش این است؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگ‌تر از آن است که توصیف گردد.»
 
الحمدلله
 
پس از آن‌که انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمد لله» که از افضل اذکار تسبیح است،‌وارد مرحله بعدی می‌شود.
 
حضرت امام‌خمینی در باب حمد می‌فرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امام‌صادق(ع) فرمود:‌شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،‌این است که حمد خدای عزوجل کنی».
 
سبحان الله
 
شخصی از حضرت علی(ع) پرسید:‌ »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان می‌پندارند، است و زمانی‌که بنده این کلمه را می‌گوید، همه فرشتگان بر او درود می‌فرستند».
 
ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امام‌حسین(ع)
 
درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(س) با تربت امام‌حسین(ع) از حضرت صاحب الامر (عج) روایت شده است: «هرکه تسبیح تربت امام‌حسین(ع) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می‌شود».
 
بعداز آن‌که رسول اکرم(ص) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه ابتدا رشته‌ای از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت، تا این که حضرت حمزة بن عبدالمطلب شهید شد. پس حضرت فاطمه(س) از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح می‌کرد و مردم نیز چنان کردند و چون سید‌الشهدا شهید شد، سنت شد که از تربت آن امام‌مظلوم،‌تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.
 
فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا(س)
 
درباره فضیلت و آداب گفتن تسبیح حضرت زهرا(س) روایات زیادی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است که به برخی اشاره می‌شود:
 
*جلوگیری از تیره بختی
 
ابو‌هارون مکفوف می‌گوید: «امام‌صادق به من فرمود: ای ابو‌هارون،‌ ما کودکان خود را همان‌گونه که به نماز فرمان می‌دهیم،‌به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌ای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمی‌شود.
 
*خوشنودی خداوند، دوری کردن شیطان
 
امام باقر(ع) فرمود:‌هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد.»
 
*آمرزش گناهان
 
امام صادق(ع) نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد:‌ « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ مِنْ صَلَاتِهِ الْفَرِيضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده می‌شود»(کافی ج 3 ص 343)
 
و در حدیثی دیگر فرمود: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ ع فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ الذِّكْرَ الْكَثِير ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»)معانی الاخبار ص 193)
 
شرایط تسبیح حضرت زهرا (س)
 
یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛‌یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از این‌که تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در سرّ عدد مستور است می‌توان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز دارای حسابی است که در غیر این‌صورت نیست.
 
با فضایلی که برای حضرت زهرا (س) نقل شد، و نیز تاکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط به‌جا آورده شود.
 
اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعداز نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد،‌ اما متاسفانه بسیار دیده می‌شود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بی‌توجه می‌گویند که شاید بیان‌گر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تاثیر محیط می‌گویند، نه از روی نشاط./ق پ

شب ششم فاطمیه دوم با مداحی محمود کریمی و محمد طاهری+دانلود


مراسم عزاداری شب ششم دهه دوم فاطمیه 91 در مسجد الهادی هیات ثارلله تهران با مداحی حاج محمودکریمی و حاج محمدرضا طاهری به صورت صوتی آماده دانلود است.

ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران- مراسم عزاداری شب ششم دهه دوم فاطمیه 91 در مسجد الهادی هیات ثارلله تهران با مداحی حاج محمودکریمی و حاج محمدرضا طاهری به صورت صوتی آماده دانلود است.


دریافت فایلهای شب ششم:

حاج محمدرضاطاهری-روضه شب ششم فاطمیه (روضه)
حاج محمدرضاطاهری-ام ابیها یافاطمه یافاطمه یافاطمه (زمینه)

حاج محمدرضاطاهری-بیرق ماتم تو بر دوشم (واحد)

حاج محمودکریمی-آن یار دلنوازم شکریست با شکایت (شور)

حاج محمودکریمی-طاهری-دکلمه خوانی و ذکر شور (شور)

حسین طاهری-حاج محمودکریمی-اللهم ارزقتا حرم آرزومه کربلا برم (شور و مناجات)

راهنمای دانلود: برای دانلود بر روی لینکها کلیک نمایید و بر روی کلمه دریافت یا دانلود کلیلک کنید تا دانلود شود.

قابل ذکر است پنج شب اول این مراسم در بخش اخبار مرتبط همین خبر برای علاقه مندان قابل دریافت است.

چگونگی دفن حضرت زهرا (س) در کتب شیعه و سنی

چگونگی دفن حضرت زهرا (س) در کتب شیعه و سنی


دانشجویان افغانستانی باهنر

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

اسرار نام های حضرت فاطمه (س)

حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران؛ حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

فاطمه:
رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.)
و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

 صدیقه :
زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.
رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

مبارکه:
برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.

طاهره:
امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.
و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه  نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

زکیه:
زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر .

راضیه:
زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود د.
روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.
حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.
و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ‌‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

مرضیه:
تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش) .
این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

محدثه:
امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.
در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

زهرا:
امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمومنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.
برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س)
حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته، حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (یاری‌شده) است.

کنیه های حضرت
ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام ابیها.
حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که " ام ابیها" (مادر پدرش) لقب گرفت./ق پ

مراسم عزاداری فاطمیه دوم، حاج محمود کریمی + دانلود



مراسم عزاداری از شب اول الی پنجم دهه دوم فاطمیه 91 در مسجد الهادی هیات ثارلله تهران با مداحی حاج محمودکریمی به صورت صوتی در آماده دانلود است.

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران؛ مراسم عزاداری از شب اول الی شب پنجم دهه دوم فاطمیه 91 در مسجد الهادی هیات ثارلله تهران با مداحی حاج محمودکریمی به صورت صوتی  آماده دانلود است.


 

 
دریافت فایلها شب اول:


حاج محمودکریمی-روزا بی تو شبیه شام تاره (روضه)

حاج محمودکریمی-حرفی بزن تعریف کن از اول تنهاییت بگو (روضه)

حاج محمودکریمی-سیاه شده روز من ازغم (زمینه)

مسعود اصلانی-آن رتبه را که هیچ کسی از ازل نداشت (واحد)
کربلایی رحیم ابراهیمی-برای زنده بودن تنها بهونه می تو (واحد)

حاج محمودکریمی-دردهایم را اگر با تو بگویم بیشتر (واحد)

حاج محمودکریمی-شوریده و شیدای تو ام (شور)

حاج محمودکریمی-حسین ارباب بی کفنم ارباب بی کفنم (شور)

حاج محمودکریمی-روضه و ذکر حضرت اباعبدالله (مناجات)

 

دریافت فایلهای شب دوم:


حاج محمودکریمی-همه فقیر تو هستند و ما گداها هم (روضه)
حاج محمودکریمی-روضه امام حسن مجتبی و حضرت زهرا (روضه)

حاج محمودکریمی-پرم شکسته مثه کبوتر دلم گرفته کجایی مادر (زمینه)

حاج محمودکریمی-حسن غریبه عالمینه حسن غریب تر از حسینه (واحد)

حاج محمودکریمی-زان یار دلنوازم شکریست با شکایت (تک)

حاج محمودکریمی-رشته ای برگردنم افکنده دوست (شور)

حاج محمودکریمی-زیبا فرا دیده ام مهر بکا ورزیده ام (شورپایانی و مناجات)

 

دریافت فایل های شب سوم:
حاج محمودکریمی-مرو که دانه ی اشک است دانه لازم نیست (روضه)

حاج محمودکریمی-جای ماندنم ز قافله زخمی (روضه)

حاج محمودکریمی-بابا بی تو بی تابم بابا بی تو گریونم (زمینه)

حاج محمودکریمی-به زحمت تکیه بر دیوار می کرد (واحدسنگین)
حاج محمودکریمی-آن یار دلنوازم شکریست با شکایت (تک)

حاج محمودکریمی-دلبری کار چشات من که می میرم برات (شور)

حاج محمودکریمی-گفته بودم تو بیایی به ورم بنشینی (مناجات)

 

دریافت فایلهای صوتی شب چهارم:


حاج محمودکریمی-دود سرکش شد و با رنگ سحر برخورد کرد (روضه)

حاج محمودکریمی-شده تمومه مدینه غوغا تو این هیاهو وا میشه صدای زهرا (زمینه)

حاج محمودکریمی-از سینه دگر آه شرر نکش بار برخیز ولی منت یوار (واحدسنگین)

حاج محمودکریمی-ای که دردست خود داری کلیدعرش اعلا (تک)

محسن عرب خالقی-یه دله پرپر برا من دوتا چشه تر برا من (شور)

 دریافت فایلهای صوتی شب پنجم:


حاج محمودکریمی-ابتهال خوانی عربی (ابتهال عربی)
حاج محمودکریمی-باید حسین دم بزند از فضایلش (روضه)

حاج محمودکریمی-فردا همه به منزلتت غبطه می خورند (روضه)

حاج محمودکریمی-قدم قدم با هر دم به عشق تو دل دادم (زمینه)

کربلایی روح الله بهمنی-کم کم ببین تنهایی ام را خدا به همرات برو سقا (واحد)

حاج محمودکریمی-چون زل زدن آخر شیری و شکارش (واحد)

حاج محمودکریمی-شور خوانی عربی حضرت عباس (تک)

کربلایی روح الله بهمنی-حاج محمودکریمی-وااای ابالفضل واای ابلفضل (شور)

حاج محمودکریمی-آن یار دلنوازم شکریست با شکایت (شور)
حاج محمودکریمی-گردحرم دویده ام صفا و مروه دیده ام (مناجات)

راهنمای دانلود:

 

برای دانلود بر روی لینک ها کلیک نمایید و بر روی کلمه دریافت یا دانلود کلیلک کنید تا دانلود شود.


جسمیت خدا در عقاید اهل تسنن ( از کتب اهل تسنن )

یکی از مسائل مهمی که بین فرقه ی حقه یعنی شیعیان حیدر صفدر و جماعت مخالفین مطرح می باشد توحید است. جماعت مخالفین معتقدند که شیعیان مشرک هستند و خداوند را پرستش نمی کنند و به غیر از خدا را پرستش می کنند در حالیکه خود این جماعت به بدترین نوع شرک مبتلا هستند که اعتقاد به جسمانیت خداوند می باشد. بسیاری از کتب اهل تسنن مطلب جسم بودن خداوند را روایت کرده اند و بسیاری از علمای به ظاهر عالم آنها نیز به این مطلب تصریح دارند که در این پست به بررسی این مطلب می پردازیم.

این مطلب در کتاب صحیح بخاری - چاپ دار ابن کثیر - کتاب مواقیت الصلاة - باب فضل صلاة العصر - صفحه ۱۴۳ - حدیث ۵۵۴ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۱۴۳ و حدیث ۵۵۴ کتاب صحیح بخاری می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

ترجمه حدیث : جیس بن قریر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت می کند که فرمودند : همراه رسول الله بودیم پس نظاره کرد به ماه سپس فرمود همانا شما خدا را در قیامت خواهید دید همانگونه که این ماه را می بینید.

یکی دیگر از معتبرترین کتاب مخالفین صحیح مسلم روایت دیگری را از جسمانیت خداوند نقل می کند که در این قسمت به بیان آن می پردازیم.

صحیح مسلم - چاپ بیت الافکار الدولیة - کتاب الجنة و صفة نعیمها و اهلها - باب النار یدخلها الجابرون و الجنة یدخلها الضعفاء - صفحه ۱۱۴۳ - حدیث ۲۸۴۸ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۱۱۴۳ و حدیث ۲۸۴۸ کتاب صحیح مسلم می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

ترجمه حدیث : از انس بن مالک روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : در روز قیامت اهل جهنم به آتش انداخته می شود. جهنم می گوید بازهم هست؟ پس خداوند پای خود را بر آن می گذارد جهنم می گوید بس است بس است به عزتت بس است.

همچنین بخاری در صحیح خود چاپ دار ابن کثیر - کتاب التجهد - باب الدعاء و الصلاة من آخر اللیل - صفحه ۲۷۷ - حدیث ۱۱۴۵ روایت می کند که :

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۲۷۷ و حدیث ۱۱۴۵ کتاب صحیح بخاری می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

 

ترجمه حدیث : از ابی هریرة روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : به درستیکه خداوند هر شب بر آسمان دنیا می آید و می گوید : کیست که مرا بخواند تا او را استجابت کنم ، کیست که از من بخواهد تا به او عطا کنم ، کیست که استغفار کند تا من او را ببخشم.

بسیاری از کتب دیگر جماعت مخالفین به بیان جسمانیت خداوند پرداخته اند که ما به بررسی مهمترین کتب مخالفین پرداختیم و حجت بر اهل تسنن تمام است.

در قسمت اول این پست از معتبرترین کتب خود مخالفین ثابت شد که آنها معتقد به جسمانیت خداوند متعال می باشند.

همچنین خداوند در قرآن کریم می فرماید :

۱ ـ سوره شوری آیه ۱۱ : فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ( آفریننده آسمان ها و زمین است. از خودتان برایتان جفت هایی قرار داد، و از چهارپایان هم جفت هایی آفرید. شما را با این [تدبیر حکیمانه] زیاد می کند. هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوا و بیناست. )

۲ ـ سوره انعام آیه ۱۰۳ : لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ( چشم ها او را در نمی یابند، ولی او چشم ها را درمی یابد، و او لطیف و آگاه است. )

پس طبق آیات قرآن کریم ثابت شد که خداوند جسم نیست و هیچ چیزی نمی تواند او را ببیند و فقط خداوند است که مخلوقات خود را رویت می کند.

در این قسمت شما می توانید کلیپ علمای اهل تسنن که به ظاهر عالم می باشند را دانلود نمایید و ببینید که علمای این جماعت نیز این عقیده را دارند.

دانلود کلیپ اول ( شیخ صالح بن عواد )

دانلود
دانلود کلیپ دوم ( منصور حسینی ، کارشناس شبکه کلمه )
 
دانلود
دانلود کلیپ سوم ( محسن مرزوقی ، کارشناس مذهبی شبکه ظلمت )
 
دانلود
خلاصه مباحثی که بیان شد : ۱ ـ از کتب خود مخالفین ثابت شد که آنها معتقد به رویت خداوند متعال می باشند و برای خداوند جسمیت قاعل می شوند.
 
۲ ـ از قرآن کریم ثابت شد که خداوند مثل و مانندی ندارد و هیچ کس نمی تواند او را درک کند و ببیند.
 
۳ ـ با مشاهده کلیپ ها نیز متوجه شدیم که کارشناسان مخالفین نیز بر این عقیده می باشند.
 
۴ ـ آیا شرکی بزرگتر از این وجود دارد که انسان برای خداوند جسمیت قاعل شود و اعتقاد به این عمل داشته باشد ؟
 
۵ ـ آیا با این توصیف شیعیان مشرک هستند یا مخالفین ؟؟
 
جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید

اذان بلال برای حضرت زهرا سلام الله علیها

بعد از ماجرای جسارت به حضرت زهرا ارواحنا فداه در کوچه ، حال حضرت وخیم تر شد و در بستر افتاد. آنقدر غم و اندوه بر حضرت زهرا ارواحنا فداه مستولی بود که ساعت به ساعت از حال می رفت. در یکی از روزها بلال را فراخواند و از او خواستند اذان بگوید تا یاد روزهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برایشان زنده شود. چرا که بلال بعد از شهادت آن حضرت برای غاصبین اذان نگفته بود.

هنگامی که بلال به درخواست حضرت زهرا ارواحنا فداه به سمت مأذنه می رفت ، حضرت به فضه فرمود : بستر مرا نزدیک در ببر تا صدای اذان را بهتر بشنوم. فضه بستر حضرت ارواحنا فداه را در مکانی که امر فرموده بودند آماده کرد و بانوی پهلو شکسته در آن جای گرفت. آنگاه بلال اذان را شروع کرد و گفت : ( الله اکبر ). با صدای او حضرت زهرای اطهر ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ناله ای کردند. تا هنگامی که بلال گفت : ( اشهدُ اَنَّ مُحَمَّدً رَسُولُ الله ) ، صدای ناله ی حضرت ارواحنا فداه بلند شد و عرض کردند :

یا ابتاه ، یا رسول الله ، نامت بر مناره ها گفته می شود و جسمت در قبر است. وای پدرم!

آنگاه حضرت بیهوش شدند ، و حسنین علیهم السلام دوان دوان نزد بلال آمدند و گفتند : ( بلال ، اذان را قطع کن که مادرمان از هوش رفت ).(۱)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

۱ ـ المؤسسة الکبری عن فاطمة الزهراء صلوات الله علیه ، ج ۱۴ ، ص ۱۲۵ .

۲ ـ اعلموا انی فاطمة صلوات الله علیه ، ج ۱۰ ، ص ۶۶۹ .

مهمان نوازی مادرم فاطمه (سلام الله علیها)


ایثار و از خود گذشتگی زنان در خانواده، یکی از عوامل رشد و شکوفایی هر خانواده ای خواهد بود. الگوگیری از رفتارها و سیره بانوان نمونه اسلام، می تواند هر زن و حتی هر مردی را به کرامات انسانی برساند. داستان زیر نمونه ای از ایثار و مهمان نوازی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نشان می دهد.


روزى مردی خدمت رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) رسیده، و از شدت گرسنگى به ایشان شکایت كرد، حضرت (صلى اللَّه علیه و آله) فردی را به سراغ زنان خویش فرستاد، تا طعامی از آنان درخواست كند، ولى همه آنها گفتند: که ما در منزل چیزی براى خوردن نداریم.

 رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) در این موقع از مسلمانان خواست، تا آن مرد مستمند گرسنه را یاری کرده و مهمان خود كنند، طبق معمول على (علیه‏السلام) یار و یاور همیشگی پیامبر خدا اظهار آمادگى كرد و آن فرد را به خانه آورد و از فاطمه (سلام الله علیها) در این باره كمك خواست.


زهرای مرضیه (سلام الله علیها) فرمودند: ما طعامى- جز به اندازه‏ى خوراك یك بچه- نداریم، ولى آن را به مهمان خود مى‏دهیم و خود در گرسنگى بسر مى‏بریم. (1)


فاطمه (سلام الله علیها) با توافق امیرالمؤمنین، بچه‏ها را بدون طعام- به هر طریقى بود- خوابانید و خود نیز گرسنه ماند و على (علیه‏السلام) چراغ را- به بهانه معیوب بودن- روشن نكرد و در تاریكى شب از مهمان پذیرایى نمود و او را سیر كرد و به مهمان چنین وانمود كرد كه او نیز طعام مى‏خورد، تا مهمان متأثر نگردد.


شب به پایان رسید و صبح در مسجد حاضر شدند و با پیامبر (خدا صلى اللَّه علیه و آله) دیدار نمودند. رسول خدا از دیدن على (علیه‏السلام) گریه كرد و فرمودند: دیشب ملائكه خدا از مهمان‏نوازى شما تعجب كردند و آیه نهم سوره‏ى حشر: «و یؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة» را در حق شما نازل كردند.(2)


آیا ما هم مانند این زوج که نمونه کامل ایثار بودند زندگی می کنیم؟

آیا با دیدن مهمان خوشحال می شویم یا ناراحت؟

آیا حاضریم از خود برای کمک به دیگران بگذریم؟


بیاییم در ایام شهادت بانوی دو عالم صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رفتارمان فاطمی شود. انشالله


 =================================


1. ما عندنا الا قوت الصبیله نؤثر ضیفنا.

2. بحارالانوار، ج 41، ص 28 و ص 34، و ج 36، ص 59

بهانه ای برای فرار از حجاب

چند وقت پیش رفته بودم یه تشییع جنازه ای، در حال بردن جنازه بودند که دیدم خانمی با لباسی زننده در حالی که روسری خود را برداشته بود و موهای خودش را پریشان می کرد به سمت جنازه می دوید از یکی از آشنایان پرسیدم میت چیکاره این خانم بوده گفتند:
بابا بزرگش هست گفتم: چند سالش بوده؟ گفتند: حدود نود سال خیلی ناراحت شدم عده ای گفتند: حالا مصیبت زده است اشکال ندارد؛ در آن لحظه یاد زندگی بانوی مصیبت زده ای افتادم که هنوز چند روز از وفات پدر بزرگوارشان نگذشته بود که خبر غصب فدک  را به بی بی دو عالم فاطمه زهرا(س) دادند ولی وقتی خانم حضرت زهرا (س)می خواستند به مسجد بروند در روایت است که:
(لاثَت خِمارِها عَلی رَاسِها) آن حضرت روسری خود را به سرو گردن پوشانید.
(وَ شتَمَلَت بحِلّبابها وَ اَقبَلَت فی لٌمّهٍ مِن حَفَدَتِها و نِساء قَومِها) و علاوه بر آن روسری عبای خود را که روپوشی وسیع بود روی لباس هایش بر سر و تن خود پوشانده بودند و میان گروهی از یاران و زنان خویشاوندش به سوی مسجد حرکت کردند...
(تَطَآ ذٌیٌولَها) لباسی که بر تنش بود به قدری بلند بود که در راه رفتن، گاهی قسمت پایین لباس زیر پای حضرت زهرا (س) قرار می گرفت.
(ما تَخرٌمٌ مِشیَتِها مِشیَةِ رَسٌولِ الله) شیوه راه رفتنش در متانت و  وقار هم چون شیوه راه رفتن رسول خدا (ص) بود. یعنی هیچ گونه حرکات نامناسب و دور از نزاکت در حرکت ایشان دیده نمی شد.(1)
بله خواهرم این است حجاب فاطمه (س) که در چنین همایش پر شکوه و پر جنجالی شرکت می کند ولی همه نماد های حریم حجاب و عفاف را رعایت می نماید و این فاطمه زهرا (س)مادر شخصیتی است بنام زینب (س)که در کلاس درس ایشان این چنین می آموزد که در حال سختی، عفاف و حجابش را رها نکند و در روز عاشورا این چنین صحنه های زیبا را می آفریند.

=============================
(1)علاّمه طبرسی، احتجاج طبرسی، ج1، ص131 و 132.