log
يــــــــــــــاس كبــــود








يــــــــــــــاس كبــــود

اسلام عليك يا علي (ع)بن ابيطالب

اسلام عليك يا علي (ع) بن ابيطالب


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a3/Meshed_ali_usnavy_%28PD%29.jpg

           Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 14:39 توسط متولي

مجموعه پوسترهای باکیفیت ولادت حضرت فاطمه‌ زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 ساعت 13:18 توسط متولي

پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)

باسمه تعالي


باتوجه به مراسم باشكوه عزاداري حضرت فاطمه زهرا (س) در سال جاري، عده‌اي از تفرقه افكنان وهابي ، شب‌ نامه‌اي را در برخي از استان هاي مرزي كشور توزيع كردند كه در آن، شبهاتي را پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها مطرح شده بود و در پايان نوشته شده بود: (تقليد كوركورانه را بگذاريد و به تبليغات تاجران بازار مذاهب و تعصب توجه نكنيد خودتان به ميدان تحقيق در آييد وحق را ازباطل تشخيص دهيد). با توجه به تماس‌هاي متعدد،  تصميم گرفته شد براي روشن اذهان مسلمانان پاسخ مختصري  در اختيار عموم قرار گيرد.  

1. چرا حضرت علي (ع) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟

اولا:  امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :
عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ،  صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد.
تفسير آلوسي :3/124 .
نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد ، نشانگر اين است كه واكنش علي (ع) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم  شيعه  وجود داشته است .
ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (ص)  در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد.
ثالثاً:  وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ،  عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .


2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (ص) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را داشتند  انتقام نگرفت.  با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله في الحياة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد»  دوازده نفر آنان محارب خدا و پيامبر در دنيا وآخرت بودند، پيامبر گرامي (ص) در پاسخ حذيفه و عمار كه تقاضاي قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را  به جرم تروريست بودن مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً يقتل أصحابه» .
تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.
ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علي (ع)  نيز از سنت پيامبر اسلام (ص) پيروي كرد .

3 .  چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟

حضرت علي (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) ميانه خوبي نداشت ؛ بلكه  در صحيح‌ بخاري آمده كه  حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند
كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ
صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .
 
4 . چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي‌كرد ؟

اولاً : آن چه كه  به حضرت علي  (ع) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت مي‌گويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (ع) است .
نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانيا ً: علي (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش طلبى مي داند
و ميگويد:
سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در اين مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكيبايى نداشتم.
ثالثاً :  بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (ع) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه  آنان  دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار بودند .
صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.

5 . چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علي (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا  (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا  بروم .

ثانياً:  علي (ع) در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود:

فاطمه (س) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود.
كتاب سليم بن قيس ، ص674 .
ثالثاً:  ابن عباس مي‌گويد:علي (ع) در جنگ صفين از  كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه  چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مى‏شود
كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915 .

6. چرا حضرت علي (ع) سه تن از فرزندان خويش را به نام‌هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟

اولاً : اين نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را مي‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .

ثانياً :  نام برخي از اصحاب ائمه (ع) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آن‌ها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .

ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان  علي (ع) هست ، نام او محمد بوده.
التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294. 
و عمر بن الخطاب به دليل  خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (ع) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه .
أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.
هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير ‌داد.
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را  علي  وحسن و حسين (ع)  نامگذاري نكردند.

7. راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتي علي (ع)  از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به  عباس عموي پيامبر گفت اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده و دستش را قطع مي كنم.
كافي ، ج 5 ، ص 346 .

ثانياً: هيثمي  از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي (ع) خطاب به عباس  فرمود:
درة عمر أحرجته الي ماتري
خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي‌كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم
الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.

اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه پاسخ دهند كه آيا درست است كه حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند؟
سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:
وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟
به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است  دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...
تذكرة خواص الأمة : 321.

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسين (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند؟ در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد .
اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.
احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.

ثانياً: امام حسين (ع) نقل مي كند كه  امام علي (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :
بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏ناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است .
الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 .

ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم مي‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر مي‌دارد ، مي‌توان مجلس عزاداري برپا كرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

 9 . چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟

اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (ع) ؟پيامبر اكرم  (ص) فقط در حق علي فرموده :
علي مع الحق والحق مع علي
علي با حق و حق با علي است .
 تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا  معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت.
تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.

10. چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟ تقويم‌هاي پيش 1372 .

اولاً :  جويني از علماي اهل سنت  و استاد مورد تأييد ذهبي  از رسول اكرم (ص)  قضيه  غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت  وسقط  محسن او  و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند.
فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 .

ثانياً :  حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.
نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

رابعاً: كليني از امام كاظم (ع) نقل مي كند كه فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...
فاطمه صديقه و شهيده بود.
كافي ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه،  شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم  اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.

سادساً:  امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مى‏كنم.
صحيفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي‌نويسد :
عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود » .
الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 .


سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول مي‌كند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن بر مي آيد.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ساعت 8:41 توسط متولي

بزرگ بانوی اسلام مادر مادر حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

لحظاتي كه نشستي بغل بستر من

اين قَدَر گريه نكن فاطمه جان در بر من

ديدن اشك تو والله برايم سخت است

پس عذابم نده در اين نفس آخر من

تو اجازه نده تنها بشود پيغمبر

بعد من باش كنار پدرت دختر من

صَرف دين پدرت شد لحظات عمرم

وقف شد دار و ندارم به ره همسر من

همه‌ي زندگي‌ام خرجيِ اسلام شده

جان من نيز فداي سر پيغمبر من

از همه ثروت من كه به هواي دين رفت

يك كفن نيست بپيچند بر اين پيكر من

اين همه سال غمي در دل من راه نيافت

ولي امشب غم فرداي تو آمد سر من

مي‌روم زود ز پيش تو دليلش اين است

كه نبينم چه مي‌آيد به سر كوثر من

مي‌روم تا كه نبينم كه به ضرب سيلي

چه مي‌آرند به روز گل نيلوفر من

پدرت گفته كه پهلوي تو را مي‌شكنند

واي از صدمه‌ي مسمار و گل پرپر من

وسط هجمه‌ي مردم تو صدا خواهي زد:

محسنم كشته شد اي واي بيا مادر من





زفاف حضرت خديجه (عليها السلام)با حضرت محمد (صلي الله عليه وآله) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام همان،ص20. تحقق يافت. در آن زمان، حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) 25 سال داشت زندگاني فاطمه زهرا(س)،حسين عماد زاده،ص29. و خديجه(عليها السلام)چهل ساله بود.بحارالانوار،ج16،ص3. ابن عباس سن ايشان را 28 سال نقل بحارالانوار،ج16،ص3. مي كند. زندگاني فاطمه زهرا(س)،ص29. هر چند بعضي از مورخّان اهل سنّت سعي مي كنند اين سخن را رد كنند چون راوي آن محمد بن صائب كلبي از شيعيان است و آنها او را ضعيف مي دانند. خديجه(عليها السلام) به سبب علاقه به حضرت محمد (صلي الله عليه وآله)مقام معنوي او با رسول خدا(صلي الله عليه وآله)ازدواج كرد وتمام دارايي و مقام و جايگاه فاميلي خود را فداي پيشرفت مقاصد همسرش ساخت. در عقد ازدواج حضرت محمد (صلي الله عليه وآله)و خديجه(عليها السلام)، عبدالله بن غنم بحارالانوار،ج16،ص12،اعلام النّبلاء،ج2،ص111. به آنها چنين تبريك گفت:

http://8pic.ir/images/30957915745659775417.gif


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 ساعت 9:22 توسط متولي

سخنان حضرت فاطمه (س)

نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)

2ـ على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اكرم (ص) فرمود:

هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )

3ـ على (ع) بهترین داور

گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )

4ـ داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)

5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)

6 ـ على و شیعیان

پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)

7 ـ شیعه على در قیامت

پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)

8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت

بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)

9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)

رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )

10 ـ حجاب فاطمه

پیامبـر اكـرم (ص) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)

11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء

پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر كه بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267)

12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا

فـاطمه (س) از پیـامبـر اكـرم نقل كـرده كه فـرمـود:

همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه كه مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)


+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1392 ساعت 22:31 توسط متولي

شاعر برای فاطمیه کم می آورد

شاعر برای فاطمیه کم می آورد
هر بیت یک مصیبت اعظم می آورد
قافیه هاش شال عزا بسته بر کمر
در هر ردیف دستۀ ماتم می آورد
از کوچه های سینه زنی رد که می شوم
یک خاطره ز کوچه به یادم می آورد
باز این چه شورش است که در کوچه های شهر
حال و هوای ماه محرم می آورد؟
دیگر نیاز نیست به سبک و به مرثیه
"مادر" فقط همین کلمه غم می آورد
اصلاً تو تا کنون غم مادر چشیده ای؟
دیدی غمش چه بر سر آدم می آورد؟
مادر، پسر، غلاف، پدر، تازیانه، در
این واژه ها خدا چه به روزم می آورد
نامردی است بازی این دهر حقه باز
هجده بهار برده، قدی خم می آورد
دیگر توان شعر نوشتن نمانده است
شاعر برای فاطمیه کم می آورد
***
اما تمام می شود این دردهای ما
دردانه اش میاید و مرهم می آورد
شاعر:داود رحیمی


+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1392 ساعت 1:43 توسط متولي

آثار و برکات تسبیح حضرت زهرا (س)

آثار و برکات تسبیح حضرت زهرا (س)

آثار و برکات تسبیح حضرت زهرا (س)

حضرت فاطمه

بسیاری روایات و احادیث از معصومین(علیهم السلام) در چگونگی و انواع تسبیحات در منابع دینی آمده است که در این فرصت به تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) اشاره می شود که مداومت بر آن می تواند در نیل به سبک زندگی فاطمی ما را مدد رساند.

امام صادق (علیه السلام) پیرامون مفاهیم بلند این تسبیح فرموده اند: تسبیح حضرت فاطمه (سلام الله علیها) عبارت است از: منزه است صاحب جلالى که متکبر و بزرگ است ، منزه است صاحب عزتى که بلند مرتبه و رفیع الشان مى باشد، منزه است صاحب سلطتنى که داراى فخر و قدمت مى باشد، منزه است صاحب حسن و جمال ، منزه است کسى که به نور و سنگینى و وقار آراسته است ، منزه است کسى که اثر و نشانه هاى پاى مورچه را روى سنگ صاف و شفاف دیده و افتادن طیور و پرندگان را روى درختان و لاله ها مى نگرد.

بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) است که سفارش شده است بدون وقف پس از نماز گفته شود و نیز سفارش شده است در زمان‌های دیگر مانند وقت خواب و … نیز بدان بپردازیم تا ما نیز از فضیلتهای آن بهره مند شویم و گامی به سبک زندگی فاطمی نزدیکتر.

بعد از آنکه رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) ابتدا رشته‏اى از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت. تا این که حضرت حمزه بن عبدالمطلب شهید شد، پس حضرت فاطمه از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح مى‏کرد و مردم نیز چنان کردند و چون سیدالشهدا حسین بن على(علیه السلام) شهید شد، سنت ‏شد که از تربت آن امام مظلوم تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.

درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) با تربت امام حسین(علیه السلام) از حضرت صاحب الامر(عج) روایت ‏شده است که: هر که تسبیح تربت امام حسین(علیه السلام) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر براى او نوشته مى‏شود.

تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) از آثار و برکات بسیارى برخوردار است که از جمله‏ ى آنها نجات یافتن از شقاوت و بدبختى است. هر انسانى به تناسب بینش و نگرشى که به جهان هستى و وجود پرآشوب خود دارد به دنبال خوشبختى است، و به عبارتى دیگر یکى از مهمترین مسائلى که همه‏ ى انسانها را آگاه یا ناآگاه به خود مشغول داشته است به طورى که کارهاى زندگى و برنامه‏ هایشان را در جهت وصول به آن پى‏ ریزى مى‏ کنند، مسئله‏ ى رسیدن به سعادت و گریز از شقاوت است

فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها)

روایات زیادى در این باب در کتب معتبر وجود دارد و گستردگى روایات و عنایت اکثر ائمه به ذکر سخنى درباره تسبیح از عظمت آن پرده بر مى‏دارد.

حضرت مهدى -عجل الله تعالى فرجه الشریف)، درباره تسبیح فرمود: «ان فضل الدعاء و التسبیح بعد الفرائض على الدعاء بعقب النوافل، کفضل الفرائض على النوافل. فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضیلت واجبات بر مستحبات است.» (۱۴)

امام صادق(علیه السلام) نیز به فضیلت تسبیح بعد از نمازهاى واجب چنین اشاره کرد: «من سبح تسبیح فاطمه الزهراء(سلام الله علیها) قبل ان یثنى رجلیه من صلاة الفریضه، غفر الله له. هر کس بعد از نماز واجب تسبیح فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را به جا آورد، قبل از اینکه پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده مى‏شود.» (۱۵)

و در حدیثى دیگر فرمود: «من سبح تسبیح فاطمة(سلام الله علیها)، فقد ذکر الله الذکر الکثیر. کسى که تسبیح فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را بگوید، خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.» (۱۶)

روزى امام صادق(علیه السلام) ابوهارون را مخاطب ساخت و از تعلیم تسبیح حضرت فاطمه به کودکان سخن گفت: «یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمة(سلام الله علیها) کما نامرهم بالصلاة، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد فشقى. اى ابوهارون، ما تسبیح فاطمه(سلام الله علیها) را به فرزندان خود سفارش مى‏کنیم همچنانکه آنها را به نماز توصیه مى‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن.

زیرا هر بنده‏اى که بر آن مواظبت و مداومت کند، سرانجام نیکو خواهد داشت.»(تسبیحات حضرت زهراسلام الله علیها،ص۱۵)

در جاى دیگر حضرت از عظمت تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مقابل نمازهاى مستحبى چنین یاد کرد: «تسبیح فاطمة(سلام الله علیها) فى کل یوم فى دبر کل صلاة احب الى من صلاة الف رکعة فى کل یوم؛ تسبیح حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در هر روز، به دنبال هر نماز، نزد من از هزار رکعت نماز (مستحبى) در هر روز، محبوبتر است.»(تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)، ص۱۴)
اوقات و مکانهاى تسبیح حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

از اوقات مختلف و مکانهاى زیادى براى تسبیح حضرت یاد شده که برخى عبارتند از: بعد از نمازهاى واجب و مستحبى، به هنگام خواب، پس از نمازهاى استغاثه به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و نماز زیارت حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) و نماز زیارت حضرت امیرالمۆمنین و نماز حضرت ولیعصر(عج) در مسجد صاحب الزمان جمکران و قبل از زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) در قم به گونه‏اى که سبحان‏الله قبل از الحمدلله گفته مى‏شود.

تسبیحات حضرت زهرا (علیهاالسلام) از آثار و برکات بسیارى برخوردار است که به بخشی از آن می پردازیم.
نجات از شقاوت

تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) از آثار و برکات بسیارى برخوردار است که از جمله‏ ى آنها نجات یافتن از شقاوت و بدبختى است. هر انسانى به تناسب بینش و نگرشى که به جهان هستى و وجود پرآشوب خود دارد به دنبال خوشبختى است، و به عبارتى دیگر یکى از مهمترین مسائلى که همه‏ ى انسانها را آگاه یا ناآگاه به خود مشغول داشته است به طورى که کارهاى زندگى و برنامه‏ هایشان را در جهت وصول به آن پى‏ ریزى مى‏ کنند، مسئله‏ ى رسیدن به سعادت و گریز از شقاوت است.
حضرت فاطمه

منتهى از آنجایى که انسان اختیار دارد؛ راه خودش را باید آزادانه انتخاب کند. لذا انسان بعد از این که راه برایش نمایان شد، گاهى حسن انتخاب به خرج مى ‏دهد و راه هدایت مى‏ پیماید، و گاهى سوء انتخاب به خرج داده و راه ضلالت و گمراهى پیش مى‏ گیرد. و این مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئله ‏اى است که همه‏ ى آنان که به خود آمده‏ اند، از آن مى‏ ترسند و آنها که بصیرت ندارند و در خواب غفلت عمر مى‏ گذرانند از آن نیز به غفلت به سر مى‏ برند.

لذا آن دسته که داراى بصیرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت همیشه دست به دعا و ذکر بلند مى‏ کنند و با تضرع و اصرار از خداى خویش طلب دورى از شقاوت و رسیدن به سعادت مى ‏نمایند. مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام)، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختى است.

از این رو شایسته نیست که از برکات و آثار آن غفلت نموده و در انجام آن کوتاهى و سستى نماییم.

امام صادق(علیه‏ السلام) در این رابطه مى‏ فرماید: «یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمه علیهاالسلام کما نامرهم بالصلاه، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد فشقى»(۱)؛ اى ابا هارون! ما بچه‏ هاى خود را همانطور که به نماز امر مى‏ کنیم به تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نیز امر مى‏ کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده‎ای که بر آن مداومت نموده است.

و نیز از این حدیث شریف استفاده مى‏ شود که شایسته است والدین محترم، تسبیحات حضرت زهرا (علیهاالسلام) را مانند نماز به فرزندانشان تعلیم کنند، باشد که مشمول این حدیث گردند.
دورى شیطان و خشنودى خدا

شیطان همواره دشمن دیرینه‏ ى انسان بوده و هست و هیچگاه انسان از حیله‏ ها و خواطر شیطانى او در امان نیست. شیطان بنا بر آیات الهى، دشمن قسم خورده‏ ى انسان است تا او را به هر طریق ممکن به گمراهى بکشاند. از این رو آدمى همیشه در معرض تهاجم شیطان و وساوس شیطانى است. بعضى انسانها در مقابل این تهاجم شیطانى و خواطر نفسانى همیشه در حال فرارند که در این صورت همواره مورد تعقیب شیطان و خواطرند، و هیچگاه خلاصى ندارند و اى بسا در آخر خسته شده و نفس ‏زنان تسلیم شوند، و عده‏ اى اندک در تلاش ‏اند که با مداومت بر ذکر و فکر و عمل، چنان رفتار کنند که شیطان و خواطر را از خود فرارى دهند و شیطان را از خود دور کنند که البته راهى است مشکل. کسانى که به این مقام برسند داراى نفس مطمئنه خواهند شد که دیگر دگرگونى در آن راه ندارد.

وقتى انسان توانست شیطان را از خود دور و طرد کند، و به طاعات عمل نماید و در کارها و اذکار و عبادت‎هاى خود اخلاص ورزد، رضایت خدا نیز حاصل گردد، چون شیطان و وساوس او یکى از بزرگترین موانع کسب رضایت و خشنودى حق تعالى است. آرى رضا و رضوان خداوند سبحان مطلوب سالکان و منتهاى آرزوى عارفان است.

یکى از راه‎هایى که مى‏ تواند شیطان را از انسان دور کرده و موجبات رضاى الهى را فراهم آورد مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه‏(علیهاالسلام) است.

امام باقر (علیه‏السلام) مى‏ فرماید: «من سبح تسبیح فاطمه علیهاالسلام ثم استغفر، غفر له، و هى مائه باللسان، و الف فى المیزان، و یطرد الشیطان، و یرضى الرحمان»(۲)؛ هر کس تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار مى ‏گیرد، و آن تسبیح به زبان صد تا است، و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شیطان را دور کرده، و خداى رحمان را خشنود و راضى مى ‏نماید.

درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) با تربت امام حسین(علیه السلام) از حضرت صاحب الامر(عج) روایت‏شده است که: هر که تسبیح تربت امام حسین(علیه السلام) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر براى او نوشته مى‏شود

از امام صادق(علیه‏ السلام) روایت است که وقتی انسان در جاى خواب خود مى‏ خوابد، فرشته‏ ی بزرگوارى و شیطان سرکشی به سوى او مى‏ آیند، پس فرشته به او مى‏ گوید:

روز خود را به خیر ختم کن و شب را با خیر افتتاح کن، و شیطان مى‏گوید: روز خود را با گناه ختم کن و شب را با گناه افتتاح کن. اگر اطاعت فرشته کرد و تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) را در وقت خواب خواند، فرشته آن شیطان را مى‏ راند و از او دور مى‏ کند، و او را تا هنگام بیدارى محافظت مى‏کند، پس باز شیطان مى‏ آید و او را امر به گناه مى‏ کند و ملک او را به خیر امر مى‏ کند. اگر از فرشته اطاعت کرد و تسبیح آن حضرت را گفت آن فرشته، شیطان را از او دور مى‏ کند و حق تعالى عبادت تمام آن شب را در نامه ‏ى عملش مى‏ نویسد.(۳)
برائت از دوزخ و نفاق

بنا بر روایت امام صادق(علیه‏السلام)، تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) از جمله‏ ى ذکر کثیرى است که خداوند در قرآن کریم یاد فرموده است:

«تسبیح فاطمة الزهراء علیهاالسلام من الذکر الکثیر الذى قال الله عز و جل: «واذکروا الله ذکرا کثیرا.» و از طرفى رسول گرامى اسلام فرموده است: «من اکثر ذکر الله عز و جل احبه الله و من ذکر الله کثیرا کتبت له برائتان؛ برائة من النار و برائة من النفاق»(۴)؛ هر کس ذکر خداى عزوجل را بسیار کند خداوند او را دوست دارد، و هر کس ذکر خدا را بسیار کند براى او دو برائت(منشور آزادى) نوشته شود: یکى برائت از آتش جهنم، و دیگرى برائت از نفاق و دورویى.

لذا تسبیحات صدیقه‏ ى طاهره اگر با شرائطش انجام پذیرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق مى‏ گردد.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ساعت 14:2 توسط متولي

اس ام اس شهادت حضرت فاطمه (س)

اس ام اس شهادت حضرت فاطمه (س)

 دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست  / همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید  / چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

بابا چه بی وفا شده دنیای بعد تو
من ماندم و مصائب عظمای بعد تو
چشم انتظار رفتن تو بود امتت
شعله کشید فتنه ز فردای بعد تو
داغت برای فاطمه سنگین تمام شد
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت

الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

لعنت به عدو که روح تقوا را کشت
ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت
باز آ و بگیر انتقامی سنگین
از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت.

غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست
جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست
ای مرگ بیا! که زندگی کردن من
بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست

چو می اُفتد به چشمم گاهواره
نفس می گردد از غم پُر شماره
الهی کاش محسن در برم بود
نمی شد قلبم از کین پاره پاره
ایام فاطمیه تسلیت باد

رفتی تو و زینبت ز غم می سوزد
آتش ز نوایش به دلم افروزد
این خانه عزاخانه شود بار دگر
هر گاه نگاه خود به در می دوزد
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

آه زهرا تا ابد جاری بود
دست مولا تشنه یاری بود
چون علی شد بی کس و بی‌ هم‌ نفس
گفت یا زینب به فریادم برس
ایام فاطمیه تسلیت باد

چه حالی داده دل را دست مادر
که می شستی زدنیا دست مادر
از آن سیلی مگر چشمت نمی دید
که می جستی مرا با دست مادر
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

الهی داد از این دل داد از این دل
کنار قبر زهرا کرده منزل
بگو زهرا زجا خیزد ببیند
که اشک دیده کرد خاک او گل
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

ای تاج سر عالم و آدم زهرا
از کودکی ام دل به تو دادم زهرا
آن روز که من هستم و تاریکی قبر
جان حسنت برس به دادم زهرا

امشب دل سنگ کوچه ها می گرید
یک شهر خموش و بی صدا می گرید
تشییع جنازه غریب زهراست
تابوت به حال مرتضی می گرید

مدینه از چه این سان بی قراری
تو هم از داغ زهرا سوگواری
مدینه دیده ای جز زینب من
کند یک چار ساله خانه داری
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

مدینه در وطن تنهاترینم
«ولی اللّه»ام و خانه نشینم
ز سوز داغ زهرای جوان مرگ
شرر خیزد ز آه آتشینم
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

ز کف دادم چراغ لاله ام را
کنم پنهان ز دشمن ناله ام را
نه دست خود کفن کردم شبانه
تن زهرای هجده ساله ام را

مصیبتی است علی را که پیش چشمانش
عدو امید دلش را به تازیانه گرفت
چه گفت فاطمه کان گونه با تأثر و غم
علی مراسم تدفین او شبانه گرفت
ایام فاطمیه تسلیت باد

ز پشت پنجره ها دیدگان پر اَشکم
سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت
نشان شعله و دود و نوای زهرا را
توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت

دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع
شکست و دیده ز دل اشکِ دانه دانه گرفت
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

از برم رفتی و اندیشه نکردی که مرا
بعد فقدان نبی، رکن دگر می شکند
جان به قربان تو و سینه سپر کردن تو
صبر کردی و نگفتی که سپر می شکند
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

فاطمه! ای که غم از داغ تو، سر می شکند
زیر بار غم تو، کوه کمر می شکند
مرغ حقّ بودی و رفتی سوی باغ ملکوت
جبرئیل است که از داغ تو، پر می شکند
شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392 ساعت 9:50 توسط متولي

بهترين چيز براي حفظ شخصيت زن



خَيْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا يَرَيْنَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجالُ ؛

حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمودند:


بهترين چيز براي حفظ شخصيت زن آن است
كه مردي را نبيند و نيز مورد مشاهده مردان قرار نگيرد.



بحارالأنوار، ج 43، ص 54، ح 48


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392 ساعت 7:59 توسط متولي

ماجرای تشیع جنازه مادر و دو ملعون



آنگاه حضرت شدت سختي و مصيبت را اين چنين بيان مي دارد :چه اندازه آسمان نيلگون و زمين ،که در نزد ديگران زيباست ،نزد من زشت است ، يعني :تا فاطمه بود ، همه چيز به محبت او نيکو و زيبا مينمود ،ولي بعد از او هيچ چيز در نظرم زيبا نمي آيد .

سپس حضرت افزودند :حزن و اندوه من ،ديگر هميشگي است،و شبهايم بدون فاطمه به بيداري به سر مي رود،واندوه فراق او،نه اندوهي است كه از دلم بيرون رود ،بلكه همواره در اين غصه بسر مي برم تا خداوند مرا به خانه اي كه تو اي رسول خدا ،در آن مأوي داري ، اقامت دهد.زخم دل من،زخمي عميق ،واندوه من ،اندوهي است شدّت يافته ،چقدر زود بين من و فاطمه فاصله افتاد!

به خدا شكوه مي برم :)انّما اشكوا بَثي و حُزني إلي الله).

اي پيامبر بزودي دخترت به تو خبر خواهد داد كه امّت تو چگونه در ستمكاري بر او اجتماع نمودند ،از فاطمه بپرس و با پافشاري س‍ؤال نما تا درد خود را به تو بگويد.{هر چند حاضر نشد مصيبتهاي خود رابه من بگويد}. چه دردها و ناراحتيها كه در سينه داشت و راه براي باز كردن و گفتن آنها نمي يافت! زود است كه بگويد و خداوند حكم خواهد كرد و او بهترين حکم کنندگان است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ساعت 17:41 توسط متولي

گلی با هیجده گلبرگ بی مثال،


نامت گل، نشانت گل آذین،
یادت گلاب و غروبت گلگون!
آن گلی که بهشت
با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛

گلی با هیجده گلبرگ بی مثال،
با هیجده بهار لا یزال.

خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند.
هیجده تابستانی که به بار نشستند؛

هیجده خزانی که بر باد رفتند
و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند....

کوه ها حجم عقده های کبود توست
و دریاها چکیده اشک های غریب تو.

از آن روز که فدک به نام تو شد،
فلک قافیه ای در خور یافت

و از آن دم که آب مهریه تو شد،
سفینه اهل بیت به جریان افتا د.

بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود
و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا.

سیمرغ گم شده!
مبادا بی تو حقیقت،
آشیانه خفاش ها شود
و عشق، بازیچه کاکلی ها!
مادر پهلو شکسته
دل های شکسته را دریاب.


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ساعت 17:39 توسط متولي

چادر، لباس “حضرت زهرا س” ست،



این‌طوری خوش‌تیپ تری!


گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادر پوشیدم؟
گفتم: چه می‌دونم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری!
گفت: نچ!
گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!
گفت: نچ!
گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!
گفت: اره تقریبا نزدیک شدی!
گفتم: آها!! دیدی گفتم همه‌ی قصه‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!!
گفت: برو بابا… دور شدی باز!
گفتم: خب خودت بگو اصلاً
گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا س” ست،


خواستم کمی شبیه “ خانومم ” باشم تا بیشتر دوستم داشته باشد...!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ساعت 19:43 توسط متولي

چرا شهادت حضرت زهرا دو بار اعلام شده است؟

 

چرا شهادت حضرت زهرا دو بار اعلام شده است؟

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در رابطه با چرایی نقل دو تاریخ برای زمان شهادت حضرت زهرا (س) متنی را در اختیار این سرویس خبری قرار داده است که متن این پرسش و پاسخ به شرح زیر است:

پرسش:

چرا شهادت حضرت زهرا دو بار اعلام شده است؟

پاسخ:

زمان شهادت حضرت زهرا (س) همانند مکان دفن او از مجهولات تاریخی است، که نشانه اوج مظلومیت آن حضرت است.

کمترین مدت زندگی حضرت پس از رحلت پدر را ۴۰ روز(۱) و بیشترین مدت را هشت ماه ثبت کرده‌اند.(۲)

در این میان روایات دیگری همانند دو ماه، (۳) ۷۵ روز، (۴) سه ماه، یکصد روز (۵) و شش ماه نیز موجود است(۶).

قول مشهور بین شیعیان،‌ روایاتی است، که تاریخ شهادت حضرت را سوم جمادی الثانی یعنی ۹۵ روز می‌دانند؛ از جمله امام صادق(ع) فرمودند:

“شهادت حضرت فاطمه(س) در روز سه‌شنبه سوم جمادی‌الاخر سال یازدهم هجرت واقع شد.»(۷)

قول دیگر ۷۵ روز است، که برگزاری دو بار مراسم شهادت حضرت براساس این دو قول است.

عواملی چند ممکن است، منشأ این اختلافات باشد؛ از جمله:

۱. نقل حوادث تاریخی در آن دوران همانند امروز نبود، که به صورت نوشته و کتاب درآید و به نسل‌های بعدی منتقل شود، بلکه انتقال رویدادهای تاریخی به طور عمده شفاهی بود و از خاطر و ذهن چند نفر به اذهان دیگران منتقل می‌شد و کسی نمی‌تواند ادعا کند، که همه ‌این ناقلان از اشتباه مصون بودند.

۲. از سوی دیگر در آن روزها مسلمانان سرگرم جنگ بودند. در چنین شرایطی کمتر دغدغه داشتند، که حوادث تاریخی را به طور دقیق ثبت کنند.

۳. اختلاف و دسته بندی‌های سیاسی که پس از رحلت رسول خدا(ص) پدید آمد و کسانی که روی کار آمدند و قدرت را در دست گرفتند، تا آن جا که توان داشته‌اند، تاریخ حادثه‌ها را دست‌کاری کرده‌اند.(۸)

۴. این اختلاف در نقل، تنها در مورد حضرت زهرا(س) نیست. در مورد برخی از ائمه مانند امام سجاد(ع) نیز وجود دارد.

پی نوشت‌ها:

۱. مجلسی، بحار الأنوار، تهران، اسلامیه، چ دوم، ۱۳۶۳ش، ج ۴۳، ص ۲۱۲،‌ح ۴۱، به نقل از عیون المعجزات. (نرم افزار سیره معصومان)

۲. همان، ‌ص ۲۱۳، ح ۴۴.

۳. همان.

۴. کلینی، الکافی، تهران، اسلامیه، چ دوم، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۴۵۸، ح۱؛ ج۳، ‌ص۲۲۸، ح۳؛ ج ۴، ص ۵۶۱، ح ۳. (نرم افزار سیره معصومان)

۵. بحارالانوار، پیشین، ص ۲۱۳، ح ۴۴.

۶. همان، ص ۲۰۰،‌به نقل از مصباح الانوار، ص ۲۱۴.

۷. طبری، محمد بن جریر، دلائل الإمامة، قم، بعثت، اول، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۵. (نرم افزار سیره معصومان)

۸. سید جعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ سی و پنجم، ۱۳۷۹ش، ص ۱۵۴ – ۱۵۵.


+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ساعت 12:12 توسط متولي

وصیت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها



اگر تنها به چند جمله پایانی از بانو صدیقه کبری سلام الله علیها توجه کنیم اوج مظلومیت آن بانوی بزرگوار کاملا مشهود است...


حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در آخرین وصایای خود به حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

به نام خداوند بخشنده مهربان

این وصیت نامه فاطمه (س) دختر رسول خداست

درحالی وصیت می کند که شهادت می دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد (ص) بنده و پیامبر اوست

بهشت حق است و آتش جهنم حق و روز قیامت فرا خواهد رسید و شکی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبور زنده کرده و ارد محشر می کند

ای علی!من فاطمه (س) دختر محمد (ص)هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم ، تو از دیگران بر من سزاوارتری

تو حنوط و غسل و کفن کردن مرا به عهده گیر ، و در شب به انجام رسان ، وشب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و هیچکس را اطلاع مده

 شما را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام می فرستم.

(عوالم ج1 ص 514 بحار ج43 ص 214)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ساعت 11:3 توسط متولي

اندوه امام جواد علیه السلام بر مصیبت حضرت صدیقه سلام الله علیها

در كتاب «دلائل الامامه» طبرى از زكريّا بن آدم نقل شده كه گفت:

من در محضر امام رضا علیه السلام  بودم ناگاه حضرت جواد علیه السلام فرزند آن حضرت را به حضورش آوردند، او در آن وقت كمتر از چهار سال داشت، وقتى كه وارد شد دستش را بر زمين زد و سرش را به طرف آسمان بلند كرد، و مدّت طولانى در فكر فرورفت.

امام رضا علیه السلام به فرزندش فرمود: «قربانت گردم، چرا در فكر طولانى فرورفته‏اى؟»

امام جواد علیه السلام  در پاسخ گفت: به خاطر آن مصائبى كه بر مادرم فاطمه سلام الله علیها  وارد شد، سوگند به خدا، آن دو نفر(ابوبکر و عمر) را از قبر بيرون مى‏آورم سپس با آتش آنها را مى‏سوزانم، سپس خاكسترشان را در دريا پراكنده مى‏نمايم.

 

 

حضرت رضا علیه السلام فرزندش را به نزديك خواند، و بين دو چشم او را بوسيد و سپس فرمود: «پدر و مادرم به فدايت، تو شايسته‏ى اين امر (امامت) هستى». (۱)

يا زهرا سلام الله علیکِ

شب است و همچنان شبهای دیگر

دوباره مادر من درد دارد

شده باغ گل رویش خزانی

بمیرم از چه رویی زرد دارد

هنوز از آن هجوم وحشیانه

گمانم مادرم سردرد دارد

پس از چندی نوازش کرد من را

وحس کردم که دستی سرد دارد

همه اینها گواهی می دهدکه

چرا بر روی چادر گرد دارد

رخ نیلی مادر آگهم کرد

مدينه در خودش نامرد دارد

کنارش تا سحر بیدار ماندم

بداند دختری همدرد دارد

 


۱- رنجها و فريادهاي فاطمه سلام الله عليها ترجمه‌ كتاب‌ بيت‌ الاحزان‌ شیخ عباس قمی،ص ۱۵۶

۲-  مجيد رجبي


+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ساعت 8:50 توسط متولي

رنج های فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام

      

فاطمه و علی علیهما السلام دو یار همراه و دو ستاره آسمانی اند که برای نشان دادن راه آسمان چند روزی به زمین آمدند و سپس به آسمان بازگشتند . آن دو یار مهربان، نامهربانی ها و بی مهری های بی حسابی از خاکیان دیدند و بزرگوارانه از کنار مزاحمت های شب پره های مزاحم گذشتند . از این بی مهری ها و مزاحمت ها، حکایات فراوانی گفته اند و.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ساعت 8:43 توسط متولي

حضرت زهرا سلام الله عليها از منظر اميرالمومنين عليه السلام

            

اگر چه بيان عظمت مقام حضرت فاطمه عليها السلام در نزد حضرت علي عليه السلام خود تحقيق مستقلي مي طلبد لکن در اين جا فهرست وار، به ذکر پاره اي از موارد، پرداخته شده تا بيانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد. توجه به اين نکته نيز در نوشتار زير حائز اهميت است که، ميزان علاقه اميرالمومنين عليه السلام به همسرش الگويي براي همه خانواده هاست............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ساعت 8:41 توسط متولي

اولین ملاقات کننده با رسول الله (صلوات الله علیه و اله)




آيا شهادت محسن با اين سخن پيامبر كه خطاب به فاطمه زهرا (س) فرمود: تو نخستين كس از اهل بيتم هستى كه به من ملحق مى‌شوي، در تعارض نيست؟

طبق روايت هاى متواتر سنى وشيعه، فاطمه رضى الله عنها نخستين فرد از اهل بيت بود كه پس از رحلت رسول خدا (ص) به آن حضرت ملحق شد.

از طرف ديگر طبق ادعاى شيعه، محسن شهيد، برادر حسن وحسين وپسر حضرت فاطمه عليهم السلام مى‌باشد؛ يعنى او از اهل بيت است؛ ولى او زودتر از مادرش از دنيا رفته است.

آيا رسول الله (نعوذ بالله) اشتباه گفته است، يا اصلا محسنى در کار نبوده؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ساعت 14:25 توسط متولي

تشكّر از قُنفذ!!!

مؤلّف(شیخ عباس قمی) گويد: نيز از سُلَيم بن قيس نقل شده:

 عمر بن خطاب لعنة الله علیه در يكسال نصف حقوق همه‏ى كارگزارانش را به عنوان غرامت (و كمبود بودجه و ماليات) برداشت، ولى حقوق قنفذ لعنة الله علیه را به طور كامل پرداخت، سُلَيم مى‏گويد به مسجد رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم رفتم گروهى را ديدم در گوشه‏اى نشسته‏اند، همه‏ى آنها از بنى‏هاشم بودند، جز سلمان و ابوذر و مقداد و محمد بن ابى‏بكر و عمر بن ابى‏سلمه و قيس بن سعد بن عُباده، در اين جلسه، عباس (عموى پيامبر) به على علیه السلام  گفت: «چرا عمر مانند همه‏ى كارگزارانش، از حقوق »قُنفذ« چيزى نكاست؟!»

حضرت على علیه السلام  به اطراف خود نگاه كرد و سپس قطرات اشك از چشمانش سرازير شد، آنگاه در پاسخ عباس فرمود:

شَكَّرَ لَهُ ضَرْبَةً ضَرَبَها فاطِمَةَ بِالسَّوْطِ فَماتَتْ وَ في عَضُدِها اَثَرهُ كَاَنَّهُ الدُّمْلُجْ.

«حقوق قفنذ را كم نكرد، تا از او تشكّر نمايد بخاطر ضربت تازيانه‏اى كه او بر فاطمه سلام الله علیها نواخته بود، كه وقتى فاطمه سلام الله علیها از دنيا رفت، اثر آن تازيانه در بازوى او وجود داشت و همانند بازوبند، نمايان بود». (۱)

يا زهرا

درد سر ، بینِ گذر ، چند نفر، یک مادر

شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری

امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد :

دوش می آمد و رخساره ...نگویم بهتر!

من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم،

نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر

چه شده ،قافیه ها باز به جوش آمده اند:

دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر ! (۲)


۱- رنجها و فريادهاي فاطمه سلام الله عليها ترجمه‌ كتاب‌ بيت‌ الاحزان‌ شیخ عباس قمی، ص ۱۳۶

۲- کاظم بهمنی


+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392 ساعت 8:46 توسط متولي

خطابه فدكيه

خطابه فدكيه؛ منشور شيعه

 

انشاء اين خطبه در کمال فصاحت و بلاغت كه متضمن مبانی و معانی بلند مي باشد در شرایط پس از رحلت رسول‌خدا(ص) که اعظم مصائب براي حضرت فاطمه(س) بود از معجزات آن حضرت است.

خطابۀ فدکیه:[1] حضرت در یکی از روزهای جمعه، گردهم آیی مسلمانان در مسجد را غنیمت شمرده و به اتفاق گروهی از زنان همراهش، بر ابوبکر که گروه بسیاری از مهاجرین و انصار بر او گرد آمده بودند وارد شد و از پشت پرده سخن آغاز کرد و پس از حمد و ثنای پروردگار و یادآوری نعمت اسلام و قرآن، فرمود:  «...خداوند شما را به دست پدرم محمد(ص) نجات بخشید، با آن که او خود سخت مبتلا به ددانِ مردمی صورت و گرگان عرب و سرکشان از اهل کتاب بود. هرگاه و بیگاه که آتش جنگی می افروختند خدا آن را خاموش می گردانید و هر دم که شاخ شیطان از نهانگاه خود می دمید و یا اژدهایی از مشرکین دهان می گشود، برادر خود را در کام آن می افکند و او نیز تا با مشت مردانۀ خود آن را له و نابود نمی کرد و از آب تیغ برّان، آتش آن را نمی نشانید دست بردار نبود. فرسوده و رنج برده ای در راه حق و سخت کوشی در طریق انجام فرمان خدا بود، خویشاوندی نزدیک به رسول او و سروری بر اولیاء و دوستداران پروردگار. همواره دامن کوشش به کمر زده داشت. ناصحی جدی و پندآموزی ساعی بود، در حالی که شما در آن احوال پر مخاطره، در رفاه عیش غنوده...و نبرد را می گریختید. اما همین که خداوند برای پیامبر خود خانۀ جاویدان انبیاء و مأوای همیشگی برگزیدگان خویش را اختیار کرد، دشمنی و نفاق پنهان شما آشکار شد و جامۀ دین به کهنگی گرایید. خشم فرو خوردۀ گمراهان به سخن آمد و گمنام مردمان بی مایه دعوی نبوغ کرد و نازپروردۀ تبهکاران صدا در گلو انداخت و در صحن خانه هایتان به جولان آغاز کرد. شیطان سر خود از سوراخ به در آورد و شما را به سوی خود آواز داد. دید که دعوت او را به قبول پاسخ می گویید و در او نظر به عزت می نمایید. از شما خواست که به پا خیزید، دید که چه سبک برخاستید. داغتان کرد، دید که چه آتشین مزاجید و به دنبال این وسوسه ها، به غصب، داغ بر شتر دیگران نهادید و به ستم، مرکب خود را در نوبت دیگران به آب بردید. با آنکه از عهد و قرار چیزی نمی گذشت و دهانۀ زخم، سخت گشاده و پیکر پاک رسول خدا(ص) هنوز به خاک نرفته بود، خود را پیش انداختید و بهانه کردید که از بیم بروز فتنه چنین و چنان کرده اید. آگاه باشید که در میان فتنه فرو افتاده اید و جهنّم از هرسو بر کافران احاطه دارد[2]... قرآن را پشت سر انداختید. آیا خواستید که از آن روی بگردانید و یا چیز دیگری را در قبال قرآن یافتید و بر وفق آن حکم می دهید؟ بدانید که حکم بر خلاف قرآن برای ستمکاران نیکوبدلی نیست و هرکس که جز اسلام دینی جوید هرگز از او پذیرفته نگردد و در آخرت از زیانکاران است.[3] آیا حکم جاهلیت را می جویید در حالی که از خدا نیکو داور کیست برای گروهی که بی گمان و شک بر ایمانند». آنگاه خطاب به ابوبکر فرمود: «ای ابن ابوقحافه، آیا در کتاب خدا آمده که تو از پدرت ارث ببری ولی من از ارث پدر بی بهره باشم؟  «...هرآينه كاري زشت آورده اي»[4]، آیا شما با عهد و قصد کتاب خدا را پشت سر انداخته و از آن دست کشیده اید؟ مگر خداوند در قرآن نفرمود که:  «و از داود، سليمان ميراث برد».[5]  در بارۀ يحيي بن زكريا مي فرمايد: «ببخش از جانب خود مرا سرپرستي(فرزندي) كه وارث من و وارث آل يعقوب باشد».[6] و نيز مي فرمايد: «بر شما مقرر است كه چون يكي از شما را مرگ رسد، براي والدين و نزديكان به نيكي وصيت نمايد و اين حق است بر پرهيزگاران».[7] حال پنداشته اید که مرا از مال پدر بهره و ارثی نیست؟ مگر خداوند شما را به آیه ای از قرآن مخصوص کرده و پدرم را از حکم آن خارج ساخته است؟... یا آنکه شما خود را از پدر و پسر عمم به احکام خاص و عام قرآن آگاه تر می دانید؟ حال که چنین است، بگیرید آن را چون مرکبی مهار کرده و جهاز برنهاده، اما روز حشری نیز هست و با تو روبرو خواهد گردید که خدا چه خوش داوری است و محمد(ص)  چه نیکو مدعی و دادخواهی و رستاخیز چه نیکو میعادگاهی. در آن زمان است که تباهکاران زیان کنند و دیگر پشیمانی سودتان نبخشد و هر خبری را قرارگاهی است. بزودی خواهید دانست آن کس را که عذاب رسواکننده اش فرو گیرد و شکنجۀ پاینده بر اندرونش ریزد».

«...اینک محمد(ص) رحلت کرده است. فاجعه ای سخت سهمگین بود که بر همه جا غبار غم پاشید. فقدانی که هرگز پر نمی شود و شکافی که هرگز جبران نخواهد گشت. با غیبت او پهنۀ گیتی به سیاهی نشست و در مصیبت او اختران آسمان نقاب کسوف بر چهره کشیدند. امیدها در ناامیدی نابود گردید و کوهها از هم فرو ریختند. حریم ها از میان رفت و حرمت ها تباه شد که مرگ او همان بلای بزرگ و آن مصیبت عظمی بود که بر ما فرود آمد که هیچ فاجعه ای به پایۀ آن نرسید، لیکن پیش از این، قرآن کتاب خدا جلّ شأنه آن را به صراحت یاد کرده و فرموده بود: و محمد جز پیامبری نیست که پیش از وی پیامبرانی بوده اند، پس اگر بمیرد یا کشته شود بازپس می گردید؟ و هرکس که بازگردد، هرگز خدای را زیانی نرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد[8]...». آن حضرت سپس انصار را مخاطب قرار داده و از سکوت ایشان نسبت به وقایع پیش آمده به شدّت انتقاد کرد به طوری که مردان و زنان حاضر آنچنان گریستند که هرگز دیده نشده بود.

آن حضرت خطاب به مردم فرمود: «از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان عذرى براى شما باقى نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى نهاد؟»- خصال؛ ج 1، ص 173- احتجاج؛ ج 1، ص 146 

این سخنرانی و گفتگو با انصار در مسجد، اوضاع نگران کننده ای را باعث گردید، و بر بسیاری از مسلمانان نشانه های پشیمانی آشکار گردید و میان خود از مظلومیت او و از برخورد زبونانۀ خویش، و حق علی(ع) در خلافت، به سخن پرداختند... و گروهی از ایشان فریاد «علی، علی» را سر دادند.[9] در اینجا، ابوبکر ترسید که مبادا کنترل اوضاع از دستش خارج شود، بنابر این بر منبر رفت و به تهدید و وعده و وعید متوسل گردید و نسبت به هر گونه حرکتی علیه وضع موجود هشدار داد. «ندم قوم من الأنصار علي بيعته و لام بعضهم بعضاً و ذكروا علي بن أبي طالب...بعضي از انصار که بيعت کرده بودند پشیمان شدند و بعضی بعضی دیگر را ملامت می کردند و علی بن ابی طالب را یاد می نمودند».[10] در اثر افشاگری های مداوم حضرت زهرا(س) در میان مردم در پوشش سوگواری، خانه علی(ع) به کانون تجمع مخالفان تبدیل شد و تعداد مردانی که گرد علی جمع شدند، به سرعت از سه تن به یازده تن رسید (علی(ع) فرمود که اگر این تعداد به چهل می رسید قیام می فرمود.) بنابر این حزب نفاق احساس خطر کرده و تصمیم گرفت به این کانون حمله كرده و آن را متلاشي سازد.  

«آنان در تهاجم به خانه دو گزینه را پیش بینی کرده بودند: 1-خروج بدون مقاومت علی(ع) از خانه و بیعت با ابوبکر، که در این صورت دیگر گریه های فاطمه(س) تأثیری نخواهد داشت.  2- مقاومت علی(ع) که در این صورت بهانه ای برای از میان برداشتن ایشان یافته بودند... اما حضرت زهرا(س) با حضور در پشت در، گزینه سومی را در پیش روی مهاجمان قرار می دهند که محاسبات آنان را در هم می ریخت، بنابر این دست به اقداماتی می زنند که بعدها خود اظهار پشیمانی می کنند. به خانه هجوم بردند و مصائب سنگینی از ایشان سر زد و در تاریخ لکه ننگی برای آنان شد».[11]


[1] -اين خطبه بسيار مهم، از منشورهاي شيعه است.

[2] -اشاره به آیۀ49 از سورۀ توبه.

[3] -آل عمران؛85.

[4] - سوره مريم؛ 27.

-نمل؛16.[5]  

[6] - مريم؛ 6.

[7] - بقره؛ 180.

[8] -آل عمران؛144.

[9] - امیرالمؤمنین(ع) از بیم نابسامان شدن بیشترِ وضعیت، ایشان را به سکوت و آرامش فرا خواند، چرا که موج ارتدادی خارج از مدینه را فرا گرفته بود و پایتخت اسلام را تهدید می کرد-از منبع.

[10] -الموفقيات للزبير بن بکار؛ ص583.

[11] - مهار انحراف؛ مهدی طائب.


+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 ساعت 10:44 توسط متولي

ایام فاطمیه از چه تاریخی شروع ودر چه تاریخی تمام می شود؟

دربارة تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) روایات مختلفی وجود دارد است. و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است. اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا  نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان.


بنابراین با توجه به رحلت پیامبر اسلام(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند.

اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می‌ خوانند.

بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد.

و شاید علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)، 29 روز بوده باشند، حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.

اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 ساعت 8:9 توسط متولي

امامت دوازده امام معصوم


امامت و خلافت منحصر به دوازده امام معصوم است، چرا؟

پرسش: چرا شيعيان امامت و خلافت را منحصر به 12 امام مى دانند و ائمه چهارگانه اهل سنت را قبول ندارند؟

 

پاسخ: بسيارى از اوامر و دستورات پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) حتى به وسيله علماى اهل سنت روايت شده كه در آن، اهل بيت و عترت طاهره به عنوان عديل قرآن به امت معرفى شده اند تا به آنان تمسك جويند. از جمله آن ها حديث ثقلين، حديث سفينه و حديث باب حطه از اسناد محكم شيعيان است. حتى در كتب اهل سنت، نمى توان يك حديث ـ هر چند يك طرفه ـ پيدا نمود كه پيغمبر امتش را به پيروى از ابوالحسن اشعرى و معتزلى و نيز اطاعت از چهار امام اهل سنت يعنى مالك بن انس، احمد بن حنبل، ابوحنيفه يا محمد بن ادريس شافعى ترغيب، تشويق و رهنمون كرده باشد.

اما ابن حجر مكى در باب 11 كتاب صواعق و نيز شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 59 ينابيع الموده نقل نموده اند كه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ساعت 10:15 توسط متولي

اسکن اسناد هجوم عمر به خانه حضرت فاطمه-سلام الله علیها

قبل از بیان این مدارک از همه خصوصا ساحت مقدس امام زمان -عج- معذرت می خواهم من به عنوان یک بچه سید دارم  این فجایع به این صراحت نقل می کنم این مصائبی هست که باید هر مسلمانی باشرفی پایش خون گریه کند ولی چون اطلاع رسانی شود وحجت بر همه تمام شود مجبورم این وقایع رو نقل کنم .


نکته ما در سال گذشته هم به چندمورد این اسناد رجوع کرده بودیم ولی امسال اسکنها از نزدیکتر و خطوط هم علامت گذاری شده است.


((تذکر  برای دیدن تصویر در اندازه واقعی  روی عکسها کلیک کنید))


در کتاب الملل و النحل ج 1 ص 139   . مولف : شهرستانی

     


ترجمه ی قسمت مشخص شده :

در روز بیعت عمر به شکم فاطمه زد و در اثر این ضربه ، جنین از شکم فاطمه سقط شد .و عمر دائما فریاد می زد : خانه را با

هر کسی در آن است اتش بزنید و بسوزانید و در خانه جز علی ، فاطمه ، حسن و حسین نبود .


در کتاب :الوافی بالوفیات ج 6 ص 17


   


ترجمه ی قسمت مشخص شده :


در روز بیعت عمر به شکم فاطمه زد و در اثر این ضربه ، جنین از شکم فاطمه سقط  شد .

درشرح نهج البلاغه ج 14 ص 352 مولف : ابن ابی الحدید معتزلی

   

خلاصه ای از ترجمه:

 شیخ و استاد خود نقل میکند که وقتی ماجرای هبار بن الاسود (1) در نزد او نقل شد ، شیخ گفت : اگر هنگامی که این مردم به خانه فاطمه هجوم اوردند و او را ترساندند تا انچه که در شکم داشت سقط شد ، رسول خدا زنده بود ، حتما به مهدور الدم بودن کسی که فاطمه را ترسناده بود حکم می فرمود ( چه برسد به ضاربین و قاتلین حضرت زهرا ) ابن ابی الحدید به او می گوید : ایا انچه برخی از محدثان روایت کرده اند که "" فاطمه ترسید و محسن سقط شد "" را از قول شما روایت کنیم ؟ شیخ به او گفت نه ! از من نه این روایت و نه بطلان آن را نقل نکنید .

--------------------------------------

1)ماجرای هبار بن الاسود : در صفحه 352 ج 14 شرح ابن ابی الحدید نقل شده :
که زینب دختر رسول الله صلی الله علیه واله هنگام هجرت از مکه به مدینه تحت تعقیب عده ای از کفار قرار می گیرد و در ان هنگام زینب حامله بود. هبار بن الاسود تیری به سوی هودج زینب نشانه میرود . و ان تیر به داخل هودجی که زینب در ان بود اصابت میکند و زینب هم در اثر ترس سقط جنین کرد و رسول الله صلی الله علیه و اله  هبار را مهدور الدم خواند .


+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ساعت 10:9 توسط متولي

آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارۀ حرمت آزار و اذيت فاطمۀ زهرا س وجود دارد؟


روايت اول :

حدثنا أبو الوليد حدثنا ابن عيينة عن عمر و ابن دينار عن ابن أبى مليكة عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبني».

صحيح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليهوسلم . و4/219، (ص 717، ح 3767) كتاب فضائل الصحابة، ب 29 ـ باب مَنَاقِبُ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ .

عَنِ ابْنِ أَبِي مُلَيْكَةَ، عَنِ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ، قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ وَهْوَ عَلَى الْمِنْبَرِ: «إِنَّ بَنِي هِشَامِ بْنِ الْمُغِيرَةِ اسْتَأْذَنُوا فِي أَنْ يُنْكِحُوا ابْنَتَهُمْ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِب فَلاَ آذَنُ، ثُمَّ لاَ آذَنُ، ثُمَّ لاَ آذَنُ، إِلاَّ أَنْ يُرِيدَ ابْنُ أَبِي طَالِب أَنْ يُطَلِّقَ ابْنَتِي وَيَنْكِحَ ابْنَتَهُمْ، فَإِنَّمَا هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي، يُرِيبُنِي مَا أَرَابَهَا وَيُؤْذِينِي مَا آذَاهَا».

صحيح البخاري ج 6، ص 158، ح 5230، كتاب النكاح، ب 109 ـ باب ذَبِّ الرَّجُلِ عَنِ ابْنَتِهِ، فِي الْغَيْرَةِ وَالإِنْصَافِ .

صحيح مسلم،  ج 7، ص 141، ح 6201، كتاب فضائل الصحابة رضى الله تعالى عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ  .

روايت دوم :

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْر، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ».

صحيح البخارى: 4/42، ح 3093، كتاب فرض الخمس، ب 1 ـ باب فَرْضِ الْخُمُسِ .

و نيز در روايت ديگري بخاري نقل مي‌كند :

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْر فِي ذَلِكَ - قَالَ - فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ .

صحيح البخارى: 5/82، (ص 802 ح 4240) كتاب المغازى،  ب 38 ـ باب غَزْوَةُ خَيْبَرَ.

صحيح مسلم: ج 5، ص 154، ح 4471، كتاب الجهاد والسير (المغازى )، ب 16 ـ باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم، ج لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ.

و در روايت سوم مي‌نويسد :

فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ .

صحيح البخارى، ج 8، ص 3، ح 6726، كتاب الفرائض، ب 3 ـ باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم  لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ .


+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1392 ساعت 11:30 توسط متولي

لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س)


اصل روایت:

علامه شمس الدین ذهبى در سیر اعلام النبلاء و میزان الإعتدال و حافظ ابن حجر عسقلانى در لسان المیزان به نقل از ابن أبی دارم مى‌نویسند :

إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گردید.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ) میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852 هـ) لسان المیزان، ج 1، ص 268، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.

البته همانگونه كه در متن شبهه آمده است، ذهبى و ابن حجر، این روایت را به دلیل وجود ابن أبی دارم در سند آن و به بهانه رافضى بودن وى رد كرده و مى‌نویسد:

احمد بن محمد بن السرى بن یحیى بن أبی دارم المحدث أبو بكر الكوفی الرافضی الكذاب... ثم فی آخر أیامه كان أكثر ما یقرأ علیه المثالب حضرته ورجل یقرأ علیه ان عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن.

در واپسین روزهاى عمرش آنچه كه بیشتر براى وى خوانده مى‌شد مثالب خلفا بود، من خودم نزد وى بودم كه دیدم مردى بر وى اینچنین مى‌خواند: عمر به پهلوى فاطمه لگد زد كه باعث سقط فرزندش محسن شد.

با بررسى دقیق شخصیت ابن أبی دارم و اعتبار و وثاقتى كه او در طول زندگی‌اش نزد اهل سنت داشته، به این واقعیت مى‌رسیم كه سبب تضعیف ابن أبی دارم در اواخر عمر، تنها و تنها نقل همین روایت است و ایراد دیگرى در او دیده نشده است؛ چرا كه به اعتراف بزرگان اهل سنت او در تمام عمرش بر مذهب اهل سنت استوار بوده و از پیشوایان، حافظان و دانشمندان اهل سنت به شمار مى‌آمده است؛ اما نقل برخى از حقایق تاریخى سبب شده است كه نیش تند قلم عالمان اهل سنت، متوجه او شده و سبب تضعیفش شود.

شمس الدین ذهبى در سیر اعلام النبلاء، وى را «امام و پیشوا، حافظ و دانشمند» معرفى مى‌كند:

ابن أبی دارم. الامام الحافظ الفاضل، أبو بكر أحمد بن محمد السری بن یحیى بن السری بن أبی دارم....

ودر ادامه مى‌نویسد:

ابن أبی دارم به حفظ ومعرفت متصف بود ولى گرایش به شیعه داشت.

كان موصوفا بالحفظ والمعرفة إلا أنه یترفض.

و نیز مى‌نویسد:

وقال محمد بن حماد الحافظ، كان مستقیم الامر عامة دهره.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 577 ـ 579، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

محمد بن حماد مى‌گوید: در دوران عمرش در عقیده ومذهبش استوار بود.

و همچنین در روایتى كه ابن أبی دارم در سند آن قرار دارد، رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله فرموده‌اند:

الحلال بین، والحرام بین، وبین ذلك مشتبهات لا یعلمها كثیر من الناس. من ترك الشبهات استبرأ لدینه وعرضه، ومن وقع فی الشبهات، وقع فی الحرام كالراعی إلى جنب الحمى، یوشك أن یواقعه.

مرز حلال وحرام مشخص است؛ ولى بین این دو مشتبهاتى است كه بیشتر مردم آن را نمى‌دانند، كسى كه شبهات را ترك كند دین و آبرویش را حفظ كرده است و كسى كه گرفتار شبهات شود، مرتكب حرام شده است؛ مانند كسى كه همنشین بیمار است.

ذهبى پس از نقل این روایت مى‌گوید:

الحدیث. متفق علیه.

این حدیث مورد قبول واتفاق بر آن است.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 577، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛

اما نكته شگفت‌آور این كه ذهبى در ادامه به وى این چنین فحاشى مى‌كند:

شیخ ضال معثر.

پیرمردى گمراه و خطا کار!!!.

چگونه مى‌توان باور داشت كه شخصى امام، حافظ و فاضل لقب بگیرد، در تمام عمرش ثابت قدم باشد، داراى حافظه قوى و معرفت دینى باشد، و روایتش در مرتبه‌اى باشد كه تمام علما بر آن اتفاق دارند؛ ولى در عین حال به همین شخص، گمراه و خطا كار نیز گفته شود؟!

آیا تعریف‌ها و وصف‌هایى همچون: امام، حافظ، فاضل، موصوفا بالحفظ والمعرفة، با كلماتى همانند: «شیخ ضال معثر» قابل جمع است؟

آری، تعصب بیش از حد و دفاع نامعقول از مكتب خلفا و تلاش یراى حفظ آ‌بروى آن‌ها، شخصیت عظیمى همچون ذهبى را كه به جرأت مى‌توان او را از اعجوبه‌هاى تاریخ اسلام نامید، به جایى رسانده است كه در یك صفحه از كتابش این گونه دچار دوگانه‌گویى مى‌شود.


+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1392 ساعت 11:29 توسط متولي

حضرت فاطمه زهراء (س) و اذان



پس از گذشت مدّتى از رحلت و شهادت جانگداز پيغمبر اسلام صلّلى اللّه عليه و آله ، دخترش فاطمه زهراء سلام اللّه عليها چنين اظهار داشت :

دلم تنگ شده است و آرزو دارم ، كه آواى اذان بلال اذان گوى پدرم را بشنوم .

و چون بلال متوجّه آرزوى حضرت زهراء سلام اللّه عليها شد، مشغول گفتن اذان گرديد؛ و چون گفت : ((اللّه اكبر، اللّه اكبر)).

حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها به ياد خاطرات دوران پدرش افتاد؛ و نتوانست خود را كنترل نمايد و با صداى بلند شروع به گريستن نمود.

تا آن كه اذان بلال رسيد به : ((اءشهد اءنّ محمّدا رسول اللّه ))، كه در اين هنگام حضرت زهراء صيهه و فريادى كشيد و با حالت بيهوشى بر صورت ، روى زمين افتاد.

مردم گفتند: اى بلال ! ساكت شو، چيزى نمانده است كه دختر رسول اللّه صلّلى اللّه عليه و آله دار فانى را وداع گويد.

پس بلال ساكت شد و باقى مانده اذان را ادامه نداد.

و چون حضرت به هوش آمد در خواست ادامه اذان را داشت .

بلال قبول نكرد و گفت : اى سرور زنان ! بر تو مى ترسم كه مشكلى براى شما پيش آيد،

به همين جهت حضرت از او گذشت كرد و ساكت ماند.

همچنين در روايتى ديگر، از امام علىّ عليه السلام آمده است كه فرمود:

هر گاه فاطمه زهراء سلام اللّه عليها چشمش به لباس و پيراهن پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله مى افتاد و يا آن را مى ديد و مى بوئيد،

گريان مى شد و حالت بيهوشى به آن بانوى مجلّله دست مى داد.




از حضرت فاطمه (س) نقل شده که فرمود:


 مَنْ اءصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اءهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ اءفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ


هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدير مى نمايد.




+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1392 ساعت 8:17 توسط متولي

تنها تبسم و خنده حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از وفات رسول الله

به نقل از کتاب بیت احزان شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان):

روايت شده: فاطمه سلام الله علیها  به اسماء بنت عُمَيْس فرمود: من ناپسند مى‏دانم آنچه را كه با آن جنازه‏ى زنان را حمل مى‏كنند. كه پارچه‏اى روى جنازه‏ى آنها مى‏اندازند و جسم آنها از زير پارچه پيدا است، و هر كس آن را ديد تشخيص مى‏دهد كه مرد است يا زن، من ضعيف شده‏ام و گوشت بدنم گداخته شده، آيا چيزى نمى‏سازى كه مرا بپوشاند.

اسماء گفت: آن زمان كه در حبشه بودم (1) مردم حبشه براى حمل جنازه چيزى را كه پوشاننده بدن بود ساخته بودند، اگر مى‏خواهى مثل آن را بسازم.

فاطمه سلام الله علیها فرمود: آن را بساز.

اسماء تختى طلبيد و آن را به رو انداخت، سپس چند چوب از شاخه‏ى خرما طلبيد و آن را بر پايه‏هاى آن تخت، استوار كرد و سپس پارچه‏اى روى آن كشيد (شبيه عِمارى درآمد) و به فاطمه سلام الله علیها عرض كرد: تابوتهاى مردم حبشه، اين گونه است.

فاطمه سلام الله علیها  آنرا پسنديد و به اسماء فرمود: خدا تو را از آتش دوزخ محفوظ بدارد، مانند اين تابوت براى من بسازد و مرا با آن بپوشان.

و نقل شده وقتى كه حضرت زهرا سلام الله علیها  آن تابوت را ديد خنديد، با توجه به اينكه بعد از رحلت رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم هيچگاه تبسّم (لبخند) نكرده بود و فرمود: اين تابوت، چقدر زيبا و نيكو است كه مانع مشخص شدن زن و مرد مى‏شود! (2)و(3)

 


۱-اسماء همسر جعفر طيّار بود، و حدود پانزده سال همراه جعفر در حبشه به سر برد و بعد از شهادت جعفر، همسر ابوبكر شد، محمد بن ابوبكر پسر او است (مترجم).
2-  كشف‏الغمّه ج 2 ص 67 به نقل از ابن‏عبّاس.

3- رنجها و فريادهاي فاطمه سلام الله عليها ترجمه‌ كتاب‌ بيت‌ الاحزان‌،
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1392 ساعت 22:56 توسط متولي

بخشی از ملاقات عمر و ابوکر لعنة الله علیهما از زهرای مرضیه سلام الله علیها

به نقل از کتاب بیت الاحزان شیخ عباس قمی

...على علیه السلام از خانه بيرون آمد و به ابوبكر و عمر، اجازه داد تا وارد خانه شوند.، آنها وارد خانه شدند، وقتى كه نگاهشان به فاطمه سلام الله علیها افتاد، سلام كردند.

ولى فاطمه سلام الله علیها  جواب سلام آنها را نداد، و روى خود را از آنها برگردانيد، آنها به روبروى آن حضرت گرديدند، فاطمه سلام الله علیها  باز روى خود را از آنها برگردانيد، و اين موضوع چند بار تكرار شد، آنگاه به على علیه السلام عرض كرد: «روى مرا بپوشان»، و به بانوانى كه حاضر بودند فرمود: روى مرا برگردانيد، وقتى كه روز او را برگرداندند، باز آن دو نفر، روبروى زهرا سلام الله علیها  آمدند، و خواهش كردند كه فاطمه سلام الله علیها  از آنها راضى گردد، و گذشته‏ها را ببخشد.

فاطمه سلام الله علیها  فرمود:

«شما را به خدا سوگند مى‏دهم، آيا بياد داريد كه پدرم رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم درباره‏ى موضوعى كه براى على علیه السلام  پيش آمده بود، شما را نيمه‏شب به حضور طلبيد؟»

آنها گفتند: آرى، آن شب را بياد داريم.

فاطمه سلام الله علیها  فرمود: شما را سوگند به خدا مى‏دهم آيا از پيامبر صل الله علیه و آله و سلم  شنيديد كه مى‏فرمود:

"فاطِمَةٌ مِنّىِ وَ اَنَا مِنْها، مَنْ آذاها فَقَدْ آذانِى وَ مَنْ آذانِى فَقَدْ آذَى اللَّه..."

: «فاطمه، پاره‏ى تن من است، و من از او هستم، كسى كه او را بيازارد، مرا آزرده است، و كسى كه مرا بيازارد، خدا را آزرده است، و كسى كه بعد از رحلت من، او را بيازارد مانند آنست كه در حيات من او را آزرده است، و كسى كه در حيات من او را بيازارد، مانند آنست كه بعد از مرگم او را آزرده است؟!

«گفتند: آرى شنيده‏ايم.

فرمود: حمد و سپاس خدا را، سپس متوجه خدا شد و عرض كرد:

«خدايا من تو را گواه مى‏گيرم، و اى كسانى كه در اينجا حضور داريد شما نيز گواهى دهيد كه: اين دو نفر هنگام زندگيم، و وقت مرگم، به من آزار رساندند، سوگند به خدا با آنها حتى يك كلمه سخن نمى‏گويم تا با پروردگارم ملاقات كنم و از ستمهائى كه از ناحيه‏ى شما به من رسيده، به خدا شكايت نمايم»

و طبق روايت ديگر، فاطمه سلام الله علیها دستهايش را به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا اين دو، مرا آزردند، شكايت خودم را در مورد آنها به پيشگاه تو و رسول تو مى‏آورم، و سوگند به خدا، هرگز از شما (دو نفر) راضى نمى‏شوم، تا با پدرم رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم ملاقات نمايم و رفتار شما را به آن حضرت خبر بدهم، تا او بين من و شما داورى كند.

در اين هنگام ابوبكر فرياد زد: واى بر من، آه از عذاب الهى...!! اى كاش مادرم مرا نزائيده بود.

عمر به ابوبكر گفت: از مردم در شگفتم كه چگونه تو را رهبر خود ساختند، تو يك پير فرتوتى هستى كه از خشم يك زنى، بى‏تاب مى‏شود، و از خشنودى زنى، شاد مى‏گردى، مگر چه خواهد شد اگر كسى زنى را به خشم آورد؟

آنگاه آن دو نفر برخاستند و رفتند. (1)

در اين هنگام فاطمهسلام الله علیها به على علیه السلام  گفت: آيا آنچه را خواستى بجاى آوردم (اجازه‏ى ورود به خانه به آنها دادم).

على علیه السلام  فرمود: آرى.

فاطمه سلام الله علیها گفت: اكنون اگر چيزى از تو بخواهم انجام مى‏دهى؟

على علیه السلام  فرمود: آرى.

فاطمه سلام الله علیها فرمود: من تو را به خدا سوگند مى‏دهم كارى كنى كه آن دو نفر بر جنازه من نماز نخوانند، و كنار قبرم توقّف ننمايند. (۲)

شعر روضه خانم حضرت صدیقهسلام الله علیها

شبیه شمع چکیدن به تو نمی آید

و مرگ را طلبیدن به تو نمی آید

خودت بگو که مگر چند سال داری تو

جوانِ شهر، خمیدن به تو نمی آید

هزار بار نگفتم نیا به دنبالم

میان کوچه دویدن به تو نمی آید

فقط بلند مشو چونکه زود می افتی

بدون بال پریدن به تو نمی آید

تلاش کن که دو چشمی مرا نگاه کنی

چنین ندیدن و دیدن به تو نمی آید

چه خوب بود فقط گوشواره می افتاد

چه کرده اند شنیدن به تو نمی آید

تکان نخور قفس سینه ات تکان نخورد

نفس بلند کشیدن به تو نمی آید

بمان که دخترمان را خودت عروس کنی

به آرزو نرسیدن به تو نمی آید

چه با دو دست رئوفانه ات، چه با یک دست

بباف پیرهنت را، حسین منتظر است

شاعر : علی اکبر لطیفیان


۱- الامامة والسياسه ابن قتيبه دينورى (متوفّى 270 ه.ق) ج 1 ص 14 ط مصر.

۲- رنجها و فريادهاي فاطمه سلام الله عليها ترجمه‌ كتاب‌ بيت‌ الاحزان‌،ص۲۳۶


+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1392 ساعت 22:54 توسط متولي

آداب همسرداری در فرهنگ فاطمی!!!!

فاطمه زهرا علیهاالسلام به عنوان برترین زنان عالم هستی همواره به عنوان الگویی برتر مطرح بوده و هست که ابعاد وجودی آن بزرگوار فراتر از حضور در زمان و مکانی خاص است . از آنجاییکه فضایل اخلاقی انسان هرگز اسیر زمان و مکان نمی‏شود ، این الگوی فضیلت‏برای همیشه تاریخ، شایستگی پیروی و متابعت را داراست . فراگیری درس زندگی در مکتب انسان ‏ساز این بانوی نمونه، توفیقی بس ارجمند و بزرگ است که هرکس را نصیب نمی‏شود و تنها کسانی لیاقت‏ حضور در این وادی عشق را دارند که جان خویش را سرشار از محبت او و فرزندانش کرده باشند. ما نیز بیاییم وضوی حضور گرفته، رو به قبله با فروتنی کامل زانوی ادب زده جرعه‏ای از این کوثر بی‏پایان به کام جان بریزیم.


مقدم داشتن همسر بر خود


وقتی زن و مرد به عقد یکدیگر در مدند خداوند محبت آن دو را به دل یکدیگر می‏اندازد . گویی یک روح در دو بدن می‏شوند . و از این پس، برای گرم‏ تر کردن کانون خانواده به نکات فراوانی می‏بایست توجه شود . از جمله آن‏ها ایثار و از خودگذشتگی است; به این معنا که برای تامین و تداوم سعادت خانواده، دیگری را بر خود مقدم داشته، برخی از حقوق خود را نادیده بگیرد .
در یکی از روزها، صبحگاهان امام علی ‏علیه السلام به همسر عزیزش فرمود:

فاطمه جان! یا غذایی داری تا از گرسنگی بیرون یم؟

فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: نه . به خدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت ‏برگزید سوگند، دو روز است که در منزل غذایی کافی نداریم، نچه بود به شما و فرزندانم دادم و خود از غذای اندک موجود، استفاده نکردم .

امام علیه السلام با تاسف فرمود: فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟

فاطمه ‏علیهاالسلام فرمود: «یا ابا الحسن انی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک ما لا تقدر علیه؛ ای اباالحسن! من از پروردگار خود حیا می‏کنم که چیزی را که تو بر ن توان و قدرت نداری، از تو درخواست نمایم .» (1)


تقسیم کار در زندگی


یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده‏ها تعیین حدود مسؤولیت افراد در خانواده است . البته، تعیین این مسؤولیت‏ها بنا بر شایستگی ‏ها و توانمندی ‏هایی است که خداوند در انسان به ودیعه نهاده است . با تقسیم کار، عدالت اجتماعی در محیط خانواده سعادت می‏فریند و زن را از دخالت در اموری که سزاوار نیست ‏باز می‏دارد .

روشن است در مواردی خروج زن از خانه ضرورت پیدا می‏کند . مثل مواردی که آن بانوی بزرگوار برای دفاع از حقوق غصب شده خود و شوهرش به مسجد یا دارالخلافه رفت و یا امور ضروری دیگر و . . . ، و آنچه از آن مذمت ‏شد، بیرون رفتن‏های غیرضروری دختران و زنان است که قطعا پیامدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت

امام باقر علیه السلام فرمود:

«حضرت فاطمه علیها السلام کارهای منزل را با حضرت علی ‏علیه السلام این‏گونه تقسیم کردند: خمیر کردن رد و تمیز کردن و جارب زدن منزل به عهده فاطمه باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع‏وری هیزم و مواد اولیه غذایی را علی‏ علیه السلام انجام دهد» .

در این باره امام صادق ‏علیه السلام فرمود:

«این تقسیم کار با اشاره رسول خدا صلی الله علیه وآله انجام گرفت، آن‏گاه که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: کارهای داخل منزل را فاطمه و کارهای بیرون منزل را علی ‏انجام دهد . حضرت زهرا علیها السلام با خوشحالی فرمود: «فلا یعلم ما داخلنی من السرور الا الله باکفائی رسول الله تحمل رقاب الرجال ؛ جز خدا کسی نمی‏داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم; زیرا رسول خدا مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است ‏بازداشت .» (2)و شاید خوشحالی آن حضرت از این جهت ‏بود که از برخورد با نامحرم به دور خواهد ماند، چه این‏که کار کردن غیرضروری زنان و اختلاط زنان با مردان با روح تقوا بیگانه است .

در روایتی دیگر آن حضرت در پاسخ پدر بزرگوارشان که پرسیده بود: در کدام لحظه زن به خداوند نزدیک‏تر است؟ فرمود: «ادنی ما تکون من ربها ان تلزم قعر بیتها . . .؛ نزدیک‏ترین حالات زن به خداوند زمانی است که در خانه خود می‏ماند .» (3)

البته، روشن است در مواردی خروج زن از خانه ضرورت پیدا می‏کند . مثل مواردی که آن بانوی بزرگوار برای دفاع از حقوق غصب شده خود و شوهرش به مسجد یا دارالخلافه رفت و یا امور ضروری دیگر و . . . ، و آنچه از آن مذمت ‏شد، بیرون رفتن‏های غیرضروری دختران و زنان است که قطعا پیامدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت و متاسفانه امروزه بسیار شاهد این‏گونه امور هستیم .


رعایت ادب و احترام نسبت ‏به همسر


در روایتی آمده است آن حضرت ملاک و معیار ارزشمندی انسان را در مهربانی با همسر و نرمی با دیگران ذکر کرده است:
«بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم ‏تر و مهربان ‏تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با زنان خود مهربان و بخشنده‏ است .» (4)

و ن‏گاه که می‏خواهد شدت علاقه و وفاداری خود را به شوهر مظلومش ابراز نماید می‏فرماید:

«علی‏جان! جانم فدای تو، و جان و روح من سپر بلاهای جان تو، ای اباالحسن! همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیکی به سر می‏بری با تو خواهم زیست و یا اگر در سختی و بلاها گرفتار شدی باز هم با تو خواهم بود .»(5)

حضرت فاطمه علیها السلام کارهای منزل را با حضرت علی ‏علیه السلام این‏گونه تقسیم کردند: خمیر کردن رد و تمیز کردن و جارب زدن منزل به عهده فاطمه باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع‏وری هیزم و مواد اولیه غذایی را علی‏ علیه السلام انجام دهد


به خلاف عشق‏های ظاهری و دروغین، که تنها در هنگام عافیت و شادی ابراز می‏شود، نه در هنگام مشکلات و ناراحتی‏ها .


تحمل مشکلات و سختی‏ها


همسرانی که امور رفاهی فراوانی به شوهران خود تحمیل می‏کنند، غافلند از این‏که توانایی‏های انسان حد و مرزی دارد و اگر شخص نتوانست از راه مشروع توقعات همسرش را برورده کند به ناگزیر از راه‏ های نامشروع ن‏ها را تامین می‏نماید و چه خسارتی از این بزرگ‏تر که زن با توقعات نابجای خود، پای اموال شبهه‏ناک و حرام را به خانه خود باز نماید . البته، فلسفه این ساده ‏زیستی را در حکایت زیر به خوبی می ‏توان دریافت:
سلمان فارسی می‏گوید: روزی حضرت زهرا علیها السلام را دیدم که چادری وصله ‏دار و ساده بر سر دارد . در شگفتی ماندم و گفتم: عجبا دختران پادشاه ایران و قیصر روم بر کرسی ‏های طلایی می‏نشینند و پارچه‏ های زرین‏ به تن می‏کنند، و این دختر رسول خداست که نه چادرهای گران ‏قیمت‏بر سردارد و نه لباس‏های زیبا!

حضرت فاطمه ‏علیها السلام پاسخ داد: «ای سلمان! خداوند بزرگ، لباس‏های زرین و تخت‏های طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است .» (6)


اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد نشاط و عیش به باغ بقا توانی کرد
زجایگاه هوس گر برون نهی گامی نزول در حرم کبریا توانی کرد
و گر زهستی خود بگذری یقین می‏دان که عرش و فرش و فلک زیر پا توانی کرد
پی نوشت:
1) بحارالانوار، ج 37، ص 103 و ج 93، ص 147.

2) وسایل‏الشیعه، ج 14، ص 123.

3) بحارالانوار، ج 43، ص 92.

4) نهج‏الحیاه، ص 157.

5) همان، ص 147.

6) بحارالانوار، ج 8، ص 303.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ساعت 11:48 توسط متولي

مهریه حضرت زهرا چه بود؟

مهریه حضرت زهرا چه بود؟

مهریه حضرت زهرا چه بود؟


معمولا برای همه دختران به موقع ازدواج مهریه ای را تعیین می کنند؛ اما بشنوید از مهریه حضرت زهرا سلام الله علیها:

ای پیامبر همانا دختران مردم، در ازدواج خود ،درهم و دینار را مهریه خویش قرار می دهند، پس فرق من با آنها چیست؟

از تو می خواهم درهم و دینار را رد کنی بلکه از خدا بخواهی تا مهریه من شفاعت کردن از گنهکاران امت تو باشد.(عوالم ج۱۱ ص ۶۳۳)

امید که ما نیز مشمول شفاعت آن بانوی صدیقه باشیم.


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ساعت 11:44 توسط متولي

دلیل ازدواج نکردن حضرت معصومه (س)


دليل ازدواج نكردن حضرت معصومه (س)

فاطمه ثانی، دخت گرامی امام موسی بن جعفر (ع)، حضرت معصومه (س) که تحت عنوان «کریمه اهل بیت (س)» در میان شیعیان مشهور است، دارای القاب شریفی چون؛ طاهره، حمیده، بره، رشیده، تقیه، نقیه، مرضیه، سیده، رضیه، اخت الرضا، صدیقه، شفیعه روز محشر است که نام مادر گرامی اش نجمه و در اول ذیقعده سال ۱۷۳ هجری در مدینه به دنیا آمد.
فاطمه ثانی چه کسی است؟
حضرت فاطمه معصومه ۱۰ ساله بود که پدر گرامی اش حضرت موسی ابن جعفر(ع) به شهادت رسید و از آن پس به وصیت پدر، سرپرستی این بانوی بزرگوار و دیگر فرزندان امام هفتم بر عهده امام رضا(ع) قرار گرفت.
با آنکه امام موسی بن جعفر (ع) غیر از فاطمه معصومه (ع)، دختران دیگری نیز داشت. در میان همه آنان، تنها اوست که دارا امتیازات والایی بوده است. زیرا او همچون جده اش حضرت زهرا (س) در علم و عمل و شرافت و قداست و کمالات، گوی سبقت را از دیگران ربود و به راستی حضرت معصومه، فاطمه ثانی و تجلی دوباره ام الائمه و آینه دار وجود حضرت صدیقه طاهره و جلوه گاه جمال و اوصاف برجسته مادر گرامیش فاطمه زهرا (س) بوده است. به ویژه آنکه هر دو با رنج زیستند، هر دو چون گل محمدی عمری کوتاه داشتند و هر دو فاطمه بودند.
پیامبر گرامی اسلام (ص) در مقام تجلیل و قدردانی از دخترش حضرت زهرا (س) و مقامات او، بارها درباره اش، در حضور و در غیابش این جمله را بر زبان آورده بود که: فداک ابوک، «فداها ابوها» (پدرش به قربانش) امام کاظم (ع)، پدر بزرگوار حضرت معصومه (س) نیز به مناسبتی درباره وی چنین جمله ای فرمود! آن جا که جمعی از شیعیان برای دریافت پاسخ به پرسش های خود، وارد مدینه شدند تا به محضر امام کاظم (ع) برسند، آن حضرت در مسافرت بود.
آنها ناگزیر بودند، از آن سفر مراجعت کنند. از این روی سؤالات خود را نوشتند و به افراد خانواده امام کاظم (ع) تحویل دادند تا در سفر بعد، جواب آن را دریافت نمایند. هنگام خداحافظی، دیدند حضرت معصومه (س) که حدود ۶ سال داشت، پاسخ سوالات آنها را نوشته و آماده نموده است! بسیار شادمان شدند و آن نامه را تحویل گرفتند.
هنگام مراجعت، در بین راه با امام کاظم (ع) که از سفر باز می گشت، ملاقات کردند و ماجرا را به عرض امام رساندند، امام (ع) آن نوشته را از آنها طلبید و مطالعه فرمود و پاسخهای دخترش فاطمه(س) را درست یافت، آنگاه ضمن تمجید و تجلیل از دختر گرامی اش و تصدیق پاسخهای او، سه بار فرمود: «فداها ابوها» (پدرش فدایش باد). این حادثه شگفت، مبین آن است که حضرت معصومه (س) همچون حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا (س) «عالمه غیرمعلمه» است و در خردسالی از رشد، شناخت، علم و کمال بالایی برخوردار بوده است.
سوالاتی در مورد مقام عصمت فاطمه معصومه (س)
طبق نص صریح علمای رجال در میان فرزندان امام کاظم (ع) بعد از امام رضا (ع) کسی در شرافت و فضیلت همسنگ و همتای فاطمه معصومه (س) نمی باشد. در شان و جلالت و فضیلت او همین بس که وقتی نزد امام صادق (ع) بحث قم و شرافت آن پیش آمد، امام صادق (ع) فرمود: «الا وان قم الکوفه الغیره، الا ان الجنه ثمانیه ابواب، ثلاثه منها الی قم، نقبض فیها امراه هی من ولدی و اسمها فاطمه بنت موسی، و تدخل بشفاعتها الجنه باجمعهم». ۲۱۶
«قم کوفه کوچک است و بهشت هشت در دارد، سه در از آنها به روی قم باز است و بانویی از فرزندان من در آن جا دفن خواهد شد که فاطمه دختر موسی نام دارد و با شفاعت وی همه شیعیان وارد بهشت می­شوند». شفاعت جمیع شیعیان مقام والایی است که به اشخاص عادی، اعطا نمی شد. چنانکه فراز پایانی زیارتنامه حضرت معصومه (س) طبق نقل امام هشتم (ع) به این حقیقت اشاره دارد: یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لک عندا… شان من الشان.
یکی از القاب مشهور حضرت فاطمه، دختر موسی بن جعفر (ع) «معصومه» است که این سؤال را در پی دارد که آیا این لقب، به دلیل «عصمت» آن بزرگوار است؟ در پاسخ باید گفت: آری! آن گونه که در روایت آمده، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) فرمود: «من زار المعصومه بقم کمن زارنی». هرکس معصومه (س) را در قم زیارت کند، مثل کسی است که مرا زیارت کرده است.
امام رضا (ع) در این روایت، دو مطلب را بیان فرمود: اول اینکه: آن حضرت را به لقب معصومه نامید. دوم اینکه: زیارتش را همسنگ زیارت خودش، (یعنی امام معصوم) قرار داد. از آن جایی که سخنان امام (ع) از گزاف و اغراق و غلو منزه است، این سخن گهربار بر عصمت حضرت معصومه (س) دلالت دارد.
همچنین بر اساس روایاتی که از امام صادق و امام رضا و امام جواد (صلوات­ا… علیهم) رسیده است که فرمودند:
همانا پاداش زیارت فاطمه معصومه در قم بهشت است. این گویای جایگاه رفیع آن حضرت است. چنانکه امام رضا (ع) به سعد قمی فرمود: ای سعد ما را قبری در نزد شماست. سعد می گوید: عرض کردم فدایت شوم! منظورتان قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) است؟ فرمود: ” آری، هرکس او را زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد، وارد بهشت می شود”. چنانکه زیارت قبور مطهر و متبرک همه معصومین (ع) چنین است که اگر عارفا بحقوقهم باشد! زائر، شایسته پاداش ورود به بهشت می شود.
آنگاه امام هشتم (ع) کیفیت زیارت قبر حضرت معصومه (س) را چنین بیان فرمود: چون وارد حرم حضرت معصومه (س) شدی، نزد قبرش رو به قبله بایست و بگو: السلام علیک یا بنت رسول ا… السلام علیک یا بنت فاطمه و خدیجه السلام علیک یا بنت امیرالمومنین السلام علیک یا بنت الحسن و الحسین السلام علیک یا بنت ولی ا… السلام علیک یا اخت ولی ا… السلام علیک یا عمه ولی ا… السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر و رحمه ا… و برکاته و در پایان از او چنین بخواه:… یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لک عندا… شانا من الشان.ای فاطمه! برای ورود من به بهشت، تو شفاعتم کن زیرا برای تو در نزد خدا اعتبار و مقام والا و بزرگی است.
امام جواد (ع) نیز فرمود: “من زار عمتی بقم فله الجنه “هرکس که قبر عمه ام حضرت معصومه را در قم زیارت کند بهشت سزاوار اوست. روایات زیاد دیگری نیز در این زمینه وارد شده که گویای مقام حضرت معصومه فراتر از مقام انسان عادی است. البته تردیدی نیست که عصمت نیز مانند کمالات دیگر انسانی دارای مراتب و درجاتی است و عالی ترین درجه آن را پیامبر خاتم (ص) و فاطمه زهرا (ع) و ۱۲ جانشین پیامبر علیهم السلام دارا هستند.
اتفاق علمای امامیه بر این است که همه پیامبران و فرشتگان الهی معصوم هستند و هیچ یک از علمای شیعه در مورد حضرت «ابوالفضل» و «حضرت علی اکبر» و «حضرت زینب» و «حضرت معصومه» ادعا نکردند که آنها معصوم نیستند، بلکه برعکس! شخصیتهاس بزرگی در مورد عصمت آنها سخن گفته­اند.
تشریف فرمایی دو شخص ناشناس، برای مراسم تجهیز و نماز این بانوی بزرگوار که به احتمال قوی امام رضا و امام جواد علیهما السلام بودند، تایید واضح دیگری بر عصمت وی می باشد. زیرا مطابق اعتقاد قطعی شیعه «بر پیکر معصوم، شخص معصوم نماز می گذارد و جنازه معصوم را فقط معصوم به خاک می سپارد». چناکه در روایتی از مفضل از قول امام صادق (ع) نقل شده که گفت: قلت لابی عبدا… (ع) من غسل فاطمه؟ قال: ذاک امیرالمومنین (ع)… فانها صدیقه و لم یکن یغسلها الا الصدیق! اما علمت ان مریم لم یغسلها الا عیسی؟
در زیارتنامه حضرت معصومه که منصوص از امام رضا (ع) است، آن حضرت دختر رسول خدا (ص)، دختر فاطمه زهرا، خدیجه کبری، امیرالمومنین علی بن ابیطالب، امام حسن، امام حسین، دختر ولی خدا (امام کاظم (ع))، خواهر ولی خدا، حضرت امام رضا (ع) معرفی شده است. این مطلب تنها حکایت از شرافت خانوادگی او نیست، بلکه علاوه بر این، بیانگر آن است که حضرت معصومه از نظر معنوی و مقامات عالی ملکوتی نیز به راستی فرزند روح و جسم و مکتب پیامبر (ص) و فاطمه (س) و ائمه معصومین علیهم السلام می باشد که از جمله ویژگیهای آن ذوات مقدسه «عصمت» آنان است.
علت عزیمت حضرت معصومه(س) به سوی ایران
در سال ۲۰۰ هجری حضرت رضا (ع) از طرف مامون به مرو دعوت! بلکه فراخوانده شد و به اقامت اجباری در آنجا ناگزیر گردید. حضرت معصومه (س) امام هشتم (ع) را بسیار دوست می داشت. یکسال فراق برادر را تحمل کرد، دیگر قدرت شکیبایی نداشت! امام رضا (ع) نیز بیشتر از آن نمی توانست دوری خواهر را تحمل کند، از این روی به حضرت معصومه (س) نامه ای نوشت و خواهرش را به خراسان دعوت نمود و آن نامه را توسط پیک مخصوصی به مدینه منوره ارسال کرد.
با دعوتنامه امام هشتم (ع)، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر، مدینه را به قصد مرو ترک نمود. در این سفر پنج تن از برادران حضرت معصومه (س) به نامهای: فضل، جعفر، هادی، قاسم و زید، و تعدادی از برادرزادگان، و تنی چند از غلامان و کنیزان، آن حضرت را همراهی می کردند. هنگامی که موکب حضرت معصومه (س) و همراهانش به ساوه رسید، اهالی ساوه که در آن زمان از دشمنان سرسخت اهل بیت (ع) بودند، به آنها حمله ور شدند و جنگ سختی درگرفت، و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه به شهادت رسیدند. به عقیده برخی از مورخان امامزادگانی چون سیداسحاق، سید ابوالرضا و سیدعلی اصغر در ساوه و هارون بن امام کاظم (ع) در اطراف ساوه، جزو همراهان حضرت معصومه (س) بودند که به دستور مامون به شهادت رسیدند.
چگونگی رحلت حضرت معصومه(س)
در اینکه آیا حضرت معصومه (س) به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا با شهادت؟ بیشتر تاریخ نویسان تصریح کرده اند به این که حضرت معصومه در مسیر سفر از مدینه به خراسان وقتی به شهر ساوه رسیدند، بیمار شدند و از آن جا او را به قم آوردند و پس از ۱۷ روز، در تاریخ ۱۰ ربیع الثانی سال ۲۰۱ هـ.ق در سن ۲۸ سالگی و پیش از آنکه چشم مبارکشان به دیدار برادر گرامیشان امام هشتم (ع) روشن شود، در قم در میان اندوه فراوان محبان اهل بیت(ع)، از دنیا رفتند و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاندند، مردم قم هم با تجلیل فراوان، پیکر پاکش را تشییع کردند و او را در باغ بابلان (محل فعلی حرم) به خاک سپردند.
پس از اینکه فاطمه معصومه (س) در شهر ساوه بیمار شد و چون در خود توان رفتن به خراسان را ندید، و یقین پیدا کرد که دیگر هرگز برادرش امام رضا (ع) را نخواهد دید، تصمیم گرفت به قم که از پیش می‏دانست در آنجا به لقای حق خواهد شتافت.، برود و چون به این منطقه رسید، «موسی بن خزرج» که شیعیان به شمار می رفت حضرت معصومه را در سرای خویش در محله «میدان میر» وسط شهر قم در یکی از محله‏های قدیمی شهر، منزل دادند.
در مورد دلیل انتقال ایشان از ساوه به قم گفته شده است که محیط ساوه در آن مقطع از تاریخ، به خاندان رسالت بی ارادت بود اما منطقه قم از دیرباز مرکز شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) بود. در حدود سال ۸۳ هـ. ق عبدالرحمن بن محمد بن اشعث به همراه ۱۷ نفر از علمای تابعین و شیعیان برجسته و پارسا، مانند کمیل و سعید بن جبیر به قم آمدند و همگی در قریه جمکران سکونت نمودند. پس از آن آ ل اشعر که از مسلمانان معروف یمنی در کوفه بودند، در دو دهه آخر قرن اول به قم آمدند و از آن تاریخ به بعد، قم پایگاه مهمی برای شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) شد و در واقع با حضور حضرت معصومه(س) جغرافیای شیعه از مدینه به قم منتقل شد.
دلیل عدم ازدواج حضرت معصومه و دیگر دختران امام موسی کاظم(ع)
همواره این سؤال برای بسیاری مطرح می شود که چرا دختران امام کاظم(ع) بر خلاف تأکید پیامبر(ص) ازدواج نکردند، اما باید گفت که این مسئله دلایل مختلفی دارد. یعقوبی که از مورخین شیعه است درباره علت ازدواج نکردن دختران امام موسی کاظم(ع) می نویسد: حضرت امام موسی کاظم(ع) وصیت فرمود که دخترانش ازدواج نکنند، ولذا هیچیک از آنان ازدواج نکردند، به جز(ام سلمه)که هم ازدواج واقعی نبود، بلکه وی از مصر عازم حج بود برای اینکه در این سفر محرمی داشته باشد با پسر عمویش قاسم بن محمد بن جعفرالصادق(ع) عقد محرمیت جاری کرد.
در پاسخ به این گفته یعقوبی باید گفت که اولا: گفته یعقوبی بی اساس و مخالف با سنت اهل بیت(ع) است، زیرا امکان ندارد ائمه(ع) مخالف سیره جدشان رسول الله(ص) عمل نماید، زیرا که روایات زیادی از ناحیه مقدسه رسول الله(ص) بدست ما رسیده که همه حاکی از اهمیت این امر مستحبی دارد تا جائی که حضرت ختمی مرتبت می فرماید(فلیس منی) یعنی اگر کسی ازدوج ننماید از من نیست. آیا معقول است امامی که ما قائل به معصومیتش می باشیم این وصیت را در حق فرزندانش نماید، پس باید گفت که نظریه یعقوبی خالی از واقعیت و غیرمستند است.
ثانیا: متن وصیتنامه حضرت امام موسی کاظم(ع) در طول قرنها و سالها از حوادث باقی مانده و در کتب تاریخی موجود است که مرحوم کلینی تمام وصیت آن حضرت را در کتاب شریف کافی نقل می نماید که نوشته؛ حضرت امام موسی کاظم(ع) در این وصیتنامه پس از آنکه همه فرزندانش را به تبعیت از امام رضا(ع) فرمان داد، در مورد فرزندانش فرموده: “وان اراد رجل منهم ان یزرج اخته فلیس له ان یزوجهاالا باذنه وامره، فانه اعرف بمناکح قومه”. “هرکدام از آنها اگر بخواهد خواهرش را تزویج دهد، بدون اجازه‌ و فرمان امام رضا(ع)چنین حقی را ندارند، زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج از همه آنها آگاهتر است”.
در جای دیگر از همین وصیتنامه می فرماید: “ولا یزوج بناتی احد من اخوتهن من امهاتهن ولا سلطان ولا عم الا برأیه ومشورته، فان فعلوا ذلک فقد خالفوا الله ورسوله وجاهدوه فی ملکه، وهو اعرف بمناکح قومه، فان اراد ان یزوج زوج، وان اراد ان یترک ترک”. “هیچ یک از دخترانم را نباید برداران مادری و سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت حضرت رضا(ع) اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند، زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاهتر است، پس هرکس را او تزویج دهد اطاعت کند و هرکسی را او تزویج نکند فرمان برد”
باید متذکر شد که در این وصیتنامه حضرت بیشتر خواستند، به فرزندان خود اعلام کند که حجت خدا بعد از وی حضرت رضا(ع) است و باید در هر موردی من جمله مسئله ازدواج از آن حضرت اطاعت و اجازه بگیرند. بنابر بیان فوق باز فرمایش یعقوبی رد می شود و بی اساس بودن قول او را می توان پی برد و لذا صاحب کتاب(حیاه الامام موسی بن جعفر) صریحا مجعول بودن نقل یعقوبی را علان نموده است.
نظریه دوم که در مورد عدم ازدواج دختران حضرت موسی بن جعفر(ع) داده اند این است که گفته اند چون برای آن مخدرات هم کفو پیدا نمی شد لذا ازدواج ننمودند. در رد این نظریه فوق دو جواب ذکر شده است؛ اولا: “سیره ائمه اطهار(ع) این نبود که دختران خود را به جهت پیدا نشدن(کفو) در خانه نگه بدارند و مانع از ازدواج آنها شوند، بلکه آنها عملا‌ و قولا مومن و مؤمنه را کفو یکدیگر می دانستند و امر می فرمودند که اگر دین و تقوای کسی را پسندید دختران خود را به همسری او درآورید.
ثانیا: در عصر امام کاظم(ع) جوانان شایسته ای از اولاد امام حسن مجتبی(ع) و از تبار حضرت سیدالشهداء(ع) بودند که می توانستند کفو دختران آن حضرت باشند. لذا احتمالا نظر سوم درست می باشد و آن خفقان شدید هارونی است. اختناق در عصر هارون الرشید به جائی رسیده بود که کسی جرأت نداشت به در خانه‌ امام کاظم(ع) آمد و شد کند، کجا رسد به اینکه آرزوی دامادی آن حضرت را در سر بپروراند.
اما پاسخ دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه اولا: فاطمه کبری حضرت معصومه(ع) در سال ۱۷۳ هـ .ق بدنیا آمده و نظر به اینکه این بانو به اجماع مورخین بزرگترین دختران حضرت امام موسی کاظم(ع) بوده و همچنین آن حضرت هم در سال ۲۰۱هـ .ق به شهادت رسید باید گفت که ایشان در زمان شهادت امام کاظم (ع) ۱۰ سال بیشتر نداشت و تازه بحد بلوغ رسیده بود چه رسد که مابقی دختران آن حضرت که از فاطمه معصومه(ع) کوچکتر بودند.
ثانیا: چون مورخین عنایت کافی در تاریخ تولد و وفات و ازدواج اولاد ائمه(ع) و بعضا خود ائمه(ع) نداشتند ممکن است که آن مخدرات با تمام آن مسائل و مصائب و مشکلاتی که مطرح گردید، ازدواج نموده و این سنت شایسته جدشان را پیروی کرده باشند مضافا براینکه(عدم الوجدان لا یدل علی عدم الموجود) چون مورخین مسئله ازدواج اولاد ائمه(ع) را ذکر نکرده و یا در کتب تاریخی موجود نیست دلیل بر ازدواج نکردن آن مخدرات نمی توان باشد گرچه در مورد شخص حضرت معصومه(ع) همان دلائل فوق مبنی بر عدم ازدواجش کافی است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ساعت 11:43 توسط متولي

تصاویر/ باغ فدک حضرت زهرا(س)

اغ فدک ارث باقی مانده پیامبر اکرم(ص) بود که پس از رحلت پدر به تنها دخترش حضرت زهرا(س) می رسید اما بعد از رحلت پیامبر توسط حاکمان وقت غصب شد. غصب این باغ دلائل سیاسی و اجتماعی داشت که منجر به بیان خطبه فدکیه حضرت فاطمه در مسجد شد. تصاویری از بقایا و وضعیت کنونی باغ فدک را ببینید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ساعت 9:9 توسط متولي

شکل پوشش فاطمه(س) در بیرون از خانه چگونه بود؟

آیت الله آقا مجتبی تهرانی در ایام فاطمیه سال 1374 به شرح خطبه فدک حضرت فاطمه( درود خدا بر او باد) پرداختند و در جلسه اول به شکل پوشش اسلامی زنان در جامعه بر اساس سیره آن حضرت اشاره کردند.

متن زیر گلچینی  از کتاب این استاد اخلاق با نام "شرح خطبه فدک" است که درباره شرایط زمانی و مکانی سخنرانی حضرت فاطمه(س) در مسجد پیامبر(ص) است که می خوانید:
 
 * لَمّا أَجْمَعَ[1] اَبُوبَکْرٍ وَ عُمَرٍ عَلی مَنْعِ فاطِمَةَ فَدَکاً وَ بَلَغَها ذلِکَ.
زمانی که ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند که مانع رسیدن فدک به حضرت زهرا(س) شوند. این خبر که به حضرت زهرا(س) رسید. ایشان همه را خبر کرد و پس از پوشیدن لباس ها برای سخنرانی به سمت مسجد رفت. نوع و چگونگی پوشش حضرت زهرا را همه روایت کرده اند: 
پوشش اول : بزرگتر از روسری‏های فعلی زن ها به صورتی که سر و سینه و گردن را می‏پوشانده است 
* لاثَتْ خِمارَها عَلی رَأْسِهٰا 
لاث به معنی پیچیده است. خمار چیزی بوده است بزرگتر از روسری‏های فعلی زن ها به صورتی که سر و سینه و گردن را می‏پوشانده است و همان است که در آیۀ شریفه آمده است:
* وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ[2]
روسری‏هایشان را طوری روی سر بیندازند که سینه را بپوشاند.
خُمر جمع خمار است. به هر حال وقتی این خبر به حضرت زهرا(س) رسید برخاستند و خمار را بستند. لاثَ به معنای پیچیدن است. از لفظ خمار هم معلوم می‏شود که حضرت طوری آن روسری را به کار برده بودند که روی گردن و سینه ایشان پوشیده شده بود.
پوشش دوم: نوعی پوشش سراسری شبیه چادر امروز یا پیراهن بلند عربی
* وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبابِهٰا 
جلباب نوعی پوشش سراسری بوده که روی لباس ها می‏پوشیده‏اند. شاید چیزی شبیه چادر امروز یا پیراهن بلند عربی. حضرت آن پوشش سراسری را هم طوری بر سر افکندند که محیط بر تمام بدن ایشان بود.
* وَ أَقْبَلَتْ فی لُمَّةٍ (یا لمةٍ)[3] مِنْ حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَوْمِهٰا
یعنی حضرت زهرا(س) همراه با گروهی که به اصطلاح همسن و سال، یا هماهنگ، یا از یاران و اعوان و خویشاوندان ایشان بودند حرکت کردند. تا اینجا یکی از مسائل قابل توجه مسئلۀ پوشش حضرت است که ایشان برای وارد شدن در مسجد که مردان در آنجا حضور داشتند چگونه خودشان را از نظر پوشش آماده کردند. نکتۀ دیگر توجه به جماعتی است که آن حضرت را در حرکت به سمت مسجد همراهی کردند و احتمال زیاد دارد که منظور همراهان از این کار یاری حضرت زهرا(س) باشد. همان‏طور که امروز اگر کسی برای حضور در مجلس احتجاج حرکت می‏کند گروهی از همفکرانش نیز او را همراهی می‏کنند. پس در این اقدام حضرت دو احتمال وجود دارد اوّل آنکه شخصیت ظاهری ایشان محفوظ بماند، دوّم اینکه پیکرۀ ظاهری حضرت هم در بین مردها نمایان نشود و در میان گروه زنان پوشیده بماند."
* حَتّی دَخَلَتْ عَلی أَبی بَکْرٍ وَ هُوَ فی حَشْدٍ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الأنْصٰارِ وَ غَیْرِهِمْ
تا این که حضرت وارد شد بر ابی‏بکر در مسجد در حالی که گرداگرد او را جمع زیادی از مهاجرین و انصار و دیگر مسلمین گرفته بود. حَشد همان گروه و جماعت است.
* فَنیطَتْ دُونَها مُلاَءةٌ
سپس میان حضرت و مردم پرده‏ای نصب شد.
وقتی حضرت زهرا(س) وارد مسجد می‏شود در آنجا پرده‏ای نصب می‏شود. مُلاَءةٌ به معنای إزار یا پرده است. یعنی بین ایشان و آن مردها که از مهاجرین و انصار و گرداگرد ابی‏بکر بوده‏اند پرده‏ای آویخته می‏شود حتی در برخی نسخه‏ها آمده است مُلاَءةٌ قِبطّیةٌ یعنی حتی جنس پرده را که مصری بوده است مشخص کرده‏اند. به هر حال نکتۀ مهم در این بخش آن است که همین که حضرت وارد می‏شود دستور می‏دهند که پرده‏ای بین ایشان و دیگران بیاویزند. البته از کلمۀ فَجَلَست که در خطبه آمده استفاده می‏شود که قبل از این که حضرت بنشینند پرده را سریع می‏آویزند. یعنی همین که خبردار می‏شوند دختر پیغمبر(ص) در راه مسجد است یا به محض ورود ایشان محیط را آماده می‏کنند و این پرده را نصب می‏کنند و این خود باز از اموری است برای حفظ حضرت از نگاه مردان و احترامی بوده که به صورت سنّت درآمده است و امروزه نیز در مجالس مذهبی رعایت می‏شود.


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ساعت 9:8 توسط متولي

بعد مرگ مادرم زهرا

قصد عمر براى نبش قبر حضرت زهرا(س ) و عکس العمل امیرالمؤ منین (ع )
شهادت مادرم زهرا علیها سلام افسانه نیست

روایت شده : شبى که بدن مطهر فاطمه (س ) را دفن کردند، در قبرستان بقیع صورت چهل قبر تازه احداث کردند.
هنگامى که مسلمانان از وفات فاطمه (س ) آگاه شدند، به قبرستان بقیع رفتند در آنجا چهل قبر تازه یافتند و قبر فاطمه (س ) را پیدا نکردند صداى ضجه و گریه از آنها برخواست ، همدیگر را سرزنش مى کردند و مى گفتند: پیامبر شما جز یک دختر در میان شما نگذاشت ، ولى او از دنیا رفت و به خاک سپرده شد و در مراسم نماز و دفن او حاضر نشدید و قبر او نمى شناسید.
سران قوم گفتند: بروید عده اى از زنان با ایمان را بیاورید تا این قبرها را نبش کنند، تا جنازه فاطمه (س ) را پیدا کنید و بر او نماز بخوانیم و قبرش ‍ را زیارت کنیم .
على (ع ) از این تصمیم باخبر شد، خشمگین از خانه بیرون آمد آنچنان خشمگین بود که چشمهایش سرخ شده بود و رگهاى گردنش پر از خون ؛ و قباى زردى که هنگام ناگواریها مى پوشید، و بر شمشیر ذوالفقارش تکیه نموده بود تا به قبرستان بقیع آمد و مردم را از نبش قبرها ترسانید.
مردم گفتند: این على بن ابى طالب است که مى آید، در حالى که سوگند یاد کرده اگر یک سنگ از این قبرها جا به جا شود، تمام شما را خواهد کشت .
در این هنگام ، عمر با جمعى از اصحاب خود با على (ع ) ملاقات کردند. عمر گفت :
اى ابوالحسن ! این چه کار است که انجام داده اى ، سوگند به خدا قطعا قبر زهرا(س ) را نبش مى کنیم ، و بر او نماز مى خوانیم .
حضرت على (ع ) دست بر دامن او زد و آن را پیچید و به زمین کشید، عمر به زمین افتاد، على (ع ) فرمود: اى پسر سوداى حبشیه ! من از حق خود گذشتم از بیم آن که مردم از دین خارج نشوند، اما در مورد نبش قبر فاطمه (س )، سوگند به خدایى که جانم در اختیار اوست ، اگر چنین کارى کنید زمین را از خون شما سیراب مى کنم . چنین نکنید تا جان سالمى از میان به در برید.
ابوبکر به حضور على (ع ) آمد و عرض کرد: تو را به حق رسول خدا(ص ) و به حق آن کسى که بالاى عرش است (یعنى خدا)، سوگند مى دهم عمر را رها کن ، ما چیزى را که شما نپسندید انجام نمى دهیم .
آن گاه على (ع ) عمر را رها کرد، و مردم متفرق شدند و از فکر نبش قبر منصرف گردیدند.


( اسرار آل محمد، ص 570)

 


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ساعت 9:50 توسط متولي

اس ام اس و پیامک شهادت حضرت فاطمه (س)




دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست  / همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست

قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید  / چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست

شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

.

.

.

دوبیتی شهادت حضرت قاطمه (س)

بابا چه بی وفا شده دنیای بعد تو

من ماندم و مصائب عظمای بعد تو

چشم انتظار رفتن تو بود امتت

شعله کشید فتنه ز فردای بعد تو

داغت برای فاطمه سنگین تمام شد

شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت

.

.

.

پیامک شهادت حضرت قاطمه (س)

الا ای چاه یارم را گرفتند

گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

.

.

.

اس ام اس شهادت حضرت قاطمه (س)

لعنت به عدو که روح تقوا را کشت

ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت

باز آ و بگیر انتقامی سنگین

از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت.

.

.

.

اس ام اس ایام فاطمیه

غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست

جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست

ای مرگ بیا! که زندگی کردن من

بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست

.

.

.

چو می اُفتد به چشمم گاهواره

نفس می گردد از غم پُر شماره

الهی کاش محسن در برم بود

نمی شد قلبم از کین پاره پاره

ایام فاطمیه تسلیت باد

.

.

.

رفتی تو و زینبت ز غم می سوزد

آتش ز نوایش به دلم افروزد

این خانه عزاخانه شود بار دگر

هر گاه نگاه خود به در می دوزد

شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

.

.

.

آه زهرا تا ابد جاری بود

دست مولا تشنه یاری بود

چون علی شد بی کس و بی‌ هم‌ نفس

گفت یا زینب به فریادم برس

ایام فاطمیه تسلیت باد

.

.

.

چه حالی داده دل را دست مادر

که می شستی زدنیا دست مادر

از آن سیلی مگر چشمت نمی دید

که می جستی مرا با دست مادر

شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392 ساعت 11:37 توسط متولي

سروده اقبال لاهوری در وصف حضرت زهرا (س)

سروده اقبال لاهوری در وصف حضرت زهرا (س) از معروف‌ترین سروده‌های این شاعر گران‌مایه است که می توان آن را مهم‌ترین اثر شعر فارسی، در وصف دختر پیامبر اسلام(صلی الله) توصیف کرد.
 
اقبال در این سروده حضرت زهرا را که همسر علی مرتضی(علیه السلام) است و فرزندی چون امام حسین (علیه السلام) را پرورانده است، اسوه کامل زنان عالم می‌داند که باید سرمشق زنان مسلمان باشد.
 
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
 
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
 
نور چشم رحمت للعالمین
 
آن امام اولین و آخرین
 
آن که جان در پیکر گیتی دمید
 
روزگار تازه آئین آفرید
 
بانوی آن تاجدار هل اتی
 
مرتضی مشکل گشا شیر خدا
 
پادشاه و کلبه ئی ایوان او
 
یک حسام و یک زره سامان او
 
مادر آن مرکز پرگار عشق
 
مادر آن کاروان سالار عشق
 
آن یکی شمع شبستان حرم
 
حافظ جمعیت خیر الامم
 
وان دگر مولای ابرار جهان
 
قوت بازوی احرا جهان
 
در نوای زندگی سوز از حسین
 
اهل حق حریت آموز از حسین
 
سیرت فرزندها از امهات
 
جوهر صدق و صفا از امهات
 
مزرع تسلیم را حاصل بتول
 
مادران را اسوه کامل بتول
 
بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت
 
با یهودی چادر خود را فروخت
 
نوری و هم آتشی فرمانبرش
 
گم رضایش در رضای شوهرش
 
آن ادب پروده صبر و رضا
 
آسیا گردان و لب قرآن سرا
 
گریه‌های او زبالین بی نیاز
 
گوهر افشاندی بدامان نماز
 
اشگ او بر چید جبریل از زمین
 
همچو شبنم ریخت بر عرش برین
 
رشته آئین حق زنجیر پاست
 
پاس فرمان جناب مصطفی است
 
ورنه گرد تربتش گردیدمی
 
سجده‌ها بر خاک او پاشیدمی


+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392 ساعت 9:49 توسط متولي

سبک زندگی بهترین بانوی دنیا چگونه بود ؟

http://negar.charchoob.com/wp-content/uploads/fatemeye3_tarahe-javan.jpg این روزها شاید بهترین فرصت باشد برای مرور سبک زندگی بانویی که بهترین زنان دنیا و آخرت است.

زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) راهنمای بسیار روشنی است برای کسانی که بخواهند به بهترین حیات دنیوی و اخروی دست یابند. این مساله آنقدر پر اهمیت است که در برخی احادیث شیعه گی و پیروی از ایشان به التزام و تبعیت عملی از سبک زندگی ایشان در آمده است.
از میان معصومین(ع) آن که زندگی پر برکتش بخصوص برای زنان مسلمان همچون خورشیدی نورافشانی می کند، وجود نازنین حضرت فاطمه زهرا(س) است که آشنایی با سبک زندگی آن حضرت بسیار برای ما راهگشا خواهد بود.
ولادت
نحوه ولادت حضرت فاطمه(س) بسیار جالب توجه است. آنچه که برای شیعیان آن حضرت باید مورد توجه قرار گیرد اهمیت مراقبت های لازم قبل از تولد فرزند است. لزوم طهارت روحی و جسمی برای تشکیل نطفه یک فرزند صالح از خصوصیات آشکاربه وجود آمدن یک انسان پاک سرشت والهی است.
آمده است برای تولد ایشان جبرئیل به پیامبر(ص) عرض کرد: اى محمد! خداوند على اعلى به تو سلام مى رساند و امر مى نمايد كه چهل روز از خديجه دورى كنى!
و آن حضرت 40 روز به خانه خديجه نرفت .پیامبر(ص) روزها را روزه گرفت و شبها را به عبادت حق تعالى مشغول بود و در اين مدت، در خانه فاطمه بنت اسد به سر مى برد و هر شب، هنگام افطار، به على (ع) امر مى فرمود در خانه را باز كنند تا هر كه مى خواهد داخل شود و از غذاى حضرت تناول كند .
پس از چهل روز، جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداوند على اعلى سلام مى رساند و مى فرمايد: براى تحفه و كرامت من آماده باش! آنگاه ميكائيل طبقى از ميوه هاى بهشتى را فرود آورد .
در آن شب، پيامبر (ص) به على (ع) فرمود تا در منزل را ببندند؛ زيرا خوردن اين غذا بر غير نبى خاتم (ص) روا نبود . آنگاه پيامبر(ص) از آن غذا و آب تناول فرمودند و در آن شب، نطفه بهترين زنان جهان منعقد شد .
نحوه رفتار با والدین و احترام به پدر
فاطمه هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت اسلام کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود . در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان پیامبر(ص) را آزار و اذیت و زخمی و یا جسارتی می کردند، پیامبر(ص) را دلداری می داد و زخم هایش را مداوا می کرد؛ این گونه بود که پیامبر(ص) ایشان را «ام ابیها» (مادر پدرش) نامید.
فاطمه زهرا (س) در همه حال به یاد پدر گرامی خویش بود و از هیچ نعمت و کمکی برای یاری به پدر دریغ نمی کرد. در روایت است که : سه روز بود که پیامبر (ص) غذایی نخورده بودند به طوری که بر حضرت سخت می گذشت. در نزد همسرانش خوراکی یافت نمی شد. نزد فاطمه آمد و گفت : دخترم نزد تو چیزی برای خوردن هست که بسیار گرسنه ام ؟ عرض کرد : نه بخدا سوگند! وقتی پیامبر(ص) بیرون رفت ، دخترش از اینکه نتوانسته پدر را سیر کند محزون شد . ناگهان دختر همسایه در زد و دو قرص نان و یک تکه گوشت خدمت فاطمه (س) آورد. او خوشحال شد و گفت خود را بر رسول خدا مقدم نمی داریم . درحالیکه همه گرسنه بودند آن را زیر سبد نهاده و سرپوش بر آن گذاشت . حسن و حسین علیها السلام را خدمت پیامبر (ص) فرستاد ، تا جدشان را برای غذا دعوت کنند. پیامبر(ص) تشریف آوردند و غذای بسیار معطری زیر سبد یافت . سوال کرد این غذا از کجاست ؟ فاطمه (س) جواب داد : از جانب خدایی که به هر کس بخواهد بدون حساب روزی می دهد. پیامبر (ص) و همه اعضای خانواده علی(ع) و همسران پیامبر (ص) از آن غذا خوردند و برای همسایه ها هم فرستادند.
زهرا(س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه ایشان بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود ، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به پیامبر(ص) نمی شد. نقل است از حضرت فاطمه (س) که فرمود : وقتی بر پیامبر (ص) آیه نازل شد (که پیامبر(ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت پیامبر (ص) مرا گرفت ، بطوریکه نتوانستم به او "یا ابة" بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند . چند بار به همین ترتیب صدا کردم و او جواب نداد . سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم . این آیه درباره اهل جفا و تکبر و کسانی که فخر می ورزند نازل شده است. تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوبتر و برای پروردگار رضایت بخش تر است .
ازدواج
ازجمله نکات مهم زندگی حضرت فاطمه(س) ازدواج آن حضرت بود. ایشان خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و گفت:ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.
و فاطمه(س) و پیامبر(ص) و اگر بهتر بگوییم خداوند تبارک و تعالی، علی(ع) را که جوانی سرشار از ایمان و تعهد بود انتخاب کردند.

مسأله، مسأله زندگي، مهر و عطوفت، آرامش و تربيت، ايمان و تقوا بود. مسأله، مسأله حفظ دين و سلامت فکر و روح بود. قرار بود از محفل ساده و بي تکلف و بي رياي علي(ع) و فاطمه(س) هر لحظه نوري به عرش بلند شود و عرش را نوراني کند که خدا خود خواسته بود و اذن داده بود. آري! «في بيوت اذن الله ان يرفع و يذکر فيها اسمه». قرار بود ماحصل این ازدواج حسن(ع) و حسین(ع) و زينب(س) وام کلثوم(س) باشند که هرکدام چون نوری در آسمان ولایت بدرخشند و راه زندگی ارادتمندانشان را به سوی خداوند روشن کنند.
فايده اي که آن ازدواج داشت چيزي نبود که با زر و سيم بتوان آن را قيمت گذاشت که هرچه فايده کمتر است معنويت بيشتر به ثمن بخث فروخته مي شود و هرچه تجلي معنويت بيشتر باشد مال کم ارزش تر خواهد بود. قرار بود ازدواج علي(ع) و فاطمه(س) الگويي شود براي شیعیانشان تا ابد.

در روایات متعددی نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. از اینجا مشخص می شود منظور پیامبر(ص) در کفویت زوجین، ایمان دوطرف است.

درآن زمان دارايي علي(ع) منحصر به شمشير و زرهي بود براي جهاد در راه خدا و شتري براي کار در باغستانهاي مدينه. او به دستور پيامبر(ص) زره را کابين فاطمه(س) قرار داد که به حدود 400 درهم به فروش رسيد و پول آن صرف فراهم آوردن مقدمات زندگيش شد.
پيامبر(ص) مقدار اندکي از پول را به بلال داد تا با آن عطر بخرد و بقيه پول را به چند تن از صحابه داد تا جهيزيه را از بازار فراهم کنند.
جهيزيه ساده و اندکي فراهم و نزد پيامبر(ص) آوردند. ساده و بي تکلف مي نمود. پيامبر(ص) چون سادگي بيش از حد اشياء را نگريست دست به دعا بلند کرده و فرمود: خدا به اهل بيت برکت دهد. و البته خدانيز چنين کرد چرا که «انما يريدالله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا» در حق هيچ کسي به جز اين خاندان نازل نشد! آري خدا خواست که اهل بيت پاک و مطهر قرار گيرند، به دور از هرگونه رجس و نازيبايي و ناپاکي. و خدا خواست که تا روزگار هست و هست، هرجا کرامتي ديده شود دوستدارانش به ياد حسن(ع) بيفتند و هر جا قيامي در راه خدا بر عليه ظلم ستم کيشي روي دهد با پرچم حسين(ع) افراشته شود و الگوي هر زن مسلماني زينب(س) باشد.

همسر داری
همسرداری حضرت فاطمه(س) نیز بهترین الگو برای زنان مسلمان است. شیوه رفتار با همسر برای یک زن آن قدر مهم است که حضرت علی (ع) می فرماید: جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.
فاطمه (س) با آن همه فضیلت، همسری نیکو و مطیع برای امیر مؤمنان علی(ع) بود. روایت است هنگامی که علی (ع) به فاطمه (س) می‌نگریست، غم و اندوهش برطرف می‌شد.
رسول خدا در اولین شب ازدواج علی (ع) و زهرا (س) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد غذایی را علی (ع) انجام دهد.
پس از آن بود که حضرت زهرا (س) فرمود: جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است،‌ بازداشت.
فاطمه (س) هیچ گاه حتی اموری را که احتمال می داد علی (ع) قادر به تدارک آنها نباشد، از او طلب نمی نمود؛ تا آنجا که از علی(ع) در رابطه با فاطمه(س) نقل شده است:بخدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.
از ویژگی های مهم حضرت فاطمه (س) این بود که آن بزرگوار بهترین یار و یاور شوهرش علی (ع) در اجرای فرامین ا لهی بود . پیامبر(ص) از علی(ع) سوال کرد:همسرت را چگونه يافتى؟ و علی(ع) پاسخ گفت:نِعْمَ الْعَوْنُ على‏ طاعَةِ اللَّهِ (بهترين يار و ياور براى اطاعت و بندگى خدا).
آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می‌کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می‌خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی (یا ابن عم) وی را ندا می‌داد. در حدیث شریف کساء آمده است که حضرت فاطمه(س) می فرماید: ابوالحسن على بن ابيطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم : و بر تو باد سلام اى ابا الحسن و اى امير مؤ منان. این گونه نقل نام و خطاب احترام آمیز یکی از نکات اصلی رابطه زوجین نسبت به یکدیگر است.
از دیگر نکات متابعت ایشان از شوهر بود. نقل است هنگامی که مصدوم کردن حضرت زهرا(س) از امیرمومنان درخواست ملاقات و عیادت ایشان را کردند، حضرت علی(ع) تقاضای آن دو را به فاطمه(س) ارائه کردند و ایشان در جواب فرمودند: البيت بيتك و الحره امتك(خانه متعلق به شماست و من هم به منزله كنيز و خدمتگزار در خانه شماهستم).
رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است. آمده است پیامبر برای شب عروسی حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و حضرت زهرا (س) نیز در داخل خانه دائماً معطر بودند.
تربیت و رفتار با فرزندان
سیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.
در حدیث شریف کساء حضرت فاطمه(س) در پاسخ سلام فرزند خود امام حسن(ع) می فرماید: سلام برتو اى نور ديده ام و ميوه دلم. و در پاسخ سلام امام حسین(ع) می فرماید: سلام بر تو اى فرزند من و اى نور ديده ام و ميوه دلم.
حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو ، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».
و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با کودکان که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، واخلع عن الحق الرّسن، واعبد الهاً ذامنن، ولاتوال ذا الاحسن. (ای حسن ، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش).
ایشان همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید:روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض کردم : برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم ؟ ایشان فرمود:من به آرام کردن فرزند اولی هستم ، شما آسیاب را بچرخانید .
همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگسالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.
در همین زمینه امام حسن (ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید.
آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود : محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند .
از نکات دیگر تربیتی ایشان عدالت در توجه به کودکان بود. آمده است روزی امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد. رسول خدا(ص) برخاست، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود مقداری شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. فاطمه زهرا (س)، به پیامبر(ص) گفت : گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر(ص) فرمود: نه. هردو برایم عزیز و محبوبند . ولی چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم .
همچنین روزی حسنین(ع) در حضور پیامبر (ص) کشتی گرفتند . در این میان فاطمه(س) شنید که پدر بزرگوارش ، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند . حضرت زهرا(س) از این نوع رفتار پیامبر(ص) اظهار تعجب کرد. پیامبر فرمود: دوستم جبرئیل ، حسین را تشویق می کند و من حسن را تشویق می نمایم .
تعلیم مسائل دینی
حضرت فاطمه زهرا(س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره مند بود. روزی زنی نزد او آمد وگفت: مادری پیر دارم که در مورد نماز خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار ، سؤال وی راپاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس ، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد واندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.
ساده زیستی و پرهیز از تجمل
ساده زیستی و پرهیز از تجمل از نکات بارز زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) است. مهریه کم، جهیزیه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم، استفاده از حداقل امکانات برای زندگی و... همانگونه که در فوق شرح داده شد از خصوصیات آشکار سیده زنان عالم است.

عبادت
امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: در دنيا كسى عابدتر از مادرم فاطمه(س) نبود؛ آن قدر به عبادت مى ايستاد تا پاهايش ورم مى كرد.
همینطور ابن عمره از پدرش نقل مى كند كه گفت : از امام صادق(ع) پرسيدم : چرا فاطمه(س) زهرا ناميده شد؟
فرمود: براى آن كه وقتى فاطمه زهرا(س) در محراب عبادت مى ايستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشيد، همان طورى كه نور ستارگان براى اهل زمين مى درخشد.
پیامبر(ص) درباره حضرت فاطمه(س)می فرمود:ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهراء چنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا خودش را از همه چیز فارغ می سازد. فاطمه دخترم بهترین زن عالم است. پاره تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح و روان من است. حوریه ای است به صورت انسان. آنگاه که در محراب عبادت می ایستد نورش برای ملائک آسمان درخشندگی دارد و خداوند به ملائکه خطاب می کند: بنده مرا ببینید! چطور در مقابل من به نماز ایستاده و اعضای بدنش را خوف می لرزد و غرق عبادت است! ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم.
در حدیث دیگری به سلمان می فرماید: ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده که یک سره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته است.
حجاب و عفاف
حضرت زهرا(س) الگوى يك بانوى اسلامى است. او حتی خود را بر نامحرم نابینا می پوشاند.
على (ع) می فرماید:نزد پيامبر بوديم و او در منبر بود٬پرسيد:به من خبر دهيد و بگوئيد چه چيز براى زن از همه چيز بهتر است؟هر كس سخنى گفت و به نتيجه اى منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند.من به نزد فاطمه آمدم و سؤال پيامبر را تكرار كردم. فاطمه فرمود:بهترين چيز براى زن اين است كه او مردى را نبينند و مردى هم او را نبيند.
مشارکت در مسائل سیاسی و اجتماعی
حضرت فاطمه(س) حتی الامکان از ظاهر شدن در انظار عمومی اجتناب می کرد اما این بدان معنی نبود که در مواقع حساس و لازم از انجام وظیفه خود شانه خالی کند.
ابن ابی الحدید از واقدی نقل می کند که پس از جنگ احد فاطمه (س) با گروهی از زنان مدینه از خانه خارج شد و چون چهره مجروح پدرش را دید او را در آغوش گرفت و خون از صورت مبارکش پاک کرد؛ سپس آبی فراهم نمود و خونهای چهره رسول خدا را شست و شمشیر او را پاک کرد.
همچنین می نویسد :زنانی که از مدینه آمده بودند چهارده نفر بودند که زهرا(س) یکی از آنان بود و آب و نان با خود به جبهه برده و در کنار رزمندگان از مجروحین پرستاری می کردند.
همچنین علی (ع) نقل می کند:ما بهمراه پیامبر (ص) در جریان حفر خندق بودیم که فاطمه (س) با تکه نانی نزد پیامبر (ص) آمد و آن را به خدمت او برد . پیامبر (ص) فرمود : این چیست فاطمه عرض کرد: از نانی است که برای دو فرزندم پختم ، این تکه آن را برای شما آوردم. پیامبر (ص) فرمود: دخترم ! این اولین غذایی است که بعد از سه روز وارد دهان پدرت می شود.
دفاع از حریم ولایت
از مهمترین و بارزترین قله های زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) دفاع ایشان از حریم ولایت امیرمومنان علی (ع) و خطبه فدکیه آن حضرت است. که سرانجام آن حضرت در راه دفاع از ولایت مجروح شده، نوزادش محسن(ع) را سقط کرده و به شهادت رسید.


+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392 ساعت 9:39 توسط متولي

متن‌نوشته‌برقفل درب‌خانه ام‌ابیها(س)/عکس

ابى ثعلبه گفته است: هرگاه رسول گرامى از سفرى باز مى‏ گشت، ابتدا به مسجد مى‏ رفت و دو ركعت نماز بجاى مى‏ آورد. و آنگاه به خانه‏ فاطمه (س) رفته، پس از ديدار با دخترش، به خانه خود تشريف مى‏ بردند.

 در کنار مرقد شریف پیامبر اکرم (ص) خانه حضرت زهرا (ص) قرار دارد.

ابى ثعلبه گفته است: هرگاه رسول گرامى از سفرى باز مى‏ گشت، ابتدا به مسجد مى‏ رفت و دو ركعت نماز بجاى مى‏ آورد. و آنگاه به خانه‏ فاطمه (س) رفته، پس از ديدار با دخترش، به خانه خود تشريف مى‏ بردند.

چنان چه در منابع ذکر شده خانه مطهر فاطمه زهرا (س) به ابعاد 16 متر در 15 متر یعنی حدود 240 متر مربع است.

در شرایط فعلی از باب جبرئیل که به مسجد پیامبر (ص) وارد شوید درب بسته ای را می بینید که پیش از تخریب خانه فاطمه زهرا (س) محل درب قدیمی خانه بوده است. از چندین قرن قبل بر قفل این درب شعری به عربی نوشته شده که متن آن چنین است:

هو الحبیب الذی ترجی شفاعته لكل هولٍ من الأهوال مقتحم

او (پیامبر اکرم) دوستی است که در همه پیشامدها و حوادث ناگوار امید شفاعت از او می رود.

چنانچه در منابع اینترنتی نوشته شده "این شعر توسط شاعر اهل تسنن قرن هفتم هجری «البوصیری» و در وصف پیامبر اعظم حضرت محمد(ص) سروده شده است ".


+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392 ساعت 9:38 توسط متولي

بررسی شهادت یا فوت حضرت زهرا (س)


بررسی شهادت یا فوت حضرت زهرا (س)
یکی از شبهات و مسائلی که غالبا این چند وقته مشاهده می شود ، شبهه وفات حضرت زهرا (س) بر اثر مرگ طبیعی است . پاسخ به شبهه فوق، مقتضي بررسي جريان شهادت آن حضرت از ديدگاه شيعه و اهل سنت مي‌باشد.
1) جريان شهادت و هجوم به خانة آن حضرت از ديدگاه اهل سنت
مهم ترين موضوعي كه پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) مي‌توان به آن اشاره نمود، مسأله سوزاندن بيت حضرت فاطمه (س) توسط عمر ، و وارد آمدن جراحات جسمي و روحي بر آن بانوي نمونه است كه من به اختصار، به گوشه هایي از آن، كه در كتب خود اهل سنّت ذكر شده اشاره مي نمايم:
در كتابهاي «عقد الفريد» و «تاريخ ابو الفداء» و ... در اين مورد اين‌گونه آمده است:
ابوبكر گروهي را به سركردگي عمربن الخطاب بسوي خانه حضرت علي (ع) گسيل داشت و به سركرده آنها گفت: اگر در برابر فرمانت سر فرود نياوردند با آنان پيكار كن. عُمر با شعله اي از آتش حركت كرد تا خانه وحي و رسالت را به آتش بكشد، در اين گير و دار بود كه دخت فرزانه پيامبر اكرم (ص)، فاطمه (س) با او روبرو شد و فرمود: هان! اي پسر خطّاب آيا آمده اي تا خانه ما را به آتش بكشي؟ عُمر پاسخ داد: آري مگر اينكه همان را كه امّت گردن نهاده اند بپذيريد و باخليفه انتخابي ما دست بيعت دهيد. (1)
و همچنين در تاريخ طبري و الامامه و السياسه، آمده است: به خدا سوگند خانه را به آتش خواهم كشيد مگر اينكه به منظور بيعت از خانه بدر آیيد و يا گفت: با شما هستم، يا به منظور بيعت از خانه بدر آیيد يا خانه را با هر آن كس كه در آن است به آتش خواهم كشيد. برخي به او گفتند: دخت پيامبر اكرم (ص) در آن خانه است، پاسخ داد: اگر چه او باشد.(2)
مؤلف كتاب الامامه و السياسه مي نويسد: ... سرانجام آن گروهي كه نزد حضرت علي (ع) بودند از خانه بيرون آمدند و بناگزير بيعت نمودند و تنها حضرت علي (ع) در خانه ماند و فرمود: من سوگند ياد كرده ام كه تا قرآن را جمع آوري ننمايم، نه از خانه خارج شوم و نه عبا بر دوش افكنم. در اين هنگام بود كه دخت پيامبر اكرم (ص) حضرت فاطمه (س) بر آستانه درب ظاهر شد و فرمود: تاكنون گروهي را كه براي رسيدن به حضور كسي آمده باشند، بدتر و خشن تر از شما به خاطر ندارم، شماها مردمي هستيد كه پيكر مطهر پيامبر اكرم (ص) را در برابر ما رها كرديد و ... .
شهرستاني در كتاب الملل و النحل به نقل از نظّام معتزلي آورده است كه: عُمر در غوغاي روز بيعت بگونه‌اي بر شكم دختر پيامبر اكرم (ص) زد كه جنين وي سقط گرديد، او نعره مي كشيد كه: خانه حضرت فاطمه (س) را با هر آنكه در آن است به آتش بكشيد. و اين فرمان در حالي صادر شد كه در آن خانه جز حضرت فاطمه (س) و شوهر گرانقدرش حضرت علي (ع) و دو نور ديده اش امام حسن و امام حسين (عليها السلام) هيچ كس نبود.(3)

2) جريان شهادت آن حضرت از ديدگاه شيعه:
حضرت فاطمه (س) پيش از يورش دژخيمانه گروه متجاوز به خانه اش پشت درب ايستاده بود، هنگامي كه يورشگران به حريم خانه اش يورش آوردند، به پشت ديوار پناه برد، امّا مهاجمان دخت پيامبر اكرم (ص) را كه شش ماه باردار بود به سختي پشت درب خانه فشردند، بگونه اي كه از شدّت درد و رنج فريادش برخاست و جنين او بر اثر شدت ضربه درب و فشردگي ميان درب و ديوار، به شهادت رسيد ... .
در كتاب سليم بن قيس چنين آمده:... قنفذ بوسيله تازيانه به گونه اي بر پيكر حضرت فاطمه (س) نواخت كه آن حضرت هنگامي كه پس از بيماري سخت و طولاني به شهادت رسيد، هنوز اثر آن ضربات بر بازويش بود، آنگاه پس از ضربات تازيانه، دخت پيامبر اكرم (ص) را چنان بر چارچوب درب خانه اش فشردند كه استخوانهاي پهلويش درهم شكست و آن محبوب پيامبر اكرم (ص) جنين خويش را سقط نمود.(4)

قتل نفس:
علت قتل گاهي خود فعل جاني است، بدين معنا كه شخص قاتل با ايجاد ضربه اي در بدن مقتول آناً باعث قتل وي مي گردد و گاهي از ضربه شخص قاتل، مقتول به طور آني نمي ميرد بلكه آن ضربه به گونه اي بر بدن مقتول تأثير مي گذارد كه بعداً باعث فوت او مي شود، مثلا فردي با ايجاد ضربه بر بدن شخصي باعث قطع عضوي از اعضاء او مي گردد و سپس به علت قطع عضو، آن عضو فاسد شده و فساد آن به ساير بدن سرايت مي نمايد و در آخر الامر باعث فوت وي مي شود.
پس از اين مطالب نتيجه مي گيريم كه شهادت حضرت زهرا (س) قتل عمد حساب مي شود بدين معنا كه جراحات وارده در يورش بي رحمانه عمر بن الخطاب و افرادش باعث شهادت حضرت شده است.

منابع :
1- عماد الدين اسماعيل ابى الفداء، تاريخ ابى الفداء، ج 1، ص 56، (دار المعرفة، بيروت)- العقد الفريد، ابو عمر احمد بن محمد بن عبد ربّه اندلسى، ج 2، ص 254، (مكتبة الهلال، مصر و دار الكتاب العربى، بيروت 1990 م).
2- محمد بن جرير طبرى، تاريخ الطبرى، ج 3، ص 198، (ليدن و دار المعارف مصر)- ابو محمد، عبدالله بن مسلم بن قتيبه دينورى الامامه و السياسه، ج 1، ص 13، حلبى 1388 هـ).
3- شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 57، (دار المعرفة، بيروت، مطبعة الحلبى، مصر 1410 هـ) شهاب الدين بن حجر عسقلانى، لسان الميزان، ج 1، ص 268، (مؤسسة اعلمى، بيروت 1406 هـ)
4- سليم بن قيس، ص 585، 586، 587، 674، 907، 594؛ تحقيق محمد باقر انصارى، (مؤسسة الهادى، قم 1415 هـ

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ساعت 12:10 توسط متولي

آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟


اين كه عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ، از قطعيات تاريخ است .

رواياتى كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صديقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مى شود تقسيم كرد .

 1.  تهديد به سوزاندن خانه:

 ذكرالطبرى: باسناده عن زياد بن كليب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة»، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من بده فوثبوا عليه فأخذوه.

 تاريخ الطبرى: 2/443.

 وابن أبي الحديد: عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذى نفسى بيده لتخرجنّ إلى البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم .

 شرح نهج البلاغه: 1/164 (2/45).

 2.  آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى خليفه دوم بر اعتراض مردم:

 وابن قتيبة: قال: ... وقال عمر: والذى نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.

  الامامة والسياسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا كحالة: 4/114.

 3 . آوردن وسائل آتش سوزي ودرگيرى لفظى ميان حضرت صديقه و خليفه دوم:

 البلاذرى: باسناده عن سليمان التيمى وعن ابن عون: إنّ أبابكر أرسل إلى على(عليه السلام)يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقّته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراك محرقاً عليّ بابى؟ قال نعم: وذلك أقوى فيما جاء به أبوك.

 انساب الاشراف: 1/586.

 أبو الفداء: قال: ... فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضى اللّه عنها وقالت: إلى أين يابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.

 تاريخ أبي الفداء: 1/164.

 وابن عبد ربّه: الذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: علىّ والعباس، والزبير، وسعد بن عبادة، فأمّا على والعباس والزبير فقعدوا فى بيت فاطمة حتّى بعث اليهم أبو بكر عمر بن الخطاب ليخرجوا من بيت فاطمة وقال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار على أن يضرم عليهم الدار فلقيته فاطمة فقالت: يابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.

 العقد الفريد:5/12، طبعة مكتبة الرياض الحديثة.

 4 . حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره

 الشهرستانى: عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان فى الدار غير علىّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب(عليهم السلام).

  الملل والنحل: 1/57. طبعة بيروت، دار المعرفة.

 قال المسعودى: فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.

  اثبات الوصية:143.

 قال ابن حجر العسقلانى: إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

 لسان الميزان:1/268.

 قال الصفدى: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها.

 الوافى بالوفيات: 5/347.

 روايات فراواني از طريق اهل سنت و شيعه نقل شده است كه غضب فاطمه ، غضب پيامبر و غضب پيامبر غضب خداوند است :

 عن على رضى اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله وسلم لفاطمة: «إنّ اللّه يغضب لغضبك، ويرضى لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .

 المستدرك: 3/153، مجمع الزوائد: 9/203، الآحاد والمثاني للضحاك: 5/363، الذرية الطاهرة النبوية للدولابي: 119، المعجم الكبير للطبراني: 1/108، 22/401، نظم درر السمطين للزرندي الحنفي: 178، الكامل لعبداللّه بن عدي: 2/351، تاريخ مدينة دمشق : 3/156، أسد الغابة :5/522، ذيل تاريخ بغداد: 2/140، 2/141 ميزان الاعتدال :2/492، الإصابة: 8/265،266، تهذيب التهذيب: 21/392، سبل الهدى والرشاد للصالحي الشامي: 11/ 44 .

 عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبني .

 صحيح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم.

 عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا .

 صحيح مسلم 7/141 ح 6202) كتاب فضائل الصحابة رضى الله تعالى عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .

 و از قطعيات تاريخ است كه حضرت زهرا سلام الله عليها تا آخر عمر از دست خليفه و دار و دسته‌اش غضبناك بود و هر گز از  آن‌ها راضي نشد .

 محمد بن اسماعيل بخاري مي‌نويسد :

 فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم فهجرت ابا بكر فلم تزل مهاجرته حتى توفيت.

 صحيح البخارى: 4/42، ش 2862.

 بنا بر نقل ابن قتيبه دينوري ، وقتي ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت زهرا آمدند ، حضرت زهرا به آن‌ها گفت كه آن دو را تا آخر عمر پس از هر نمازش نفرين خواهد كرد .

 واللّه لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة أصلّيها .

 الإمامة والسياسة، تحقيق الشيري ج 1، ص 31.

 اما از ديدگاه روايات شيعه ، اين كه قاتل حضرت زهرا سلام الله عليها ، عمر بن الخطاب است ، قطعي است . ما فقط به نقل يك روايت اكتفا مي‌كنيم :

 وكان سبب وفاتها : أن قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف بأمره ، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا ، ولم تدع أحدا ممن آذاها يدخل عليها .

 سبب شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها اين بوده است كه قنفذ غلام عمر به دستور او ، آن حضرت را با غلاف شمشيرش زد . و اين سبب شد كه محسن سقط شود و حضرت زهرا شديدا مريض شوند . در مدتي كه مريض بودند ، به هيچ يك از آناني را كه او را اذيت كرده بودند ، اجازۀ ملاقات نداد .

 دلائل الإمامة ج 2 ، عنه بحار الأنوار : 8 / 230 - 232 ( ط الكمپاني ) ، 30 / 290 - 295 . 2 . مثالب النواصب : 371 - 374 ، 418 - 419 . 3 . الصراط المستقيم : 3 / 25 . 4 . مطارح النظر في شرح الباب الحادي عشر : 109 .


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ساعت 8:41 توسط متولي

جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در نزد حضرت پیامبر مهربانی(صلوات الله علیه و اله و سلم)

فدک و شخصيت فاطمه(س)صديقه طاهره ( سلام الله عليها )

تنها كسي كه است كه رسول اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) به صراحت درباره او فرمود ،

سيدة نساء اهل الجنة ؛ خانم و بانوي زنان بهشتيان است

.صحيح بخاري ، ج4 ، ص183

.همچنين روايتي را هيثمي از عائشه  نقل مي كند كه :


ما رأيت افضل من فاطمة غير أبيها

 جز رسول اكرم ، كسي در فضيلت به حضرت صديقه طاهره نمي رسد .


ا :ما رأيت احدا اصدق من فاطمة .


راستگوتر از فاطمه در كره زمين نبود


.هيثمي در مجمع الزوائد مي آورد و رجالش را هم تصيحح مي كند .مجمع الزوائد ، ج9 ، ص201.ابن حجر هم در كتاب الإصابة ، ج8 ، ص264 مي گويد اين روايت سندش به شرط شيخين صحيح است .

همچنين روايات متعددي كه محبوبترين زنها در نزد پيامبر حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بوده است.مسند احمد ، ج4 ، ص275 و باز هيثمي در مجمع الزوائد ، ج9 ، 202 مي گويد روايت صحيح است .

حتي ابن حجر عسقلاني نقل مي كند از سبكي ( از استوانه هاي علمي اهل سنت ) كه حضرت صديقه طاهره از خديجه و از عائشه فضيلتش بالاتر بوده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391 ساعت 8:2 توسط متولي

مادر سادات در بین در و دیوار برسی و جواب شبهه آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟

 

 


آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
 


 
منازل مسكونى مردم مدينه و مکه در صدر اسلام به شكل ساختمان‌ها و منازل مسكونى دوران ما نبوده است كه افزون بر ديوارهاى نسبتا بلند داراى بخش ورودى با درهاى محكم وقفل‌هاى متنوع باشد؛ بلكه براى پوشاندن و محفوظ نگه داشتن درون منزل از ديد اغيار، تنها از پرده، حصير و... استفاده مى‌کردند. در روايتى علي رضى الله عنه تصريح مى‌كند كه خانه‌هاى ما اهل بيت در نداشته است. وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ؛ خانه‌هاى ما اهل بيت، نه سقف دارد و نه در. اين روايت را بسيارى از كتاب‌هاى شيعه نقل كرده‌اند از جمله:

الخصال، شيخ الصدوق، ص 364 _ 382 و شرح الأخبار، قاضي النعمان المغربي، ج 1 ص 345 – 362 و الاختصاص، شيخ المفيد، ص 163 180 و بحار الأنوار، علامة المجلسي، ج 38 ص 167 و 186 و....

بنابراين، چگونه ممكن است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها بين در و ديوار قرار گرفته باشد؟ و يا چگونه ممكن است كه اين در آتش گرفته باشد؟
نقد و بررسي:

يكى از شبهاتى كه اخيراً برخى از وهابي‌ها آن را با مانور فراوان و سر وصداى زياد مطرح كرده‌اند همين شبهه است.

اما با بررسى روايات موجود در كتاب‌هاى شيعه و سنى اين نتيجه به دست مى‌آيد، كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله خانه‌هاى مدينه داراى درهاى چوبى بوده است. موارد بسيارى مى‌توان به عنوان شاهد نقل كرد كه ما به چند نمونه اشاره مى‌كنيم. شما خواننده محترم براى اطلاع بيشتر به كتاب مأساة الزهراء عليها السلام، و خلفيات مأساة الزهراء، نوشته سيد جعفر مرتضى مراجعه فرماييد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ساعت 11:10 توسط متولي

شبهه : با وجود مولا چرا خانوم پشت دررفت؟

چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟

 

طرح شبهه:

علي که شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى‌شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!


نقد و بررسي:

يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابي‌ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مى‌كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترين فرد زمان خود بود و...

عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنيم.
عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:

اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه اين فكر را حتى از مخيله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ساعت 9:54 توسط متولي

زیارتنامه حضرت زهرا سلام الله علیها

شما مي توانيد اين زيارت را از طريق لينك زير در سايت تبيان كه به صورت صوتي و همراه با مناجات قرار داده شده است نيز بخوانيد.                      التماس دعا

زیارتنامه حضرت زهرا(س)

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ

صَابِرَهً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ

أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ

إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏

اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ‏


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ساعت 8:31 توسط متولي

احادیثی در فضیلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِي حَقِّهَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي يَرْضَى اللَّهُ لِرِضَاهَا وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِهَا وَ هِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِين؛

‏رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

فاطمه پاره تن من است هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده براى خوشنودى فاطمه خدا خوشنود مى‏شود و بواسطه‏ خشم او خدا خشمگين مى‏شود و او بزرگ زنان جهانيان است.


Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 21:18 توسط متولي

رسانه عمري (شبكه آموزش پايمال كردن حقيايق)

 من مهدی ام در دست تیغ انتقامم

 مادر به قبر مخفی ات بادا سلامم
 
 ای قلب مجروحم کباب از غربت تو
 باریده اشکم قرن ها بر تربت تو
 
 مادر دلم خون است از بندم رها کن
 دستی برآور بر ظهور من دعا کن
 
 مادر شنیدم بارها از پا فتادی
 دیدی علی تنها بود باز ایستادی
 
 ای کاش بودم تا علی را یار بودم
 من جای تو بین در و دیوار بودم
 
 کی می شود بردارم از جانت محن را
 از خاک بیرون آورم من آن دو تن را
 
 دریا کنم از خون دل چشم ترم را
 پرسم چرا کشتید آخر مادرم را؟!

 


براي مطالعه متن به ادامه مطلب مراجعه فرماييد
 

ویدیو  تكذيب شهادت  حضرت زهرا(سلام الله عليها) 


 Dowanload  فايل با حجم 10 MB  


Dowanload   فايل با حجم 2 MB 


Dowanload   فايل با 3Gp براي موبايل 


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ساعت 2:23 توسط متولي

ماجرای چادر حضرت زهرا (س)

يک بار حضرت علي عليه السلام مقداري جو از يک يهودي به وام گرفت، يهودي در گرو وام چيزي طلبيد، علي عليه‏السلام چادري پشمين متعلق به فاطمه عليها السلام را نزد يهودي به گرو نهاد، يهودي آن را در اتاقي گذاشت و چون شب شد زن او براي کاري به آن اتاق وارد شد و مشاهده کرد نوري در آنجا مي درخشد که همه اتاق از آن روشن است. نزد شوي خود بازگشت و خبر داد که در آن اتاق نوري بزرگ و درخشان ديده است، يهودي از گفتار زنش شگفت ‏زده شد و فراموش کرده بود که در آن اتاق چادر فاطمه عليها السلام است، با شتاب برخاست و به آن اتاق آمد و مشاهده کرد نور آن چادر از هر سو شعاع افکن است چنانکه گويي ماه درخشاني از نزديک مي تابد، تعجب کرد و بيش از پيش در محل لباس خيره شد و دريافت که آن نور از چادر فاطمه عليها السلام است، از خانه بيرون آمد و نزد وابستگانش شتافت و زنش نيز وابستگان خود را خبر کرد و حدود هشتاد تن از يهوديان گرد آمدند و اين موضوع را مشاهده کردند و همه به دين اسلام در آمدند. 

منبع : بحارالانوار، ج 43، ص 40


+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ساعت 2:0 توسط متولي

بر قفل درب خانه ی ام ابیها (س) چه نوشته شده؟

اگرچه درباره بناى خانه‏ ى فاطمه (س) بنت رسول الله (ص)، منابع و احاديث مستقلى در کتاب های سیره و احادیث وجود ندارد اما بر اساس آگاهی هایی که منابع تاریخی و حدیثی درباره خانه های همسران پیامبر (ص) به ما می دهند، محققان چنین نتیجه گرفته اند که: خانه‏ ى فاطمه (س)، مجاور و پشت خانه‏ ى حضرت محمد ص، كه عايشه در آن بسر مى‏ برده، قرار داشته است:
يحيى- عيسى بن عبد الله از پدرش آورده است كه: «رسول اكرم، هنگام خروج از خانه عايشه، در كنار روزنه‏ اى كه بين خانه‏ ى فاطمه و خانه‏ ى عايشه بوده، جوياى حال دخترش مى‏ شده است. و اين محل در قسمت انحناء بين قبر و خانه‏ ى رسول واقع شده بود».
بنا بر اين، و با توجه به ديگر گفته‏ هاى ثبت شده، مسلم است كه خانه‏ ى فاطمه بين: مربع قبر و: ستون تهجّد بوده است.
طبرانى- ابى ثعلبه گفته است: هرگاه رسول گرامى از سفرى باز مى‏ گشت، ابتداء به مسجد مى‏ رفت. و دو ركعت نماز بجاى مى‏ آورد. و آنگاه به خانه‏ ى فاطمه (س) رفته، پس از ديدار با دخترش، به خانه خود تشريف مى‏ بردند.

چنانچه در منابع ذکر شده خانه مطهر فاطمه زهرا (س) به ابعاد 16 متر در 15 متر یعنی  حدود 240 متر مربع است.  

در شرایط فعلی از باب جبرئیل که به مسجد پیامبر (ص) وارد شوید درب بسته ای را می بینید که پیش از تخریب خانه فاطمه زهرا (س) محل درب قدیمی خانه بوده است

از چندین قرن قبل بر قفل این درب شعری به عربی نوشته شده که متن آن چنین است:

هو الحبیب الذی ترجی شفاعته لكل هولٍ من الأهوال مقتحم

او (پیامبر اکرم) دوستی است که در همه پیشامدها و حوادث ناگوار امید شفاعت از او می رود.

چنانچه در منابع اینترنتی  نوشته شده "این شعر توسط  شاعر اهل تسنن قرن هفتم هجری «البوصیری» و در وصف پیامبر اعظم حضرت محمد(ص) سروده شده است ".

شما می توانید متن این شعر را در تصویر  مشاهده فرمایید.

یادآور می شود این تصاویر در نیمه ی اول فروردین ماه 1391 گرفته شده است.

منبع : سایت شفقنا


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ساعت 2:26 توسط متولي

سرلوحه ايمان وامان است خديجه(اشعار مخصوص حضرت خدیجه س)

سرلوحه ايمان وامان است خديجه

سرمشق ره حق طلبان است خديجه

بانوي حرمخانه وحي نبوي اوست

درچشم نبي گوهر جان است خديجه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1391 ساعت 23:31 توسط متولي

خدیجه مادر امت است

سخن از خديجه ، سخن از يك دنيا عظمت و پايداري و استقامت درراه هدف است

چهار زن در اين دنيا به حد كمال رسيده اند و به عنوان زنان نمونه و شايسته هستي شناخته شدند: آسيه، مريم، خديجه، فاطمه عليها السلام . از مهم ترين اشتراكات اين چهار زن، حمايت و اطاعت از رهبري و پيشوايان زمان خود بوده است. آسيه تا پاي جان از رهبري و رسالت موسي عليه السلام حمايت نمود، مريم با تحمل تهمت و رنجها پايه هاي رسالت عيسي عليه السلام را محكم نمود، فاطمه زهرا عليها السلام تا مرز شهادت از امام خويش علي بن ابي طالب پشتيباني و دفاع نمود و سر انجام شهيد راه امامت و ولايت گشت.

و اما خديجه عليها السلام از حاميان راستين رسالت بود. او نيز جان و مال خويش را تقديم رسالت نمود. او هم رسالت مدار بود و هم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1391 ساعت 16:1 توسط متولي

حضرت فاطمه زهرا لیله قدر است

درك ليله القدر
اين فاطمه عليهما سلام است كه ليله القدر يازده كلام الله ناطق است ، كه امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه حق معرفت به آن حضرت پيدا كند، يعنى به درستى او را بشناسد، ليله القدر را ادراك كرده است .

ادراك شب قدردر اثر صادقى چنين آمده : هر كس فاطمه را آنگونه كه سزا است بشناسد، ليله القدر را ادراك كرده است .

رسول خدا (ص )فرمود: هر كس را آنگونه كه حق فاطمه است بشناسد، شب قدر را ادراك كرده است و علت نامگذارى آن حضرت به فاطمه آن است كه خلايق از كنه معرفت وى بريده شدند، و به كنه معرفت وى نمى رسند.

از پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله روايت شده است كه : هيچ حرفى از حروف قرآن نيست مگر است كه او را هفتاد هزار معنى است .و همچنين فكرت و رؤيت خود را در مفاد حديث ياد شده در فصل دوازدهم به كار ببر كه امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس فاطمه را آنسان كه حق معرفت اوست شناخت ، همانا كه ليله القدر را ادراك كرده است.

نزول يازده قرآن ناطق از ليله القدر بدان كه از منازل سير حبى در قوس نزولى به ليل و ليالى تعبير مى شود و در قوس صعودى به يوم و ايام تعبير مى گردد. پس عصمه الله الكبرى حضرت فاطمه همانگونه كه ليله القدر است همچنين يوم الله نيز مى باشد. و انسان كامل در عصر محمدى ، وعاء حقايق قرآن است . اگر خواهى چنين بگو: انسان كامل قرآن ناطق است . پس يازده قرآن ناطق از اين شب مباركه اى كه شب قدر است و مادر امامان است ، نازل شده است.

يكى از عزيزانم كه آزاد مردى است و در عرفان عملى داراى حظى وافر است و به القائات سبوحى نايل است و به گفتن اين فصل اشهد ان فاطمه بنت رسول الله عصمه الله الكبرى در فصول اءذان و اقامه نماز عامل ، در اثناى فصول اءقامه نماز مغرب شب يك شنبه دهم ربيع الاول شنبه 1419 هجرى قمرى ، برابر با 14/4/1377 هجرى شمسى ، خواست كه فصل مذكور را اداء كند از نهاد ديوار مقابلش مى شنود كه كسى مى گويد: اشهد ان فاطمه الزهراء حجه الله على الحجج.

 علامه حسن حسن زاده آملي


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1391 ساعت 16:33 توسط متولي

كوثر خاص پيامبر

كوثر خاص پيامبر

علامه حسن زاده آملی:(( انا اعطيناك الكوثر )) فعل ماضى اعطينا دال بر تحقق وقوع كوثر است او كوثر بر وزن فوعل صيغه مبالغه است . و آن جويى است در بهشت كه جميع چشمه هاى بهشت از آن جارى مى گردد. انهار بهشت كه در قرآن آمده است كوثر خاص رسول الله صلى الله عليه و آله است . فاطمه معصومه (عليه السلام ) آن كوثرى است كه همه انهار علوم و معارف از آن كوثر جارى است . از واقعه جانگداز كربلا فقط آدم اهل البيت حضرت امام زين العابدين (عليه السلام ) باقى مانده است ، و فرزنش امام محمد باقر العلوم (عليه السلام ) در واقعه كربلا حضور داشت و در آن وقت چهار سال از سن مباركش گذشته بود و عالم را اين شجره طيبه طوبى ولايت فرا گرفته است .

منبع:جلد سوم پندهای حکیمانه.عباس عزیزی


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1391 ساعت 16:33 توسط متولي

مشخص کردن قبر حضرت فاطمه در کلام حضرت علامه حسن زاده آملی

کلمه 345 ازهزار ویک کلمه اثرحضرت علامه حسن زاده آملی
 حق این است که قبر حضرت فاطمه بنت رسول الله (صلوات الله علیهما )در مدینه در بقعه رسول الله ودر جوار آن حضرت است.وآن قبری که در بقیع به نام فاطمه شهرت دارد قبر فاطمه بنت اسد مادر امام امیرالمومنین علی (علیهما السلام) است. مختار دویست نهج البلاغه این است:ومن کلام له (علیه السلام)عند دفن سیده النساءفاطمه علیهاالسلام: السلام علیک یا رسول الله عنی وعن ابنتک النازله فی جوارک .... به چند سطری که در صحیفه مصادر نهج البلاغه نگاشته ایم التفات بفرمایید:اعلم ان روایه الکلینی فی الکافی والشیخ الطوسی فی الامالی نص صریح علی ان عصمه الله الکبری سیده النساء لیله القدر فاطمه بنت رسول الله (صلوات الله علیهما)مدفونه فی جوارابیها فی بقعته وهذا هو الحق. وقد روی السید الاجل ابن طاوس فی الاقبال ذلک القول الحق عن جامع کتاب المسائل واجوبتها وفیه : ابوالحسن ابراهیم بن محمد الهمدانی قال کتب الیه – یعنی الی الامام علی بن محمد الهادی (علیها السلام )-ان رایت ان تخبرنی عن بیت امک فاطمه (علیها السلام )اهی فی طیبه او کما یقول الناس فی البقیع؟فکتب هی مع جدی(صلوات الله علیه وآله)(الاقبال-من الطبع الاول الرحلی الحجری ص624)واقول کلام الوصی مخاطبا رسول الله بقوله (السلام علیک یا رسول الله )کذلک قوله (النازله فی جوارک )وقوله فی آخرکلامه (السلام علیکماسلام مودع)نص صریح علی ذلک الحکم الحکیم .بعضی از صاحبدلان به طریق خاصی از علم جفر نیز جواب گرفته است که (جای قبر خانه شفیع جمیع امت است)وصورت لوح آن این است:یا علیم قبر فاطمه زهراء-علیها السلام-در چه جای مدینه است؟بیست ودوم ربیع الآخرهزار وسیصد ونود وهفت= 9=45=441=4374=(میزان=7=16=124=42+82) ****

برای اطلاعات بیشتر به کتاب شریف هزار ویک کلمه حضرت علامه حسن زاده آملی (جلد سوم )کلمه 345 رجوع کنید.

اشهد ان سیدتنا فاطمه الزهراء عصمه الله الکبری حجه الله علی الحجج را از باب تبرک در اذان واقامه بفرمایید


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1391 ساعت 16:32 توسط متولي

وصیت حضرت زهرا ( س ) درباره عدم حضور دشمنان در تشییع پیکرشان

حضرت زهرا صلوات الله علیها در روزهای آخر درباره ی دشمنان خدا و منع حضور آنان برای تشییع و تدفین وصیت نمود و به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه عرض کردند :

یا علی ، هیچ یک از دشمنان خدا بر سر جنازه ی من حاضر نشوند و بر بدن من نماز نخوانند. هنگامی که از دنیا رفتم مرا با دست خود غسل بده و کفن نما و شب دفن کن تا ابوبکر و عمر حضور نداشته باشند و خبردار نشوند و بر بدن من نماز نخوانند.

آن حضرت درباره ی حضور نیافتن آن دو ملعون در مراسم خاکسپاری ، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را قسم دادند و عرض کردند :

تو را به خدا و به حق محمد رسول خدا قسم می دهم ، که ابوبکر و عمر بر من نماز نخوانند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود : ( یا فاطمه صلوات الله علیها ، تو اولین نفر از اهل بیتم هستی که به من ملحق می شوی ). من از نگفتن این خبر تا این لحظه می خواستم تو را ناراحت نکنم.

همچنین حضرت ارواحنا فداه به اسماء وصیت کردند که هیچ کس بعد از وفات کنار جنازه مبارکشان نیاید ، و درباره ی عدم حضور عایشه به طور خاص تأکید فرمودند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

۱ ـ بحار الانوار ، ج ۲۹ ، ص ۱۱۲ و ج ۴۳ ، ص ۱۸۲ .

۲ ـ مستدرک الوسائل ، ج ۲ ، ص ۵۱۳ .


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ساعت 15:59 توسط متولي

40 حديث از فضايل حضرت زهراء (س) در منابع أهل تسنّن

40 حديث از فضايل حضرت زهراء (س) در منابع أهل تسنّن



                    



1- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (إذا كانَ يَوْمُ القيامَةِ نادى مُنادٍ: يا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَكُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة) .

(روز قيامت يك صدائي بلند ميشود كه : إي مردم غضّ بصر كنيد كه فاطمة (س) ميخواهد عبور كند) .

كنز العمّال ج 13 ص 91 و 93/ منتخب كنز العمّال بهامش المسند ج 5 ص 96/ الصواعق المحرقة ص 190/ أسد الغابة ج 5 ص 523/ تذكرة الخواص ص 279/ ذخائر العقبى ص 48/ مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 356/ نور الأبصار ص 51 و 52/ ينابيع المودّة ج 2 باب 56 ص 136.

 

2- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (كُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة) .

( اگر به بوي بهشت اشتياق ميكردم فاطمه را بو ميكردم ) .

منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الأبصار ص 51/ مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 360.

 

3- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (حَسْبُك مِنْ نساءِ العالَميَن أَرْبَع: مَرْيمَ وَآسيَة وَخَديجَة وَفاطِمَة) .

( از زنان عالم 4 نفر بهترينانند : مريم وآسيه وخديجه وفاطمه (س) ) .

مستدرك الصحيحين ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171/ سير أعلام النبلاء ج 2 ص 126/ البداية والنهاية ج 2 ص 59/ مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 363.

 

4- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (يا عَلِي هذا جبريلُ يُخْبِرنِي أَنَّ اللّهَ زَوَّجَك فاطِمَة) .

( ياعلي , جبرئيل الآن به من خبر دادكه خدا فاطمه را به ازدواج تو درآورد ) .

مناقب الإمام علي من الرياض النضرة: ص 141.

 

5- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (ما رَضِيْتُ حَتّى رَضِيَتْ فاطِمَة) .

( هيج گاه راضي نشدم تا فاطمه راضي ميشد ) .

مناقب الإمام علي لابن المغازلي: ص 342.

 

6- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (يا عَلِيّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِي أَنْ أُزَوِّجَكَ فاطِمَة) .

( يا علي , خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم ) .

الصواعق المحرقة باب 11 ص 142/ ذخائر العقبى ص 30 و 31/ تذكرة الخواص ص 276/ مناقب الإمام علي من الرياض النضرة ص141/ نور الأبصار ص53.

 

7- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (إِنّ اللّهَ زَوَّجَ عَليّاً مِنْ فاطِمَة) .

( خدا علي و فاطمه را به ازدواج درآورد ) . 

الصواعق المحرقة ص 173.

 

8- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَحَبُّ أَهْلِي إِليَّ فاطِمَة) .

( فاطمه محبوب ترين أهل من است نزد من ) .

الجامع الصغير ج 1 ح 203 ص 37/ الصواعق المحرقة ص 191/ ينابيع المودّة ج 2 باب 59 ص 479/ كنز العمّال ج 13 ص93.

 

9- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (خَيْرُ نِساءِ العالَمين أَرْبَع: مَرْيَم وَآسية وَخَدِيجَة وَفاطِمَة) .

( سروران زنان عالم 4 نفرند : مريم وآسيه وخديجه وفاطمه ) .

الجامع الصغير ج 1 ح 4112 ص 469/ الإصابة في تمييز الصحابة ج 4 ص 378/ البداية والنهاية ج 2 ص 60/ ذخائر العقبى ص 44.

 

10- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (سيّدَةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنَّةِ فاطِمَة) .

( سرور زنان بهشت فاطمه است ) .

كنز العمّال ج13 ص94/ صحيح البخاري، كتاب الفضائل، باب مناقب فاطمة/ البداية والنهاية ج 2 ص61.

 

11- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ الجَنَّةَ: عَليٌّ وَفاطِمَة) .

( اولين كسي كه وارد بهشت ميشود : علي وفاطمه هستند ) .

نور الأبصار ص 52/ شبيه به آن در كنز العمّال ج 13 ص 95.

 

12- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أُنْزِلَتْ آيَةُ التطْهِيرِ فِيْ خَمْسَةٍ فِيَّ، وَفِيْ عَليٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَيْنٍ وَفاطِمَة) .

( آيه تطهير بر 5 نفر نازل شد , بر من وعلي وحسن وحسين وفاطمه (عليهم السلام) ) .

إسعاف الراغبين ص 116/ صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة.

 

13- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَفْضَلُ نِساءِ أَهْل الجَنَّةِ: مَرْيَمُ وَآسيةُ وَخَديجَةُ وَفاطِمَة) .

( بهترين زنان اهل بهشت 4  نفرند : مريم وآسيه وخديجه وفاطمه ) . 

سير أعلام النبلاء: ج 2 ص 126/ذخائر العقبى: ص 44.

 

14- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ فاطِمَة) .

( أوّلين كسي كه وارد بهشت ميشود فاطمه است ) . 

ينابيع المودّة ج2 ص322 باب56.

 

15- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (المَهْدِيِ مِنْ عِتْرَتي مِنْ وُلدِ فاطِمَة) .

( مهدي أز عترت من أز ولد فاطمه ميباشد ) . 

 الصواعق المحرقة ص237.

 

16- قال رســـول اللّه (صلى الله عليه وآله): (إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطـــَمَ ابْنَتِي فاطِمَـــة وَوُلدَهـــا وَمَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِكَ سُمّيَتْ فاطِمَة) .

( خداي تبارك وتعالى آتش را بر دخترم فاطمه وپسرانش وكسي كه آنان را دوست بدارد دور ومنع كرده است , وبه همين دليل است كه اسمش فاطمه است ) .

كنز العمال ج6 ص219.

 

17- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة أَنْتِ أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتي لُحُوقاً بِي) .

( اي فاطمه , تو أوّلين نفري هستي كه أز عترتم بعد أز من به نزد من مي آيي ) .

حلية الأولياء ج 2 ص 40/ صحيح البخاري كتاب الفضائل/كنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97.

 

18- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي يَسُرُّنِي ما يَسُرُّها) .

( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را خوش حال كند مرا خوش ميكند ) .

الصواعق المحرقة ص 180 و 232/ مستدرك الحاكم / معرفة ما يجب لآل البيت النبوي من الحق على من عداهم ص 73/ ينابيع المودّة ج 2 باب 59 ص 468.

 

19- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة سِيِّدةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّة) .

( فاطمه سرور زنان أهل بهشت است ) . 

صحيح البخاري ج 3 كتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ مستدرك الصحيحين ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 164/ سنن الترمذي ج 3 ص 226/ كنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ الجامع الصغير ج 2 ص 654 ح 5760/ سير أعلام النبلاء ج 2 ص 123/ الصواعق المحرقة ص 187 و 191/ خصائص الإمام عليّ للنسائي ص 118/ ينابيع المودّة ج 2 ص 79/ الجوهرة في نسب عليّ وآله ص 17/ البداية والنهاية ج 2 ص 60.

 

20- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةُ مِنّي فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنِي) .

( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را غضبناك كند مرا غضبناك كرده است ) .

صحيح البخاري ج 3 كتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ خصائص الإمام عليّ للنسائي ص 122/ الجامع الصغير ج 2 ص 653 ح 5858/ كنز العمّال ج 3 ص 93 ـ 97/ منتخب بهامش المسند ج 5 ص 96/ مصابيح السنّة ج 4 ص 185/ إسعاف الراغبين ص 188/ ذخائر العقبى ص 37/ ينابيع المودّة ج 2 ص 52 ـ 79.

 

21- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة خُلِقَتْ حورِيَّةٌ فِيْ صورة إنسيّة) .

( فاطمه يك حوريّه خلق شد به صورت إنسيّه ) . 

مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 296.

 

22- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة حَوْراءُ آدَميّةَ لَم تَحضْ وَلَمْ تَطْمِث) .

( فاطمه حوريّه إنسيّه است , حيض ونفاس ندارد ) .

الصواعق المحرقة ص 160/ إسعاف الراغبين ص 188/ كنز العمّال ج 13 ص 94/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97.

 

23- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة أَحَبُّ إِليَّ مِنْكَ يا عَلِيّ وَأَنْتَ أَعَزُّ عَلَيَّ مِنْها) .

( فاطمه از تو يا علي نزد من محبوب تر است , وتو نزد من از او عزيزتر ميباشي ) .

مجمع الزوائد ج 9 ص 202/ الجامع الصغير ج 2 ص 654 ح 5761/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ أسد الغابة ج 5 ص 522/ ينابيع المودّة ج 2 باب 56 ص 79/ الصواعق المحرقة الفصل الثالث ص 191.

 

24- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي وَهِيَ قَلْبِيْ وَهِيَ روُحِي التي بَيْنَ جَنْبِيّ) .

( فاطمه پاره تن من است , واو قلب من است , وروحي كه بين من است ) .

نور الأبصار ص 52.

 

25- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة سيِّدَةُ نِساءِ أُمَّتِي) .

( فاطمه سرور زنان أمّت من است ) .

سير أعلام النبلاء ج 2 ص 127/صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة، باب مناقب فاطمة/مجمع الزوائد ج 2 ص 201/إسعاف الراغبين ص 187.

 

26- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي يُؤلِمُها ما يُؤْلِمُنِي وَيَسَرُّنِي ما يَسُرُّها) .

( فاطمه پاره تن من است , هر چه او را بيازارد مرا آزرده است , وهرچه او را مسرور گرداند مرا مسرور كرده است ) .

مناقب الخوارزمي ص 353.

 

27- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي مَنْ آْذاهَا فَقَدْ آذانِي) .

(فاطمه پاره تن من است , هر كه او را مرا بيازارد مرا آزرده است) .

السنن الكبرى ج 10 باب من قال: لا تجوز شهادة الوالد لولده ص 201/ كنز العمّال ج 13 ص 96/نور الأبصار ص52/ ينابيع المودّة ج 2 ص 322.

 

28- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة بَهْجَةُ قَلْبِي وَابْناها ثَمْرَةُ فُؤادِي) .

( فاطمه بهجت وسرور قلب من است , ودو پسرش ميوه دل من هستند ) .

ينابيع الموّدة ج 1 باب 15 ص 243.

 

29- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة لَيْسَتْ كَنِساءِ الآدَميّين) .

( فاطمه مثل زنان آدميّين نيست ) . 

مجمع الزوائد ج 9 ص 202.

 

30- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة إِنّ اللّهَ يَغْضِبُ لِغَضَبَكِ) .

( اي فاطمه , خدا با غضب تو غضبناك ميشود ) .

الصواعق المحرقة ص 175/ مستدرك الحاكم، باب مناقب فاطمة / مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 351.

 

31- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة إِنّ اللّهَ غَيْرُ مُعَذِّبِكِ وَلا أَحَدٍ مِنْ وُلْدِكِ) .

( اي فاطمه خدا نه تو را عذاب ميدهد نه كسي أز پسرانت را ) 

كنز العمّال ج13 ص96/ منتخب كنز العمّال بهامش مسند أحمد ج5 ص97/ إسعاف الراغبين بهامش نور الأبصار ص118.

32- قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (كَمُلَ مِنَ الرِّجال كَثِيرُ وَلَمْ يَكْمُلْ مِنَ النساءِ إِلاّ أَرْبَع: مَرْيـــم وَآسِيَة وَخَديجـــَة وَفاطِمـــَة)

( أز مردان خيلي به كمال رسيدند , ولي أز زنان فقط 4 نفر : مريم وآسيه وخديجه وفاطمه )

نور الأبصار ص 51.

33- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): (ليلة عرج بي إلى السماء رأيت على باب الجنّة مكتوبا : لا إله إلا الله , محمّد رسول الله , عليّ حبيب الله , الحسن والحسين صفوة الله , فاطمة خيرة الله , على مبغضيهم لعنة الله)

( شبي كه به معراج رفتم بر در بهشت ديدم نوشته شده بود : لا إله إلا الله , محمد رسول الله , علي ولي الله , حسن وحسين مصطفايان خدا , فاطمه برگزيده خدا , لعنت خدا بر مبغضين آنان ) .

تاريخ بغداد : 1/259 تاريخ دمشق : 14/170 لسان الميزان : 5/70

34- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): (لو كان الحسن شخصا لكان فاطمة , بل هي أعظم , إن فاطمة ابنتي خير أهل الأرض عنصرا وشرفا وكرما) .

( أگر إحسان شخص بود , فاطمه ميبود , بلكه أو أعظم است , فاطمه دختر من بهترين أهل زمين است در كرم وعنصر وشرف ) .

مقتل الحسين : 1/60.

35- خرج رسول الله (صلى الله عليه وآله) وهو آخذ بيد فاطمة (سلام الله عليها) فقال : (من عرف هذا فقد عرفها ومن لم يعرفها فهي فاطمة بنت محمّد وهي قلبي وروحي التي بين جنبي) .

پيامبر أكرم (ص) خارج شدند در حالي كه دست حضرت فاطمه (س) را گرفته بودند , سپس گفتند : (هر كس أو را ميشناسد شناخته است , وهر كه كه او را نميشناسد پس او فاطمه دختر محمد است , واو قلب من است وروحي كه بين من است) .

الفصول المهمّة : 146 نور الأبصار : 53

36- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): (إنّما سمّيت فاطمة لأنّ الله عزّوجلّ فطم من أحبّها من النّار)

( فاطمه فاطمه ناميده شد چون كه خدا محبّان او را أز آتش دور گردانيده است )

مجمع الزوائد : 9/201

37- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) : (أتاني جبرئيل قال : يا محمّد إنّ ربّك يحبّ فاطمة فاسجد , فسجدت , ثمّ قال : إنّ الله يحبّ الحسن والحسين فسجدت , ثمّ قال : إنّ الله يحبّ من يحبّهما) .

( جبرئيل نزد من آمد وگفت : يا محمّد , خدا فاطمه را دوست دارد , پس سجده كن , سجده كردم , سپس گفت : خدا حسن وحسين را هم دوست دارد , پس سجده كردم , سپس گفت : خدا دوست دارد هر كس كه آن دو را دوست بدارد ) .

لسان الميزان : 3/275

38- قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) : (إن فاطمة شعرة مني فمن آذى شعرة مني فقد آذاني , ومن آذاني فقد آذى الله , ومن آذى الله لعنه ملء السماوات والأرض) .

( فاطمه موئي أز من است , پس كسي كه موئي أز من را بيازارد مرا آزرده است , وكسي كه مرا بيازارد خدا را آزرده است , وكسي خدا را بيازارد خدا أو را به أندازه زمين وآسمان لعنتش ميكند ) .

حلية الأولياء : 2/40

39-  قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) : (يا سلمان , حبّ فاطمة ينفع في مئة من المواطن , أيسر تلك المواطن : الموت , والقبر , والميزان , والمحشر , والصراط , والمحاسبة , فمن رضيت عنه ابنتي فاطمة , رضيت عنه , ومن رضيت عنه رضي الله عنه , ومن غضبت عليه ابنتي فاطمة , غضبت عليه , ومن غضبت عليه غضب الله عليه , يا سلمان ويل لمن يظلمها ويظلم بعلها أمير المؤمنين عليا , وويل لمن يظلم ذرّيتها وشيعتها) .

(إي سلمان , حبّ فاطمه در 100 جا نافع ومفيد است , ميسّرترين وراحت ترين آن جا ها : هنگام مردن , در قبر , در ميزان , در محشر , در صراط , در محاسبه , پس هر كه كه دخترم فاطمه از او راضي شود من هم از او راضي ميشوم وكسي كه من از او راضي شوم خدا از او راضي ميشود , وهر كس كه دخترم فاطمه بر او غضب كند من هم بر او غضبناك ميشوم , وهر كس كه من بر او غضبناك شوم خدا بر او غضبناك ميشود , إي سلمان , واي بركسي كه به او وبه شوهر او أمير المؤمنين علي ظلم وستم كند , وواي بر كسي كه به نسل وشيعه او ظلم وستم كند) .

فرائد السمطين : 2 باب 11 ح 219 كشف الغم : 1/467

40- (قرأ رسول الله (صلى الله عليه وآله) هذا الآية : (في بيوت أذن الله أن ترفع ويذكر فيها اسمه) فقام إليه رجل فقال : أي بيوت هذه يا رسول الله ؟ قال : بيوت الأنبياء , فقام إليه أبوبكر فقال : يا رسول الله أهذا البيت منها ؟ -مشيرا إلى بيت علي وفاطمة عليهما السلام-قال : نعم , من أفاضلها)

(رسول خدا (ص) إين آيه را خواند : (در خانه هائي كه خدا إجازه داده است كه بالا روند وذكر او در آنها به بزرگي ياد شود) پس كسي بلند شد وسؤال كرد : كدام بيوتي هستند اينها يا رسول الله ؟ فرمودند : بيوت أنبياء , پس ابوبكر بلند شد وگفت : يا رسول الله اين خانه هم ضمن آنان است ؟ -اشاره به خانه حضرت علي وحضرت فاطمه عليهما السلام كرده بود- پيامبر (ص) فرمودند : بله , از بهترينان آن بيوت است) .

الدر المنثور : 6/203 تفسير آية النور , روح المعاني : 18/174 تفسير الثعلبي : 7/107 الكشف والتبيان للمسفوي : 72

---------------------------------------------

والي ماشاءالله مطالب ديگر که علاقه مندان جهت مطالعه مي توانند به مصادر ذيل مراجعه کنند

حدود 70 مصدر سني وشيعي است درباره مظلوميت حضرت زهراء (س)

 

--
1 ـ الامالي للصدوق : ص 99/101 و 118 .

2 ـ إثبات الهداة : ج 1 ص 280 /281 .

3 ـ إرشاد القلوب للديملي : ص 295 .

4 ـ بشارة المصطفى : 197 ـ 200 .

5 ـ الفضائل لابن شاذان : 8/11 .

6 ـ غاية المرام : 48 .

7 ـ المحتضر : 109 و44/55 .

8 ـ المناقب لابن شهر آشوب : ج 2 ص 209 .

9 ـ وفاة الصديقة الزهراء للمقرم : 60 و 78 .

10 ـ تفسير العياشي : ج 2 ص 307 و 308 .

11 ـ البرهان في تفسير القرآن : ج 2 ص 434 .

12 ـ كامل الزيارات : ص 332/335 .

13 ـ الهداية الكبرى : ص 179 و 407 و 408 و 417 .

14 ـ حلية الأبرار : ج 2 ص 652 .

15 ـ نوائب الدهور : ص 194 .

16 ـ فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى : ج 2 ص 532 .

17 ـ الاختصاص : ص 185 و 184 .

18 ـ المغني للقاضي عبد الجبار : ج 20 ق 1 ص 335 .

19 ـ الشافي للسيد المرتضى : ج 4 ص 110/119 و 117 و 120 .

20 ـ الأنوار النعمانية .

21 ـ مصباح الأنوار (من علماء القرن السادس) .

22 ـ نوادر الأخبار : ص 183 .

23 ـ علم اليقين : ص 686 ـ 688 .

24 ـ المنتخب للطريحي : ص 136 / 137 و 293 .

25 ـ مؤتمر علماء بغداد : ص 135 / 137 .

26 ـ سيرة الأئمة الاثني عشر : ج 1 ص 132 .

27 ـ الملل والنحل : ج 1 ص 57 .

28 ـ بهج الصباغة : ج 5 ص 15 .

29 ـ بيت الأحزان : ص 124 .

30 ـ الفرق بين الفرق : ص 148 .

31 ـ الخطط للمقريزي : ج 2 ص 346 .

32 ـ الوافي بالوفيات : 6/17 .

33 ـ شرح نهج البلاغة للمعتزلي : 2/60 و 16/235 ، 271 .

34 ـ أعلام النساء : 4/124 .

35 ـ الصراط المستقيم : 3/13 .

36 ـ الارجوزة المختارة : 88/92 .

37 ـ ديوان مهيار : 2/367 .

38 ـ أرجوزة في تواريخ النبي والأئمة : 13 .

39 ـ تراجم أعلام النساء : 2/316 .

40 ـ الأنوار القدسية للاصفهاني : 42/44 .

41 ـ فرائد السمطين : 2/34 .

42 ـ البحار : 28/297 و 268/270 وهامش 271 و 37/39 و 51 و 321 و 62 . 43/197 و 172 . 95/351 . 30/293 و 302 و 348/350 . 44/149 . 53/14 . 29/192 .

43 ـ سليم بن قيس : 2/585 .

44 ـ العوالم : 11/400 ، 416 ، 392 و 441 .

45 ـ الاحتجاج : 1/210 ، 414 .

46 ـ مرآة العقول : 5/319 .

47 ـ ضياء العالمين : ج 2 ق 3 ص 60 .

48 ـ جلاء العيون للمجلسي : 1/193 ، 184 .

49 ـ كامل بهائي : 1/306 ، 312 .

50 ـ حديقة الشيعة : 265 .

51 ـ روضة المتّقين : 5/342 .

52 ـ تراجم أعلام النساء : 2/321 .

53 ـ الصوارم الحاسمة للكمالي الاسترابادي .

54 ـ نوائب الدهور : 1/157 .

55 ـ ألقاب الرسول (ص) وعترته : 39 .

56 ـ تلخيص الشافي : 3/156 .

57 ـ النقض : 298 .

58 ـ اللوامع الالهية في المباحث الكلامية : 302 .

59 ـ مناظرة الغروي والهروي : 47 .

60 ـ الإمامة لابن سعد الجزائري : (مخطوط) 81 .

61 ـ الرسائل الاعتقادية للخواجوئي المازندارني : 444 .

62 ـ الحدائق الناضرة : 5/180 .

63 ـ روضات الجنات : 1/358 .

64 ـ التتمة في تواريخ الأئمة : 28 ، 35 .


ونذكر لك بعض المصادر التي ذكرت إسقاط جنينها "عليها السلام" وعليك بالمراجعة .

1 ـ اثبات الوصية : 143 .

2 ـ الملل والنحل : 1/57 .

3 ـ بهج الصباغة : 5/15 .

4 ـ بيت الأحزان : 124 .

5 ـ الوافي بالوفيات : 6/17 .

6 ـ شرح نهج البلاغة للمعتزلي : 2/60 و 14/139 عن شيخه أبي جعفر النقيب .

7 ـ الارجوزة المختارة : 88 .

8 ـ المنتخب للطريحي : 136 و 293 .

9 ـ أرجوزة الحر العاملي في تواريخ الأئمة : 13 (مخطوط) .

10 ـ تراجم أعلام النساء : 2/316 .

11 ـ الأنوار القدسية : 42 .

12 ـ فرائد السمطين : 2/34 .

13 ـ الأمالي للصدوق : 99 .

14 ـ إرشاد القلوب للديلمي : 295 .

15 ـ جلاء العيون : 1/184 و 193 .

16 ـ بشارة المصطفى : 197 .

17 ـ الفضائل لابن شاذان : 8/11 تحقيق الأرموي .

18 ـ غاية المرام : 48 .

19 ـ المحتضر : 109 .

20 ـ إقبال الأعمال : 625 .

21 ـ دلائل الإمامة : 45 و 26 .

22 ـ مهج الدعوات : 257 و 258 .

23 ـ المصباح للكفعمي : 522 .

24 ـ مسند الإمام الرضا للعطاردي : 2/65 .

25 ـ الإمامة لابن سعد الجزائري : (مخطوط) 81 .

26 ـ ضياء العالمين : ج 2 ق 2 ص 62 .

27 ـ طريق الارشاد للخواجوئي (مطبوع مع الرسائل الاعتقادية) : 444 و 465 .

28 ـ الرسائل الاعتقادية : 301 .

29 ـ الحدائق الناضرة : 5/180 .

30 ـ تشييد المطاعن : 1/ فيه عشرات الصحفات ، فلتراجع .

31 ـ الصوارم الماضية : (مخطوط) 56 .

32 ـ روضات الجنات : 1/358 .

33 ـ تلخيص الشافي : 3/156 .

34 ـ النقض : 298 .

35 ـ اللوامع الالهية في المباحث الكلامية : 302 .

36 ـ مناظرة الغروي والهروي : 47 .

37 ـ نفحات اللاهوت : 130 .

38 ـ إحقاق الحق : 2/374 .

39 ـ سيرة الأئمة الاثني عشر : 1/132 .

40 ـ الصراط المستقيم : 3/12 .

41 ـ كامل بهائي : 309 .

42 ـ التتمة في تواريخ الأئمة : 28 .

43 ـ اثبات الهداة : 2/370 و 337 و 380 .

44 ـ مناقب آل أبي طالب (لابن شهر آشوب) : 3/407 .

45 ـ البحار : 3/393 ، 25/373 ، 28/308 و 271 ، 37/39 و 268/270 و 209 و 210 و 264 و 323 ، 29/192 ، 30/294 ، 39/41 ، 42/91 ، 43/237 و 170 و 197 و 22/64 ، 82/261 ، 83/223 ، 97/199 .

46 ـ عوالم العلوم : 11/539 و 411 و 504 و 391 و 400 و398 و 441 .

47 ـ المجدي في أنساب الطالبين : 12 .

48 ـ فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى : 2/532 .

49 ـ نوائب الدهور : 192 .

50 ـ الاختصاص : 343 و184 .

51 ـ كامل الزيارات : 326 و 332 .

52 ـ وفاة الصديقة الزهراء : 78 .

53 ـ كتاب سليم بن قيس : 587 و 590 .

54 ـ الاحتجاج : 1/210 و 414 .

55 ـ مرآة العقول : 5/319 و 318 .

56 ـ كفاية الطالب : 413 .

57 ـ حديقة الشيعة : 265 .

58 ـ معاني الأخبار : 205 .

59 ـ الهداية الكبرى : 179 و 417 .

60 ـ حلية الأبرار : 2/652 .

61 ـ البلد الأمين : 551 .

62 ـ علم اليقين : 701 و 686 .

63 ـ روضة المتقين : 5/342 .

64 ـ تراجم أعلام النساء : 321 .

65 ـ نوادر الأخبار للفيض : 183 .

66 ـ مؤتمر علماء بغداد : 135 .

67 ـ البدء والتاريخ : 5/20 .

68 ـ فاطمة بنت رسول الله لعمر أبي النصر : 94 .

69 ـ التنبيه والرد على أهل الأهواء والبدع : 25 .

70 ـ منتهى الآمال : 1/263 و 201 .

71 ـ التتمة في تواريخ الأئمة : 35 .

72 ـ مقتل الحسين للمقرم : 389 (عن كاشف الغطاء) .

73 ـ ميزان الاعتدال : 1/139 .

74 ـ لسان الميزان : 1/268 .

75 ـ سير أعلام النبلاء : 15/578


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 18:9 توسط متولي

حسنین علیهما السلام و یاد مادر..


شدت عشق و علاقه‏ ى سبطين پيامبر، امام حسن و امام حسين (ع) نسبت به مادر مقدس شان، به راستى كه از حد توصيف بيرون است. وجود آن مادر بزرگوار، براى آنان همه چيز بود، و در پرتو مهر و شادي ها عميق‏ تر و گسترده‏ تر، و غم‏ ها و اندوه ‏ها كم‏رنگ تر و قابل تحمل‏ تر مى‏ شدند. چنان كه غم سنگين رحلت جد بزرگوارشان، رسول حق و رحمت را، هرچند كه بسيار عميق و دلشكن و طاقت ‏فرسا بود، در سايه‏ ى وجود چنان مادر بى‏ همتايى، كمتر احساس مى‏كردند و تاب و توان تحمل چنان غمى را در كنار مادر خود به دست مى‏ آوردند.
حضرت امام حسن (ع) دومين امام و پيشواى معصوم شيعيان و نخستين فرزند او علاقه و محبت شورانگيز و عشق وافرى نسبت به مادر عزيزش فاطمه‏ ى زهرا (س) داشت. اين علاقه و محبت و ابعاد و نشانه هاى آن را، در موارد متعددى از زندگى آن حضرت مى ‏توان نشان داد، كه مهمترين آنها اسناد و مكاتباتى است كه در ميان وى با معاويه يا استانداران و عمال و كارگزاران حكومتى او رد و بدل شده است.
در اين اسناد و نامه ‏ها، از زبان و قلم امام حسن (ع) بارها به وجود مادرى مانند زهراى اطهر استناد و افتخار شده، و امام معصوم وجود مبارك چنان مادر مقدسى را، دليل حقانيت راه و مرام خويش شمرده است و درستى و استوارى آن را اثبات نموده است.
مرحوم سيد محسن جبل عاملى، در موسوعه‏ ى «اعيان‏الشيعه» به برخى از اين نامه‏ ها اشاره كرده است. امام در يكى از اين نامه ‏ها به صورت فشرده و مختصر به «زياد بن أبيه» فرماندار غاصب معاويه غاصب مى‏نويسد:
«از حسن، فرزند فاطمه، به زياد فرزند سميّه! بدان كه رسول خدا (ص) فرمودند: فرزند متعلق به فراش و رختخواب پاك زناشويى است و نصيب زناكار (به جاى فرزند) سنگ است! والسلام»(1)
اين نامه از يك حقيقت تاريخى پرده برمى ‏دارد و براى پژوهندگان حقيقت، به ويژه مورخين حقيقت‏ جو، سندى محكم و مسلم است و آن اين كه مسأله‏ ى روابط نامشروع سميّه، زن عبيداللَّه را افشاء مى‏سازد كه با ابوسفيان، آن منافق دغل‏باز و حيله‏ باز، روابط زشت و نادرستى داشته است.
نامه‏ ى مزبور، پس از اهانت ها و جسارت ها و گستاخى‏ هاى بى‏ شرمانه، و هرزه‏ درايى‏ ها و ياوه گويى‏ هاى مكررى كه از سوى «زياد» نسبت به ساحت مقدس و شامخ امام حسن (ع) روا داشته شده بود، نگاشته شده و حقيقت ذات و نهاد آن هرزه‏ گوى هتاك را فاش ساخته و به تاريخ سپرده است.
علاوه بر اين اسناد و مكاتبات، امام حسن (ع) بارها در مقام محاجه با معاويه، به اصالت نسبت و پاكى گوهر، و طهارت و قداست مادر بزرگوار خويش استناد كرده است. و اين امر حاكى از عمق نفوذ عظمت مادر، و تأثير عميق مقام شامخ آن وجود گرامى، در قلب و روح فرزند دلبندش امام حسن مجتبى (ع) است. دامنه‏ ى اين نفوذ و تأثير تا بدانجا گسترده بود كه امام بزرگوار، نه تنها در تمام طول زندگى پاك و پرثمرش، همواره به يادآور مادر و از بزرگى‏ ها و قداست و عصمت او ياد مى‏ كرد و حقايق ارزنده اى را در اين باب در اختيار عاشقان اهل‏ بيت (ع) قرار مى‏ داد، بلكه حتى به هنگام شهادت و در آخرين لحظات زندگى نيز ياد و نام مادر و بازگويى خاطرات و محبت هاى او بر لب هايش جارى بود.

امام حسين و ياد مادر

حضرت سيدالشهداء، سرور آزادگان و قافله‏ سالار كاروان جاويد شهداى حق و حقيقت، دومين فرزند او نيز، همچون برادر بزرگوارش قلبى مالامال از عشق و مهر مادر داشت. علاقه وافر و محبت بيكران آن حضرت، نسبت به ساحت قدس مادر بزرگوارش، يكى از شورانگيزترين فصل هاى كتاب عشق مادر و فرزندى است.
خود آن حضرت، بارها و بارها، اين عشق و علاقه ‏ى بيكران و اين پيوند قلبى و اخلاص شايان را، در طى سخنان گهربار و پيام ها و اتمام حجت هاى شورانگيز و تاريخى و تاريخ ‏ساز خويش بيان داشته و در اين مورد، فصلى درخشان در تاريخ اسلام براى شيفتگان حقايق و معارف اسلامى، به جاى نهاده است.
يكى از بهترين نمونه‏ ها و نشانه ‏هاى اين علاقه‏ ى عميق امام حسين (ع) نسبت به مادر گرامى‏ اش، تجديد خاطره و تجليل نام و ياد آن مادر يگانه در جريان انتخاب نام براى فرزندان دخترى ‏اش جلوه‏ گر مى ‏شود. زيرا مى‏بينيم كه آن حضرت، چند تن از دختران خويش را، به ياد مادر عزيزش، «فاطمه» نامگذارى كرده است كه با صفتهايى چون كبرى، وسطى و صغرى تشخيص داده مى‏شدند. اين امر، خود حاكى از علاقه‏ ى مفرط و شدت محبت امام حسين (ع) نسبت به مادر عزيزش بوده است.
شدت عشق و علاقه‏ ى سبطين پيامبر، امام حسن و امام حسين (ع) نسبت به مادر مقدس شان، به راستى كه از حد توصيف بيرون است. وجود آن مادر بزرگوار، براى آنان همه چيز بود، و در پرتو مهر و شادي ها عميق‏ تر و گسترده تر، و غم‏ ها و اندوه ‏ها كم‏رنگ تر و قابل تحمل‏ تر مى ‏شدند. چنان كه غم سنگين رحلت جد بزرگوارشان، رسول حق و رحمت را، هرچند كه بسيار عميق و دلشكن و طاقت‏ فرسا بود، در سايه‏ ى وجود چنان مادر بى‏ همتايى، كمتر احساس مى ‏كردند و تاب و توان تحمل چنان غمى را در كنار مادر خود به دست مى آوردند. زيرا آن دو فرزند دلبند، در هر حادثه و پيشامدى، بيشتر به دامن مهر مادر پناه برده، و بيشتر با او انس و الفت گرفته و دل‏خوش كرده بودند و پيوندى معنوى و قلبى ‏شان هر روز محكم تر و ناگسستنى‏ تر شده بود... تا وقتى كه آن حادثه ‏ى لرزاننده و دلسوز پيش آمد...
آرى، شدت انس و علاقه و اخلاص آنان نسبت به مادر، در آن روز تلخ و سياه، در آن روز بغض و اشك، در روز غم‏ آلود از دست دادن مادر عزيز، به اوج خود رسيد: هنگامى كه حالت احتضار مادر را احساس كردند، با وجود آن همه صبر و بردبارى و آن همه متانت و شكيبايى، باز نتوانستند آرام بگيرند و در آرامش بمانند. باز نتوانستند از بى‏ تابى خوددارى كنند و خود را روى پيكر عطرآگين و در حال احتضار مادر نيفكنند و با سخنان گرم و پرشور، با گفتار مهرآميز و با صداى بغض‏ آلود، مورد خطاب قرارش ندهند و شور و بى‏ تابى و اندوه و درددل و سوز درون خود را بيان نكنند...
در آن لحظات تلخ و غم‏ آلود، تنها كوشش و فعاليت «اسماء» دختر عميس بود كه توانست آنان را از مادر جدا كند و به سراغ پدر گرامى‏ شان على (ع) گسيل دارد، كه تفصيل آن در كتابهاى معتبر مقتل به صورتى مؤثر و پرسوز آمده است. (1)
و از آن پس بود كه همواره نام و ياد فاطمه ‏ى زهرا (ع) بر زبان حسنين جارى و در دلهايشان پايدار بود...
يكى از پرشورترين يادآوري هاى امام حسين (ع) از مادر عزيزش در لحظه‏ى بسيار حساس و سرنوشت‏ ساز ايام حركت به سوى كربلا است. در آن هنگام كه لحظات مى‏ رفتند تا عظيم ‏ترين حادثه‏ ى تاريخ خونبار اسلام را در تداوم توقف‏ ناپذير خويش ثبت كنند، امام حسين (ع) با شكيبايى و متانتى كه از چنان بزرگمرد جاودان ه‏اى سزاوار و شايسته است، با تعبيرى بسيار زيبا و باشكوه از مادر عزيز ياد مى‏كند و با زيباترين و شايسته ترين كلمات، طهارت و عصمت و عظمت مادر خويش را بيان مى‏ دارد. آن جا كه مى‏ فرمايد:
«الا إن الدعى بن الدعى قد ركزنى بين اثنين، بين الذلة والسلة، هيهات منى الذلة يأبى اللَّه ذلك لنا و رسوله والمؤمنون و حجور طابت و طهرت». (2)
(عبيداللَّه بن زياد، مرا بين دو امر، مخيّر ساخته است (كه يكى از آن دو را انتخاب كنم) يا تن به شمشير دهم و كشته شوم، يا ذلّت و زبونى را اختيار كنم و با او بيعت نمايم. ولى هرگز دامن ما به ذلت آلوده نخواهد شد. زيرا دامن هاى پاكى كه مرا تربيت كرده، همواره از پذيرش ذلت إبا و اجتناب دارد. من در دامن صديقه اطهر بار آمده ‏ام، و از پستان فضيلت و شرف شير نوشيده‏ ام. خانه‏ ى كوچك ما، كانون فضيلت و شخصيت بوده و هرگز زبونى و خوارى به آن راه پيدا نكرده است. من در دامن هايى تربيت شده‏ام كه عمرى با آزادگى و عزت و سربلندى زندگى كرده‏اند. آنان هرگز رضايت نمى‏ دهند كه من زير بار ذلّت و پستى، و قبول بيعت از فردى فرومايه همچون يزيد بروم...)
آرى، حتى در آن بحبوحه‏ى مرگ و زندگى، در لحظاتى كه امام مى‏ دانست تا لحظات تاريخى شهادت سرخ خويش و ياران و عزيزان خانواده‏اش فاصله‏ى چندانى ندارد، باز به ياد مادر عزيز بود و افتخار مى‏كرد كه در چنان دامن پاكى تربيت يافته است...
اين تذكرها و يادآوري ها از تمام مواقف كربلا و عاشورا در رجزها و حماسه‏ ها، در شهادت ها و بر سر شهداء بارها و بارها تكرار و يادآورى شده است.
ق پ

1 ـ جلاءالعيون، ج 1، ص 219- كشف‏الغمه اردبيلى- و منابع ديگر.
2 ـ نفس‏المهموم، ص 149.



+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 18:5 توسط متولي

وصیت نامه حضرت زهرا (س)

وصیت نامه حضرت زهرا (س)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله)

اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله

 و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور


یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله) زوجنی الله منك لاكون

 لك فی الدنیا و الآخرة انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی كفنی بالیل و صل علی

 و ادفنی بالیل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة.

به نام خداوند بخشنده مهربان

این وصیت نامه فاطمه (سلام الله علیها) دختر رسول (صلی الله علیه و آله) خداست،

در حالی كه وصیت می كند كه شهادت می دهم، خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد

 (صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است

و روز قیامت فرا خواهد رسید، شكی در آن نیست و خداوند مردگان را زنده

وارد محشر می كند.

ای علی! من فاطمه (سلام الله علیها) دختر محمد (صلی الله علیه و آله) هستم،

خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری،

 حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب

 مرا دفن كن و هیچ كسی را اطلاع نده!

تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 11:9 توسط متولي

زبان‌ حال حضرت علي (ع) در سوگ فاطمه (س)

اشك باران‌گونه نم‌نم سرخ مي‌بارد      بر رخ گلچهره‌اي بر بستر افتاده

از پناه چشمهايي خار بر دامن            گوئيا دل روي خاك افتاده جان داده

آه روي گونه‌اش فريادها جاري        در نگاهش شكوه‌ها طوفان به پا كرده

قامتم را ساحل نمناك چشمانش        در مسير خم شدن تنها رها كرده

شكوه بس كن قامت نخل آرمانم را         زير بار ضجه‌هاي اشك آلودست

از نگاه آتش آلود نهان سوزت            تا ((هميشه)) داشت معنا شعله‌ور بودست

آه با پاي برهنه مي‌رسد از راه            خسته و فرياد بر دوش و سكوت آئين

شعله ای ازخاك تاهفت آسمان در دست *درعبور ازدل به خون آغشته زخم آذين

زير چشماني كه مي بارید در مهتاب         غسل مي‌دادم پناه دردهايم را

آه قبري در پناه سينه ام مي‌كند.       دفن مي‌كردم عروج هاي‌هايم را

 شاعر مسعود اسدي

***

زبان حال حضرت علي (ع) در شهادت حضرت زهرا (س)

گويي تمام خويش را پنهان                 در عقده هاي خاك مي‌كردم

آن شب كه از چشمان خود با دست      بغض گلو را پاك مي‌كردم

آن شب كه ديدم با ز  زهرايي             با ياد تو چون شمع مي‌افروخت

آن شب كه ديدم سينه ي زينب               در آتش بي‌مادري مي‌سوخت

لرزيد عرش آن شب كه لرزيدند          بر سينه ات نيلوفراني چند

گفتند تا آرام بردارم                         از سينه ات بي مادراني چند

شاعر مسعود اسدي


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 10:49 توسط متولي

مقام شفاعت کبرا مربوط به صدّیقة طاهره(س) است


مقام شفاعت کبرا مربوط به صدّیقة طاهره(س) است

یکى از شفعاى روز قیامت آن هم در حد وسیع حضرت فاطمه‏ زهرا علیهاالسلام است. ما اگر بدانیم که آن روز که در پیش است، چه روزی است و گره‌گشای آن روز کیست، فاطمیّه این‌چنین نخواهد بود.

مسأله شفاعت، چیزى است که ریشه‏ ى قرآنى و حدیثى داشته و ضرورت مذهب به حساب مى ‏آید. بنابراین، یکى از شفعاى روز قیامت- آن هم در حد وسیع- حضرت فاطمه‏ ى زهرا علیهاالسلام مى‏باشد.

پیغمبر اکرم(ص) فرمودند:
«این سور مرا پیر کرد. یکی از این سور، «سورة واقعه» است. عیسی بن مریم(ع)، از جبرئیل سؤال کرد، از جبرئیلی که خدا در قرآن از او تعبیر کرده به «شدید القوی»، معنی «ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ٭ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى»1
گفت: قیامت کی برپا می‌شود؟
ببینید همه چنین روزی را در پیش داریم. ما اگر بدانیم که آن روز که در پیش است، چه روزی است و گره‌گشای آن روز کیست، فاطمیّه این‌چنین نخواهد بود.

 پرسید: قیامت کی برپا می‌شود؟ عن السّاعــ[ تا اسم قیامت را برد جبرئیل چنان لرزید که افتاد. بعد که به خود آمد، گفت:
عیسی! این علم مخزون خداست؛ چنانچه تو و من نیز نمی‌دانیم و من هم بی‌خبرم.
قیامت حقیقتی است که از شنیدن اسمش، جبرئیل غش می‌کند! ما چون نمی‌فهمیم، آسوده‌ایم. چون بی‌خبریم، آسوده‌ایم. این متن قرآن است:
«إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ٭ لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ ٭ خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ ٭ إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ٭ وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ٭ فَکَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا ...»2
چرا پیغمبر(ص) پیر شد؟ کسی باید این سوره را بخواند، آنچه در آن هست را بفهمد، بعد «اصحاب میمنه و مشئمه» را بشناسد، بعد ببیند خدا چه گفته، بعد بفهمد قیامت چیست.
بعد که خدا بیان می‌کند: «اذا رجّت الارض رجّا ...» این را بفهمد. یک کلمه بدانید! روزی که سر کوه این بیاید با ما چه خواهد کرد؟ وقتی کوه‌ها کنده بشود؛ چنان کنده می‌شود، به آفتاب نگاه کن در شعاع آفتاب آن ذرّات که می‌بینی اینها «هباء منبثّا» است! همة این سلسله جبال این کوه دماوند را نگاه کن! مثل همان ذرّه‌هایی می‌شوند که در شعاع آفتاب می‌بینید. این کلام خداست.
حالا توجّه کن، یک حرف ناروا، یک ناسزا، یک وقت به یک جاهل می‌گویی، این حساب دارد. یک وقت همان حرف ناروا به مثل شیخ انصاری یا شیخ طوسی گفته می‌شود، این حساب عوض می‌شود، چون این کلمه به یک عالم گفته شده است. حالا اگر همان ناسزا به سلمان گفته شود؟ اگر به امام گفته شود چه جور حساب عوض می‌شود؟ ما در هر گناهی به خدا اهانت می‌کنیم خدایی که عظمتش نامحدود است.
گناه نامحدود، عذاب نامحدود می‌طلبد. یک روزی است آن روز، خطابش به شخص حضرت خاتم(ص) است، می‌فرماید:
آن روز می‌بینی مردم مست شده‌اند؛ ولی مست نیستند. این از شدّت عذاب خداست. از شدّت عذاب خدا و از گرفتاری آن روز، پدر، پسر را فراموش می کند و پسر پدر را و برادر، برادر را.
در چنین گیر و داری در چنین اضطراب و غوغایی یک مشکل‌گشا هست. کنار عرش می‌ایستد. وقتی کنار عرش می‌ایستد، گفتنی نیست، آن پیراهن ـ پیراهن خونین حسین(ع) ـ را باز می‌کند، بعد که باز کرد، روی دست نمی‌گیرد، روی سرش می‌کشد. بعد که روی سر انداخت، جبرئیل می‌آید، می‌گوید:
«خدا به تو سلام می‌رساند و می‌گوید: هر چه می‌خواهی بخواه!»
حالا آنچه که وظیفة همه را روشن می‌کند، این جمله است، در چنین غوغایی، جبرئیل می‌گوید: «سلی حاجتک»،3 مرزی ندارد. هر چه که می‌خواهی. حالا اوّلین کلمه‌ای که فاطمه(ص) می‌فرماید، چیست؟ اوّلین کلمه این است: «یا ربّ شیعتی»4 حالا ما چه باید بگوییم؟
کسی که در چنین روزی و در چنین غوغایی به فکر من و تو است، آیا من و تو به این اندازه برای آن شبی که آن جنازه برداشته شد، قدم برداشته‌ایم؟ کاری کرده‌ایم؟ این مملکت خواب است! روز سوم
جمادی الثّانی است، باید بیدار شود. یک‌پارچه بشود «یا زهرا». ما چه جور تحمّل کنیم؟
آن پیغمبری که مقامش به این اندازه است که خدا در قرآن می‌فرماید: «لعمرک». هر وقت من خودم متوجّه این کلمه می‌شوم، مبهوت می‌گردم. خدا می‌گوید: «لامرک» یعنی به جان تو قسم! چنین پیغمبری که خدا او را به جایی که «قاب قوسین او ادنی» برد و در مقامی که جبرئیل از رفتن به آن فرو ماند و او گذشت و رسید به «کان قاب قوسین او ادنی، فاوحی الی عبده ما اوحی».
چنین پیغمبری که مبعوث شد، خاک و خاکستر بر سرش ریختند و دندانش را شکستند، برای چه؟ برای اینکه من و تو امروز سر به سجده بگذاریم و بگوییم: «سبحان ربیّ الاعلی و بحمده». نام خدا و تمام انبیا و معارف الهیّه را احیا کرد.
بعد گفت:
«ایّها النّاس! این فاطمه پارة تن من است، میوة دل من است.» امانتش را به این مردم سپرد. بعد نیمه شب این امانت سپرده را تحویل گرفت، در چه حالی تحویل گرفت؟ امیرالمؤمنین(ع)، کسی که اگر عالم به هم بخورد دل او به هم نمی‌ریزد. کسی که تیر به پایش رسید همه جمع شدند، گفتند: نمی‌توان این تیر را از پایش کشید، مگر در نماز. چون در نماز روحش به جایی می‌رفت که گفتنی نیست. چنین کسی که زخم دید و آه هم نکشید، وقتی جنازه را تحویل می‌داد، گفت: «ای کاش علی زنده نبود».
حالا وظیفة ما در روز سوم جمادی الثّانی چیست؟ این روز، چه روزی است؟ هر جا که هستید، اسمی از هیچ کس نباشد، جز فاطمه. فقط اسم، اسم فاطمة زهرا(س) است. اسم قلب سوختة پیغمبر(ص) است.
هر کاری که می‌توانید انجام دهید. آنها که مال دارند با مال، آنها که ندارند با هر قدرتی که دارند. هر هیئتی که بیشتر بیرون می‌آید مرهم بیشتری بر قلب امام زمان(ع) است. چون من و تو نمی‌بینیم؛ امّا او هر روز می‌بیند. چه می‌بیند؟ او هم محلّ قبر را می‌داند، هم آن کسی را که در قبر خوابیده است را می‌بیند. هم می‌بیند چه کسی با چه وضعی خوابیده است. چه بگویم؟ جنازه را غسل می‌دهند. بدن افتاده می‌شود.
تعبیری دربارة حضرت زهرا(س) است که وقتی حضرت علی(ع) بدن ایشان را روی مغتسل گذاشت «کان کالخیال». دیگر چیزی از فاطمه(س) باقی نمانده بود. حالا امام زمان(ع) هر روز آن بدن را می‌بیند. وقتی نگاه می‌کند، می‌بیند که همة ایران غرق عزا و شیون زهرا(ع) است، این مرهم دل او کاری می‌کند که شب قدر وقتی صحیفة عملمان را خدمت او می‌دهند، قلم روی جرایم ما می‌کشد و سعادت دنیا و آخرت برای شما ذخیره می‌کند.
مسئله آنقدر مهم است که پیغمبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمودند:
«یا علی! فاطمه وقتی در محراب می‌ایستد، هفتاد هزار ملک مقرّب بر او سلام می‌کنند و می‌گویند: «انّ الله اصطفاک و طهرّک و اصطفاک علی نساء العالمین».5 بعد فرمود: «یا علی فاطمة بضعة منی؛ فاطمه پارة تن من و نور چشم من و میوة دلم است.»
هر یک از این توصیف‌ها یک کتاب شرح دارد. میوة قلب من است. بعد فرمود: «یا علی، به فاطمه بعد از من احسان کن». این کلمه معنی دارد. علی(ع) که محتاج سفارش نیست. بفهمید چه خبر است. ختم مطلب اینکه «یا علی! از آن فزع اکبر روز قیامت کسی که در امان است فاطمه است و ذریّة فاطمه و شیعة فاطمه» و این مزد شما در فاطمیّه است.
اگر امسال همّت کنید و در هر استانی ملاحظه بشود که آنچه در سال قبل برای فاطمه(س) انجام دادید، دو برابر شده است و بعد از آن اگر به «مشهد» رفتید و به امام رضا(ع) سلام دادید، یا به «قم» آمدید و به حضرت معصومه(س)، دختر موسی بن جعفر(ع) سلام دادید، یا «کربلا» رفتید و کنار آن قبر شش گوشه، به سیّدالشّهداء(ع) سلام کردید، می‌بینید که این بزرگواران به شما جور دیگری جواب می‌دهند و دیگری به شما نظر می‌کنند. پیغمبر(ص) به شما جور دیگری نظر می‌کند، می‌گوید: این همان است که برای دخترم به سر و سینه می‌زد. حضرت علی(ع) به شما جور دیگری جواب سلام می‌دهد، می‌گوید: این همان است که برای آن جنازة غریب دل شب خدمت کرد. این اثر عمل شماست.

بسم ربّ الزّهراء
در روایات زیادی است که مقام شفاعت کبرا مربوط به صدّیقة طاهره(س) می‌باشد.
امام باقر(ع) می‌فرمایند:
«پدرم از جدّم، رسول خدا(ص) حدیث کردند که: در روز قیامت منبرهایی از نور برای انبیا نصب می‌نمایند و منبر من از همه بلندتر است.
آنگاه خداوند می‌فرماید:«ای محمّد! خطبه بخوان و من خطبه می‌خوانم که هیچ یک از پیامبران نشنیده باشند و پس از آن برای اوصیا، منبرهای نورانی نصب می‌نمایند و منبر وصیّ من علیّ ابن ابی طالب(ع) از همة منبرها بلندتر است و علی(ع) به دستور حق، خطبه‌ای می‌خواند که اوصیا نشنیده باشند ... و جبرئیل ندا می‌دهد که هان! اهل محشر سرها به گریبان کشید و دیده‌های خود ببندید، همانا فاطمه(س) به جانب بهشت عبور می‌کند. حضرت در ملازمت فرشتگان با جلال و جبروت بر در بهشت فرود می‌آیند، پس فاطمه(س) توقّف می‌کند و التفات ایشان به جانب صحرای محشر است.
خطاب می‌رسد: «ای دختر حبیب من! اینک که دستور داده‌ام به بهشت روی، نگران چه هستی؟»
عرض می‌کند: «ای پروردگار من! دوست دارم چنین روزی مقام و منزلتم نزد اهل محشر معلوم شود.»
ندا می‌رسد: «ای دختر حبیب من! برگرد و در مردم بنگر و هر کس که در قلبش دوستی تو یا یکی از فرزندانت است، داخل بهشت گردان.»
و بعد امام(ع) فرمودند:
«به خدا سوگند در آن روز، فاطمه(س) شیعیان و دوستان خود را از میان مردم چنان بر می‌چیند که مرغ دانه‌های خوب را از بد جدا می‌کند.
آنگاه فاطمه(س) با شیعیان خود در بهشت حاضر می‌شوند. خدا در دل ایشان می‌افکند تا دوباره به محشر التفات می‌کنند، خطاب می‌رسد: «این نگرانی شما برای چیست؟ همانا دختر حبیب من، از شما شفاعت کرد»، عرض می‌کنند: «خدایا! دوست داریم قدر ما در چنین روزی معلوم گردد.»
خداوند می‌فرماید:
«ای دوستان من! در میان جماعت بنگرید؛ هر کس که به خاطر دوستی فاطمه(س) شما را دوست داشت، هر کس به خاطر محبّت فاطمه(س) به شما طعام داد، به خاطر محبّت فاطمه(س) به شما لباس داد، به خاطر محبّت فاطمه(س) شما را به جام آبی سیراب کرد، یا غیبتی را از شما دور گردانید، دست او را بگیرید و همراه خود وارد بهشت کنید.»
امام باقر(ع) فرمودند:
«به خدا سوگند که در محشر جز کافر و منافق و شکّاک نمی‌ماند.»6

پی‌نوشت‌ها:
1. سورة نجم (53)، آیات 6 و 7.
2. سورة واقعه (56)، آیات 1 ـ 6.
3. بحارالأنوار، ج 43، ص 226.
4. همان، ص 227.
5. امالی صدوق، ص 478.
6. روحانی علی آبادی، محمّد، زندگانی حضرت زهرا(س)، ص 342.

 

ویژه نامه فاطمیه باشگاه خبرنگاران را دراینجا ببینید/ق پ
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 18:45 توسط متولي

عذاب آنان که فاطمه را آزردند

عذاب آنان که فاطمه را آزردند

نخستین فردی که در روز قیامت برای او دادخواهی می کنند و درباره او داوری می نمایند، در مورد محسن فرزند علی ( علیه السلام ) است که درباره قاتل او، قنفذ حکم می شود، آن ها را می آورند و با تازیانه ای آتشین می زنند و اگر یک تازیانه از آن به تمام دریا بیفتد، همه آب آن ها از مشرق تا مغرب، به جوشش در می آید واگر آن را بر کوههای دنیا بگذارند، همه آن ها ذوب شده و به خاکستر مبدّل می گردند، قاتل محسن، قنفذ را با آن تازیانه ها می زنند.

 ویژه نامه فاطمیه باشگاه خبرنگاران - روایت شده است: نخستین فردی که در روز قیامت برای او دادخواهی می کنند و درباره او داوری می نمایند، در مورد محسن فرزند علی ( علیه السلام ) است که درباره قاتل او، قنفذ حکم می شود، آن ها را می آورند و با تازیانه ای آتشین می زنند و اگر یک تازیانه از آن به تمام دریا بیفتد، همه آب آن ها از مشرق تا مغرب، به جوشش در می آید واگر آن را بر کوههای دنیا بگذارند، همه آن ها ذوب شده و به خاکستر مبدّل می گردند، قاتل محسن، قنفذ را با آن تازیانه ها می زنند.


همچنین در روایتی از امام صادق ( علیه السلام) نقل می کنند که فرمود: در روز قیامت، حضرت خدیجه و فاطمه بنت اسد ( مادر علی علیه السلام) محسن را حمل می کنند، آن ها گریه و ناله می کنند، مادرش فاطمه ( علیها السلام) این آیات را می خواند:


« هذا یَومُکُمُ الّذی توعَدون؛ این همان روزی است که به آن وعده داده شده اید» ( انبیا،104)


« یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَما عَمِلَت مِن سوءٍ تَوَدُّ لَو اَنَّ بینَها وَ بَینَهُ اًمَداً بَعیداً؛


امروز همان روزی است که هرکس آن چه را از کار نیک انجام داده، حاضر می بیند، و دوست می دارد میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیاد می بود». ( آل عمران، 30)
آنگاه امام صادق ( علیه السلام) آن چنان گریه کرد که محاسن شریفش از اشک، تر شد ، سپس فرمود:


« لا قَرّت عینٌ لا تبکی عِندَ هذا الذّکر؛ روشن مباد آن چشمی که هنگام ذکر این مصیبت ، گریه نکند». ( رنجها و فریاد های فاطمه،ص151)


الگوهای رفتاری حضرت فاطمه زهرا(س)، ص 386و 387


+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 18:43 توسط متولي

ماه عزای فاطمه روح مُحرم است...

شعر/ ماه عزای فاطمه روح مُحرم است...

شاعر:وحيد قاسمي

  • «باز اين چه شورش است که در خلق عالم است»

    ماه عزاي فاطمه روح مُحرم است
    خون گريه کن ز غم، که عقيق يمن شوي
    رخصت دهد خدا که تو هم سينه زن شوي
    در فاطميه از دل و جان گريه ميکنيم
    همراه با امام زمان گريه ميکنيم
    در فاطميه رنگ جگر سرخ‌تر شود
    آتش‌فشان غيرت ما شعله‌ور شود
    شمشير خشم شيعه پديدار ميشود
    وقتي که حرف کوچه و ديوار ميشود
    لعنت به آنکه پايه‌گذار سقيفه شد
    لعنت به هر کسي که به ناحق خليفه شد
    لعنت بر آنکه بر تن اسلام خرقه کرد
    اين قوم متحد شده را فرقه‌فرقه کرد
    تکفير دشمنان علي رکن کيش ما است
    هر کس محب فاطمه شد، قوم وخويش ما است
    ما بي خيال سيلي زهرا نميشويم
    راضي به ترک و نهي تبرا نميشويم
    قرآن و اهل‌بيت نبي اصل سنت است
    هر کس جدا ز اين دو شود، اهل بدعت است
    ما هم‌کلام منکر حيدر نميشويم
    «با قنفذ و مغيره برادر نميشويم»
    ما از الست طايفه‌اي سينه خسته‌ايم
    ما بچه‌هاي مادر پهلو شکسته‌ايم
    امروز اگر که سينه و زنجير ميزنيم
    فردا به عشق فاطمه شمشير ميزنيم
    ما را نبي «قبيله ي سلمان» خطاب کرد
    روي غرور و غيرت ما هم حساب کرد
    از ما بترس، طايفه‌اي پر اراده‌ايم
    ما مثل کوه پشت علي ايستاده‌ايم



+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 10:10 توسط متولي

جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) نزد امیرالمومنین علی(ع)

جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) نزد امیرالمومنین علی(ع)

جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) نزد امیرالمومنین علی(ع) در یک نگاه نشانگر اوج بزرگی و وشخصیت برجسته این بانوی بزرگ عالم است و از سوی دیگر بیانگر این حقیقت است که یک زن می تواند صاحب جایگاهی شود که مایه مباهات و افتخار امامش گردد.

جایگاه رفیع حضرت فاطمه (س) نزد امیرالمومنین علی(ع) در یک نگاه نشانگر اوج بزرگی و وشخصیت برجسته این بانوی بزرگ عالم است و از سوی دیگر بیانگر این حقیقت است که یک زن می تواند صاحب جایگاهی شود که مایه مباهات و افتخار امامش گردد.گرچه پرداختن به مقام و منزلت حضرت زهرا(س)خود بحثی مستقل را می طلبد اما ذکر برخی موارد آنهم به صورت فهرست وار می تواند به روشن شدن مرتبه ومقام زن به خصوص صدیقه کبری در نگاه مولا علی (ع)کمک کند.

 

 

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)
* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این‌ كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)

 

مددكار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

فاطمه ركن علی است

از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست می‌روند.»
علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»

تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم كه او را یاری می‌كردند و زینت‌ها را رها كرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7)
با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك می‌كند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند:

«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

پایان شكیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.»(14)

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.

2- نهج البلاغه.

3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.

4- همان/ ص 123.

5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.

6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.

7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.

8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة.

9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.

10- همان.

11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.

12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609.

13- همان.

14- اصول کافی/ ج1/ ص 159
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 10:8 توسط متولي

امشب به نخل آرزويم برگ پيداست (اشعار فاطمیه)

چند شعر بسيار زيبا در مناقب و سوگ بي بي فاطمه الزهرا كه بقيه اشعارو ميتونيد در ادامه مطالب رويت كنيد.

نشان مرگ!

 

 

امشب به نخل آرزويم برگ پيداست 

بر چهره‏ي زردم نشان مرگ پيداست

 

امشب مرا در بستر خود واگذاريد 

بيمار بيت وحي را، تنها گذاريد

 

دوران هجرم رو به اتمام ست امشب 

خورشيد عمرم بر لب بام ست امشب

 

خجلت زده از روي فرزندان خويشم 

اسما! تو تنها وقت رفتن باش پيشم!

 

چون روز آخر بود، کار خانه کردم 

گيسوي فرزندان خود را شانه کردم

 

ديدي چه حالي در نمازم بود اسما؟! 

اين آخرين راز و نيازم بود، اسما!

 

آخر نگاه خويش را، سويم بيفکن 

مي‏خوابم اينک، پرده بر رويم بيفکن

 

ديدي اگر خامش به بستر خفته‏ام من 

راحت شدم، پيش پيمبر رفته‏ام من!

 

شبها برايم بزم اشک و غم بگيريد 

در خانه‏ي آتش زده، ماتم بگيريد!

 

از من بگو با زينب آزاده‏ي من 

بر چيده نگذارد شود سجاده‏ي من

 

من رفتم اما، يادگارم، زينب، اينجاست 

روح مناجات و دعايم، هر شب اينجاست

 

غلامرضا سازگار (ميثم)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 9:59 توسط متولي

تصویر محتوا پوسترهای ویژه ایام فاطمیه

ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه
ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه
ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه
ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه
ایام فاطمیه ایام فاطمیه ایام فاطمیه

 


+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 21:16 توسط متولي

نخستین کلام حضرت فاطمه زهرا(س) در بهشت

  http://yaali1370.blogfa.com/

ایام فاطمیه فرصت مناسبی است تا با سجایای بیکران مادر شیعه بیشتر آشنا شویم. ضمن تسلیت ایام شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) توجه کاربران ارجمند را به روایتی در خصوص اولین کلام حضرت در بهشت جلب می‌کنیم. مرحوم علامه مجلسی در جلد۵ بحارالانوار روایتی نقل می‌کند که مضمون آن این است:

سلمان فارسی از پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چنین روایت کرده است: هنگامى‏که فاطمه داخل بهشت می‌شود و آن‌چه خداوند برایش مهیا کرده مى‏بیند، این آیه را تلاوت می‌کند: (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُورٌ الَّذِی أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا یَمَسُّنا فِیها نَصَبٌ وَ لا یَمَسُّنا فِیها لُغُوبٌ‏؛ الَّذی أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا یَمَسُّنا فیها نَصَبٌ وَ لا یَمَسُّنا فیها لُغُوبٌ ) (سوره فاطر، آیه ۳۴و۳۵)آنها مى‏گویند: «حمد و ستایش براى خداوندى است که اندوه را از ما برطرف ساخت؛ پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است!

همان کسى که با فضل خود ما را در این سراى اقامت جاویدان جاى داد که نه در آن رنجى به ما مى‏رسد و نه سستى و واماندگى!

نورانی شدن بهشت از نور فاطمه سلام‌الله‌علیها

ابن شهرآشوب مى‏نویسد: در بسیاری از کتابها، از جمله کشف ثعلبی و فضائل ابوالسعادات، در معنای این آیه (مُتَّکِئینَ فیها عَلَى الْأَرائِکِ لا یَرَوْنَ فیها شَمْساً وَ لا زَمْهَریراً) ؛(انسان، آیه‏۱۳) این در حالى است که در بهشت بر تختهاى زیبا تکیه کرده‏اند، نه آفتاب را در آنجا مى‏بینند و نه سرما را! (ونمى‏بینند در بهشت نه آفتاب و نه سرمایی را. )

آورده‏اند که ابن عباس گفت: چنانکه بهشتیان در بهشت هستند، ناگاه نوری مى‏بینند که باغهای بهشت را نورانی کرد. اهل بهشت اظهار مى‏دارند: خدایا! تو در کتابی که بر پیامبرت فرستادی، فرمودی: (لایرون فیها شمسا) (بهشتیان در بهشت‏ خورشیدی نخواهند دید. ) ندا مى‏رسد: این، نور آفتاب و ماه نیست، بلکه علی و فاطمه از چیزی تعجب کرده و خندیدند و از نور آن دو، بهشت روشن گردید. (مناقب‌ال‏ابى‏طالب، ج‏۳، ص‏۳۲۹)

زیارت انبیا از فاطمه در بهشت

آن‌گاه که همه انبیا و اولیای خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ دیدار دختر پیامبر خدا مى‏کنند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به فاطمه فرمود: هرگاه اولیای خدا در بهشت مستقر گردیدند، از آدم گرفته تا سایر انبیا همه به دیدارت مى‏شتابند. - بحارالانوار، ج‏۴۳، ص‏۲۲۷


+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 0:29 توسط متولي

علت شهادت حضرت زهرا(س) در کلام علامه عسکری

علت شهادت حضرت زهرا(س) در کلام علامه عسکری

مدیرعامل مؤسسه علمی- فرهنگی علامه عسکری با اشاره به مستندات ارائه شده از سوی علامه عسکری درباره نحوه شهادت حضرت فاطمه (س) تصریح کرد: پیامبر(ص) بر

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران ، حجت الاسلام سید مهدی حسین زاده مدیرعامل مرسسه علمی- فرهنگی علامه عسکری در گفتگو با مهر به تبیین دیدگاههای علامه عسکری درباره نحوه شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه الزهرا(س) پرداخت که در پی می آید:*جناب آقای حسین زاده، نظر علامه عسکری در مورد فدک و نحوه واگذاری آن به حضرت زهرا (س) چه نظری داشتند؟

** حجت الاسلام حسین زاده: علامه عسکری در این باره با استناد به برخی از کتب تاریخی بر مالک بودن حضرت زهرا(س) بر فدک و اینکه پیامبر(ص) این زمین را به ایشان بخشیده است، تأکید می کند که من به بخشهایی از سخنرانی های مستند علامه در این مورد اشاره می کنم.

علامه در یکی از نوارهای صوتی که از وی بر جای مانده به این پرسش پاسخ می دهد و می گوید: پیامبر(ص) از زمین‏هایى که داشت، به ابوبکر وعمر و عثمان وعایشه و حفصه بخشیده بود( طبقات ابن‏سعد 2/58؛ الفتوح البلدان 1/18 ـ 22 ) و به دیگران نیز؛ و (حتی) به یکى از اصحابش در وادى القرى گفت: بایست و تیرت را پرتاب کن؛ هر جا به زمین نشست، تا آنجا از آن توست.

امّا پیامبر(ص) به حضرت زهرا (س) چیزى واگذار نفرموده بود و در این باره این آیه نازل شد: « وَآت ذَا القُرْبى حَقَّه » [سراء/26] حقّ نزدیکانت را بده. آرى حضرت خدیجه، مادر حضرت زهرا (س)، آنچه را که از مال دنیا داشت در راه اسلام داده بود ؛ پس، از جانب خداوند در آیه « وَآت ذَا القُرْبى حَقَّهُ » به پیامبر(ص) امر شد که در قبالِ آن فداکارى و ایثار، حق حضرت زهرا را بدهد. پیامبر (ص) نیز فدک را به حضرت زهرا بخشید.
*: پس چه شد که آن را از حضرت زهرا(س) پس گرفتند؟

**: حکم شرعى داریم که کسى که مالى در دست اوست، شرعا ، مالک و صاحب آن است ؛ این حکم به عنوان « قاعده ذوالیَد » نامیده مى‏شود. علامه با اشاره به این حکم شرعی می فرماید: فدک را پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س) بخشیده بود وآن حضرت (س) در آن تصرّف کرده بود، لذا "ذوالیَد" بود.( هنگامى که فرمان مصادره فدک از جانب ابوبکر صادر شد ، کارگران حضرت زهرا( س) را که در آن مشغول به کار بودند بیرون کرد ( شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 11/211 ).

خلیفه اول روایتی را نقل کرد که: پیامبران ارث به جا نمی گذارند لذا از این رو ابوبکر، فدک را از آن حضرت پس گرفت حضرت زهرا (س) فرمود : « فدک را به من بازگردانید ، زیرا پیامبر (ص) آن را به من بخشیده است » . به آن حضرت گفتند : شاهد بیاور ؛ ولى از کسان دیگر ( یعنى کسانى که پیامبر، در زمان حیات خود ، اموالى را بدیشان بخشیده بود) شاهد نخواستند! حضرت زهرا (س) اُمّ اَیْمَن را شاهد آورد. (بنا به نوشته مروج الذهب 2/200)

علامه با استناد به کتاب مسعودى در این باره چنین نقل مى‏کند : حضرت زهرا (س) علاوه بر على (ع) وام ایمن ، حسنین را هم به عنوان شاهد آوردند و گواهى دادند و گفتند که پیامبر (ص)، فدک را در زمان حیات خود به فاطمه (س) بخشیده است.(مروج الذهب 2/200 ؛ وفاء الوفا 2/160) ابوبکر گفت: نمى‏شود ! در شهادت دادن باید دو مرد یا یک مرد و دو زن باشند. (سیره حلبى 2/400 ؛ الفتوح البلدان ص 43 ؛ معجم البلدان ج 4 ، در ترجمه فَدک). در روایتى دیگر آمده است که خلیفه، پس از اقامه شهادت شهود، تصمیم گرفت که فدک را به حضرت زهرا (س) باز گرداند ؛ پس در ورقه‏اى از پوست، قباله فدک را به نام حضرت زهرا (س) نوشت ، لکن عمر سر رسید و مانع شد و قباله را پاره کرد.(سیره حلبى 3/400 ؛ شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 16/274)

*: بعد از غصب فدک حضرت زهرا(س) چگونه عمل نمود؟

**: علامه عسکری با ارائه مستنداتی به نقل از اهل سنت می گوید: 10 روز پس از وفات پیامبر(ص) آنگاه که فاطمه (س) همه شهود و دلایل خود را در مطالبه حقّش ارائه کرد و ابوبکر از پذیرش آنها خوددارى نمود و چیزى از ما ترک رسول خدا (ص) و بخشش او را به وى باز پس نداد، آن بانو تصمیم گرفت که موضوع را در برابر همه مسلمانان مطرح کند و اصحاب و یاران پدرش را به یارى طلبد. از این رو، بنا به گفته محدّثان و مورّخان، رو به سوى مسجد پیامبر (ص) آورد .


داستان فدک و حضور فاطمه (س) در نزد ابوبکر، پس از گذشت10 روز از وفات پیامبر (ص) اتفاق افتاد ؛ و درست این است که بگوییم هیچ کس از مردم ، از زن ومرد ، پس از بازگشتِ فاطمه (س) از آن مجلس ، درباره میراث آن بانو ، حتّى یک کلمه سخنى بر زبان نیاورده است.( ابن‏ابى‏الحدید در شرح نهج البلاغه با اشاره به این مسئله می گوید این در نتیجه یارى نکردن انصار، حضرت زهرا (س) را بود. )

*: در خصوص بیماری حضرت زهرا(س) و دلیل عیادت خلفا از ایشان توضیح بفرمایید؟

**: ماجرای بیماری حضرت نیز بر می گردد به ماجرای آتش زدن در خانه حضرت امیر و ضربت خوردن آن حضرت به دست غلام خلیفه دوم. پیامبر به حضرت امیر دستور داده بود که ردا بر دوش نکند تا قرآنی که در خانه پیامبر بود جمع آوری کند، قرآن روی تخته، پوست، کاغذ و کتف گوسفند نوشته بود، این‌ها را جمع کرد و سوراخ کرد و سوره کرد، 7 روز طول کشید، در این 7 روز علی از معرکه غایب بود. در روز دوم رحلت پیامبر، ابوبکر را به مسجد پیامبر آوردند، مسجد پیامبر حکم دارالحکومه را داشت، نماز خواند یعنی احتلال کرد. حضرت علی با آن‌هایی که بیعت را قبول نداشتند در خانه پیامبر بست نشستند چون خانه دختر پیامبر(ص) است و خدا فرموده «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» و یگانه بازمانده پیامبر، دخترش است، احترام ایشان محفوظ می ماند. اما آنها آمدند پشت در خانه آتش آوردند که علی بیعت کند و حضرت امیر مأمور بود حرکتی نکند.

در این عصر کار به حضرت زهرا(س) واگذار شده بود. در آن خانه حضرت امیر و زبیر بودند ولی حضرت امیر مأمور بود که بیرون نیاید و دختر پیامبر باید قیام کند، حضرت امیر در بدر و احد تعداد زیادی از آن‌ها را کشته بود در بدر نصف کشته‌های مشرکین بدست علی و بقیه از همه مسلمان‌ها بود، نصف اسرا بدست حضرت امیر اسیر شدند. چون آن حضرت، در بدر، احد، خندق کشتار زیادی داشت این‌ها دل پری از علی(ع) داشتند و قریش که مهاجرین بودند اگر قیام می‌کرد کشته می‌شد و هیچ نتیجه‌ای دست نمی‌داد.

پیامبر(ص) به حضرت امیر وصیت کرده بود که هیچ کاری نکند. در خانه آتش آوردند در خانه‌ای که به مسجد پیامبر باز می‌شد، در خانه‌ای که پیامبر وقت هر نماز جلو صحابه می‌رفت، دو دستش را در دو طرف در می‌گذاشت و می‌گفت «السلام علیکم یا اهل البیت» این گونه احترام می‌کرد، در این خانه آتش آوردند که بیرون بیایند و بیعت کنند. کسی بیرون نیامد، آتش را به کلون در رساندند. حضرت زهرا(س) آمد پشت در، چنان در را فشار دادند که در شکست و حضرت زهرا بین در و دیوار صدایش بلند شد...

اما وقتى حال حضرت زهرا ( س ) رو به وخامت گذارد و بیمارى‏اش شدّت گرفت ، ابوبکر وعمر خواستند که سابقه خوبى براى خود درست کنند و بگویند که به دیدن زهرا (س) رفتیم ودر آخر ، با هم صلح کردیم وحضرت از ما گذشت . لذا از حضرت امیر (ع) تقاضا کردند که براى آن دو از حضرت زهرا (س) اجازه بگیرد تا بیایند به احوالپرسى وى . حضرت زهرا (س) میل نداشت. حضرت امیر (ع) اصرار کرد . زهرا (س) فرمود: « خانه ، خانه شماست وبانوى [ خانه ] هم ، بانوى شماست ».

ابوبکر وعمر آمدند . حضرت زهرا (س) روى به دیوار و پشت به آنها کرد . گفتند : آمده‏ایم که رضاى شما را حاصل کنیم ، حضرت (س) فرمود : « من با شما حرف نمى‏زنم مگر که قول بدهید که آنچه را که مى‏گویم ، اگر راست است ، به راستىِ آن شهادت بدهید » . قبول کردند .


حضرت زهرا (س) فرمود : یادتان مى‏آید که پیامبر (ص) فرمود : « رضاى فاطمه ، رضاى خداوند است ، وخداوند به سبب غضب فاطمه ، غضب مى‏فرماید ؟ » گفتند : بلى ، حضرت (س) فرمود : خدایا ، شاهد باش که من بر این دو نفر غضبناکم ! واز این دو راضى نیستم. ( بخارى در صحیح خود مى‏نویسد : پس از آن که دختر پیامبر میراث خود را از خلیفه خواست واو گفت که از پیغمبر شنیدم که ما میراث نمى‏گذاریم ، زهرا دیگر با او سخن نگفت تا مُرد " صحیح بخارى 5/177" ) .


ابوبکر، چون همیشه ، تظاهر به گریستن کرد . عمر او را سرزنش کرد وسپس برخاستند ورفتند . این آخرین کارى بود که آن دو انجام دادند. (بحار الانوار 43/170 ـ 171 به نقل از دلایل الامامَة . نیز رجوع شود به : علل الشّرائع صدوق 1/178 ؛ الامامة والسیاسة ابن‏قتیبه دینورى 1/14 ؛ اعلام النساء عمر رضا کحّالة 3/1214 ؛ شرح نهج البلاغه ابن‏ابى‏الحدید 16/273 )

*: دلیل شبانه دفن شدن حضرت زهرا (س) و مخفی ماندن قبر آن حضرت چیست؟

**: حضرت زهرا (س) فرمود: وصیّت مى‏کنم که ابوبکر وعمر بر من نماز نخوانند و بر جنازه من حاضر نشوند ، و جنازه من شبانه دفن شود. (بحار الانوار 43/159 و182 و183 ونیز بنگرید به : مناقب ابن‏شهرآشوب 1/504)

حضرت على (ع) به وصیّت حضرت زهرا (س) عمل کرد ( طبقات 8/18 ـ 19 ؛ انساب الاشراف ص 405 ؛ صحیح بخارى 5/77 ) و او را در خانه خودش دفن کرد .( کافى 1/461 ؛ مناقب ابن‏شهرآشوب 3/365). سپس در بقیع چند صورت قبر ساخت و بر آنها آب پاشید تا مانند قبر تازه به نظر آیند. (بحار الانوار 43/183)

اَصبَغ بن نُباتَه ، از امیرالمؤمنین سؤال کرد که چرا شبانگاه حضرت زهرا (س) را به خاک سپردند ؟ حضرت على (ع) فرمود :چون حضرت زهرا (س) از آن قوم خشمگین بود ، حضور آنان را بر جنازه‏اش خوش نداشت ؛ وهر کس که از آن قوم پیروى کند ، حرام است که بر کسى از فرزندان زهرا (س) نماز بگزارد. آرى ، پنهان داشتن قبر دختر پیامبر (ص) ناخشنودى او را از کسانى چند نشان مى‏دهد وپیداست که او مى‏خواسته است ، با این کار ، دیگران نیز از این ناخشنودى آگاه شوند.
*: به نظر شما ما در جامعه حاضر چگونه می توانیم از آن بانوی بزرگ الگوبرداری نماییم و به ایشان تأسی نماییم؟

**: حضرت زهرا(س) یک الگوی بانوی کامل اسلام را دارد. غیر از نگاهداری اسلامش، که بانوان ما باید از او درس بگیرند. حتی در ازدواج حضرت زهرا ما باید درس بگیریم. اگر درس می‌گرفتیم این فسادهایی که در جامعه امروزه ما هست، نمی‌شد. زناشویی‌ها را آسان می‌‌کردیم مثل زندگانی حضرت زهرا و حضرت امیر(ع). روز اول ازدواج حضرت زهرا با حضرت امیر پیامبر(ص) آمد در خانه، آن وقت زن‌ها می‌رفتند با مَشک آب می‌آوردند، هیزم می‌آوردند، گندم آسیاب می‌کردند و تنور را روشن می‌کردند و نان می‌پختند این خوراک‌های امروز نبود میوه‌ای، خرمایی، گاهی یک گوشتی گیرشان می‌آمد. پیامبر فرمود: کارهای بیرون خانه با علی و کارهای داخل خانه با فاطمه. این خودش یک معنایی دارد./ق پ


+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ساعت 22:20 توسط متولي

چگونگی دفن حضرت زهرا (س) در کتب شیعه و سنی

چگونگی دفن حضرت زهرا (س) در کتب شیعه و سنی


دانشجویان افغانستانی باهنر

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.


+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ساعت 22:2 توسط متولي

اسرار نام های حضرت فاطمه (س)

حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران؛ حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

فاطمه:
رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.)
و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

 صدیقه :
زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.
رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

مبارکه:
برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.

طاهره:
امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.
و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه  نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

زکیه:
زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر .

راضیه:
زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود د.
روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.
حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.
و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ‌‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

مرضیه:
تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش) .
این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

محدثه:
امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.
در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

زهرا:
امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمومنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.
برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س)
حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته، حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (یاری‌شده) است.

کنیه های حضرت
ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام ابیها.
حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که " ام ابیها" (مادر پدرش) لقب گرفت./ق پ


+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391 ساعت 18:38 توسط متولي

اذان بلال برای حضرت زهرا سلام الله علیها

بعد از ماجرای جسارت به حضرت زهرا ارواحنا فداه در کوچه ، حال حضرت وخیم تر شد و در بستر افتاد. آنقدر غم و اندوه بر حضرت زهرا ارواحنا فداه مستولی بود که ساعت به ساعت از حال می رفت. در یکی از روزها بلال را فراخواند و از او خواستند اذان بگوید تا یاد روزهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برایشان زنده شود. چرا که بلال بعد از شهادت آن حضرت برای غاصبین اذان نگفته بود.

هنگامی که بلال به درخواست حضرت زهرا ارواحنا فداه به سمت مأذنه می رفت ، حضرت به فضه فرمود : بستر مرا نزدیک در ببر تا صدای اذان را بهتر بشنوم. فضه بستر حضرت ارواحنا فداه را در مکانی که امر فرموده بودند آماده کرد و بانوی پهلو شکسته در آن جای گرفت. آنگاه بلال اذان را شروع کرد و گفت : ( الله اکبر ). با صدای او حضرت زهرای اطهر ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ناله ای کردند. تا هنگامی که بلال گفت : ( اشهدُ اَنَّ مُحَمَّدً رَسُولُ الله ) ، صدای ناله ی حضرت ارواحنا فداه بلند شد و عرض کردند :

یا ابتاه ، یا رسول الله ، نامت بر مناره ها گفته می شود و جسمت در قبر است. وای پدرم!

آنگاه حضرت بیهوش شدند ، و حسنین علیهم السلام دوان دوان نزد بلال آمدند و گفتند : ( بلال ، اذان را قطع کن که مادرمان از هوش رفت ).(۱)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

۱ ـ المؤسسة الکبری عن فاطمة الزهراء صلوات الله علیه ، ج ۱۴ ، ص ۱۲۵ .

۲ ـ اعلموا انی فاطمة صلوات الله علیه ، ج ۱۰ ، ص ۶۶۹ .


+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391 ساعت 12:24 توسط متولي

مهمان نوازی مادرم فاطمه (سلام الله علیها)


ایثار و از خود گذشتگی زنان در خانواده، یکی از عوامل رشد و شکوفایی هر خانواده ای خواهد بود. الگوگیری از رفتارها و سیره بانوان نمونه اسلام، می تواند هر زن و حتی هر مردی را به کرامات انسانی برساند. داستان زیر نمونه ای از ایثار و مهمان نوازی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نشان می دهد.


روزى مردی خدمت رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) رسیده، و از شدت گرسنگى به ایشان شکایت كرد، حضرت (صلى اللَّه علیه و آله) فردی را به سراغ زنان خویش فرستاد، تا طعامی از آنان درخواست كند، ولى همه آنها گفتند: که ما در منزل چیزی براى خوردن نداریم.

 رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) در این موقع از مسلمانان خواست، تا آن مرد مستمند گرسنه را یاری کرده و مهمان خود كنند، طبق معمول على (علیه‏السلام) یار و یاور همیشگی پیامبر خدا اظهار آمادگى كرد و آن فرد را به خانه آورد و از فاطمه (سلام الله علیها) در این باره كمك خواست.


زهرای مرضیه (سلام الله علیها) فرمودند: ما طعامى- جز به اندازه‏ى خوراك یك بچه- نداریم، ولى آن را به مهمان خود مى‏دهیم و خود در گرسنگى بسر مى‏بریم. (1)


فاطمه (سلام الله علیها) با توافق امیرالمؤمنین، بچه‏ها را بدون طعام- به هر طریقى بود- خوابانید و خود نیز گرسنه ماند و على (علیه‏السلام) چراغ را- به بهانه معیوب بودن- روشن نكرد و در تاریكى شب از مهمان پذیرایى نمود و او را سیر كرد و به مهمان چنین وانمود كرد كه او نیز طعام مى‏خورد، تا مهمان متأثر نگردد.


شب به پایان رسید و صبح در مسجد حاضر شدند و با پیامبر (خدا صلى اللَّه علیه و آله) دیدار نمودند. رسول خدا از دیدن على (علیه‏السلام) گریه كرد و فرمودند: دیشب ملائكه خدا از مهمان‏نوازى شما تعجب كردند و آیه نهم سوره‏ى حشر: «و یؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة» را در حق شما نازل كردند.(2)


آیا ما هم مانند این زوج که نمونه کامل ایثار بودند زندگی می کنیم؟

آیا با دیدن مهمان خوشحال می شویم یا ناراحت؟

آیا حاضریم از خود برای کمک به دیگران بگذریم؟


بیاییم در ایام شهادت بانوی دو عالم صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رفتارمان فاطمی شود. انشالله


 =================================


1. ما عندنا الا قوت الصبیله نؤثر ضیفنا.

2. بحارالانوار، ج 41، ص 28 و ص 34، و ج 36، ص 59


+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391 ساعت 0:6 توسط متولي

ضریح گمشده

عشق من پائیز آمد مثل پار

باز هم، ما باز ماندیم از بهار


احتراق لاله را دیدیم ما

گل دمید و خون نجوشیدیم ما


باید از فقدان گل خونجوش بود

در فراق یاس، مشكی پوش بود


یاس بوی مهربانی می‌دهد

عطر دوران جوانی می‌دهد


یاس‌ها یادآور پروانه‌اند

یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند


یاس ما را رو به پاكی می‌برد

رو به عشقی اشتراكی می‌برد


یاس در هر جا نوید آشتی ست

یاس دامان سپید آشتی ست


در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس!

بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس!


یاس یك شب را گل ایوان ماست

یاس تنها یك سحر مهمان ماست


بعد روی صبح پرپر می‌شود

راهی شب‌های دیگر می‌شود


یاس مثل عطر پاك نیت است

یاس استنشاق معصومیت است


یاس را آیینه‌ها رو كرده‌اند

یاس را پیغمبران بو كرده‌اند


یاس بوی حوض كوثر می‌دهد

عطر اخلاق پیمبر می‌دهد


حضرت زهرا دلش از یاس بود

دانه‌های اشكش از الماس بود


داغ عطر یاس زهرا زیر ماه

می‌چكانید اشك حیدر را به چاه


عشق محزون علی یاس است و بس

چشم او یك چشمه الماس است و بس


اشك می‌ریزد علی مانند رود

بر تن زهرا " گل یاس كبود "


گریه آری گریه چون ابر چمن

بر كبود یاس و سرخ نسترن


گریه كن حیدر! كه مقصد مشكل است

این جدایی از محمد مشكل است


گریه كن زیرا كه دخت آفتاب

بی خبر باید بخوابد در تراب


این دل یاس است و روی یاسمین

این امانت را امین باش ای زمین


گریه كن زیرا كه كوثر خشك شد

زمزم از این ابر ابتر خشك شد


نیمه شب دزدانه باید در مغاك

ریخت بر روی گل خورشید، خاك


یاس خوشبوی محمد داغ دید

صد فدك زخم از گل این باغ دید


مدفن این ناله غیر از چاه نیست

جز تو كس از قبر او آگاه نیست


گریه بر فرق عدالت كن كه فاق

می‌شود از زهر شمشیر نفاق


گریه بر طشت حسن كن تا سحر

كه پر است از لخته ی خون جگر


گریه كن چون ابر بارانی به چاه

بر حسین تشنه لب در قتلگاه


خاندانت را به غارت می‌برند

دخترانت را اسارت می‌برند


گریه بر بی‌دستی احساس كن!

گریه بر طفلان بی عباس كن!


باز كن حیدر! تو شط اشك را

تا نگیرد با خجالت مشك را


گریه كن بر آن یتیمانی كه شام

با تو می‌خوردند در اشك مدام


گریه كن چون گریه ی ابر بهار

گریه كن بر روی گل‌های مزار


مثل نوزادانی كه مادر مرده‌اند

مثل طفلانی كه آتش خورده‌اند


گریه كن در زیر تابوت روان

گریه كن بر نسترن‌های جوان


گریه كن زیرا كه گل‌ها دیده‌اند

یاس‌های مهربان كوچیده‌اند


گریه كن زیرا كه شبنم فانی است

هر گلی در معرض ویرانی است


ما سر خود را اسیری می‌بریم

ما جوانی را به پیری می‌بریم


زیر گورستانی از برگ رزان

من بهاری مرده دارم ای خزان


زخم آن گل بر تن من چاك شد

آن بهار مرده در من خاك شد


ای بهار گریه بار نا امید

ای گل مأیوس من! یاس سپید

 


"احمد عزیزی"



+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ساعت 14:13 توسط متولي

حوادث منجر به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه


قنفذ لعنت الله علیه ضربه ای به حضرت زهرا زد و آن هنگامی بود که آن حضرت بین علی

علیه السلام و مردم قرار گرفت و عمر قنفذ لعنت الله علیه را به سراغ

علی علیه السلام فرستاده و به او گفته بود اگر فاطمه سلام الله علیه  بین تو و علی

علیه السلام  قرار گرفت او را بزن قنفذ لعنت الله علیه ، حضرت زهرا سلام الله علیه را به

میان چهار چوب در کشاند و سپس با شدت درب را فشار داد در این هنگام استخوان

پهلوی آن حضرت شکست و جنینی از او سقط شد و بعد از آن واقعه پیوسته در بستر

بود تا اینکه بر اثر آن جراحات به شهادت رسید و خداوند با نام شهیده بر او درود فرستاد .


+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ساعت 12:23 توسط متولي

http://blogfa.com/

به نقل از ابن عباس :

فاطمه سلام الله علیه بعد از رحلت پدرش چهل شب زندگی کرد و هنگامی که

بیماری اش شدت یافت علی علیه السلام را به نزد خود فراخواند وفرمود:

ای پسر عمو  میبینی که حال من چگونه است .

به تو وصیت میکنم که با امامه دختر خواهرم زینب ازدواج کنی تا مثل من برای

فرزندانم مادری کند.

و برای من تابوتی بساز که من دیدم فرشتگان آن را برایم توصیف کردند و نیز به

تو وصیت میکنم که هیچ یک از دشمنان خدا در تشییع جنازه و دفن و نماز من

حاضر نشوند .

ابن عباس میگوید :

این سخن امیر المومنین است که فرمود :

مسائلی بود که راهی برای ترک آن نیافتم زیرا قرآن طبق آن بر قلب

محمد صل الله علیه و آله وسلم نازل شده بود .

یکی جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین است که دوستم

رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم مرا به آن وصیت کرد و درباره ی آن با من عهد

بست و دیگری ازدواج با امامه دختر زینب که فاطمه سلام الله علیه مرا به آن وصیت نمود.

ابن عباس گفت :

فاطمه سلام الله علیه همان روز از دنیا رفت و مدینه از صدای گریه ی مردان و زنان

به لرزه در آمد و مردم مانند روز رحلت رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم حیران شدند.

ابوبکر و عمر لعنت  الله علیها برای تسلیت نزد حضرت علی علیه السلام رفتندو گفتند :

ای اباالحسن در نماز بر دختر رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم  از ما پیشی مگیر .

شب که فرارسید علی علیه السلام ، عباس و فضل  و مقداد و ابوذر و سلمان و عمار را

خبر کرد و عباس جلو رفت و بر آن حضرت نماز خواند(نماز خواندن عباس بر بدن مطهر

حضرت زهرا سلام الله علیه ظاهر این قضیه است زیرا بر اساس روایات معتبر دیگر

قبل از او علی علیه السلام بر جنازه ی آن حضرت نماز خوانده بود )

و سپس او را دفن کردند.

صبح که شد ابوبکر و عمر لعنت الله علیها به همراه مردم برای نماز بر آن حضرت آمدند

ولی مقداد به آنان گفت فاطمه سلام الله علیه  را دیشب دفن کردیم .

عمر رو به ابوبکر کرده و گفت :

به تو نگفتم اینها کار را خیلی زود انجام خواهند داد؟

عباس  گفت :

این وصیت فاطمه سلام الله علیه بود که شما دو نفر بر او نماز نخوانید.

عمر لعنت الله علیه گفت :

ای بنی هاشم شما هیچ وقت حسادت قدیم خود را نسبت به ما ترک نمیکنید این

کینه هایی که شما در دلهایتان دارید هرگز از بین نمی رود و به خدا سوگند قصد دارم

فاطمه سلام الله علیه را نبش قبر کنم و بر او نماز بخوانم .

علی علیه السلام فرمود :

ای پسر صهاک  به خدا قسم اگر چنین کنی دستت را به سوی خودت برمیگردانم و

اگر شمشیرم را از نیام بیرون کشم دیگر آن را غلاف نخواهم کرد مگر بعد از گرفتن

جان تو حال اگر میتوانی قصدت را عملی کن .

عمر در تصمیم خود شکست خورد و سکوت کرد و فهمید که هرگاه علی علیه السلام

قسم بخورد آن را عملی خواهد کرد.

سپس علی علیه السلام فرمود:

ای عمر تو همان نیستی که رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم خواست او را بکشد؟

برای همین سراغ من فرستاد و من در حالی که شمشیرم بر دوشم بود آمدم و خود را

به تو رساندم تا تو را به قتل برسانم که خداوند عزوجل این آیه را نازل کرد که میفرماید:


(فلا تعجل علیهم انما نعد لهم عدا )

در مورد آنها عجله نکن که ما برایشان آماده کرده ایم . (سوره مریم آیه 84)



برگرفته از کتاب:

الفبای شیعه و سری از اسرار آل محمد صل الله علیه و آله وسلم


+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ساعت 12:22 توسط متولي

درد دل حضرت زهرا با حسنین علیهم السلام

حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دائما سر مبارک را می بست و محزون و غمزده بود و اشک چشمانش قطع نمی شد. حضرت با یادآوری لحظاتی که پدر نزد او می آمد می گریست. روزی حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها خطاب به امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم اجمعین که مقابلش نشسته بودند فرمود :

پدر بزرگتان کجاست که به شما اکرام می نمود و شما را در آغوش می گرفت ؟ جدّتان کجاست که بر شما مهربانترین بود و نمی گذاشت قدمی بر زمین بگذارید ؟ پدر بزرگتان کجاست که شما را تکریم می کرد و بر دوش سوار می نمود ؟ انا لله و انا الیه راجعون. به خدا قسم ، پدر بزرگ شما و حبیب قلب من از دست رفته و دیگر نمی بینم که در این خانه را بگشاید و شما را مانند همیشه بر دوش خود سوار کند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

۱ ـ عوالم العلوم ، ج ۱۱ ، ص ۱۰۶۶ .

۲ ـ ناسخ التواریخ ( مجلدات الخلفاء ) ، ج ۱ ، ص ۱۷۹ .

۳ ـ الاکتفاء ، ص ۲۸۰ .

۴ ـ بحار الانوار ، ج ۴۳ ، ص ۱۹۱ .

۵ ـ ریاحین الشریعة ، ج ۲ ، ص ۶۷ .


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ساعت 21:18 توسط متولي

خبر دادن خداوند از شهادت حضرت زهرا ( س )

خدای تعالی لحظاتی از شب معراج را به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها اختصاص داد و خبر آن را اینگونه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :(۱)

به دخترت ظلم می شود و حرمتش شکسته می شود و حقی که تو برای او قرار داده بودی غصب می گردد. او را در حال بارداری می زنند و به حریم او هجوم می آورند و بدون اجازه وارد خانه اش می شوند.

اینجاست که او خواری و بی توجهی مردم نسبت به خود را احساس می کند ، و هیچ مدافعی نمی یابد و فرزندی که در رَحِم دارد سِقط می شود ، و با همان ضربات به شهادت می رسد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :

۱ ـ کامل الزیارات ، ص ۳۳۲ .

۲ ـ بحار الانوار ، ج ۲۸ ، ص ۲۴ ، ح ۶۱ .

۳ ـ عوام العلوم ، ج ۱۱ ، ص ۵۴۵ .

۴ ـ المؤسسة الکبری عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها ، ج ۱۰ ، ص ۱۴۱ و ج ۱۴ ، ص ۱۵۳ .

۵ ـ الدمعة الساکبة ، ج ۱ ، ص ۲۹۶ .


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ساعت 21:17 توسط متولي

دوران شيرخوارگى حضرت زهرا (س)

رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شد. در آغاز دعوت، با مشكلات بزرگ و حوادث سخت و خطرناكى مواجه بود. يك تنه مى‏خواست با جهان كفر و بت‏پرستى مبارزه كند. تا چند سال مخفيانه تبليغ مى‏كرد و از ترس دشمنان جرأت نداشت دعوتش را علنى كند. بعداً از جانب خدا دستور رسيد كه مردم را آشكارا به دين اسلام دعوت كن و از مشركين باك مدار. (3)
پيغمبر اكرم به دستور خدا دعوتش را علنى كرد. آشكارا و در مجامع عمومى مردم را به سوى آيين مقدس اسلام دعوت مى‏نمود و روز بروز بر تعداد مسلمانان افزوده مى‏شد.
وقتى دعوت پيغمبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) علنى شد اذيت و آزار دشمنان نيز شدت يافت. رسول خدا را اذيت مى‏كردند. مسلمانان را تحت شكنجه و عذاب قرار مى‏دادند. بعضى را مقابل آفتاب سوزان حجاز روى ريگهاى داغ مى‏خوابانيدند و سنگهاى سنگين روى سينه‏شان قرار مى‏دادند و بعضى را مى‏كشتند.
مسلمانان به قدرى سختى و عذاب كشيدند كه بستوه آمده جانشان به لب رسيد. به طوريكه ناچار شدند از خانه و زندگى دست بردارند و به كشور ديگرى هجرت نمايند. گروهى از مسلمانان از رسول خدا اجازه گرفتند و رهسپار حبشه شدند. (4)
وقتى كفار بوسيله‏ى اذيت و آزار نتوانستند از پيشرفت و توسعه اسلام مانع گردند و ديدند مسلمانان اذيت و آزار را تحمل مى‏كنند ولى دست از عقيده‏شان برنمى‏دارند، انجمنى برپا ساخته همگى تصميم گرفتند كه محمد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را به قتل رسانند.
ابوطالب از تصميم خطرناك آنان آگاه شد و براى حفظ جان رسول خدا آن حضرت را با گروهى از بنى‏هاشم به دره‏اى كه «شعب ابوطالب» ناميده مى‏شد منتقل ساخت.
ابوطالب و ساير بنى‏هاشم در حفظ و حراست رسول خدا كوشش مى‏نمودند. حمزه عموى پيغمبر شبها با شمشير برهنه اطرافش پاس مى‏داد. دشمنان وقتى از كشتن رسول خدا نااميد شدند زندانيان شعب ابوطالب را در فشار اقتصادى قرار دادند و خريد و فروش با آنان را ممنوع ساختند.
مسلمان در حدود سه سال در آن زندان سوزان با فشار و ناراحتى و گرسنگى بسر بردند و با مختصر غذائى كه بطور قاچاق برايشان فرستاده مى‏شد زندگى نمودند. بسا اقوات فرياد اطفالشان از گرسنگى بلند بود. فاطمه زهرا (عليهاالسلام) در چنين روزگار بحرانى و در چنين محيط خطرناك و وحشت‏آورى به دنيا آمد و رشد و نمود كرد. خديجه‏ى كبرى در چنين اوضاع و شرائطى نوزاد عزيرش را شير مى‏داد. مدتى از ايام شيرخوارگى و زهرا در شعب ابوطالب سپرى شد. در همانجا از شير خوردن بازگرفته شد. در همان ريگستان سوزان راه رفتن آموخت. در همان محيط قحطى غذاخور شد. هنگامى كه سخن گفتن ياد مى‏گرفت فرياد و ناله‏ى اطفال گرسنه «شعب» را مى‏شنيد. در وسط شب كه از خواب بيدار مى‏شد خويشانش را مى‏ديد كه با شمشيرهاى برهنه اطراف پدرش پاس مى‏دادند.
در حدود سه سال طول كشيد كه فاطمه عليهاالسلام بغير از زندان سوزان شعب چيزى نديد و از دنياى خارج خبرى نداشت.
فاطمه در سن پنج سالگى بود كه پيغمبر و بنى‏هاشم از تنگناى شعب نجات يافته به خانه و زندگى خودشان مراجعت نمودند. مناظر زندگى جديد و نعمت آزادى و توسعه‏ى در خوراك و پوشاك و منزل براى زهرا تازگى داشت و شادمان و مسرور بود.

 

  1- دلائل الامامة ص 9.
2- قال اميرالمؤمنين عليه‏السلام ما من لبن رضع به الصبى اعظم بركة من لبن امه- وافى ج 3 ص 207.
3- سوره‏ى حجر آيه‏ى 94.
4- سيره ابن‏هشام ج 1 ص 344. الكامل فى التاريخ ج 2 ص 51.

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ساعت 17:45 توسط متولي

زیارت شبانه قبر پیامبر توسط حضرت زهرا سلام الله علیها

در یکی از شب ها حال حضرت زهرا سلام الله علیها بسیار وخیم شد و عرض کرد : ( ای پسر عمو ، به من اجازه بده تا کنار قبر پدرم بروم و با او وداع کنم ، که هنگام فراق نزدیک است ). امیرالمؤمنین علیه السلام گریست و فرمود : تو در این حال هستی و نمی توانی از جا برخیزی ، حضرت زهرا عرض کرد : ( ولی مایلم با قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وداع کنم ). حضرت فرمود : اختیار با توست. آنگاه فاطمه سلام الله علیها همراه با امیر المؤمنین علیه السلام برخاست و حرکت کرد ، در حالیکه گاهی بر زمین می نشست و دوباره بر می خاست ، تا آنکه کنار قبر رسید.

تا دیدگان حضرت به قبر پدر افتاد ناله ای زد و فرمود : ( پدر جان ، در خاک ساکن گشته ای و از دوستان جدا شده ای و ما را به دست مسائل دشوار و مصیبت های سنگین سپرده ای ). آنگاه به گونه ای اشک ریخت که نزدیک بود قلب مبارک حضرت از جا کنده شود. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : کمتر گریه کنید ، که می ترسم خود را هلاک کنید ) . حضرت زهرا سلام الله علیها عرض کردند : ای پسر عمو ، مرا به خاطر این گریه عفو کن ؛ چرا که فراق تلخ ترین طعم هاست ، مخصوصا فقدان پدرم که آقای پیامبران و راهنمای راه هدایت و حبیب قلبم و نور چشمم و آقایم و پشتیبانم و پناهگاهم و قوت بدنم بود.

سپس حضرت مشتی از خاک قبر برداشت و بویید و بر چشم گذاشت و این اشعار را خواند : به آن کسی که زیر خاک آرمیده بگو : اگر فریاد و صدای مرا می شنوی ، بدان که تو برای من کوهی بودی که به سایه ی آن پناهنده بودم ، ولی امروز مرا به دست دشمنانم سپرده ای.آنگاه که قُمری شبانه بر روی شاخه از غصه می گرید ، من نیز بر این روزگار تلخ اشک می ریزم.(۱)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها :

۱ ـ المؤسسة الکبری عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها ، ج ۱۵ ، ص ۱۳۰ و وفاة فاطمة الزهراء سلام الله علیها ( بحرانی ) ، ص ۶۷ .


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ساعت 23:12 توسط متولي

مدینه منوره عکس دیده نشده از قفل درب خانه حضرت زهرا (س)


+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391 ساعت 21:56 توسط متولي

والپیپر مخصوص ایام فاطمیه

والپیپر مخصوص ایام فاطمیه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391 ساعت 21:55 توسط متولي

لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391 ساعت 21:52 توسط متولي

دانلود نوحه هاي حضرت زهرا علیهاالسلام از(محمود كريمي،سعيدحداديان،بني فاطمه،حاج منصور ارضي،محمدرضا طا

Download    Play  حاج محمود کريمي آب کفن هنوز يارب نگشته خشک
Download    Play  حاج محمود کريمي داد از دل حيدر
Download    Play  حاج محمود کريمي عشق بر دلها شهامت مي دهد
Download    Play  حاج محمود کريمي جان من بر لب رسيده
Download    Play  حاج محمود کريمي کجا حال مرا بداند جز تو کس
Download    Play  حاج محمود کريمي مادر مادر ، وا اُماه
Download    Play  حاج محمود کريمي مادر جان مرو مرو
Download    Play  حاج محمود کريمي ممنونم اگر نروي ، مي ميرم اگر بروي
Download    Play  حاج محمود کريمي تا چند کشم هر سو اين قد کماني را
Download    Play  حاج محمود کريمي يا فاطمه يا اُماه
Download    Play  حاج سعيد حداديان من مرغ عشق حيدرم
Download    Play  حاج سعيد حداديان يا فاطمه يا فاطمه
Download    Play  بني فاطمه خبر داري که از عشق تو من ديوانه گشتم
Download    Play  حاج منصور ارضي با زينب زارت کن گفتگو مادر
Download    Play  حاج منصور ارضي اُم النُجَبا يا فاطمه
Download    Play  حاج منصور ارضي شهيده مدينه يا زهرا
Download    Play  حاج منصور ارضي شير خدا شد خون جگر
Download    Play  حاج منصور ارضي يا علي کوثرت ، قرآنت شد بسته
Download    Play  حاج محمد طاهري با اين دل بشکسته ام بار سفر را بسته ام
Download    Play  آينه چي زهرا زهرا يا زهرا
Download    Play  رحيمي خداحافظ علي جان

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391 ساعت 22:43 توسط متولي

تصویر محتوا کتابهایی درباره شخصیت حضرت زهرا(س) +لینک دانلود


کتابهایی درباره شخصیت حضرت زهرا(س) +لینک دانلود

قلم یارای وصف کرامات و بزرگواری های بانوی دو عالم ، حضرت فاطمه (س) را ندارد. اما نویسندگان و محققان با وجود تمام کاستی ها سعی در نوشتن در وصف این بانوی بزرگورار کرده اند.

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران ، کتابهای زیادی در مورد شخصیت ، زندگانی و سیره نظری و عملی حضرت زهرا (س) به رشته تحریر در آمده است که پرداختن به تمامی آنها از توان این قلم و حوصله این مکان خارج است. در زیر 8 کتاب در مورد این بانوی بزرگورار به همراه لینک دانلود به خدمت شما خوانندگان عزیز تقدیم می شود./ ق پ


چهل داستان و چهل حديث از حضرت فاطمه زهرا عليها السلام / حجم : 150 كيلوبايت / html

فاطمه عليها سلام الگوى حيات زيبا / حجم : 157 كيلوبايت / html

آئينه ايزد نما حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها / حجم : 170 كيلوبايت / html

فاطمه سلام الله علیها گلواژه آفرينش / حجم : 170 كيلوبايت / html

در مکتب فاطمه سلام الله علیها / حجم : 251 كيلوبايت / html

نماز و عبادت فاطمه زهرا سلام الله عليها / حجم : 160 كيلوبايت / html

زندگاني حضرت زهرا (س) ترجمه و تحقيق از جلد 43 بحارالانوار /حجم: 752 كيلوبايت/html

فاطمة الزهرا عليهاسلام مؤلف : گفتار علامه امينى /حجم: 189 كيلوبايت/ html

 

دانلود 8 كتاب درباره حضرت زهرا بصورت يكجا /حجم: 1.9 مگابايت


+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391 ساعت 17:12 توسط متولي

فاطمه سلام الله علیها از منظر علمای اهل سنت

از جمله پرهیزکارترین برگزیدگان و برگزدیده ترین پرهیزکاران، فاطمه سلام الله علیها، سید بتول، پاره ی تن و شبیه رسول است. "ابن اثیر"

ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران_ حضرت فاطمه زهرا (س) از آنچنان مقام بالا و شاخصی برخوردار است که حتی بسیاری از اندیشمندان و متفکران اهل سنت نیز به آن معترف هستند. در این مطلب نگاهی داریم به نظرات تعدادی از بزرگان اهل سنت که در مورد حضرت زهرا(س) بیان شده است.

از جمله پرهیزکارترین برگزیدگان و برگزدیده ترین پرهیزکاران، فاطمه سلام الله علیها، سید بتول، پاره ی تن و شبیه رسول است.

ابن اثیر

فاطمه سلام الله علیها به ام ابیها ملقب شده و محبوب ترین افراد نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم بود.

دکتر بنت الشاطی

فاطمه سلام الله علیها محبوب ترین دختران پیامبر و شبیه ترین افراد نسبت به او در خلقت و اخلاق بود.

دکتر علی ابراهیم حسن

زندگی فاطمه سلام الله علیها صفحات نادری از تاریخ اسلام است که در آن جلوه های عظمت ملموس است ... حضرت فاطمه سلام الله علیها در اسلام اثر بزرگی داشت. دولت فاطمیون از نام او تشکیل شد و دانشگاه الازهر نیز از نام او مشتق شده است.

ابن ابی الحدید


رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم، فاطمه سلام الله علیها را بسیار اکرام می نمود. پیامبر در محضر خاص و عام بارها و بارها، نه یک بار و چند بار، در موارد مختلف می فرمود: «فاطمه سید و سرور زنان جهان است. او همانند مریم دختر عمران است.


+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391 ساعت 17:11 توسط متولي

فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)

کرامات حضرت زهرا (س)

فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)

حضرت فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنايت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مى‏شد

به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیهباشگاه خبرنگاران؛حضرت فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنايت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مى‏شد كه اينك به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:


پيامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هريك از زنانش مراجعه كرد، ولى آنان نيز طعامى نداشتند. سرانجام به خانه‏ى دخترش فاطمه عليهاالسلام سركشيد، تا در آن خانه‏ى اميد به مقصود رسد، ولى فاطمه عليهاالسلام و بچه‏هايش گرسنه بودند و تكه‏نانى در آنجا نيز به دست نيامد.


هنوز چند دقيقه بيش نبود كه رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترك كرده بود كه مختصر طعامى از سوى يكى از همسايه‏ها به آن بانو رسيد. فاطمه عليهاالسلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه مى‏مانم، ولى اين تكه نان و گوشت را به پدرم مى‏خورانم، و لذا يكى از حسنين را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانه‏اش دعوت كرد.
فاطمه اهدايى همسايه را كه دو تكه نان و مختصر گوشتى بود، در يك ظرف سرپوشيده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر ديدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه عليهاالسلام خود نيز از اين مائده‏ى آسمانى تعجب مى‏كرد و خيره خيره به آن تماشا مى‏نمود. رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! اين طعام چگونه و از كجا رسيد؟ فاطمه عليهاالسلام جواب داد:
هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشا بغير حساب. فقال: الحمدللَّه الذى جعلك شبيهه بسيدة نسا بنى‏اسرائيل فانها كانت اذا رزقها اللَّه شيئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشاء بغير حساب.» (1)


آن از بركات و الطاف الهى است، خداوند به هركسى بخواهد بدون محدوديت عطا مى‏كند.
رسول خدا چون سخن دخترش را شنيد فرمود: سپاس خدايى را كه تو را همانند مريم سرور زنان بنى‏اسرائيل قرار داده، زيرا او نيز هرگاه مورد عنايت الهى قرار مى‏گرفت و خداوند برايش مائده مى‏فرستاد، كه جواب سؤال مى‏گفت: اين طعام از جانب خدا است، او به هركسى بخواهد روزى بى‏حساب مى‏دهد.
آنگاه رسول خدا على عليه‏السلام را نيز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سير شدند و زنان و اهل‏بيت پيامبر نيز دعوت شدند و خوردند، ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود. حتى فاطمه عليهاالسلام براى همسايگان نيز از طعام آسمانى كه از الطاف خفيه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت.... (2)


موائد آسمانى براى فاطمه عليهاالسلام در يكى دوبار محدود نمى‏گردد، او بارها از خداوند خويش درخواست طعام كرد و پروردگار عالم نيز بى‏درنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله: روزى اميرالمؤمنين على عليه‏السلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه عليهاالسلام طعام خواست، ولى در خانه چيزى نبود. فاطمه عليهاالسلام گفت: يا على! در خانه طعامى نيست، من و بچه‏هايت دو روز است كه گرسنه‏ايم و مختصر طعامى هم كه بود، آن را به تو خورانديم و خود در گرسنگى صبر كرديم.
على عليه‏السلام از شنيدن اين سخن فوق‏العاده ناراحت گشته و اشك در چشمانش حلقه زد و براى تهيه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و يك دينار قرض گرفت تا مشكل گرسنگى خانواده‏اش را برطرف سازد، ولى نشد. چرا؟! چون يكى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گريه زن و بچه‏ها او را در بيرون از خانه آواره كرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چاره‏اش بدون چاره....
على از درد او آگاه شد و مانند هميشه ايثار كرد و ديگران را بر خود و خانواده‏اش مقدم داشت و بدين وسيله يكى از دوستانش را كه مقداد نام داشت خوشحال و خوش‏دل ساخت.
على عليه‏السلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد كرد و مشغول عبادت شد از آن سو پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مأمور گشت شب را در خانه‏ى على بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست على را گرفت و فرمود: على جان! امشب مرا به مهمانى خود مى‏پذيرى؟ مولاى متقيان سكوت كرد، چرا كه زمينه پذيرايى نداشت و فاطمه عليهاالسلام و حسنين گرسنه مانده بودند و پول تهيه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله دوباره اظهار داشت: چرا جواب نمى‏دهى؟ يا بگو: بلى، تا با تو آيم و يا بگو: نه، تا راه ديگر پيش گيرم. على عليه‏السلام عرض كرد: يا رسول‏اللَّه! بفرماييد.
رسول خدا دست على را گرفت، دست در دست او به خانه‏ى فاطمه عليهاالسلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا ديدار كردند، فاطمه عليهاالسلام در حال نماز و نيايش بود و خدا را مى‏خواند، او صداى پدر را شنيد و به سوى او آمد و خوش‏آمد گفت و سفره را باز كرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سير كند و چاره نيافته‏ها را چاره‏ساز باشد.
على عليه‏السلام به فاطمه عليهاالسلام خيره‏خيره نگاه مى‏كرد و با زبان بى‏زبانى سؤال مى‏نمود: يا فاطمه! اين طعام از كجا؟
پيش از آنكه فاطمه عليهاالسلام جواب گويد رسول خدا دست بر دوش على گذاشت و جواب داد: يا على! هذا جزا دينارك من عنداللَّه.
اين غذا پاداش آن دينارى است كه به مقداد دادى.
خداوند به شما جريان زكريا و مريم را تكرار كرد. (3) و از طعام‏هاى بهشتى مرحمت نمود... (4)

 

1 ـ آل‏ عمران/ 37.
2 ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 51 و 52، ش 382- تجليات ولايت، ج 2، ص 319- فضائل خمسه، ج 3 ص 178- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 339- جلاءالعيون شبر، ج 1، ص 136.
3 ـ اشاره است به آيه‏ى 37 سوره‏ى آل‏عمران كه زكريا موائد آسمانى را در محراب مريم ديد.
4 ـ محجة البيضاء، ج 4، ص 213- بحار، ج 43، ص 59، و ج 41، ص 30 با اختصار.


+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391 ساعت 17:11 توسط متولي

آیا حضرت زهرا (س) از خلفای راشدین راضی بود ؟

آیا حضرت زهرا (س) از خلفای راشدین راضی بود ؟




شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید كه فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام كند مرا دوست داشته و احترام كرده است و هر كس فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود كرده است و هر كس فاطمه را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است؟.

هر دو نفرشان اعتراف كردند: آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیده ایم.

نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم.

سپس صدیقه طاهره فرمود:

فإنی أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولئن لقیت النبی لأشكونكما إلیه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم كه شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت كرده‌اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شكایت خواهم كرد.

به این نیز بسنده نكرده و فرمود:

والله لأدعون الله علیك فی كل صلاة أصلیها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم كرد.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج 1،‌ ص 17، باب كیف كانت بیعة علی رضی الله عنه، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 14:55 توسط متولي

عشق فاطمه

عشق فاطمه

چهره ها با اشك زيبا مي شود

عشق با تصويرمعنامي شود

عشق يعني دل سپردن در الست

ازمي وصل الهي مست مست

عشق يعني صبر در هنگام خشم

عشق يعني جاي سيلي روي چشم

عشق بردلها شهامت مي دهد

عشق بر غمها حلاوت مي دهد

عشق باعث شدكه دل سامان گرفت

پشت درب خانه زهرا جان گرفت

عشق يعني عشق ناب فاطمه

بيت الاحزان خراب فاطمه

عشق يعني انقلاب فاطمه

ازكبودي ازتورم چشم خواب فاطمه

عشق يعني صحبت بي واهمه

حيدر دربند پيش فاطمه

عشق يعني غسل زير پيرهن

دست بيرون كردن از بين كفن

عشق يعني صحبت جان آفرين

رد خون سينه بر روي زمين


+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 1:52 توسط متولي

علت بروز اختلاف در روز شهادت حضرت زهرا چيست؟

اين رنگ نيلي با تعددهاي لکه
از مشتقات رنگهاي ارغواني است


دستاس آماده، تنور آماده امّا
کاري که بر مي آيد از من ناتواني است


تا قدرت اين دستهايم را بسنجم
سنگيني يک شانه هم خوب امتحاني است


من لاله مي کارم، علي ميچيند آن را
اين روزها کار من و او باغباني است


امروز هم مثل هميشه خانه دارم
امّا به جاي خانه ام «چادر تکاني» است


ساعت به وقت شرعي شهر مدينه
يک روز تا هفتاد و پنج بي نشاني است...


پس کساني که به زنده نگهداشتن ايام فاطميه اول و دوم مي پردازند چنين دغدغه اي ندارند که مثلاً 20 روز براي حضرت عزاداري کنند يا کمتر يا بيشتر، بلکه هدف از تشکيل چنين مجالسي فهم و نشر فرهنگ فاطمي مي باشد که اين موضوع اختصاص به ايام فاطميه اول يا دوم ندارد و ما بايد به اميد روزهايي تلاش کنيم که همه ايام ما «علوي»، «فاطمي»، «حسيني» شوند.
به دوستاني که چنين سوالاتي را مطرح مي کنند (به انگيزه هاي گوناگون که ممکن است برخي مغرضانه باشد، کار نداريم.) عرض مي کنيم، ما درصدد اثبات اين نيستيم که ثابت کنيم اين ايام شرعي هستند يا نيستند؟ و شايسته بود اگر قرار بود سوالي هم مطرح شود، اين سوال را مطرح مي کرديم که: ايا اقتدا و توسل به حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها از نظر شرع جايز است يا نه؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ساعت 1:51 توسط متولي

فاطمیه

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد...

سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت زین آه...

و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم...

چادرش را تکاند، با سختی
یا علی(ع) گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه ای مشکی است

با خودم فکر می کنم حالا
کوچه ی ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...


+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ساعت 15:5 توسط متولي

گدای فاطمه

وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست
احساس میکنیم که دو عالم گدای ماست
با گریه بهر فاطمه آدم عزیز است
این گریه خانه نیست که دولت سرای ماست
اینجا به ما حسین حسین وحی میشود
پیغمبریم و مجلس زهرا حرای ماست
سلمان شدن نتیجه همسایگی اوست
زهرا برای سیر کمال ولای ماست
تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است
چادر نماز مادر ارباب های ماست
باران به خاطر نوه ی فضه میرسد
ما خادمیم و ابر کرم در دعای ماست
فرموده اند داخل آتش نمیشویم
فردا اگر شفاعت زهرا برای ماست


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ساعت 20:7 توسط متولي

تربيت فرزند در خانه علي عليه السلام

چگونگي تربيت فرزند يكي از وجوه درخشنده سيماي خانوادگي اميرالمؤمنين (ع) است. در اين متن، برآنيم تا برخي از اصول تربيت فرزند و حقوق آنان بر پدر و مادر را از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) بيان كنيم.

1- انتخاب نام نيكو

2- گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان و انجام عقيقه (قرباني گوسفند) براي آنان

3- بازي با فرزندان : ((اشبه اباك يا حسن   واخلع عن الحق الرسن و اعبد ا لها ذامنن  و لا توال ذالاحن))

پسرم،‌مانند پدرت باش، ريسمان ظلم را از حق بركن‌ ! خدايي را بپرست كه صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم دوستي مكن. اين قطعه، يكي از قطعات اشعاري است كه حضرت زهرا (س) درهنگام بازي با فرزندانش زمزمه مي كرد. بدين شيوه هم آنها را سرگرم مي نمود وهم حكمت به آنها مي آموخت، چرا كه خود اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد:

((كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيت او خود را تا سرحد كودكي تنزل دهد.))

خود اميرالمؤمنين (ع) نيز در كودكي بازيهايي داشته اند كه يكي از آنها كشتي گرفتن است. نقل است ابوطالب بين فرزندانش و پسر عموهايشان مسابقه كشتي برگزار مي كرد و هميشه علي (ع) بر همه پيروز مي شد و اين باعث شادي ابوطالب مي گرديد. در خانه خود علي (ع) هم بين حسن و حسين (عليهماالسلام) مسابقاتي همچون كشتي، خطاطي و مسابقاتي در انجام كارهاي ديگر برگزار مي شد، و گاهي پيامبر جهت افزايش اين شادي و نشاط حاصل از مسابقه، در جمع ايشان حاضر مي شدند و به تشويق طرفين مي پرداختند.

4- رعايت اصل بي طرفي، عدالت و مساوات بين فرزندان

يكي از حساسيتهاي كودكان جانبداري و توجه خاص پدر و مادر به يكي از فرزندان ديگر است كه در روايات بر رعايت عدالت و مساوات بين فرزندان و محبت كردن، هديه دادن و توجه نمودن به خصوص توجه به حساسبت بيشتر دختران در اين مورد تأكيد شده است.

به يك نمونه زيبا از دقت حضرت زهرا (س) در اين مورد توجه كنيد:

پيامبر (ص) حسن وحسين (عليهماالسلام) را به مسابقه خطاطي تشويق نموده، فرمودند: هر كس خط او زيباتر است قدرت او بيشتر است. حسن و حسين (ع) هم هر كدام خط زيبايي نوشتند. اما رسول خدا (ص) ايشان را به مادرشان هدايت فرمود تا اگر در قضاوت نگراني پيش آمد، با عاطفه مادري جبران شود. زهرا (س) نيز جهت رعايت اصل بي طرفي به فكرش رسيد. قضاوت نهايي را به تلاش خوشان مربوط سازد لذا گردنبند خويش را پاره كرده بر سرآنها ريخت و فرمود: هر كدام از شما دانه هاي بيشتري بگيرد قدرت او بيشتر است.

5- داشتن برنامه جهت تمرين، تشويق و تربيت عبادي و ديني فرزندان

- به طور مثال نقل شده است كه حضرت زهرا (س) جهت شبهاي احياء فرزندان را در روز خوابانيد تا كاملاً استراحت كنند و غذاي مناسب و كمتري هم به آنها مي داد تا با زمينه مطلوبتري از نظر جسمي و روحي در شب زنده داري شركت كنند. ايشان با شيوه هاي ديگري كودكانش را در عباداتي مانند نماز، اعمال عبادي ماه رمضان، شركت در جلسات قرآن و شركت دادن آنها در امور خيري مثل كمك به مستمندان و دادن صدقه به نيازمندان شركت مي داد كه نقش مؤثر تربيتي همراه كردن كودكان با خود هنگام انجام عبادات را مي رساند.

6- مكلف نمودن فرزندان به رعايت ادب و اخلاق اسلامي

تأديب كودك يعني ملازم ساختن و مكلف نمودن او به رعايت ادب و اخلاق اسلامي ، بدين معني كه هر چند كودك نسبت به حكمت آداب مزبور، درك و فهمي ندارد وليكن از باب تمرين و تمهيد، وي را به انجام آنها مكلف مي كنيم و مهم اين است كه كودك خود را در تكليف احساس كرده، بداند اگر تن به تكليف ندهد با الزامهايي روبرو خواهد شد. علي (ع) در اين باره مي فرمايد :

(( آن كس كه ملكف به ادب شود ، بديهايش اندك مي گردد. ))

و در روايات داريم زماني كه كودك به 6 سالگي رسيد او را به نماز و چنانچه تحمل گرفتن روزه را داشت به انجام آن وادار نماييد.

7- استفاده از فرصتهاي مختلف جهت انتقال تجربيات و نصايح

اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) از هر موقعيتي براي انتقال تجربياتشان استفاده مي كردند . نامه اميرالمؤمنين به امام حسن (ع) يكي از اين موارد است.

معرفي شبهات و انحرافات اجتماعي،‌ توصيه به مطالعه تاريخ، انتخاب مسير مورد علاقه و اشتياق، تحمل مصائب و مشكلات دنيا، پذيرش مسئوليت در حد توانايي ، برقراري نظم در امور زندگي،‌ تشخيص دوست از  غير دوست و ارتباط گرم با خويشان و تكريم آنان از جمله رئوس برخي از اين نصايحند.

بديهي است خانه اي كه ظريفترين نكات تربيتي ، با چنين دقتي در آن مراعات مي گردد محل پرورش انسانهايي چون امام حسن (ع) ، امام حسين (ع) و زينب (س) خواهد بود. در پايان بد نيست متذكر شويم كه اگر چه اميرالمؤمنين (ع) حقوق زيادي براي فرزندان قائل شده اند،‌اما از آن سو هم وظايفي براي فرزند بر شمرده اند كه مهمترين آنها اينست كه فرزند، پدر و مادرش را در هر چيز مگر در نافرماني از خداوند سبحان اطاعت و پيروي كند :

(( فحق الوالد علي الولد ان يطيعه في كل شيء الا في معصيه الله سبحانه ))


+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391 ساعت 21:39 توسط متولي

سلام مادر

سلام مادر خیلی وقته دلم هواتو کرده خیلی وقته برای غربتت گریه نکردم سلام مادر خیلی وقته با حسن و حسینت هم کلام نشدم ببخشید خودم مقصرم .خودم کوتاهی کردم قول میدم قول قول .همیشه باهات باشم مثل حسن ولی قولم مثل قبلیا نیست دیگه تنهات نمیذارم  قبلا گفته بودم باهاتم ولی بازم تنهات گذاشتم

یا زهرا

یا مظلومه

ای ناموس خدا جای تو بین در و دیوار نبود

ناموس علی

دردانه ی پیغمبر

تو اولین شهید راه علی بودی

منم میخوام تواین راه بمیرم

به کمتر از مرگ راضی نیستم

لعنت به اونی که تورا زیر لگد گرفت

لعنت به اونی که تو را زیر ضرب سیلی گرفت

آخر چه صبری دارد علی...............................................

یاعلی


+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391 ساعت 20:55 توسط متولي

ياس كبود

با اضافه كردن كد بالا در تنظيمات وبلاگتان، لوگوي وبلاگ ياس كبود را در وبلاگ قرار دهيد . باتشكر

★❤★منمشتعلمبهعشقعشاقعلي❤★❤

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب گذشته وبلاگ
پست الکترونیک

بسم الله الرحمن الرحیم


اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ

فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً

حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم

---------------------------------------------------
بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَللّهُمَّ رَبَّ الْنُّورِ العَظیمِ وَرَبَّ الكُرْسِیّ الرَّفِیعِ وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ومُنْزِلَ التَّوْریةِ وَالْأنْجِیلِ وَالزَّبُورِ وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَروُرِ وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ وَرَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِینَ وَالْأنْبیاءِ وَالْمُرْسَلِینَ اَللّهُمَّ إِنّی اسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِیمِ وَبِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِیرِ وَمُلْكِكَ الْقَدیمِ یاحَیُّ یاقَیُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأرضُونَ وَبِإسْمِكَ الَّذی یَصْلَحُ بِهِ الأَوّلوُنَ والآخِروُنَ یاحَیّاً قَبْلَ كُلَّ حَیٍّ وَیا حَیّاً بَعْدَ كُلِّ حَیٍّ وَیاحیّاً حینَ لاحَیَّ یامُحْیِیَ الْمَوْتى وَمُمیتَ الْأَحیاءِ یاحَیُّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانا اَلإمامَ الهادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقائِمَ بِأمْرِكَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ الطّاهِریِنَ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ فی مَشارقِ الْأرْضِ وَمَغارِبها سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَعَنّی وَعَنْ وَالِدَیَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللّهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَأَحاطَ بِهِ كِتابُهُ اَللّهُمَّ إنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبِیحَةِ یَوْمی هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَعقْداً وَبَیْعةً لَهُ فی عُنُقی لا اَحُولُ عَنْها وَلا أَزُولُ أبَداً اَللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَالذَّابّینَ عَنْهُ وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ والْمُمْتَثِلینَ لأوامِرِهِ وَالْمُحامِینَ عَنْهُ وَالسّابِقینَ اِلى إِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ اللّهُمَّ إنْ حالَ بَیْنی وبَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذی جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنی مِنْ قَبْری مُؤْتَزِراً كَفَنی شاهِراً سَیْفی مُجَرِّداً قَناتی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فی الْحاضِرِ وَالْبادی اَللّهُمَّ اَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ والْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ واكْحُلْ ناظِری بِنظْرَةٍ مِنّی إلَیهِ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَاَوُسِعْ مَنْهَجهُ وَاسْلُكْ بی مَحَجَّتَهُ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ وَاشْدُدْ اَزْرَهُ واعْمُرِ اللّهُمَّ بهِ بِلادَكَ وَاَحْی بِهِ عبادَكَ فَإنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ فَاظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِیَّكَ وَاَبْنَ بِنْتِ نَبِیِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسْولِكَ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلّمَ حَتّى لایَظْفَرَ بِشْی‏ءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلاّ مَزَّقَهُ وَیُحِقَّ الْحَقَّ ویُحَقّقَهُ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلوُمِ عِبادِكَ وَنَاصِراً لِمَنْ لایَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْركَ وَمُجدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْكامِ كِتابِكَ وَمُشَیّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِینِكَ وَسُنَنِ نَبِیّكَ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمِّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِیّك مُحَمَّداً صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ الَلّهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هِذهِ الْاُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَعجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَنَراهُ قریباً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین
. اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات

-----------------


-----------------------


ارتباط با خدا
پيامبر اكرم ص
امام علي اميرالمومنين ع
بي بي فاطمه زهرا س
امام حسن مجتبي ع
امام حسين(ع) سيدالشهدا
امام سجاد (ع) زين العابدين
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسي كاظم ع
امام علي بن موسي الرضا ع
امام محمد تقي (ع)جوادالائمه
امام علي النقي (ع) الهادي
امام حسن العسگري
امام الحجت مهدي (عج)-ادركني
مطالب قرآني و اعجاز
مطالب مذهبي
زينب كبري (س)صبور
ابوالفضل العباس(ع)ساقي العطاشا
سخني با اهل تسنن 1
سخني با اهل تسنن 2
سخني با اهل تسنن 3
داستان و حكايت
معرفی صحابه رسول االه و ائمه
شعرهای مذهبی
احكام
مطالب متفرقه
مطالب مذهبي (1)
احكام (1)
شعرهای مذهبی (1)

اسلام عليك يا علي (ع)بن ابيطالب
علت استفاده شيعيان از مهر در نماز
تصویر منتشر نشده از ایوان طلا
چرا بر "مهر" سجده می کنیم؟
مجموعه پوسترهای باکیفیت ولادت حضرت فاطمه‌ زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها)
پیروزی استاد عباسی در مناظره با سجودی+لینک دانلود
غدیر خم و اهل سنت
آثار تولی و تبری
حضور زن
صویری نادر از منزل منسوب به حضرت علی (علیه السلام) در مدینه منوره
ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) و روز دختر مبارک
فضايل امام على‏(ع) ازنظر ابوالفتوح رازى
شجره نامه مبارک حضرت امام خامنه ایی مدظله العالی
تثلیث و الوهیت مسیح
صلوات
مصحف امام على عليه السلام
ورود افراد زیر 18 سال ممنوع!
امام صادق (ع) و معرفی 19 گناه کبیره
ویژه نامه 25 شوال شهادت امام جعفر صادق علیه السلام،
سايت حضرت آيت الله بهجت
سايت حضرت آيت الله علامه حسن زاده آملي
سايت حضرت آيت الله خامنه اي
سايت حضرت آيت الله وحيد خراساني
سايت حضرت آيت الله جوادي آملي
سايت حضرت آيت الله سیستانی
سايت حضرت آيت الله مصباح یزدی
سايت حضرت آيت الله سبحاني
سايت حضرت آيت الله نوري همداني
سايت حضرت آيت الله مكارم شيرازي
رهبران شيعه
عكس هاي عاشورايي
شيعه ها
لافتی الاعلی
ابولولو در آیینه تصویر
الحمد الله من حیدریم
ذکر فضایل مولا امیر المومنین
ای اهل دنیا آقام علی مظلومه
مجموعه سوالات شيعه از اهل سنت
فضائل و مناقب اهل البیت (ع)
يا علي
الحمد الله من حیدریم
چرا شیعه هستم؟
عمرستيزي
حجاب و عفاف
سلام بر منتقم فاطمه
حور بانو
فضائل و مناقب اهل البیت (ع)
آفریدگار عالم محمد علی فاطمه حسن حسین ع
به یاد ش ه د ا
دل ندادن به بلا سنگدلی می خواهد . . .
علیٌ مع الحق و الحقُ مع علی
عاشقان اميرالمومنين
به سمت خدا
آخرت
شيعيان علي بن ابيطالب
فطرس
ولایت فقیه و حکومت اسلامی
آلکسا
کوروش کبیر
سایت نوحه
منمشتعلمبهعشقعشاقعلي
روزشمار غيبت امام زمان
دريافت كد مداحي
تنزیل
خدا دوست
13رجب
خرید ساعت مردانه
دانلود مداحي
ادعيه و اعمال ماه رمضان
اهل خانه
من و تو فان
آرشیو پیوندهای روزانه
مرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390

.


Powered by BLOGFA
Designed by فريدعربي
خروجی وبلاگ

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ محفوظ می باشد. طراحی شده توسط فريدعربي