log
يــــــــــــــاس كبــــود








يــــــــــــــاس كبــــود

جامعیت قرآن شریف

در کتاب خدا قرآن اخبار گذشتگان شما و خبرهای آیندگان و حکم و دستور آنچه در میان شما باید باشد موجود است.

امام (ع) اشاره به جامعیت قرآن دارد که در هیچ زمینه ای از حوادث گذشته و آینده و آنچه هر عصر و زمانی مورد نیاز بشر است چیزی را از قلم نینداخته است

ما چیزی را در این کتاب از قلم نینداخته ایم. انعام -۳۸

و سخن پروردگارت تمام و کمال و از روی صداقت و عدل به پایان رسید تغییری در کلمات او نیست. انعام هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتاب آشکار ثبت است.۵۹-۱۱۵

از امام صادق (ع) سوال شد:چه سری است که قرآن هر چه بیشتر خوانده و بحث شود بر تازگی و طراوت آن افزوده می شود؟

چون خدای تبارک و تعالی آن را تنها برای زمانی خاص و مردمی خاص قرار نداده است. از این رو  در هر زمانی و برای هر مردمی تا روز قیامت تازه و با طراوت است.


+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1391 ساعت 23:13 توسط متولي

داستان ضامن آهو ...

روز میلاد نزدیک است ...

        لحظه دیدار نزدیک است ... 

 

امام رضا (ع) لیلا و عالم همه مجنونت

هر کی بهشتی میشه به این آقا مدیونه

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

داستان ضامن آهو حقیقت یا افسانه را در ادمه مطلب بخوانید ...

 

زیرات امام رضا (ع)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1391 ساعت 23:10 توسط متولي

زندگینامه بزرگ بانو صدر اسلام اسما بنت عمیس (رحمه الله علیه)

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست

این لب تشنه ی پر شور، غزل خوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است

به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است

بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد

که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است

تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند

دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست




اسـمـا دخـتـر عميس بن معدبن تيم بن حارث كه مادرش خوله نام داشت , از بانوانى است , كه در همان روزهاى آغازين بعثت پيامبر(ص ) با آن حضرت بيعت كرد, به آستان مقدس اسلام وارد شد, و كـار دانـش آمـوزى و دريـافت مطالب دينى او بجايى رسيد, كه مى نويسند: اسما ازپيغمبر(ص ) شصت حديث روايت كرده است .
اسما دختر عميس , از بانوانى است كه در سال پنجم بعثت به همراه شوهر خود جعفربن ابي طالب و حدود 80 نفر از مردان و زنان مخلص و مجاهد, براى حفظ دين خود از مكه به حبشه هجرت كرده و پـس از سـيـزده سـال اقـامـت در آن كـشور, به سال هشتم هجرت بعد از جنگ خيبر به مدينه مهاجرت نموده استیکی از زنان بزرگوار و محترم صدر اسلام است. او خواهر میمونه همسر رسول خدا است و از کسانی است که به حبشه مهاجرت کرده است، اسماء که در ابتدا همسر جعفر بن ابیطالب بود. همراه شوهرش به دستور رسول خدا به حبشه مهاجرت کرد و در آنجا از جعفر سه پسر به نام عبدالله و محمد و عون بدنیا آورد و سپس به مدینه برگشت.
در جنگ موته، که جعفر بن ابیطالب به دستور رسول خدا فرماندهی سپاه مسلمین را به عهده داشت پس از قطع شدن دست‏هایش به شهادت رسید؛
اسماء پس از شهادت جعفر بن ابیطالب و گذشتِ مدتی با ابوبکر ازدواج کرد و از او محمدبن ابی بکر بدنیا آمد. محمد بن ابی بکر در دامان امیرالمؤمنین بزرگ شد و او از مفاخر اسلام و والی مصر از طرف امیرالمومنین علیه السلام است.
اسماء یکی از زنهایی است که به سرنوشت اسلام عنایت داشته و لذا احادیثی از او به یادگار مانده است از جمله حدیث معروف « رد شمس » که راویان زیادی آنرا نقل کرده‏اند.
اسماء می‏گوید سر مبارک رسول خدا روی دامن امیرالمؤمنین بود و آن حضرت نماز عصر را نخوانده بود، تااینکه خورشید غروب کرد. (در بعضی از روایات نزدیک بود غروب کند.) رسول خدا بلند شدند و فرمودند: ای علی نماز خوانده‏ای؟ امیرالمومنین عرض کرد: نه. رسول خدا دعا کردند و خورشید برگشت. اسماء می‏گوید من دیدم که خورشید طلوع کرد بعد از اینکه غروب کرده بود و نورش بر کوهها و روی زمین افتاد.
اسماء بنت عمیس در زمانی که زوجه ابوبکر بود، بعضی از خبرهای سری را به امیرالمؤمنین علیه السلام می‏رساند و اوامر آن حضرت را اطاعت می‏کرد و نیز در جریان زندگی فاطمه علیهاسلام نقش مهمی داشت و گویی همیشه با آن بزرگواران زندگی می‏کرد؛ این نکته از تاریخ زندگانی او کاملا مشهود است که به چند نمونه آنرا اشاره می‏کنیم.
اسماء بنت عمیس با خانواده فاطمه علیهاسلام رفت و آمد بسیار نزدیکی داشته لذا در مسأله زایمان فاطمه علیهاسلام مسئولیت قابلگی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را به عهده داشته و حتی در روایتی امیرالمؤمنین می‏فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اسماء و ام سلمه فرمودند بروید و در موقع زایمان فاطمه علیهاسلام حاضر باشید. وقتی که بچه‏اش متولد شد در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید که هر بچه‏ای را چنین کنند، از شیطان محفوظ می‏ماند. از این روایت جلالت و قدر این دو بانوی محترمه به‏خوبی آشکار است.
بـه هنگام بيمارى دخـتر والا گهر رسول اللّه , پرستار دلسوز ومراقب مخلص اوست , و آن گاه هم كه اسما در روزهاى آخر عمر, بانوى خويش فاطمه (ع ) را غمناك و افسرده مشاهده مى كند, علت ناراحتى آن بانوى بزرگ را جويا مى شود, وى مى فرمايد: بخـاطر نحوه حمل جنازه زنان , بگونه ايكه حـجم بدن آنان از زير پارچه روى جنازه , نمايش خوشى ندارد ناراحت است , آن وقت اسما صورت تـابـوتـى را كـه در حـبــشه ديده بود, بـراى آن بـزرگوار ترسيم مى كند, آن صورت مورد پسند فـاطـمـه (س ) قـرار مـى گـيـرد و لبخندى هم مى زند و سپس مى گويد: اين تابوت براى حمل جنازه خوب است , چون حجم بدن زن و مرد تشخيص داده نمى شود
منابع:
بحار الانوار، ج 21، صفحات 54- 55- 63- 42.
بحار الانوار، ج 43، صفحات 138- 255- 186- 185- 141- 189- 212.
بحار الانوار، ج 44، صفحات 250.
بحار الانوار، ج 42، صفحات 105.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1391 ساعت 23:9 توسط متولي

آمده ام. آمدم ای شاه پناهم بده

آمدم ای شاه ، پناهم  بده                خط امانی ز گناهم بده


ای  حَرمَت  ملجأ  در ماندگان             دور مران از در و ، راهم بده


ای گل بی خار گلستان عشق           قرب مکانی چو گیاهم بده


لایق وصل تو  که  من  نیستم            اِذن به  یک لحظه نگاهم  بده


ای که حَریمت به  مَثَل  کهرباست       شوق وسبک خیزی کاهم بده


تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع          گرمی جان سوز به آهم بده


لشگرشیطان به کمین من است         بی کسم ای، شاه پناهم بده


از صف مژگان نگهی کن به من            با  نظری ، یار و سپاهم  بده


در  شب  اول که  به  قبرم  نهند          نور  بدان شام  سیاهم  بده


ای که عطا بخش همه عالمی            جمله ی حاجات مرا هم بده

 

امام رضا جونم...وقتی دلتنگتم...تا که می خوانمت...میطلبی ...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)


+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1391 ساعت 19:34 توسط متولي

ولادت زینب امام رضا(علیه السلام) فاطمه معصومه (سلام الله علیها)و زندگی نامه ایشان

دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد
کنار درب حرم، بین زائران گم شد




نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد
دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد


به یاد مسجد و باب الجواد افتادم
سرود عاشقی ام، یا امام هشتم شد


به محض بردن نام امام آینه ها
لبان آینه هایت پر از تبسّم شد


به استحاله کشاندی مرا به لبخندی
دو چشم مملو اشکم، دو خمره ی خم شد


سلام بر تو و بر خاندان اطهارت
سرم به زیر قدوم تمام زوّارت


از آب شور حرم ، شوق و شور می گیرم
وضو برای تشرّف به طور می گیرم


ستاره ام، که در این آسمان ظلمانی
از آفتاب حضور تو نور می گیرم


چقدر زائر عاشق شبیه کودکی ام
ضریح مرقدتان را به زور می گیرم


چه افتخار عظیمی است آمدی اینجا
عجیب نیست که حسّ غرور می گیرم


برای رد شدنم از پل صراط جزا
ز دست لطف تو برگ عبور می گیرم


سلام بر تو و بر خاندان اطهارت
سرم به زیر قدوم تمام زوّارت


نسیم مرقدتان عطر کوچه باغ بهشت
بَرَد ز خاطره ها غصّه ی فراق بهشت


رواق های حریمت بهشت نور و بلور
بلند گنبد نورانیت، چراغ بهشت


مدام روز قیامت پی تو می گردم
نمی روم به جهنّم، و یا سراغ بهشت


شکسته باد دو پایم، اگر که روز حساب
بدون تو بگذارم قدم به باغ بهشت


منم مدیحه سرایی که آرزو دارم
جوار باغ تو باشم، شده کلاغ بهشت


سلام بر تو و بر خاندان اطهارت
سرم به زیر قدوم تمام زوّارت






بارگاه حضرت معصومه (س) در قم، زيارتگاه خاص و عام شده است و چه بسا بزرگاني که به قم مهاجرت نموده، تا از فيوضات آن مزار نوارني بهره مند شوند؛ از جمله ي آن بزرگان، حضرت آيت الله مرعشي نجفي است. ايشان تعريف نموده اند که علت آمدن من به قم اين بود که پدرم، آقا سيد محمود مرعشي(که از زهّاد و عبّاد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت امير(ع) بيتوته نمود و معتکف شد تا آن حضرت را زيارت کند؛ شبي در حال «مکاشفه » ديده بود که آن حضرت به او مي فرمايد: «سيد محمود! چه مي خواهى؟» عرض مي کند: «مي خواهم بدانم قبر فاطمه ي زهرا (س) کجاست، تا آن را زيارت کنم.» حضرت فرموده بود: «خداوند «جلال» و «جبروت» حضرت فاطمه زهرا(س) را به فاطمه ي معصومه (س) عنايت فرموده است؛ هر کسي بخواهد ثواب زيارت حضرت زهرا(س) را درک کند، به زيارت فاطمه معصومه (س) برود.»
خود آيت الله مرعشي نجفي در آن زمان به طلاب مي فرمودند که «شصت سال است که هر روز، من اول زائر حضرت هستم!»
پي نوشت:
1- تاريخ قم؛ ص 213 و بحار 48/290 . (به نقل از «کريمه ي اهل بيت» ص 177 )




در خواب شنيدم که مقيمت شده ام

من خادم اين صحن کريمت شده ام،

از شوري آب حرمت بود که من

يک عمر نمک گير حريمت شده ام...!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391 ساعت 16:45 توسط متولي

جواز استفاده از آلت مصنوعی برای زنان در اهل تسنن ( از کتب اهل تسنن )

یکی از مسائل بسیار مهمی که بین ما شیعیان حیدر صفدر سلام الله علیه و جماعت مخالفین مطرح است این است که آنان به شدت معتقدند که اهل سنت هستند و فرامین و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله را اجرا می کنند. و بسیار به شیعیان برای مسئله صیغه خرده می گیرند که چرا شیعیان صیغه می کنند و این عمل سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله نیست و حرام است و زنا محسوب می شود. ما در این وب به کرات مسئله صیغه و حلال بودن آن را ثابت نموده ایم که با مراجعه به آرشیو موضوعی سایت می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید. حالا جماعت مخالفین فتوا داده اند که استفاده از آلت مصنوعی برای زنان جایز است و آن را سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانند. حال توجه شما را به این پست جلب می نمایم.

این مطلب در کتاب بدائع الفوائد - چاپ دار عالم الفوائد - جلد ۴ - فصل الاستمناء ( ۳ ) - صفحه ۱۴۷۱ و ۱۴۷۲ موجود می باشد.

تصاویر زیر محلد کتاب و صفحات ۱۴۷۱ و ۱۴۷۲ کتاب بدائع الفوائد می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

ترجمه متون مشخص شده : و اگر زمانی زنی بود که شوهر نداشت و شهوت بر او غلبه کرد ، بعضی از علمای ما فتوا داده اند که او مجاز است که از آلت مصنوعی استفاده نماید.

نکات این مبحث : ۱ ـ از معتبرترین کتاب خود جماعت مخالفین ثابت شد که آنها استفاده از آلت مصنوعی را برای دفع شهوت زن مجاز می دانند.

۲ ـ جماعت مخالفین آیا این حکم طبق سنت رسول خداست یا شما آن را به دروغ اضافه کرده اید ؟؟ به یقین دروغ است پس شما و علمای شما بدعتگذار در دین است و نه تنها از اسلام بویی نبرده اید بلکه خائن به اسلام و سنت هستید و بدعتگذار در دین کافر است.

۳ ـ جماعت مخالفین شما ادعا دارید که صیغه امری بی ناموسی و خارج عفت است در حالیکه ما از معبرترین کتب خودتان برای شما جایز بودن صیغه را ثابت نموده ایم ، آیا استفاده از آلت مصنوعی امری بی عفتی و بی ناموسی نیست ؟؟

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ساعت 16:10 توسط متولي

پاسخ به شبهات فیلم موهن درباره همسران پیامبر(ص)

ارسال به دوستان
فارس منتشر می‌کند
پاسخ به شبهات فیلم موهن درباره همسران پیامبر(ص)

خبرگزاری فارس: پیامبر(ص) در طولانی‌ترین بخش عمر خویش یعنی از 25 تا 50 سالگی فقط با همسر اول خود حضرت خدیجه(س) زندگی کرد و تا ایشان زنده بود، همسر دیگری اختیار نکرد. درباره ازدواج‌های بعدی پیامبر(ص) 3 انگیزه عمده مطرح می‌شود.

خبرگزاری فارس: پاسخ به شبهات فیلم موهن درباره همسران پیامبر(ص)

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، یکی از مواردی که در فیلم موهن به ساحت رسول اعظم(ص) دستمایه قرار گرفته، تعداد ازدواج‌های پیامبر(ص) است.

در سکانس‌هایی از این فیلم موهن، پیامبر(ص) را ـ نعوذبالله ـ فردی جاه‌طلب نشان می‌دهد که به یارانش دستور کشتن مردان قبایل غیر مسلمان می‌دهد تا به این ترتیب زنان آن‌ها را به غنیمت گیرد! در ادامه سکانس‌هایی پخش می‌شود که زبان از توصیف آنها شرم دارد.

این شبهه موضوع جدیدی نیست و همواره از سوی معاندان در طول تاریخ اسلام مطرح می‌شود.

محمد حسن قدردان قراملکی در کتاب «درباره پیامبر اعظم(ص)» درباره علل ازدواج‌های پیامبر(ص) چنین می‌نویسد:

* ازدواج‌های پیامبر، تابع مصالح دینی و اجتماعی

انگیزه‌های ازدواج حضرت، نه از سر شهوت‌رانی و خوشگذرانی، بلکه اساساً بر طبق دستور الهی و بر پایه مصالح و مقتضیات اسلام در آن مقطع زمانی صورت گرفته بود.

ابوسفیان این دشمن پیامبر، وقتی از ازدواج ایشان با دختر خود،‌ زمانی که دخترش در حبشه تنها مانده بود، ‌آگاه شد، گفت:‌ «پشت این مرد به زمین مباد».

شرایط زمانی ازدواج‌ها که در اوج سختی و فشار جنگ‌ها بود و از طرفی ازدواج با زنان بیوه که برخی چندین بار ازدواج کرده بودند و همسر نگرفتن از انصار که به راحتی اسلام را پذیرفته بودند و عدم انتقاد از ازدواج‌های پیامبر در زمان ایشان همگی از این مطلب نشان دارد که این ازدواج‌ها بر پایه مصالح و اقتضائات زمان بوده است نه از سر لذت که برخی در پی القای آن هستند.

انگیزه‌های ازدواج‌های حضرت را به صورت کلی می‌توان در سه بخش انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی، اخلاقی و دینی تحلیل و تبیین کرد که به آنها اشاره می‌‌شود.

الف‌)انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی (همبستگی با اقوام مختلف)

هنگامی که پیامبر ندای اسلام را بلند کرد، تنها بود و تا مدت‌‌ها جز عده‌ای محدود به او ایمان نیاوردند، او بر ضد تمام معتقدات خرافی عصر و محیط خود قیام کرد و به همه اعلام جنگ داد،‌ طبیعی است که همه اقوام و قبایل آن محیط بر ضد او بسیج شوند و باید از تمام وسایل برای شکستن اتخاذ نامقدس دشمنان استفاده کند که یکی از آنها ایجاد رابطه خویشاوندی از طریق ازدواج با قبایل مختلف بود؛ زیرا محکم‌ترین رابطه در میان عرب جاهلی، رابطه خویشاوندی محسوب می‌شد و داماد قبیله را همواره از خود می‌دانستند و دفاع از او را لازم و تنها گذاشتن او را گناه می‌شمردند، قرائن زیادی در دست داریم که نشان می‌دهد ازدواج‌های پیامبر لااقل در بسیاری از موارد، جنبه سیاسی داشته است.

در راستای این اهداف، پیامبر (ص) با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگ «تیم»،‌ با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی»، با ام‌حبیبه دختر ابوسفیان از قبیله نامدار بنی‌امیه، ام‌سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی‌اسد، میمونه از بنی‌هلال و صفیه از بنی‌اسرائیل پیوند زناشویی برقرار کرد، ازدواج مهمترین پیوند و میثاق اجتماعی است؛ به ویژه در آن فرهنگ، تاثیر بسیاری از خود به جا می‌گذارد.

در آن محیط که جنگ، خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر ابن‌خلدون، ‌جنگ و خونریزی جزو خصلت ثانوی آنان شده بود، بهترین عامل بازدارنده از جنگ‌ها و عامل وحدت و الفت، پیوند زناشویی بود.

با دقت در ازدواج‌های حضرت، به این نکته پی می‌بریم که همسران حضرت تنها از میان مهاجران و نه انصار بود، برای اینکه اتحاد و همدلی بین حضرت و انصار وجود داشته و به واسطه‌ای نیاز نبود؛ اما بین حضرت و قبایل مهاجر، کدورت و دشمنی‌هایی اتفاق افتاده بود که عقد ازدواج آنها را به عقد دوستی و وحدت تبدیل می‌کرد، به همین جهت پیامبر (ص) با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر (ص) دشمن بودند، مانند بنی‌امیه و بنی‌اسرائیل، ازدواج کرد؛ اما با قبایل انصار که از سوی آنان هیچ خطری احساس نمی‌شد و آنان نسبت به پیامبر (ص) دشمنی نداشتند، ‌ازدواج نکرد.

«گیورگیو» نویسنده مسیحی می‌نویسد: محمد (ص) ام‌حبیبه را به ازدواج خود درآورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد، در نتیجه پیامبر با خاندان بنی‌امیه و هند زن ابوسفیان و سایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام‌حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده‌های مکه شد».

ب)انگیزه‌های اخلاقی

نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت است، اینکه با دقت در سیره پیامبر(ص) می‌توان دریافت که هیچ‌گاه مقصود ایشان از این ازدواج‌ها، تمایلات جنسی نبوده است، با تأمل در ازدواج‌های حضرت، ما شاهد انگیزه‌های اخلاقی نوعاً حمایت مادی یا معنوی از زنان (همسران) هستیم که شواهد زیر این ادعا را ثابت می‌کنند:

1. ایشان در طولانی‌ترین بخش عمر خویش یعنی از 25 تا 50 سالگی فقط با همسر اول خویش حضرت خدیجه زندگی کرد و تا او زنده بود، همسر دیگری اختیار نکرد؛ در حالی که ایشان در سن جوانی بودند، بعد از خدیجه نیز تا یک سال ازدواج نکرد، ازدواج‌های متعدد پیامبر(ص) در هفت سال آغازین هجرت بوده است؛ یعنی در حد فاصل سنین 54 تا 61 سالگی بوده است.

2. علاوه بر این شکی نیست کسانی که به زن‌دوستی و شهوت‌رانی نظر دارند، به طور معمول به دنبال جمال، زیبایی و زنان جوان هستند، ولی در سیره پیامبر اکرم(ص) نه تنها چنین چیزی وجود ندارد، بلکه ما شاهدیم که ایشان بعد از ازدواج با دختر باکره با بیوه‌زنان و حتی با زنان پیر ازدواج می‌کند و این با انگیزه شهوانی مشابهتی ندارد.

3. علت ازدواج ایشان با ام‌حبیبه (رمله) دختر ابی‌سفیان به این خاطر بود که شوهرش در حبشه نصرانی شد، ولی او مسلمان باقی ماند؛ پس رسول خدا(ص) برای حمایت از او به صورت غیابی با ایشان ازدواج کرد و نجاشی حاکم حبشه از طرف پیامبر عقد را جاری ساخت.

در اینجا به صورت واضح می‌توان انگیزه دینی و حمایتی پیامبر را دید و این کار با سخن کسانی که این ازدواج‌ها را با انگیزه شهوت‌ می‌دانند سازگار نیست؛ چون این زن در حبشه بود و حتی زمان برگشت او مشخص نبود.

4. ازدواج گاهی برای حفظ جان برخی از زنان مسلمان صورت می‌گرفت. درباره سوده بنت زمعه این جهت را بیان کردند؛ چون همسر خود را از دست داده بود و اقوام او همه کافر بودند که درباره او خطر کشته شدن یا اسارت و شکنجه وجود داشت، رسول خدا(ص) با ازدواج، او را نجات داده و در پناه خود قرار داد.

5. رسول خدا(ص) برای کمک و تأمین زندگی برخی از زنان که بیوه شده بودند، با آنها ازدواج کرد؛ مانند ازدواج با زینب بنت خزیمه که در جاهلیت به خاطر انفاق به فقرا و مساکین به ام‌مساکین شهرت داشت، اما بعدها وی خود فقیر و تهیدست شده بود، پیامبر با ازدواج با او در پی حفظ آبروی وی برآمد.

6. انگیزه ایشان در ازدواج با ام‌سلمه این بود که او دارای کودکان یتیمی بود که قادر به اداره آنها نبود.

7. در برخی از ازدواج‌ها، انگیزه پیامبر، رهایی اسرا و آزادسازی آنها بود؛ چنان‌که با صفیه دختر حیی بن‌ اخطب یهودی ازدواج کرد که دختر بزرگ یهودیان بود و او را از اسارت آزاد کرد.

8. حضرت با ازدواج با جویره دختر حارث بن ابی‌ضرار رییس طایفه بنی‌المصطلق که به اسارت درآمده بود، موجبات آزادی همه اسرای این قبیله را فراهم آورد؛ چون مسلمانان دیگر وقتی دیدند این طایفه با پیامبر خویشاوند شدند، همگی اسرای این قوم را که در دست داشتند، آزاد کردند و مردمان بنی‌المصطلق وقتی این رفتار را دیدند، همگی به اسلام گرویدند.

این تعبیر لطیفی است که نشان می‌دهد ازدواج پیامبر با زنان متعدد و مختلف برای حل یک سلسله مشکلات اجتماعی و سیاسی بوده است.

ج)انگیزه‌های دینی

چنان که اشاره شد، بعضی از ازدواج‌های پیامبر (ص) به امر الهی و به منظور اثبات یک حکم دینی یا برداشتن سنت جاهلی بود که خود حضرت پیش‌قدم می‌شدند؛ اینجا می‌توان به ازدواج با زینب بنت جحش اشاره کرد.

در اسلام «پسرخوانده» حکم پسر واقعی را ندارد و زن پسرخوانده بر مرد محرم نیست؛ در حالی‌که در جاهلیت احکام پسر واقعی را بر پسر خوانده سرایت می‌دادند، از آن جمله زن پسرخوانده محرم بود، اسلام این حکم را باطل کرد. پیامبر (ص) به دستور خدا با زینب بنت حجش که همسر مطلقه زید بن حارثه، پسرخوانده پیامبر بود، ازدواج کرد، تا حکم جاهلی را در عمل باطل کند و مردم، پذیرای نقض حکم جاهلی باشند.

اگر این ازدواج صورت نمی‌گرفت، ممکن بود زید بن‌ حارثه، یا پسرش اسامه بن ‌زید، بعد از رحلت پیامبر به عنوان پسر و وارث پیامبر مطرح می‌‌شد و مسیر امامت و وراثت خاندان پیامبر (ص) دگرگون می‌شد.

انتهای پیام/ک


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ساعت 16:9 توسط متولي

... آه


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ساعت 2:27 توسط متولي

.. طرف کوچه کشیدند و عبایت افتاد .. بردن پیر مگر چند نفر میخواهد

امام صادق علیه السلام :  مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما  با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید  و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ساعت 2:27 توسط متولي

از زمانی که حق را به من نشان دادند گرفتار تردید نشدم

ما شککت فی الحق مذاریته

«از آن زمان که حق را به من نشان دادند درباره آن گرفتار شک وتردید نشدم.» نهج البلاغه حکمت صد وهفتادو پنجم

 مولایمان امیر المؤمنین (ع) در مرتبه ای از یقیین قرار داشت که از بعضی انبیاء سبقت گرفته بود  مثلاً حضرت ابراهیم (ع) با اینکه قهرمان توحید و یکتا پرستی است اما وقتی به مسئله معاد جسمانی می رسد عرض کرد که:

«پروردگارا به من نشان ده که چگونه مردگان را زنده می کنی . فرمود: آیا ایمان نیاورده ای گفت : چرا ولکن برای اطمینان قلبم می خواهم» سوره بقره آیه دویست وشصت

 اما امیر المؤمنین علی (ع) می فرماید:اگر همه حجاب ها وپرده ها کنار رود چیزی بر یقین من افزوده نمی شود.

بر ماست که هر عملی را  که انجام می دهیم بر اساس یقین و اعتقاد راسخ باشد وبا پیروی از مولایمان شک وتردید را در آن دخالت ندهیم.

امام صادق(ع) فرمود: عمل پیوسته و اندک که با یقین همراه باشد، نزد خداوند برتر از عمل بسیار که با یقین توأم نباشد.


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ساعت 2:26 توسط متولي

امام زمان علیه السلام برترین الگو بعد از پیامبر هستند

از آنجایی که طبق آیه ی شریفه قرآن کریم ، وجود مقدس پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای انسانها اسوه و الگو است - که ( لَقَد کانَ لَکُم فی رَسُولِ اللهِ أُسوَةٌ حَسَنَة )(۱) امام عصر ارواحنا فداه نیز وارث کمالات آن حضرت اند و همه انسانها باید در جهت رسیدن به کمالات ، آن حضرت را سرمشق و الگوی خود قرار دهند. امام هشتم ارواحنا فداه در همین ارتباط در تفسیر آیه ( وَ مَن أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیرِ هُدیً مِنَ اللهِ )(۲) می فرماید : منظور از این آیه کسی است که هدایت از امامان هدایتگر نجوید و هوا و هوس خویش را دین خود داند.(۳)

* بنابراین کسی که خود را صادقانه پیرو امام زمان ارواحنا فداه می داند ، وظیفه دارد در همسو کردن زندگی ، همسو نمودن خلق و خوی ، همرنگ ساختن اعمال و رفتار خویش با او بکوشد و خواسته های حضرت را بر تمایلات خود مقدم دارد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به کسانی که مقیّد به پیروی از امام عصر ارواحنا فداه هستند چنین مژده فرموده :

خوشا به حال آن کس که قائم اهل بیت علیهم السلام مرا درک کند در حالی که در زمان غیبت و دوران قبل از قیام او به او تأسّی جوید.(۴)

بنابراین کسی که امام را به عنوان الگو و مقتدای خویش انتخاب کند ، خود را در جمیع جهات تابع و پیرو آن حضرت می داند و معتقد است که ( رأیی لَکُم تَبَع ) ، رای من تابع شماست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها :

۱ ـ احزاب ، ۲۱ .

۲ ـ قصص ، ۵۰ ( آیا گمراه تر از آن کس که پیروی هوای نفس خویش کرده ، و هیچ هدایت الاهی را نپذیرفته پیدا می شود ؟ )

۳ ـ  تفسیر نور الثقلین ، ج ۴ ، ص ۱۳۲ ، ح ۸۲ .

۴ ـ بحار الانوار ، ج ۵۱ ، ص ۷۲ .


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ساعت 2:22 توسط متولي

سیمای پیامبر(ص) در تورات و انجیل



 

به گزارش افکار، طی دو روز گذشته شاهد موج اعتراضات مردمی مسلمانان نسبت به ساخت فیلم موهن درباره شخصیت رسول اکرم (ص) بوده‌ایم؛ اقدامی که خشم مسلمانان را نسبت به چنین عمل شنیعی برانگیخته است.

 

توهین به مقدسات اسلام توسط کسانی که خود را داعیه‌دار مکتب مسیح می‌دانند همچون تری جونز کشیش آمریکایی که در سال گذشته اقدام به قرآن سوزی کرد بیش از آنکه نشانگر خصومت با مبانی روشنگرانه اسلام باشد نشان عدم صداقت در گفتار و کردار اینگونه دین مداران است. 
چراکه در تمام کتب مقدس پیش از اسلام نسبت به ظهور حضرت ختمی مرتبت سخن به میان آمده و مردم را به حضور وی بشارت داده شده است.

 

ظهور پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بنا بر آنچه که در قرآن آمده در کتب ادیان پیشین از جمله در دین مسیح و دین یهود مژده و بشارت داده شده است چنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید: 
آنان که پیروی می کنند از پیامبر نبی امی که نام و بشارت او را نزد خود در تورات و انجیل می یابند( اعراف /۱۵۷) 
ظاهر آیه شریفه دلالت بر این دارد که صفات رسول و نبی امی یعنی حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در آن کتاب ها مکتوب و مدون است.

 

در جای دیگر می فرماید: هنگامی که عیسی بن مریم به بنی اسرائیل گفت که من همانا رسول خدا به سوی شما هستم و حقانیت کتاب تورات را که در مقابل من است تصدیق می‌کنم و نیز شما را مژده می‌دهم که بعد از من رسول دیگری می‌آید که نامش احمد است(صف /۶)

 

در کتب عهدین پیامبر اسلام آن چنان دقیق معرفی شده که بسیاری از دانشمندان یهود در زمانی که وقوع بعثت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نزدیک بود از جاهای مختلف به سرزمین عربستان کوچ کردند تا ظهور آن پیامبر موعود را درک کنند؛ چنانچه قرآن کریم می فرماید: آنهایی که کتاب آسمانی را به آنان داده‌ایم او را (حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ) همچون فرزندان خود می‌شناسند (اگر چه) جمعی از آنان با این که می‌دانند حق را کتمان می‌کنند(بقره /۱۴۶) 
هرچند کتب دینی یهودیان و مسیحیان تحریف شده و برخی مطالب راجع به حضرت رسول اکرم(ص) از متن این کتب حذف شده است.

 

اما در میان کتب تاریخی اسنادی بر این مدعا موجود است همچنانکه نقل شده که جارود بن علا از دانشمندان نصاری بود که با قومش حضور حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آمده و خطاب کرد: من به حقیقت نزد تو آمده تا با صدق و صفا با تو سخن گویم قسم به کسی که تو را به حق به نبوت مبعوث کرده صفات تو را در انجیل یافته ام؛ تحیّت و تهنیّت برای تو و سپاس برای کسانی که تو را گرامی می‌دارند؛ سپس شهادتین گفت و مسلمان شد(محمود بن الشریف، الادیان فی القرآن. قاهره، دار المعارف، ص ۳۱۱) 
بر حسب نقل انجیل، حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ بعد از خود از شخصی خبر می‌دهد که شرعش ابدی و حکومتش برای همیشه باقی خواهد بود.

 

انجیل یوحنا حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را بیان کننده علوم راه‌های هدایت معرفی کرده و می‌گوید: و بسیار چیزهای دیگر دارم به شما بگویم لیکن اکنون طاقت تحمل آنها را ندارید ولی چون او، یعنی روح راستی آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلم نمی‌کند بلکه به آنچه شنیده است سخن می‌گوید و از امور آینده به شما خبر می‌دهد (انجیل یوحنا، باب ۱۶. آیه های ۱۲و ۱۳) 
در تورات نیز می‌گوید: او کسی است که کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان (مردم) خواهد گفت (سفر تثنیه، باب ۱۸) اگر بشارت حضرت مسیح را با بشارت حضرت موسی جمع کنیم، خواهیم دید که این صفات اشاره به پیغمبری است که قرآن درباره‌اش می فرماید: «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ـ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى ـ عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى"( نجم/۳ـ۵)

 

عیسی علیه السلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم  را با عنوان «مسیا» یا «مسیح منتظر» یاد کرده و در جواب عده‌ای که از وی سوال می‌کنند که تو کیستی؟ می‌گوید: به درستی که معجزاتی که خدا آنها را به دست من ظاهر می‌کند، اینکه سخن می‌گویم به آنچه خدا می خواهد و نمی شمارم خود را مانند آنکه از او سخن می‌رانید، زیرا که من لایق آن نیستم که بند های جرسوق و دوالهای نعل رسول الله را بگشایم که او را مسیا نامید، آنکه پیش از من آفریده شد و زود است بعد از من بیاید و زود است بیاورد کلام حق را و نمی‌باشد آئین او را نهایتی(انجیل برنابا، فصل ۴۲)

 

در تورات حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را به عنوان پیغمبر امّی معرفی کرده آنجا که می‌گوید: بنی اسرائیل می‌دانند و می‌شناسند که پیغمبر امّی صاحب روحی الهامی و صاحب وحی است. 
یکی از علمای بزرگ یهود در کتاب خود «عصحیم» می‌نویسد: مقصود از پیغمبر امّی که در وحی فوق مذکور است حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است که در عهد عبدالله سلام یهودی به رسالت مبعوث گردید(صادقی، محمد، بشارت عهدین، تهران، امید فردا، ۱۳۸۲ش، ص ۴۰)

 

هرچند کتب عهدین تفاوت زیادی با کتب اصلی دارند و تحریفات زیادی در آنها صورت گرفته ولی هنوز هم مطالب فراوانی درباره خصوصیات و ویژگی‌های حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نام و سیمایش، اجدادش و نوع نبوتش و خاتمیت آن حضرت و همچنین به جانشینان آن حضرت اشاراتی شده است. 
اشاراتی که نشانگر حقانیت رسول اکرم(ص) در امت‌های قبل است؛ امت‌هایی که کشیشان غرض‌ورز آمریکایی با همراهی لابی صهیونیستی مدعی میراث آنها هستند.


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 ساعت 2:33 توسط متولي

بی‌غیرت کیست؟ بی‌غیرتی چیست؟

پیامبر اعظم(ص) درباره یکی از مصادیق بارز بی‌غیرتی می‌فرماید: هنگامی که زنی آرایش‌کرده از خانه خارج شود و شوهرش نیز به این کار راضی باشد، به ازای هر قدمی که زن بر می‌دارد، خانه‌ای در آتش برای شوهرش بنا می‌شود.

مشرق - خودآرایی و خودنمایی در انظار عموم از رفتارهای ناهنجار در جامعه است که ارتباط مستقیمی با کجروی‌های جنسی دارد. این موضوع مختص به زنان نیست و در مردان نیز به گونه‌های مختلف انجام می‌پذیرد.
قرآن کریم، خودنمایی و خودآرایی زنان در منظر عمومی را «انحراف جنسی» می‌داند و در آیه 31 سوره مبارکه نور، عبارت «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ» (زنان زیورهاى خود را آشکار نسازند) را دو مرتبه تکرار می‌کند.
مرحوم «فیض کاشانی» در تفسیر این آیه، زینت را به معنای عام زیبایی بدنی، آرایش جسمانی و زیورهای ظاهری می‌داند و معتقد است که؛ خودنمایی چه آشکار ساختن زیبایی‌های طبیعی باشد و چه به نمایش گذاشتن آراستگی‌ها و زیورآلات، رفتار ناهنجار جنسی است.
از پیامبر اعظم(ص) نیز روایت شده که زنان طناز و عشوه‌گر که دل و دین مردان هوسران را می‌ربایند، «دام‌های شیطان» هستند. مراد از طنازی و عشوه‌گری با مرور برخی روایات دیگر مشخص می‌شود که از جمله آن‌ها: پوشیدن لباس نازک، گفتار با لحن نازک و تحریک‌کننده[1] و راه رفتن با عشوه و ناز است، چرا که موجب تحریک مردان و به تعبیر روایات «زنای چشم»‌[2] می‌شود.
در قرآن کریم بر حفظ نگاه تأکید ویژه‌ای شده است و در آیات 30 و 31 به صورت جداگانه به زنان و مردان این نکته را گوشزد می‌کند: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ»؛ به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزه‏تر است زیرا خدا به آنچه مى‏کنند آگاه است. «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا»؛ و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست.
* غیرت پسندیده
از بحث اول مسئله یعنی رفتار ناهنجار زنان که گذر کنیم، مورد دوم نقش مردان در کنترل و حفظ نوامیس است؛ چیزی که از آن در متون دینی «غیرت» یاد می‌شود. یعنی مؤمن نباید نسبت به اطرافیان خود بی‌تفاوت باشد[3]، چرا که خداوند «غیور» است [4] و بی‌غیرتی را نمی‌پسندد.
به بیان دیگر، غیرت با کرامت و عزت در هم تنیده شده و به هر میزان که شخص از کرامت و عزت برخوردار است، از غیرتمندی بهره دارد. از همین روست که در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(ع) آمده است: انسان غیور زنا نمی‌کند![5] همچنین حضرت در جای دیگری می‌فرماید: ای‌ مردم‌ عراق‌! با خبر شدم‌ که‌ زنانتان‌ دوشادوش‌ مردان‌ در راه‌ حرکت‌ می‌کنند، آیا شرم‌ نمی‌کنید؟ خدا لعنت‌ کند کسی‌ را که‌ غیرت‌ نمی‌ورزد! [6]
از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «حُرِّمَتِ الجَنَّهُ عَلَی الدَّیُّوثِ»؛ بهشت بر مردان بی‌غیرت حرام است.[7] پیامبر عظیم الشأن اسلام نیز درباره یکی از مصادیق بارز بی‌غیرتی می‌فرماید: هنگامی که زنی آرایش کرده و معطر از خانه خارج شود و شوهرش نیز به این کار راضی باشد، به ازای هر قدمی که زن بر می‌دارد، خانه‌ای در آتش برای شوهرش بنا می‌شود.[8]
امام باقر(ع) نیر نماز فرد بی‌غیرت را مورد قبول نمی‌داند و می‌فرماید: «ثَلاثَهٌ لایُقبَلُ مِنهُم صَلاهٌ: مِنهُمُ الدَّیُّوثُ».[9]
ناگفته نماند غیرت صحیح و به‌جا نه تنها برای شخص که برای جامعه نیز مفید است؛ شهید مطهری در این باره می‌گوید: انسان غیور همانطور که راضی نمی‏شود دامن ناموس خودش آلوده گردد، راضی نمی‏شود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود.[10]
مرحوم فیض کاشانی (1007 ـ 1090 هجری قمری) در کتاب الوافی[11]، بابی با عنوان «باب الغیره» گشوده و روایات متعددی در مورد غیرت و ویژگی‌های شخص غیور آورده است. از جمله در این روایات چنین آمده است: مردی که در مورد رفتار ناسالم جنسی همسرش بی‌تفاوت باشد، از سوی فرشتگان «بی‌غیرت» نام گرفته است. از چنین مردی به عنوان «منکوس القلب» (کج‌سرشت و وارونه‌دل) یاد شده که روح ایمان از او گرفته شده و خداوند از او بیزار است؛ بهشت بر چنین فردی حرام و عذاب دوزخ برای او فراهم آمده است.
* غیرت نا‌به‌جا
اسلام همواره جانب اعتدال را رعایت کرده و پیام‌آور آن می‌فرماید: «خیر الامور اوسطها» [12] در قرآن کریم نیز ریشه اعتدال(عدل) 27 بار آمده است که مهر تأییدی بر این موضوع است.
بنابراین همانطور که بی‌غیرتی رفتاری نابهنجار است، غیرت بی‌جا نیز واکنشی ناسالم است که ریشه در بدگمانی دارد و به «تهمت جنسی» منجر می‌شود و چه بسا شخص مورد اتهام را به کج‌رفتاری سوق دهد. این موضوع حتی اگر به صورت غیبت نیز مطرح شود باز آسیب‌های خاص خود را به همراه دارد. [13]
مرحوم فیض در پایان «باب الغیره»، روایتی را از امام علی(ع) نقل کرده است که حضرت در نامه‌ای سفارش می‌‌کند: «ایاک و التغایر فی غیرموضع الغیرة فان ذلک یدعو الصحیحة منهن الی السقم...؛ [14] از غیرت‌ورزی نابجا بپرهیز، چون که زنان سالم را به آلودگی می‌افکند... .
در قرآن کریم، کیفر افرادی که بر زنان پاکدامن تهمت جنسی می‌زنند، بسیار سنگین است. خداوند می‌فرماید: «و کسانى که به زنان پاکدامن تهمت [زنا] مى‏زنند، سپس چهار شاهد نمى‏آورند، ایشان را هشتاد تازیانه بزنید، و دیگر هرگز شهادت آنان را قبول نکنید، و اینانند که فاسقند»[15].
در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که اگر مرد بد دلی نسبت به پاکدامنی همسر خود دچار شک و شبهه است، بهتر است پیش از آنکه به او بهتان بزند، این آیه شریفه را به یاد آورد: «مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد.» [16]
پی‌نوشت‌ها:
1ـ احزاب/32: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»؛ بنابراین به گونه‏ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید!
2ـ امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «نعم صارف الشهوات غض الابصار»؛ چشم‌پوشی از نگاه (به نامحرم) عامل خوبی برای بازدارندگی از شهوت است. (محمدی ری‌شهری، میزان الحکمة، ج 1، ص 72)
3ـ تحریم/6: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا»؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خودتان و کسانتان را از آتش حفظ کنید.
4ـ خداوند متعال به ابراهیم خلیل خطاب می¬کند که «ان الهک لغیور» (الکافی، ج 8، ص 372)
5ـ حکمت 305: ما زنی غیور قط.
6ـ یا اهل‌َ العراق‌! نُبئت‌ُ اَن‌ِّ نسائَکُم‌ یُدافعْن‌َ الرجال‌ فی‌ الطریق‌، اَما تَسْتَحیون‌؟ لَعَن‌ اللهُ من‌لایغار. (الکافی، ج 1، ص 154، ح 719/ محاسن، ص 115/ وسایل الشیعه، ج 20، ص 235)
7ـ بحار الانوار، ج53، ص249
8ـ الکافی ج 5 ص 537
9ـ بحارالانوار ج 76 ص 115
10ـ مسئله حجاب، صفحه: 64
11ـ الوافی؛ ج22، صص 463 و 763 ـ 765.
12ـ اگر چه این عبارت دقیقا به همین صورتی که در متن آمده، شهرتی تام و تمام یافته است اما این حدیث در برخی از منابع حدیث شیعه، از قبیل مستدرک الوسائل (ج 8، ص 255) با اندک اختلافی در تعبیر به صورت: «خیار الامور اوسطها» و در بحارالانوار(ج 74، ص 383) به صورت: «خیر الامور اوساطها» آمده است.
13ـ رسول‌الله(ص) از اصحاب پرسیدند: آیا مى‏دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر مى‏دانند. فرمود: این که از برادرت چیزى بگویى که دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى‏گویم در برادرم بود چه؟ فرمود: اگر آنچه مى‏گویى در او باشد، غیبتش را کرده‌اى و اگر آنچه مى‏گویى در او نباشد، به او تهمت زده‏اى. (الترغیب والترهیب، ج3، ص515، ح1)
14ـ الکافی، ج5، ص537
15ـ نور/4: وَالَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.
16ـ نور/3: الزَّانِی لَا یَنکِحُ إلَّا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لَا یَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ
یادداشت از؛ محمد حسین کلهر
منبع : فارس


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 ساعت 13:47 توسط متولي

توهین به رسول خدا(ص) به بهانه آزادی بیان در یک فیلم آمریکایی

m

اگر چه توهین به مقدسات اسلامی با اهدافی مشخص انجام می شود اما گاهی برخی آزادی بیان را دستاویز چنین هتک حرمتهایی قرار می دهند و مقدسات دینی و اسلامی را مورد هتک حرمت قرار می دهند. فیلمی در آمریکا ساخته شده که در آن به رسول خدا(ص) هتک حرمت شده است. این فیلم واکنش شدید مسلمانان را به دنبال داشته است


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 ساعت 11:53 توسط متولي

دوستي حضرت علی (ع) در کلام پیامبر (ص)

ابن شاذان در كتاب «مناقب» از ابن عمر نقل مي‌كند كه گفت: از رسول خدا(ص) دربارة علي بن ابي طالب(ع) سؤال كرديم، حضرت خشمگين شده، فرمود: «چرا بعضي دربارة كسي شك دارند كه درجه و مرتبه‌اش نزد خدا، مثل درجه و مرتبة من است و از همة مقامات من، جز نبوّت برخوردار است».

بعد فرمود: «بدانيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است و هر كه مرا دوست داشته باشد خدا از او راضي و خشنود است و كسي كه خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار مي‌دهد».1

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، فرشتگان براي او استغفار مي‌كنند و درهاي بهشت به روي او باز است، تا از هر دري كه بخواهد بدون حساب وارد شود.

تبیان زنجان


آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خداوند پروندة عملش را به دست راست او دهد و همانند پيامبران به حساب او رسيدگي كنند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد از دنيا خارج نمي‌شود تا از آب كوثر بياشامد و از درخت طوبيٰ تناول نمايد و جاي خود را در بهشت ببيند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خدا جان كندن را بر او در هنگام مرگ آسان مي‌گرداند و قبر او را باغي از باغ‌هاي بهشت قرار مي‌دهد.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خدا به تعداد رگ‌هاي موجود در بدنش به او حوريّه عطا كند و شفاعت او را دربارة هشتاد نفر از اهل بيتش بپذيرد و به تعداد موهاي بدنش در بهشت به او منزل عنايت كند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را بشناسد و او را دوست داشته باشد، خداوند ملك‌الموت را به سوي او بفرستد همان‌طور كه نزد پيامبران مي‌فرستد، از او ترس و وحشت ديدن نكير و منكر را برطرف كند، قبرش را روشن و به اندازة مسير هفتاد سال وسعت دهد و با روي سفيد وارد قيامت شود.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خداوند او را در ساية عرش خود با صدّيقين، شهدا و صالحان ساكن گرداند و او را از وحشت بزرگ و ترس‌هاي قيامت ايمن گرداند.

آگاه باشيد هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خدا خوبي‌هاي او را قبول كند و از بدي‌هايش درگذرد، و در بهشت رفيق حمزة سيّد‌الشّهدا(ع) عموي پيامبر باشد.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، حكمت را در قلب او و راستي و درستي را بر زبان او جاري سازد و درهاي رحمت خود را براي او باز كند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، اسير خدا در زمين ناميده مي‌شود و خداوند به وجود او بر فرشتگان و حاملان عرش خود مباهات مي‌كند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، فرشته‌اي از زير عرش پروردگار ندا كند: اي بندة خدا! عمل را دوباره آغاز كن، خداوند گذشته‌هاي تو را بخشيد و گناهانت را آمرزيد.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، روز قيامت در حالي كه چهره‌اش همانند ماه شب چهارده مي‌درخشد، در آن صحنه وارد مي‌شود.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خداوند تاج كرامت را بر سر او و لباس عزّت را بر تن او بپوشاند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، مانند برق زودگذر از صراط عبور كند و هيچ‌گونه سختي هنگام گذشتن از آن نبيند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد خداوند دوري از آتش و رهايي از نفاق و اجازة عبور از صراط و ايمن بودن از عذاب را براي او بنويسد.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خداوند براي او پرونده‌اي باز نمي‌كند و ميزاني نصب نمي‌كند و به او گفته مي‌شود: بدون هرگونه حسابي به بهشت وارد شو.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد از حساب و ميزان و صراط در امان خواهد بود.

آگاه باشيد، هر كس با محبّت آل محمّد(ص) از دنيا رود، فرشتگان با او مصافحه كنند و ارواح پيامبران به زيارت او آيند و خداوند تمام خواهش‌هاي او را برآورده فرمايد.

آگاه باشيد، هر كس با دشمني آل محمّد(ص) بميرد، كافر از دنيا رفته است. آگاه باشيد، هر كس با دوستي آل‌محمّد(ص) بميرد، با ايمان از دنيا رفته است و من بهشت را براي او ضمانت مي‌كنم.2

ماهنامه موعود شماره 101

پي‌نوشت‌ها:‌
1. در كتاب بشارة المصطفي(ص) بعد از اين جمله اضافه كرده است: «بدانيد، هر كس علي(ع) را دوست بدارد خداوند نماز، روزه و ساير اعمالش را قبول مي‌كند و دعاي او را به اجابت مي‌رساند».
شيخ صدوق(ره) در كتاب فضائل الشيعه، ص 45، ح 1، از ابورجاء، از نافع، از ابن عمر (با كمي تفاوت) آن را نقل كرده است و مجلسي(ره) در بحارالأنوار، ج 7، ص 221، ح 133 و ج 34، ص 277 ذيل ح 55 به نقل از فضائل الشيعـة ذكر كرده است.
2. مأة منقبـة، ص 64؛ بحارالانوار، ج 7، ص 114، ح


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 ساعت 11:52 توسط متولي

امام صادق و شكل گيري مذاهب اسلامي

اميد است كه با سرمشق قراردادن رفتار و عملكرد ائمه مذاهب برادري و همدلي روزبه روز ميان امت اسلامي بيشتر گردد.

 همانگونه كه پيامبر رحمت حضرت ختمي مرتبت محمد بن عبد الله (ص) محور و نماد وحدت اسلامي است، سلاله پاك ايشان حضرت امام جعفر صادق (ع) نيز به حق مظهر و نماد تقريب مذاهب اسلامي است. ويژگي هاي زماني آن حضرت فرصتي فراهم آورد تا علوم اسلامي و تفقه در دين به نقطه اوج و شكوفايي خاص خود برسد. دقيقا در همين دوره بود كه مذاهب فقهي معروف به جهت گسترش حركت علمي و فقهي امام صادق (ع) به تدريج شكل گرفتند. 
"شيخ القرشي" در اين باره مي گويد: امام جعفر صادق (ع) سرچشمه هاي دانش و خرد را در جهان به فوران در آورد و به گفته "جاحظ" دنيا را با دانش خود پر كرد و مردم از هر كوي و برزن، دانش هاي بسياري از وي آموختند و به گفته "ابن حجر عسقلاني "آوازه اش در همه سرزمين ها گسترش پيدا كرد. 
استاد "عبد العزيز سيد الاهل" از گروه هاي علمي كه به مكتب امام جعفر صادق (ع) پيوستند، صحبت مي كند و مي گويد: كوفه، بصره، واسط و حجاز نور چشمان و جگر گوشه هاي خود را از هر قبيله از جمله؛ بني اسد، غني، مخارق، وطي، غطفان، غفار، الازد، خزاعه، خثم، مخزوم، بني ضبه و قريش و به ويژه از بني الحارث بن عبد المطلب و بني الحسن بن علي را نزد جعفربن محمد گسيل داشتند و گروه بسياري از آزادگان و فرزندان موالي و اعيان اين امت از اعراب و فارس و به ويژه قم به سوي او شتافتند. 
"الحافظ ابوالعباس بن عقده الهمداني الكوفي " در كتاب خود در مورد کسانی كه از امام جعفر صادق (ع) حديث روايت كرده اند، شرح حال ۴هزار راوي حديث از اين گروه را ياد كرده است. 
اين مدرسه گسترده و مكتب علمي بزرگ شامل مطالعات و پژوهش هايي در علوم گوناگوني چون: فلسفه، علم كلام، فقه، اصول فقه و تفسير بود و علوم طبيعي از جمله شيمي، فيزيك، جغرافيا و غيره را در برگرفت. 
شاگردان آن حضرت صدها كتاب و رساله علمي تاليف كردند به گونه اي كه "مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني " شرح حال دويست تن از مصنفان و شاگردان آن حضرت را در كتاب خود آورده است. 
امام صادق روزي در محضر پدر و استادش امام محمد باقر(ع) به اين قسمت از فيزيك ارسطو رسيد كه در جهان بيش از چهار عنصر وجود ندارد كه عبارت اند از: خاك، آب، باد،‌ آتش. امام صادق (ع) ايراد گرفتند وفرمودند حيرت مي كنم كه مردي چون ارسطو چگونه متوجه نگرديده است كه خاك يك عنصر نيست بلكه در آن عناصر متعددي وجود دارد و هر يك از فلزاتي كه در خاك مي باشد يك عنصر جداگانه به شمار مي آيد و در مورد باد (هوا) نيز همين نكته را مي فرمود كه باد نيز يك عنصر نيست بلكه بيشتر است. بنابراين امام جعفر صادق (ع) متوجه شد كه هوا يك عنصر بسيط نيست. 

آزادي در بحث 
فرهنگي كه امام صادق (ع) در حوزه درسي خويش به وجود آورد نسبت به ساير فرهنگ هاي آن عصر مزيت داشت و آن آزادي در بحث بود و به همين جهت مكتب آن حضرت توسعه يافته و پيشرفت نمود. 

امام صادق (ع) اگرچه مؤسس مذهب جعفري است ولي بايد دانست كه ائمه و محدثين اهل سنت نيز از درياي بي انتهاي علم ايشان بهره ها برده اند و هر كدام به نحوي تحت تاثير مقام علمي آن حضرت قرار گرفته اند. 
طبق شواهد كتب علماي رجال، بسياري از علما و فقها از محضر امام صادق (ع) كسب فيض نموده اند كه عبارت اند از: امام ابوحنيفه و امام مالك بن انس. 
امام ابوحنيفه نعمان بن ثابت از جمله شاگردان برجسته امام صادق (ع) است كه وقتي ازاو پرسيده شد فقيه ترين كسي كه مشاهده كرده اي كيست؟ در جواب گفت: هيچ كس را فقيه تر از جعفرابن محمد نديده ام. 
منصور خليفه عباسي براي محكوم كردن امام صادق (ع) از ابوحنيفه خواست كه چهل سؤال مشكل علمي را مهيا كرده و در يك مجلس عمومي از امام صادق (ع) بپرسد تا شايد براثر ندانستن پاسخ برخي از آن سؤالات منزلت و موقعيت علمي امام در بين مردم و علما سقوط كند. 
نعمان بن ثابت كه در آغاز ورود بشدت شيفته مقام عالي آن حضرت شده بود، سؤالات خود را شروع به پرسيدن كرد، امام درپاسخ هر سؤالي كه ابوحنيفه مطرح مي كرد مي فرمودند:‌ شما در اين مسئله چنين مي گوييد، اهل مدينه چنين مي گويند، و نظر من هم چنين است و با برخي موافق بود و در برخي موارد با اهل مدينه و در برخي ديگر هم نظرش متفاوت بود تا اينكه هر چهل مسئله را بي كم و كاست پاسخ گفتند، سپس امام حنيفه گفت: مگر نه اين است كه داناترين مردم آن كس است كه به اختلاف علما در فتاوا و مسائل فقهي آگاه تر باشد. 
امام ابوحنيفه ، فضل و دانش امام صادق (ع) برخود را قبول نمود و آن عبارت مشهور را گفت:" لولا السنتان لهلك النعمان" يعني اگر آن دو سال نبود نعمان هلاك مي شد و اين سخن امام ابوحنيفه اشاره دارد به آن دو سالي كه او به حجاز سفركرده و از محضر امام صادق (ع) كسب فيض نموده است. 
يكي ديگر از فقهاي برجسته اي كه از محضر درسي امام صادق(ع) بهره علمي برده است امام مالك بن انس مي باشد كه خود رئيس مذهب مالكي است. امام مالك پيوسته در مجلس درس امام صادق (ع) حاضر مي شد و با ايشان روابط خاص و مستحكمي داشت. وي در اين باره مي گويد: مدتي نزد جعفربن محمد رفت و آمد مي كردم و هربار كه نزد امام مي رفتم ايشان را در اين سه حالت مشاهده مي كردم؛ يا درحال نماز بود يا در تلاوت قرآن و يا اينكه روزه داشت و نديدم كه بدون وضو حديثي را روايت كند. امام مالك بن انس ورايات متعددي را از امام صادق (ع) نقل كرده است. 
مطالب فوق معلوم مي کند كه تعامل و ارتباط علمي ائمه مذاهب با يكديگرچقدر برادرانه و صميمي بوده است و اميد است كه با سرمشق قراردادن رفتار و عملكرد آن بزرگان برادري و همدلي روزبه روز  ميان امت اسلامي بيشتر گردد.


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 21:24 توسط متولي

اعتراف مالک به افضلیت امام صادق (علیه السلام)


article thumbnail


عامّه چهار مذهب دارند، چهار امام دارند، اعظم آنها و اوّل آنها مالک است.
مالک، اعظم ائمه‌ی اهل سنّت می‌گويد: افضل از جعفر بن محمد نديدم، نه در زهدش، نه در ورعش، نه در فضلش، نه در عبادتش. اين كلمه امام اهل سنّت بود


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 21:23 توسط متولي

امام علی در کلام ابوعلی سینا

امام علی در کلام ابوعلی سینا

شیخ بوعلی سینا در توصیف امام علی علیه السلام مطلبی را در قالب شعر بیان نموده  بسیار جالب است

برصفحه چهره کاتب لم یزلی                      معکوس ونکو نوشته نام دو علی

یک لام ودو عین با دویای معکوس              از حاجب وعین وانف باخط جلی

یعنی افرینش هستی وخالق بشر یت خدای مهربان به گونه ای انسان را خلق کرده اگر به چهره او نگاه کنیم می توانیم عکس دو علی را مشاهده کنیم بینی به منزله لام علی  ودوچشم انسان به منزله دو عین علی ابروه ا هم به منزله دو علی خداوندا روزبروز معرفت مارا به بیشتر بفرما


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 21:20 توسط متولي

فقيهان سني خمس را فقط در غنائم جنگي واجب مي‌دانند، چرا فقيهان شيعه آن را توسعه داده‌اند؟

پاسخخمس، همان گونه كه در غنائم جنگي واجب است، در ديگر درآمدهاي مشروع نيز، با شرايطي كه فقها در كتاب خمس گفته‌اند، واجب و لازم است. اکنون مسأله را بر قرآن و سنت پيامبر(ص) عرضه مي‌كنيم.

قرآن كريم مي‌فرمايد:

«وَاعْلَمُوا أَنّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيء فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُربي وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ و ابنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ وَما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرقانِ يَوْمَ التَقَى الْجَمْعانِ وَاللّهُ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ».[1]

«بدانيد هرگونه غنيمتي كه به دست آورديد، يك پنجم آن براي خدا و پيامبر و نزديكان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه است، اگر به خدا و آنچه كه بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل و روز درگيري دو گروه نازل كرده، ايمان داريد، خداوند بر هر كاري تواناست».

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 21:20 توسط متولي

احادیثی در فضیلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِي حَقِّهَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي يَرْضَى اللَّهُ لِرِضَاهَا وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِهَا وَ هِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِين؛

‏رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

فاطمه پاره تن من است هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده براى خوشنودى فاطمه خدا خوشنود مى‏شود و بواسطه‏ خشم او خدا خشمگين مى‏شود و او بزرگ زنان جهانيان است.


Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 21:18 توسط متولي

دوستي حضرت علی (ع) در کلام پیامبر (ص)

ابن شاذان در كتاب «مناقب» از ابن عمر نقل مي‌كند كه گفت: از رسول خدا(ص) دربارة علي بن ابي طالب(ع) سؤال كرديم، حضرت خشمگين شده، فرمود: «چرا بعضي دربارة كسي شك دارند كه درجه و مرتبه‌اش نزد خدا، مثل درجه و مرتبة من است و از همة مقامات من، جز نبوّت برخوردار است».

بعد فرمود: «بدانيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است و هر كه مرا دوست داشته باشد خدا از او راضي و خشنود است و كسي كه خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار مي‌دهد».1

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، فرشتگان براي او استغفار مي‌كنند و درهاي بهشت به روي او باز است، تا از هر دري كه بخواهد بدون حساب وارد شود.

تبیان زنجان


آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خداوند پروندة عملش را به دست راست او دهد و همانند پيامبران به حساب او رسيدگي كنند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد از دنيا خارج نمي‌شود تا از آب كوثر بياشامد و از درخت طوبيٰ تناول نمايد و جاي خود را در بهشت ببيند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خدا جان كندن را بر او در هنگام مرگ آسان مي‌گرداند و قبر او را باغي از باغ‌هاي بهشت قرار مي‌دهد.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خدا به تعداد رگ‌هاي موجود در بدنش به او حوريّه عطا كند و شفاعت او را دربارة هشتاد نفر از اهل بيتش بپذيرد و به تعداد موهاي بدنش در بهشت به او منزل عنايت كند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را بشناسد و او را دوست داشته باشد، خداوند ملك‌الموت را به سوي او بفرستد همان‌طور كه نزد پيامبران مي‌فرستد، از او ترس و وحشت ديدن نكير و منكر را برطرف كند، قبرش را روشن و به اندازة مسير هفتاد سال وسعت دهد و با روي سفيد وارد قيامت شود.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خداوند او را در ساية عرش خود با صدّيقين، شهدا و صالحان ساكن گرداند و او را از وحشت بزرگ و ترس‌هاي قيامت ايمن گرداند.

آگاه باشيد هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خدا خوبي‌هاي او را قبول كند و از بدي‌هايش درگذرد، و در بهشت رفيق حمزة سيّد‌الشّهدا(ع) عموي پيامبر باشد.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، حكمت را در قلب او و راستي و درستي را بر زبان او جاري سازد و درهاي رحمت خود را براي او باز كند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، اسير خدا در زمين ناميده مي‌شود و خداوند به وجود او بر فرشتگان و حاملان عرش خود مباهات مي‌كند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، فرشته‌اي از زير عرش پروردگار ندا كند: اي بندة خدا! عمل را دوباره آغاز كن، خداوند گذشته‌هاي تو را بخشيد و گناهانت را آمرزيد.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، روز قيامت در حالي كه چهره‌اش همانند ماه شب چهارده مي‌درخشد، در آن صحنه وارد مي‌شود.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خداوند تاج كرامت را بر سر او و لباس عزّت را بر تن او بپوشاند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، مانند برق زودگذر از صراط عبور كند و هيچ‌گونه سختي هنگام گذشتن از آن نبيند.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد خداوند دوري از آتش و رهايي از نفاق و اجازة عبور از صراط و ايمن بودن از عذاب را براي او بنويسد.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد، خداوند براي او پرونده‌اي باز نمي‌كند و ميزاني نصب نمي‌كند و به او گفته مي‌شود: بدون هرگونه حسابي به بهشت وارد شو.

آگاه باشيد، هر كس علي(ع) را دوست داشته باشد از حساب و ميزان و صراط در امان خواهد بود.

آگاه باشيد، هر كس با محبّت آل محمّد(ص) از دنيا رود، فرشتگان با او مصافحه كنند و ارواح پيامبران به زيارت او آيند و خداوند تمام خواهش‌هاي او را برآورده فرمايد.

آگاه باشيد، هر كس با دشمني آل محمّد(ص) بميرد، كافر از دنيا رفته است. آگاه باشيد، هر كس با دوستي آل‌محمّد(ص) بميرد، با ايمان از دنيا رفته است و من بهشت را براي او ضمانت مي‌كنم.2

ماهنامه موعود شماره 101

پي‌نوشت‌ها:‌
1. در كتاب بشارة المصطفي(ص) بعد از اين جمله اضافه كرده است: «بدانيد، هر كس علي(ع) را دوست بدارد خداوند نماز، روزه و ساير اعمالش را قبول مي‌كند و دعاي او را به اجابت مي‌رساند».
شيخ صدوق(ره) در كتاب فضائل الشيعه، ص 45، ح 1، از ابورجاء، از نافع، از ابن عمر (با كمي تفاوت) آن را نقل كرده است و مجلسي(ره) در بحارالأنوار، ج 7، ص 221، ح 133 و ج 34، ص 277 ذيل ح 55 به نقل از فضائل الشيعـة ذكر كرده است.
2. مأة منقبـة، ص 64؛ بحارالانوار، ج 7، ص 114، ح


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 21:17 توسط متولي

حقوق زن در اسلام؛ مساوی یا نابرابر ؟

[-] اندازه متن [+]

حتماً با سوالات متعددی در مورد تساوی یا نامساوی بودن حقوق زن و مرد در اسلام شنیده اید. با توجه به ضیق وقت ، امکان شرح و بسط مطلب برایم فراهم نیست اما به طور تیتر وار به مطالب مورد نظرم اشاره می کنم.

 

1- اسلام زن را از قعر خفّت در جهان آن روز، به عزت و ریحانگی رساند. فقط این را بگویم که زن ها در جهان آن روز انسان محسوب نمی شدند و مع الاسف به عنوان حیوان به آنها نگریسته می شد، نه تنها ارث نمی بردند بلکه به عنوان کالا پس از مرگ شوهرش به پسر بزرگ به ارث می رسیدند، دختران زنده به گور می شدند و جنایاتی که قابل ذکر نیستند. همین غرب به ظاهر متمدن تا چند دهه قبل، زن را عضو جامعه به حساب نمی آورد و از بسیاری از حقوقش محروم کرده بود و حتی شنیده ام در همین عصر حاضر، در یکی از کانتون های سوئیس زنان از ارث محرومند. اما حالا از آن طرف بام افتاده اند.

2-  در اسلام حقوق زن و مرد مساوی است اما مشابه نیست. این اصلی ترین اشتباه تعداد قابل توجهی از منتقدین است که تشابه حقوق را با تساوی حقوق یکسان می پندارند. در اسلام خداوند تبارک و تعالی زن و مرد را یکسان در نظر گرفته است اما کارکرد آنها را متفاوت آفریده است.

انواع تساوی زن و مرد :

الف - تساوی در خلقت - ( اناخلقناکم من ذکر و انثی - الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالاً کثیراً و نساءً و. ...)

ب- تساوی در کسب کمالات و ایمان و فضائل انسانی ( یا ایها الناس ، یا ایها الذین آمنوا و... )

ج- تساوی در کیفر و پاداش

د- تساوی در حقوق اجتماعی - این که در برخی از موضوعات مانند ارث و دیه حقوق زن کمتر از مرد است نباید زود قضاوت کرد. البته در این مورد انشاءالله به طور مبسوط بحث خواهم کرد اما خلاصه عرض کنم که ، اولاً حقوق زن و مرد را باید در یک مجموعه و به اصطلاح سرجمع حساب کرد و در جاهایی که حقوق زن بیشتر است آن هم مدنظر قرار گیرد. ثانیاً حقوق و تکالیف را باید باهم در نظر گرفت. اگر در جایی حقوق زن کمتر است قطعاً تکلیف او نیز کمتر بوده است.

3- حال باید پرسید که چرا حقوق زن ومرد مشابه نیست.   این یک واقعیت است که خداوند متعال زن و مرد را متفاوت آفریده است. زن و مرد از نظر جسمانی و روانی و عاطفی متفاوت از هم خلق شده اند. این مطلب اگرچه اظهر من الشمس است اما در پژوهش های علمی نیز به اثبات رسیده است. حال چرا باید این ها متفاوت آفریده می شدند، توضیحات  قابل ذکر است .

الف- خلقت خداوند از فضل او نشات می گیرد و هر موجود را هرطور که می خواهد می آفریند. هیچ موجودی از خداوند طلب کار نیست که حق خود را از او بخواهد. آیا می توان گفت که؛ خدایا تو به من مدیون بودی و بدهکار.  قرارمان نبود که من متفاوت با مردان باشم و... ؟ قطعاً به ساحت قدسی خداوند چنین سخنانی راه نمی یابد.

ب- به نظر حقیر خداوند کارکردگراست. یعنی هر کسی را براساس کارکرد و نقش او در طبیعت و جامعه می آفریند. مرد را برای برخی از کارهای خاص از قبیل کسب معاش و اداره خانواده و پشتیبانی از خانواده و حراست و نگهبانی و کارگری و.... آفریده است و زن را برای تداوم نسل و نگهداری از فرزندان و تزریق عاطفه و انسانیت به آنها و گرم کردن کانون گرم خانواده و... .  به عبارتی خداوند هرکسی را بهر کاری ساخته است و به همین دلیل باید متفاوت بیافریند. این سوال به این می ماند که بگوییم چرا ماشین و تراکتور متفاوت ساخته شده اند.

ج- تفاوت عیب نیست که برخی آن را به زیان خود تعبیر می کنند. آن چه نارواست تبعیض است . مثالی از شهید مطهری عرض کنم . اگر پدری به یکی از فرزندان خود که استعداد تجارت دارد مغازه ای بدهد و به دیگری که استعداد کشاورزی دارد زمین زراعی ببخشد، آیا کار بدی انجام داده است؟ آیا باید فرزندان او نارحت شوند؟ قطعاً خیر. عیب آن جاست که این پدر با وجود استعداد های مساوی و مشابه،  بین آنها تبعیض قائل شود و یکی را بر دیگری ترجیح دهد.  خداوند متعال نیز به هریک از زن و مرد براساس و متناسب با استعداد و کارکردشان بخشیده است.

د- زن و مرد مکمل هم هستند نه رقیب هم دیگر. هریک بدون دیگری هیچ است. هر دو باید دست به دست هم بدهند وبا تکمیل همدیگر علاوه بر سیر مسیر تکامل انسانی و عبودیت ، نسل بشر را تداوم بخشند.

 


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 14:29 توسط متولي

حکمتی از نهج البلاغه

سرماي بهار و پاييز


گفت پيغمبر زسرماي بهار
تن مپوشانيد ياران زينهار
زانكه با جان شما آن مي كند
كان بهاران با درختان مي كند
ليك بگريزيد از سرد خزان
كان كند كوكرد با باغ و رزان

دفتر اول

رزان : درخت انگور
سرد خزان : سرماي پاييز
مولانا دراين ابيات به سخن پيامبر (ص) اشاره مي كند كه از سرماي بهار خودرا مپوشانيد زيرا آنچنان كه درختان را سبز و خرم مي كند جسم وروح شماراهم سبز و خرم وجوان مي نمايد ولي از سرماي پاييز خودرا بپوشانيد كه با شما چنان مي كند كه با سبزه و گل و درختان مي كند . البته مولوي در اين شعر به معناي ظاهري كلام پيامبر(ص) بسنده نمي كند و طعنه مي زند بر كساني كه اين سخن را برظاهر متوقف نموده اند و به باطن سخن نفوذ مي كند و مغز معنا را مي شكافد و بادِ بهار را تمثيلي از انسان كامل مي داند كه وزش او و گزش او جان آدمي را سيراب مي نمايد و آدمي را
مي روياند و جوان و شاداب مي نمايد و سرد خزان را وسوسه هاي شيطاني و غير رحماني مي داند كه مملكت وجود آدمي را تسخير مي نمايد و او را بي برگ و بار مي كند .
از حضرت امير (ع) نقل است : توقوا البرد في اوله وفي آخره .فانه يفعل في الابدان كفعله في الاشجار : اوله يحرق و آخره يورق . «از سرما ي خزاني كه اول مي رسد (پاييز) بپرهيزيد و سرمايي را كه در آخر سال آغاز مي شود (بهار) استقبال كنيد،زيرا سرما همان اثر رادربدن شما ايجاد مي كند كه دردرختان ايجاد مي كند ، در آغاز مي سوزاند ودر آخر شكوفا مي كند و برگ و بار مي دهد . نهج البلاغه حكمت


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 14:23 توسط متولي

کربلاوجغد

حدیث اول:

محمد بن الحسن بن احمد بن وليد و جماعتى از اساتيدم ، از سعد بن عبد الله ، از محمد بن عيسى بن عبيد، از صفوان بن يحيى ، از حسين بن ابى غندر، از حضرت ابى عبد الله عليه السلام وى گفت:

شنيدم امام صادق عليه السلام درباره جغد فرمودند:
آيا احدى از شما آن را در روز ديده است ؟
محضر مباركش عرض شد: خير ابدا در روز ظاهر نشده و تنها در شب پيدا مى گردد
حضرت فرمودند:
اما اينكه اين حيوان پيوسته در خرابه ها مسكن گرفته و در آبادى نمى آيد جهتش آنست كه
وقتى حضرت امام حسين عليه السلام شهيد شدند اين حيوان بواسطه قسم بر خود حتم نمود كه ابدا در آبادى سكنا نكرده و منزلش تنها در خرابه ها باشد پس پيوسته در روز صائم و حزين است تا شب فرا برسد و وقتى شب در آمد از ابتداء آن تا صبح بر مصيبت حضرت امام حسين عليه السلام زمزمه و نوحه سرائى و مرثيه خوانى مى كند .


حدیث دوم:


حكيم بن داود بن حكيم از سلمة بن ابى الخطاب از حسين بن على صاعد بربرى كه قيم و متصدى قبر حضرت امام رضا عليه السلام نقل كرده كه وى گفت:
پدرم براى من نقل نمود و گفت :

 بر حضرت رضا عليه السلام وارد شدم ، آن جناب به من فرمود:
اين جغد را مى بينى ؟ مردم چه مى گويند؟
عرض كردم : فدايت شوم آمده ايم كه از شما بپرسيم.

حضرت فرمودند: اين جغد در عصر جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله در منازل و قصرها و خانه ها سكنى داشت و هر وقت مردم مشغول خوردن طعام بودند اين حيوان پر مى زد و در مقابل ايشان خود را مى رساند و مردم طعام و غذا جلويش مى ريختند و اين حيوان طعام خورده و از آب خود را سيراب مى كرد و سپس به منزلش بر مى گشت ولى هنگامى كه حضرت حسين بن على عليه السلام شهيد شدند از شهر و آبادى خارج گشت و در خرابه ها و كوهها و بيابان ها مكان گرفت و گفت : بد امتى شما مى باشيد!

پسر دختر پيامبر خود را كشتيد و من نسبت به نفس خود از شما در امان نيستم.


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 14:22 توسط متولي

یاجعفربن محمد صادق (ع)

 

بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند

بهین آموز گار مکتب ارشاد را کشتند

اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند

که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند


+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1391 ساعت 18:50 توسط متولي

امدادگر وهابی

اینو که میگن از آب گل  آلود ماهی میگیرن همینه

تقریبا یک ماه از زلزله آذر بایجان میگذره ....

گروهی از ژیروان فرقه ظاله وهابیت در لباس امدادگر به منطقه زلزله زده رفته وتبلیغ وهابیت میکنند

علمای اسلام،مدیران فرهنگی،مبلغین محترم از خواب خرگوشی بیدار شید. آهای کسی صدای غربت

 امام زمان رو میشنوه  لطفا بیدار شید.


+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1391 ساعت 9:20 توسط متولي

زندان هارون الرشید+عکس

در 3 کیلومتری شمال غربی غنی‌آباد، جاده خراسان روستای متروکه زندان هارون قرار گرفته که بنای سنگی زندان هارون در مقابل آن است قدمت این زندان به دوره‌های ساسانی و سلجوقی نسبت داده می‌شود. بنای زندان از سنگ‌های آتشفشانی با ملاط گچ است و به شکل مکعب به ارتفاع حدود 9 متر در دو طبقه ساخته شده است.

بقيه تصاويرودر ادامه مطالب مشاهده كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1391 ساعت 14:29 توسط متولي

نقش امام صادق (عليه السلام) در گسترش اسلام

فرق بين انسان و حيوان روي عقل و فكرش است. در ماديات كه حيوان ها از ما جلوتر هستند. يعني خوراك،گاو بيشتر مي خورد. راحت تر، پوست كندن ندارد. سرخ كردن ندارد. ظرف شويي ندارد. لباس حيوان ها طبيعي، سالم، دكمه نمي خواهد. وصله نمي خواهد. تجديد نمي خواهد. دوخت نمي خواهد. شستن نمي خواهد. اتو نمي خواهد. جفت گيري حيوان ها دفتر عقد نمي خواهد. مهريه نمي خواهد. چشم حيوان ها، بعضي حيوان ها زير برف را مي بينند. پرواز حيوان ها از خلبان ها، پروازشان راحت تر، بيشتر، مسكنشان، زنبور عسل خانه هاي مسدّس مي سازد كه مهندسين ما بعضي هايشان بعد از سالها به آنجا رسيدند. يعني در خوراك و پوشاك و شهوت و مسكن و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1391 ساعت 14:16 توسط متولي

فریاد یا زهرا مرا چادری کرد

سلام دوستان وقتی به خاطره ای که در زیر نوشته شده برخورد کردم حیفم اومد براتون نذارمش حتما

بخونید( این خاطره مربوط به خواهریه  که با رفتن به مناطق عملیاتی جنوب چادری میشه ) از زبان

خودش بخونید :

من تو خانواده ای مذهبی به دنیا اومدم...ته تغاری بودم واز وقتی که یادم میاد خواهرام رو با چادر دیدم 

یادش بخیر یک عکس از چهارسالگی ام تو اصفهان هست که یک روسری توری سفید سرمه و من با

لجبازی خاصی اونو تا جلوی پیشونیم جلو کشیدم و صورت کوچیکم توش گم شده در حالی که همه

میخواستن اونو عقب بکشم... اما بزرگتر که شدم من روسری ام رو با لجبازی عقب میکشیدم و بقیه

اصرار داشتن بیارمش جلو، خلاصه معمولا روسری ام در حدی عقب بود که حجابم کامل نبود...

سرتونو درد نیارم تا دوم دبیرستان گناه بد حجابی رو شونه هام بود درین میون پدرم اصرار خیلی زیادی

داشت که من چادری بشم جوری که اصلا جلوی بابام بیرون نمیرفتم که بهم گیر نده اما از حق نگذریم من

نسبت به خیلی از هم سن و سالام خیلی ساده بودم اهل آرایش و اینا هم نبودم اما خیلی ضرورت اینکه

حدود حجاب را کامل رعایت کنم و موهایم را کامل بپوشانم را حس نمی کردم در نتیجه مسلما دوست هم

نداشتم به زور چادری بشم می خواستم خودم بهش علاقه پیدا بکنم خودم با خلوص نیت و رضایت برم

طرفش تا اینکه سال دوم دبیرستان بحث اردوی جنوب شد من با دوتا از هم کلاسی هام طلبیده شدیم و این

که میگم طلبیده شدیم چون واقعا همین طور بود من که اصلا درک نمیکردم جنوب چیه دوتا همکلاسی

........

دوستای گلم بخونید میدونم براتون جذابه



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1391 ساعت 0:28 توسط متولي

حجاب زن در کنار غیرت مرد لازم و ملزوم همدیگر

حفظ حجاب

وصیت شهدا درباره حجاب

یک مردی با همسرش که آرایش غلیظ وحجاب نامناسب داشت در

بازاردر حال عبور بودند که:

جوانی خیلی آرام ومتین به مرد نزدیک شد وبالحنی مودبانه گفت:ببخشید

آقا!من می توانم یه کم به خانم شما نگاه کنم ولذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت وحسابی جا خورده بود،مثل

آتشفشان از جا در رفت و میان بازاروجمعیت،یقه جوان را گرفت و

عصبانی،طوری که رگ گردنش بیرون زده بود،او را به دیوار کوفت و

فریاد زد:

مرتیکه عوضی،مگه خودت ناموس نداری...خجالت نمی کشی!

جوان اما،خیلی آرام،بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود

و واکنشی نشان دهد،همان طور مودبانه،ادامه داد،خیلی عذر می خوام،

فکر نمی کردم این همه عصبی وغیرتی شین،دیدم همه بازار دارن 

بدون اجازه نگاه می کنند ولذت می برن،من گفتم:حداقل از شما اجازه

بگیرم که نامردی نکرده باشم،حالا هم یقه ام را ول کن که از خیرش 

گذشتم.

مرد خشکش زد...همانطور که یقه جوان را گرفته بود،آب دهانش را

قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد..............


+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1391 ساعت 11:23 توسط متولي

چهره زیبای خلیفه دوم در سریال جنجالی الفاروق عمر


ظاهرا سریال جنجالی الفاروق عمر از شبکه mbc داره پخش میشه . سریالی که حرف و حدیث های بسیاری به همراه داشته ، که بجز تایید تعدادی از شیوخ اهل تسنن که از بارزترین آنها یوسف القرضاوی را می توان نام برد، اعتراضات گسترده ای در مجامع سنی به همراه داشته است ...


اما اعتراض ما در اینجا کمی متفاوت با دیگر نقدها و اشکالات وارد به این فیلم می باشد. آنچه که در این سریال هست ، استفاده بازیگر زیباروی سوری در نقش شخصیت اول سریال که همان عمر بن خطاب است (علیه ما علیه) ، می باشد . بر آن شدیم تا کمی اوراق پاره پاره تاریخ را ورق بزنیم و ببینیم که ایا عمر بن خطاب هم به این زیبایی بوده و یا کارگردان و تهیه کننده فیلم همانند فیلم نامه جعلیشان ، در انتخاب بازیگر هم سعی بر فریب مخاطب دارند؟!!

براستی چهره ظاهری عمر چگونه بوده است؟ابن عبدالبر که از علمای بزرگ و به نام اهل تسنن می باشد و بر توثیق او اتفاق دارند ، در کتاب استیعاب می نویسد: «کان ادم شدید الادمه» الاستیعاب : ج ۳ ص ۲۳۵
با رجوع به کتاب لسان العرب برای ترجمه معنای کلمه ادمه می خوانیم:

الادمه = السمره لسان العرب : ج ۱ ص ۹۷
پس شدید الادمه یعنی بسیار سبزه رو.

و کسی را که عربهای جزیره العرب به او بگویند بسیار سبزه رو ، رنگ چهره او چگونه است؟
ابن سعد در الطبقات به نقل از خود عمر ، دلیل شدت سیاهی چهره اش را این گونه بیان می کند:
«سمعت عمر یقول انما جاءتنا الادمه من قبل اخوالی» الطبقات الکبری : ج ۲ ص ۲۳۵
شنیدم که عمر می گفت : سیاهی چهره مان را از دایی هایمان به ارث برده ایم.
شاید می خواسته بگوید که حلال زاده به دایی اش می رود!!!
البته واقدی سیاهی چهره عمر را از خوردن بیش از حد روغن می داند. تهذیب التهذیب : ج ۷ ص ۳۸۶
اما در مورد موی بلند سر ، حنایی ، مجعد و زیبای بازیگر این نقش هم ظاهرا کمی بسیار! اغراق شده است.
ابن ابی الدنیا با سند صحیح از ابو رجاء عطاردی در توصیف اندام و چهره ظاهری عمر می نویسد:
«کان عمر طویلا جسیما اصلع الشعر» الاصابه : ج ۴ ص ۳
عمر بلند قامت و هیکلی بزرگ داشته و سر او کچل بوده است.
اما در مورد چشمان زیبا و جذاب بازیگر نقش جناب خلیفه هم کمی حرف داریم . البته کارگردان سریال شاید زیاد هم اهل مطالعه نباشد چون در کتاب البدایه و النهایه می خوانیم :
«کان رجلا طوالا اصلعا احور العینین»البدایه و النهایه ج ۷ ص ۱۵۶
احور العینین یعنی دو چشمش چپ بوده و کج می دیده!


حالا با همه این توصیفات آیا کارگردان فیلم امانت دار تاریخ اسلام بوده است؟
آیا بیننده فیلم هر انچه که درفیلم می بیند باید تصدیق و باور کند؟
راستی درآخر سوالی از شما داریم:

به نظر شما چهره عمر با این توصیف هایی که از کتب عامه آوردیم چگونه خواهد بود؟

آیا با تصویر ارائه شده در سریال مطابق است؟؟؟


+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1391 ساعت 11:21 توسط متولي

شوهردارى

شوهردارى يعنى مواظبت و نگهدارى شوهر.

شوهردارى كار سهل‏و آسانى نيست كه از هر زن بى‏لياقت و نادانى ساخته باشد،بلكه كاردانى وذوق و سليقه و زيركى مخصوص لازم دارد، زنيكه بخواهد شوهردارى كندبايد دل او را بدست آورد،اسباب رضايت‏خاطرش را فراهم سازد.مواظب‏اخلاق و رفتارش باشد،به كارهاى نيك تشويقش كند،از كارهاى بدنگهداريش كند،مواظب بهداشت و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391 ساعت 15:6 توسط متولي

درود فرستادن محمد مرسی ملعون به ابوبکر و عمر و عثمان در کشور شیعه!





لینک دانلود


میان در مملکت شیعه نشین به قاتلین مادر سادات(س), غاصبان خلافت , انحراف کنندگان

 دین سلام میفرستندو وقتی ما بر دشمنان مرتضی علی(ع) لعنت میفرستیم میشیم مرتد و خارج

 از دین. لعن علی عدوک یا علی اولی دومی سومی اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد


و آخر تابع له علی ذلک.. ((علی ذلک یعنی همون : محمد مرسی حروم زاده...و پیروانش ))


+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391 ساعت 1:44 توسط متولي

کرامات حضرت ابوالفضل(ع)

 عنايت به كودك مسيحي

جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ حسين اثني عشري، مروج و حامي مكتب اهل بيت عصمت  طهارت عليهم السلام طي نامه‌اي از تهران، عاصمة تشيع، نوشته‌اند:

6. صبح روز هشتم محرم الحرام سال 1415 هـ، بعد از خواندن روضه در منزلي كه در خيابان دولت تهران بود(منزل جناب آقاي ميلاني، هنگامي كه به طرف ابتداي خيابان مي‌رفتم آقا و خانم جواني گريه كنان نزد من آمدند و از من خواستند كه براي خواندن روضه به مجلسي كه روز نهم (تاسوعا) دارند بروم. آنان گفتند كه ما جزو اقليتهاي ديني هستيم و از گروه ارامنه مي‌باشيم.

از ايشان سؤال كردم كه شما به چه علت تصميم به برگزاري چنين مجلسي گرفته‌ايد؟ گفتند: ما پسري داريم كه پنج سال دارد. مدتي بود كه وي مبتلا به بيماري خوني شده بود. معالجات فراواني براي او انجام شد ولي نتيجه‌اي نگرفتيم. چندي پيش اطبا به ما گفتند كه اين مرض خوب شدني نيست، و ما را كاملا از بهبودي وي نااميد كردند.چند روز قبل، با همسايه منزلمان كه مسلمان است در اين موضوع صحبت مي‌كرديم. او گفت: امروز روز اول محرم است. شما نذر كنيد كه اگر فرزندتان شفا گرفت يك جلس روضة حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام با سفرة اطعام بگيريد، اگر تا تاسوعاي امسال حاجتتان را گرفتيد همين امسال،‌وگرنه سال آينده نذرتان را ادا كنيد.

صبح روز پنجم محرم بود كه ديدم فرزندم بعد از بيدار شدن از خواب نشاط و هيجان خاصي دارد از او سؤال كردم كه چه شده؟ گفت: نزديك صبح بود كه خواب سيدي را ديدم. پرسيدم اسم شما چيست؟ شخص ديگري گفت كه اين آقا قمر بني هاشم(عليه السلام) هستند. (البته خواب طولاني بود كه در آنجا مجال نبود كه همه‌اش را بشنوم)‌ و من الان احساس مي‌كنم كه شفا گرفته‌ام و حالم كاملا خوب است. ظاهر او هم به نظر ما تغيير كرده بود و حالات سابق را نداشت. لذا ما همان روز او را جهت انجام آزمايشات به بيمارستان برديم. جواب آزمايشات تماما سالم بود، براي اطمينان به بيمارستان ديگري نيز مراجعه كرديم جواب آنها هم همان بود، پس از مراجعه به دكتر معالج و نشان دادن جواب آزمايشات با حالت تعجب به ما گفت كه اين غير از معجزه چيز ديگري نمي‌تواند باشد.

حال تصميم به اداي نذر گرفته‌ايم. ضمنا همان همسايه به من گفت كه چون تو ارمني هستي و مسلمانان ممكن است در مجلستان شركت نكنند و از طعام شما نخورند. لذا شما وسائل پذيرائي را فراهم كن و به منزل ما بياور، ما آنها را آماده مي‌كنيم و مجلس را هم در منزل ما بگيرد. و باز به من گفت كه براي خواندن روضه هم خودت شخصي را دعوت كن.

پرسيدم از كجا؟ گفت به درب حسينيه‌ها يا مساجد برو آنجا شخصي را پيدا خواهي كرد.

ما هم بعد از مراجعه به دو يا سه حسينيه يا مسجد، به شما برخورديم؛ لذا اگر ممكن است فردا به مجلس ما تشريف بياوريد و روضة حضرت ابوالفضل را بخوانيد.

من نيز قبول كردم و فرداي آن روز ، كه روز تاسوعا بود، به منزلي كه در حدود دو راهي قلهك بود رفتم و بحمدلله مجلس برقرار شد.

بعد از مجلس، خانم صاحب خانه كه همسايه آن خانم ارمني بود به من گفت كه در اين مجلس حدود ده زن ارمني حضور دارند كه به قصد شركت در مجلس روضة حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام آمده‌اند. اللهم ارزقنا زيارته و شفاعته.

 

  بابا مگر اربابت باب الحوائج نيست؟!

سلالة السادات جناب آقاي سيدعلي صفوي كاشاني، مداحل اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام از جناب آقاي هاروني نقل كرد كه گفتند:

يكي از عزيزان سقاي هيئتي كه در ايام محرم (عاشورا) دور مي‌زد و آب به دست بچه‌ها مي‌داد، نقل مي‌كند خدا يك پسر به من داد كه يازده سال فلج بود. يكي از شبها كه مقارن با شب تاسوعا بود وقتي مي‌خواستم از خانه بيرون بيايم، مشك آب روي دوشم بود؛ يكدفعه ديدم پسرم صدا زد: بابا كجا مي‌رودي؟ گفتم: عزيزم، امشب شب تاسوعاست و من در هيئت سمت سقايي دارم؛ بايد بروم آب به دست هيئتيها بدهم. گفت: بابا، در اين مدت عمري كه از خدا گرفتم، يك بار مرا با خودت به هيئت نبرده‌اي. بابا، مگر اربابت باب الحوائج نيست؟ مرا با خودت امشب بين هيئتيها ببر و شفاي مرا از خدا بخواه و شفاي مرا از اربابت بگيرد.

مي‌گويد: خيلي پريشان شدم. مشك آب را روي يك دوشم، و عزيز فلجم را هم روي دوش ديگرم گذاشتم و از خانه بيرون آمدم. زماني كه هيئت مي‌خواست حركت كند، جلوي هيئت ايستادم و گفتم هيئتها بايستيد! امشب پسرم جمله‌اي را به من گفته كه دلم را سوزانده است اگر امشب اربابم بچه‌ام را شفا داد كه داد، والا فردا مي‌آيم وسط هيئتها اين مشك آب را پاره مي‌كنم و سمت سقايي حضرت ابالفضل العباس عليه السلام را كنار مي‌گذارم اين را گفتم و هيئت حركت كرد.

نيمه‌هاي شب بود هيئت عزاداريشان تمام شد، ديدم خبري نشد. پريشان و منقلب بودم، گفتم: خدايا، اين چه حرفي بود كه من زدم؟ شايد خودشان دوست دارند بچه‌ام را به اين حال ببينم، شايد مصلحت خدا بر اين است. با خود گفتم: ديگر حرفي است كه زده‌ام، اگر عملي نشد فردا مشك را پاره مي‌كنم. آمدم منزل وارد حجره شديم و نشستيم. هم من گريه مي‌كردم و هم پسرم گريه مي‌كرد.

مي‌گويد: گريه بسيار كردم، يكدفعه پسرم صدا زد : بابا، بس از ديگر، بلند شو بابا! بابا، اگر دلت را سوزاندم من را ببخش بابا! بابا، هر چه رضاي خدا باشد من هم راضيم!

من از حجره بلند شده، بيرون آمدم و رفتم اتاق بقلي نشستم. ولي مگر آرام داشتم؟! مستمرا گريه مي‌كردم تا اينكه خواب چشمان من را فرا گرفت در آن هنگام ناگهان شنيدم كه پسرم مرا صدا مي‌زند و مي‌گويد: بابا، بيا اربابت كمكم كرد. بابا، بيا اربابت مرا شفا داد. بابا.

آمدم در را باز كردم، ديدم پسرم با پاي خودش آمده است. گفتم : عزيزم، چه شد؟! صدا زد: بابا، وقتي تو از اتاق بيرون رفتي، داشتم گريه ميكردم كه يك دفعه اتاق روشن شد ديدم يك نفر كنار من ايستاده به من مي‌گويد بلند شود! گفتم : نمي‌توانم برخيزم. گفت: يك بار بگو يا اباالفضل و بلند شو! بابا، يك بار گفتم يا اباالفضل و بلند شدم،‌ بابا. بابا، ببين اربابت نااميدم نكرد و شفايم داد! ناقل داستان مي‌گويد: پسرم را بلند كرده، به دوش گرفتم و از خانه بيرون آمدم، در حاليكه با صداي بلند مي‌گفتم : اي هيئتها بياييد ببينيد عباس عليه السلام بي‌وفا نيست، بچه‌ام را شفا داد!


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ساعت 2:20 توسط متولي

امام زمان علیه السلام آب گوارا می باشند

(( الإمامُ الماءُ العَذبُ عَلَی الظَّماء )).(۱)

امام ارواحنا فداه آب گواراست ، در هنگام تشنگی.

کسی که در نهایت تشنگی و خستگی ، در تابش شدید آفتاب و گرمای سوزان راه می رود ، می فهمد که آب گوارا یعنی چه و یک قطره آب ، در آن حال ، قدر بی اندازه دارد. این است که کسانی معنی امام را می فهمند که به تشنگی رسیده اند . آیا انسان ها از این آب شیرین استفاده ی کافی نمی کنند ؟! شکر این نعمت ، وقتی ادا می شود که تشنگان برای رفع تشنگی ، از آن آب شیرین استفاده کنند ؛ نه این که آن را رها کرده بخواهند با هر آب الخ و شوری رفع عطش کنند.

از بالاترین مصادیق این عطش ، تشنگی در مسائل اعتقادی است. چند در صد از شیعیان ، برای رفع این عطش ، سراغ امام ارواحنا فداه می روند ؟! آیا برای احادیث ائمه علیهم السلام شأن مناسبی قائل هستند یا که گفتار متکلمان غیر مسلمان یا دانشمندان ضد شیعه را مبنای ( دین شناسی ) قرار می دهند ؟ این امر مورد ابتلای متفکّران و دانشمندان جامعه است نه مردم عادی و متأسفانه آنها چنان که باید و شاید بهای لازم را به سخنان گهربار اهل بیت علیهم السلام نمی دهند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها :

۱ ـ الکافی ، کتاب الحجّة ، بابٌ نادرٌ جامعٌ فی فضل الامام و صفاته ، ح ۱ .


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ساعت 0:18 توسط متولي

صیغه کردن یک زن توسط معاویه به مدت چند سال ( از کتب اهل تسنن )

یکی از مسائل بسیار مهمی که بین ما شیعیان حیدر صفدر علیه السلام و جماعت عمریه و بکریه مطرح است این است که آنها معتقدند که صیغه امری خلاف شرع و اسلام است و زنا محسوب می شود و آن را سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمی دانند و همیشه بر شیعیان خرده می گیرند که شما چرا صیغه می کنید. ما در این سایت در پستهای متعدد به اثبات صیغه از قرآن و منابع جماعت عمریه و بکریه پرداخته ایم که می توانید با مراجعه به آرشیو موضوعی به آن دسترسی پیدا کنید. در این پست به بیان مطلبی تحت عنوان صیغه کردن زنی توسط معاویه در طی چند سال می پردازیم که معاویه هر سال به خاطر این امر برای آن زن هدیه می فرستاد. توجه شما را به این پست جلب می کنیم.

این مطلب در کتاب فتح الباری - چاپ دار طیبة - جلد ۱۱ - کتاب النکاح - باب ۳۱ - صفحه ۴۲۸ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۴۲۸ کتاب فتح الباری می باشد.

توجه : برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن کلیک نمایید.

ترجمه متون مشخص شده : عبد الرزاق از طریق ابن یعلی بن امیة روایت می کند که معاویه زنی را از طائف صیغه نمود ( اسناد آن صحیح است ) . اما در روایت ابی زبیر از جابر بن عبد الله انصاری که که نزد عبد الرزاق بود شبیه این روایت را می آورد که این کلام او قدیمی بود و کلام او چنین است : معاویه زنی را در طائف صیغه نمود که دختر بنی حضرمی بود که به او معانة می گفتند ، جابر گفت : وقتی که معانة به صیغه معاویه در آمد معاویه در زمان خلافت خود هر سال هدایایی برای او می فرستاد.

منابع بیشتر :

۱ ـ مصنف عبدالرزاق صنعانی ، ج ۷ ، ص ۴۹۹ ، ح ۱۴۰۲۶ ناشر : مکتب الاسلامی - بیروت

نکات این مبحث : ۱ ـ از کتب معتبر جماعت مخالفین ثابت شد که معاویه با زنی از طائف صیغه نموده و هر سال به خاطر این صیغه هدایایی برای او ارسال می کرده است.

۲ ـ آیه صیغه در قرآن کریم :  فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَ‌هُنَّ فَرِ‌يضَةً نساء / ۲۴ و زنانی را که صیغه نموده اید واجب است که مهریه ی آنها را بپردازید ، پس ثابت شد که صیغه در قرآن کریم نیز موجود می باشد و دلیل حرمت بر آن در قرآن کریم نیست.

۳ ـ جماعت مخالفین اعتقاد دارند این عمل زنا محسوب می شود ، اگر زنا است پس معاویه نیز زناکار بوده است ؟ اگر بگویید بوده است پس یک انسان زناکار نمی تواند جانشین رسول خدا باشد و اگر بگویید این عمل سنت رسول خداست و امر قرآن کریم است پس شما اهل بدعت هستید و علمای شما چون منکر قرآن و سنت هستید و هر کس منکر قرآن و سنت باشد کافر است.

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ساعت 0:17 توسط متولي

IMAM JAFFER-E-SADIQ - a. s

NAME:- JAFFER
TITLE :- AL SADIQ
FATHER'S NAME :- MUHAMMED - BAQIR ELAHIS SALAM
MOTHER'S NAME :- UMM FARWAH
BIRTH:- MEDINA , 17TH RABI-UL-AWAL 83 AH IN MEDINA
DEATH:- 25TH SHAWWAL 148 AH IN MEDINA KILLED BY POISON BY


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1391 ساعت 9:55 توسط متولي

زندگینامه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

سيماي امام صادق (ع)

ـ نام، جعفر، كنيه، ابو عبد الله، لقب، صادق.

ـ پدر، امام باقر(ع)، مادرف ام فروة.

ـ 17 ربيع 83 در مدينه متولد.

ـ در 65 سالگى در 148 هجرى شهيد و در بقيع مدفون است.

ـ در سال 114 به امامت رسيد.

ـ دوران امامت او مصادف با ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1391 ساعت 9:53 توسط متولي

نقش علی‌ولی‌الله بر انگشتر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

امام سجاد علیه‌السلام از امام حسین علیه‌السلام نقل‌می‌کنند که فرمودند: پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله انگشتری را به علی علیه‌السلام سپردند تا بر نگین آن نقش "محمّدبن‌عبدالله" را حک کند، پس نقاش دست به کارحک‌شد اما دستش خطا کرد و بر آن نقش "محمدرسول‌الله" را حک‌نمود، پس از چندی امیرالمومنین علیه‌السلام سراغ نقاش رفتند و فرمودند: انگشتر چه‌شد؟ عرض کرد: بفرمایید این انگشتر، همین که حضرت آن را گرفتند و نگاه به نگین آن انداختند، فرمودند: من این‌گونه نخواسته‌بودم، عرض‌کرد: درست می‌فرمایید، اما دست من خطا رفت. حضرت انگشتر را خدمت رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله آوردند و عرض‌کردند: نقاش آن‌چه را گفته‌بودم انجام‌نداده و گفت: که دستش به خطارفته‌است. پس پیامبرخدا صلی‌الله‌علیه‌وآله آن‌را گرفته و به آن نگاه‌کردند و فرمودند: یاعلی علیه‌السلام منم محّمدبن‌عبدالله، منم محمّدرسول‌الله و انگشتر را به دست کردند. وقتی صبح شد، نگاهی به انگشتر خود کردند و دیدند که زیر آن نیز نقش "علی‌ولی‌الله" حک شده‌است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از این قضیه تعجب‌کردند. پس جبرئیل آمد و حضرت داستان انگشتر را به او فرمودند. جبرئیل عرض‌کرد: ای محمّدصلی‌الله‌علیه‌وآله، تو آنچه را خواستی نوشتی ما هم آن‌چه را خواستیم نوشتیم. به نقل از کتاب 133 حدیث نورانی از امام‌حسین‌علیه‌السلام بحارالانوار، ج 40، ص 37، حدیث 27، امالی الطوسی، ص 705.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1391 ساعت 1:30 توسط متولي

دعا

دعابرای ازبین بردن ترس:

حسبنااله ونعم الوکیل

دعابرای ازبین بردن غم:

لااله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین

دعابرای ازبین بردن مشکل مالی:

ماشاء الله لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم


+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1391 ساعت 1:47 توسط متولي

صلوات

علامه طباطبايی (ره)فرمودند : وقتی مشکلات به شما هجوم آورد ، سیل راه بیندازید که همشو ببره
با تعجب مي پرسند چطوری؟
می فرمایند : با صلوات بر محمد و آل محمد
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1391 ساعت 1:35 توسط متولي

شباهت حضرت یوسف وامام زمان

چرا خداوند خودش امام زمان را حفظ نكرده است؟

قرار نيست خداوند كارهايش را با غيب انجام دهد، خدا در مورد قرآن هم مي‌گويد آن را حفظ

مي كند، اما چگونه حفظ كرده است با فرمول و حساب و كتاب.

مثلاً آيه مربوط به امام علي(ع) را بين دو آيه منع خوردن گوشت الاغ و خوك گذاشته است. در

 مشهد قديم صحن‌ هاي اطراف حرم بازار بود، كفاش‌ها يك لنگه كفش را بيرون مي‌گذاشتند و

 مي گفتند هر كس خوشش آمد و مناسبش بود سراغ لنگه ديگر كفش مي‌آيد.

اگر هم دزد بود كه يك لنگه كفش به دردش نمي‌خورد، خدا آيه تطهير را در ميان

 آيات زن‌هاي پيغمبر گذاشته است.

يوسف مي دانست آن ليوان در كدام خورجين است، مي‌توانست مستقيم آدرس بدهد و

 به سراغش برود. اما گفت: همه خورجين‌هاي برادرانش را بگردند. رد گم كردن يك

روش است و يكي از راه‌هاي حفظ امام زمان(عج) همين غيبت است

 


+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1391 ساعت 1:34 توسط متولي

بقیع آشنایی غریب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1391 ساعت 1:40 توسط متولي

آقا اجازه ....

آقا اجازه خسته ام از این همه فریب /  از های و هوی مردم این شهر نا نجیب

آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . .


+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391 ساعت 1:30 توسط متولي

دعاي سلامتي امام زمان


+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391 ساعت 1:29 توسط متولي

یکسال را به خطر یک ماه زنده ایم دنیای ما بدون محرم نمی شود...

میدید خدا درد خماری جهان را  پس کرب وبلا ساخت خماری رود از یاد


گویند دل تنگت نباشم .. مثل اینکه به آب بگویند خیس نباش 





+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1391 ساعت 3:43 توسط متولي

... چرا نمیشه

میخانه دگر جای من بی سر وپا نیست    ای کاش پشت در میخانه بمیرم


+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1391 ساعت 3:42 توسط متولي

دعابرای دورکردن شیطان ازخود:

دعابرای دورکردن شیطان ازخود:

1.لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

2.هو الأول والآخر والظاهر والباطن وهو بكل شيء عليم 


+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1391 ساعت 2:9 توسط متولي

آقا جون سلام ...

        بسم الله الرحمن الرحیم

سلام....سلام آقای مهربانم......سلام بابای خوبم....

منم.....همونی که......

یاصاحب الزمانم می خواستم بگم.....

به خدا دوستت داریم.....ولی چه کنیم که فراموش کردیم رسم عاشقی چیه....

یک عمر پرچم شیعه بودن رو به دوشم کشیدم..........ولی فقط پرچم بود....

هیچ وقت شیعه واقعی نشدم.....

هیچ وقت اونی که شما می خواستی نشدم.......

آقا دعای عهد خوندم تا شاید آدم شم......تا شاید اونی بشم که شما می خوای....

ولی......

گفتن شماجایی که ذکر مادرتون،اباعبدالله باشه هستین...

ولی آقا هر جا آمدم نبودین......

گفتن مشهد......آمدم ولی....

صفا و مروه..... کربلا....نجف.......شلمچه......

آقا نبودی.....

شایدم نه......دارم اشتباه می کنم......من آنجا نبودم.....

گفتم شاید شب های جمعه برین کربلا....

شب های جمعه یکی یکی گذشت اما نه کربلا رو دیدم نه شما رو..........

گفتن آقا هزار و چهارصد ساله دنبال یار می گرده......

گفتم من یارتون....ولی همیشه ادعا بود.....

گفتم آقا بیا.....دعای فرج خواندم و.....

بعد یاد گناهام افتادم......نمی دونم اگه شما بیای چه جوری می خوام تو چشماتون نگاه کنم و بگم من شیعه هستم......من منتظرتون بودم......

آقا وجودم رو گناه گرفته......شهرم رو گناه گرفته.....

آقاجونم خستم.....خسته ام از گناه.....

دیگه طاقت دیدن این همه بی حجابی رو ندارم.....

آقا حرف می زنیم میگن تعصبی.......نمی زنیم....

ای قراردل بی قرار ها.........بیا که همه خستن.....

دلمون آسمون می خواد.....خوش با حال شهدا.............

خوش باحال آن شهیدچهارده ساله ای که عشق رو درک کرد وآسمون رو دید......

گفتیم شهدا شرمنده ایم ولی....ولی چی کار کردیم.....

جبهه همین جاست......فرماندمون مهدی (عج) است.....

باید جنگید......باید جنگید با گناه......باید سرباز های خوبی باشیم تا یار آقا بشیم.....

وباز هم باید منتظر بود......

                       ای سید ما......ای مولای ما .....دعا کن برای ما.......


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 19:55 توسط متولي

نتایج دعا برای فرج امام زمان

1- و این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.


2-  و از اهل بهشت خواهد شد.


3- و مایه ناراحتی و وحشت شیطان لعین.


4- و نجات یافتن از فتنه های آخر الزمان.


5- و حضرت  صاحب الزمان در حق او دعا می کند.


6- و شفاعت آن حضرت شامل حال او می شود.


7- و مایه استجابت دعا می شود.


8- و مایه دفع بلا است.


9- و باعث آمرزش گناه می شود.


10- و تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب.


11- و فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان زود تر واقع می شود.


12-  و نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.


13- و محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود.


14- وعزیز ترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمبر (ص) می شود.


15-  و هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به  نرمی رفتار می شود.


16- و کردار های بد آن به خوب تبدیل می شود.


17- و دعای پیغمبر (ص) شامل حالش می گردد.


18-  و ثواب کمک به مظالوم را دارد.


19- وهفتاد هزار نفر از گنهکاران را شفاعت می کند.


20- و ایمن بودن از تشنگی روز قیامت.


21- و مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل او است.


22- و پاداش نصیحت مومن را دارد.


23- و فرشتگان برای او طلب آمورزش می کنند.


24- و مایه دوری غصه ها می شود.


25- و درحات او در بهشت بالا می رود.


26- و نایل شدن به بالاترین درجات شهدا روز قیامت ایمن باشد.


27- بی حساب داخل بهشت شدن.


28- و این دعا ثواب شهید با پیغمبر (ص) دارد.


29- و دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام علیه السلام است.


30- و رستگاری به شفاعت فاطمه زهرا علیه السلام.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 2:5 توسط متولي

فرشته و شیطان


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 1:40 توسط متولي

زمان ظهور

امام صادق (ع):

 

هنگامی که گرفتاری بنی اسرائیل طولانی شد چهل صباح دعا کردند و به گریه

 و ضجه پرداختند ، خداوند حضرت  موسی را ۱۷۰ سال زودتر از

 زمانی که مقدر بود برای نجات آنها فرستادند . اگر شما نیز چنین کنید

 خداوند فرج ما را برای شما می رساند وگرنه زمان غیبت تا نهایت آن طول

 خواهد کشید.




+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 1:39 توسط متولي

سالروز تخریب بقیع

بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد

شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 1:38 توسط متولي

دعای انتظار

زیر این سقف کبود

زیر این سلطه ی سنگین سکوت

اگه از یاد تود یادی نکنم

تک و تنها به خدا می شکنم...!

اللهم عجل لولیک الفرج

جملات زیبا گیله مرد


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 1:38 توسط متولي

ساعات قمر در عقرب (نیمه دوم سال 1391)

بر اساس اصرار بسیاری از دوستان بسیار عزیزم ناچار شدم ساعات قمر در عقرب ماههای باقیمانده سال ۱۳۹۱ را به اطلاع علاقمندان برسانم

 این ماهها عبارتند از شهریور - مهر - آبان- آذر - دی - بهمن - اسفند

البته تاریخ و ساعات زیر با روزهای قمر در عقرب نوشته شده ی  در تقویمهای نجومی موجود دربازار1 تا 2 روز اختلاف دارد که ساعات زیر براساس نرم افزارهای دقیق نوشته شده است که دقیقتر از تقویمهای نجومی بازار است . البته باز انتخاب با خودتان است که براساس کدام تاریخ برنامه ریزی کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 1:29 توسط متولي

پديده قمر در عقرب چيست؟

پديده قمر در عقرب چيست؟ ديدگاه اسلام و ائمه(ع)؟ تا چه حد بر زندگي و ازدواج، تجارت، سفر، نطفه تأثيرگذاره؟ ايام نحس ماه هاي قمري؟

1. عقرب یکی از برجها(صورتهای فلکی) دوازده گانه منطقة البروج است. و منطقة البروج نواری (کمربندی)دایره شکل در آسمان است که در راستای خط استوار قرار گرفته و محل حرکت نزولی و صعودی ماه و خورشید است. خورشید در کوتاهترین روز زمستان ، نزدیکترین مدار نسبت به افق جنوب را طی می کند لذا در این روز ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 1:28 توسط متولي

منظور از انتظار فرج امام زمان علیه السلام چیست ؟

در روایات اهل بیت علیهم السلام ، ظهور امام زمان ارواحنا فداه ، همچون زمان برپایی قیامت به صورت کاملا ناگهانی ( بغتة ) معرفی شده است. لذا امید ظهور آن حضرت ، در هر صبح و شام ، وجود دارد و باید همواره منتظر فدوم حضرت ارواحنا فداه باشیم.

نکته قایل تامل این است که ، انتظار فرج ، با تقوی قرین است نه با معصیت و پلیدی. لذا انتظار ظهور امام زمان ارواحنا فداه باید همراه با طهارت جسم و روح باشد ، همین است که فرموده اند : انسان منتظر بسان مجاهد فی سبیل الله است که در خون خود دست و پا می زند.(۱)

از برکات دیگر انتظار فرج گشایش در کارهای خودمان است چنان که در روایات هم به این مهم تصریح گردیده است :

امام رضا صلوات الله علیه می فرمایند :

آیا انتظار فرج خود ( بخشی ) از فرج نیست ؟ خدای عزوجل می فرماید : پس انتظار کشید که همانا من هم با شما از منتظرانم.(۲)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ ـ بحارالانوار ، ج ۶۸ ، ص ۶۱ ، ح ۱۱۳ ، حضرت علی صلوات الله علیه.

۲ ـ تفسیر عیّاشی ، ج ۲ ، ص ۲۰ ، ح ۵۲ .


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391 ساعت 1:27 توسط متولي

شپش کشتن عمر بن خطاب در نماز ( از کتب اهل تسنن )

یکی از مسائل بسیار مهمی که بین ما و جماعت مخالفین مطرح است این است که آنها معتقدند عمر انسانی پاک و مطهر  بوده است و همه اعمال و رفتار وی اسلامی و طبق سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله لوده است. در حالیکه در بسیاری از موارد طبق اعتراف خود علمای اهل تسنن بسیاری از اعمال این شخص نه تنها غیر اسلامی بوده بلکه بدعت در دین می باشد. یکی دیگر از افتضاحاتی که عمر ایجاد کرده است این است که در نماز به جای این حواس خود را به نماز و خداوند جمع کند شپش های بدن خود را می کشته است که این مطلب در معتبرترین کتب خود اهل تسنن ذکر شده است که در پست به بیان این مطلب می پردازیم.

این مطلب در کتاب مصنف ابن ابی شیبة - چاپ مکتبة الرشد - جلد ۳ - کتاب الصلاة - باب ۶۹۷ الرجل یأخد القملة فی الصلاة - صفحه ۳۵۳ - حدیث ۷۵۴۸ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۳۵۳ و حدیث ۷۵۴۸ کتاب مصنف ابن ابی شیبة می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

 

ترجمه حدیث : از عبد الرحمن بن أسود نقل شده است كه گفت: عمر بن خطاب، شپشي را در نماز كشت؛ به طوري كه خون شپش بر دست او جاري شد.

منابع بیشتر :

۱ ـ کنزالعمال ، جلد ۸ ، صفحه ۲۱۶ ، حدیث ۲۲۶۲۵ ناشر : مؤسسة الرسالة

۲ ـ جامع الاحادیث سیوطی ، جلد ۲۸ ، صفحه ۱۲۰ طبق نرم افزار مکتبة الشاملة

پس در قسمت اول از معتبرترین کتب مخالفین ثابت شد که عمر به جای این که در نماز حواس خود را به نماز و خدا جمع کند شپش بدن خود را میکشته است. در قسمت بعدی این مطلب نظر علمای اهل تسنن را بیان می کنم که آنها شپش را نجس می دانند که بدون شک اهل تسنن می دانند که موجود بودن نجاست در نماز باعث ابطال نماز می باشد. توجه شما را به این قسمت جلب می کنم.

این مطلب در کتاب الاستذکار - چاپ دار قطیبة بیروت - جلد ۲ - کتاب الطهارة - باب ۴۴ - صفحه ۱۲۴ - حدیث ۱۶۷۴ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۱۲۴ و حدیث ۱۶۷۴ کتاب الاستذکار می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

 

حدیث : وأما القملة والبرغوث فأكثر أصحابنا يقولون لا يؤكل طعام ماتا فيه أو أحدهما لأنهما نجسان وهما من الحيوان الذي عيشه من دم الحيوان

ترجمه حدیث : اما شپش و كك ؛ اكثر اصحاب ما (مالكي‌ها) مي‌گويند: اگر شپش و كك ، يا يكي از آن‌ها در غذاي بيفتند و بميرند، از آن غذا نبايد خورد؛ زيرا هر دوي آن‌ها نجس و از آن دسته حيواناتي هستند كه در خون حيوان زندگي مي‌كنند.

نکات این مبحث : ۱ ـ از کتب خود جماعت مخالفین ثابت شد که عمر در نماز شپش بدن خود را می کشته است تا هنگامی که خود از دستش جاری میشد.

۲ ـ شبهه ای که جماعت مخالفین مطرح می کنند این است که چرا حضرت علی ارواحنا فداه در نماز انگشتر خود را به آن سائل دادند و حواسشان به نماز نبود ، ما می گوییم ای جماعت گمراه ، زکات یکی از اوامر الهی می باشد که حضرت علی ارواحنا فداه امر خداوند را در نماز خود به جا آورده اند یعنی تمام هوش و حواس حضرت به خداوند بوده و امر خدا را به یاد می آورند و انگشتر خود را به آن سائل می دهند ، آیا این عمری که شپش بدن خود را می کشد به خدا و نماز توجه می کند ؟؟ قطعا چنین نیست. آیا زکات دادن در نماز بد است یا شپش کشتن تن انسان در نماز ؟؟

۳ ـ رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند : النظافة من الایمان : نظافت از ایمان است ، پس ثابت می شود که عمر حتی نظافت را هم رعایت نمی کرده است و از دایره دیانت و ایمان خارج است.

۴ ـ در قسمت دوم ثابت شد که شپش نجس می باشد ، پس عمر حتی به احکام شرعی هم آگاه نیست و نمی داند که با نجاست نمی توان نماز خواند ، پس هم نماز او باطل است و هم جاهل به احکام اسلام است.

۵ ـ بدون شک کسی که خلیفه رسول خداست باید عین رسول خدا باشد ، آیا چنین عملی طبق سنت پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله می باشد ؟؟ قطعا چنین نیست. پس عمر جاهل به سنت است و نمی تواند خلیفه رسول خدا باشد.

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391 ساعت 1:26 توسط متولي

برتری علم بر ثروت و مال از نگاه حضرت علی (ع)

از سخنان امام علی علیه السلام به کميل بن زياد(در فضيلت علم):

ای کمیل! علم برتر از مال است ؛ (زیرا) علم تو را

(از گرفتاری هاى دنيا و آخرت) نگاه می دارد و تو مال را

(از تباه شدن) حفظ می کنی، و مال را بخشیدن کم

 می گرداند و علم بر اثر بخشیدن (ياد دادن به ديگرى)

افزونی می یابد. شخصیتی که با مال کسب شده، با

نابودی آن از بین می رود.( ولی دانش این طور نیست، و

بعد از مرگ صاحب خود، پسندیده گوییها را به دست می آورد.)

منبع


+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391 ساعت 1:26 توسط متولي

ياس كبود

با اضافه كردن كد بالا در تنظيمات وبلاگتان، لوگوي وبلاگ ياس كبود را در وبلاگ قرار دهيد . باتشكر

★❤★منمشتعلمبهعشقعشاقعلي❤★❤

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب گذشته وبلاگ
پست الکترونیک

بسم الله الرحمن الرحیم


اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ

فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً

حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم

---------------------------------------------------
بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَللّهُمَّ رَبَّ الْنُّورِ العَظیمِ وَرَبَّ الكُرْسِیّ الرَّفِیعِ وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ومُنْزِلَ التَّوْریةِ وَالْأنْجِیلِ وَالزَّبُورِ وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَروُرِ وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ وَرَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِینَ وَالْأنْبیاءِ وَالْمُرْسَلِینَ اَللّهُمَّ إِنّی اسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِیمِ وَبِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِیرِ وَمُلْكِكَ الْقَدیمِ یاحَیُّ یاقَیُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأرضُونَ وَبِإسْمِكَ الَّذی یَصْلَحُ بِهِ الأَوّلوُنَ والآخِروُنَ یاحَیّاً قَبْلَ كُلَّ حَیٍّ وَیا حَیّاً بَعْدَ كُلِّ حَیٍّ وَیاحیّاً حینَ لاحَیَّ یامُحْیِیَ الْمَوْتى وَمُمیتَ الْأَحیاءِ یاحَیُّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانا اَلإمامَ الهادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقائِمَ بِأمْرِكَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ الطّاهِریِنَ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ فی مَشارقِ الْأرْضِ وَمَغارِبها سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَعَنّی وَعَنْ وَالِدَیَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللّهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَأَحاطَ بِهِ كِتابُهُ اَللّهُمَّ إنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبِیحَةِ یَوْمی هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَعقْداً وَبَیْعةً لَهُ فی عُنُقی لا اَحُولُ عَنْها وَلا أَزُولُ أبَداً اَللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَالذَّابّینَ عَنْهُ وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ والْمُمْتَثِلینَ لأوامِرِهِ وَالْمُحامِینَ عَنْهُ وَالسّابِقینَ اِلى إِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ اللّهُمَّ إنْ حالَ بَیْنی وبَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذی جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنی مِنْ قَبْری مُؤْتَزِراً كَفَنی شاهِراً سَیْفی مُجَرِّداً قَناتی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فی الْحاضِرِ وَالْبادی اَللّهُمَّ اَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ والْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ واكْحُلْ ناظِری بِنظْرَةٍ مِنّی إلَیهِ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَاَوُسِعْ مَنْهَجهُ وَاسْلُكْ بی مَحَجَّتَهُ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ وَاشْدُدْ اَزْرَهُ واعْمُرِ اللّهُمَّ بهِ بِلادَكَ وَاَحْی بِهِ عبادَكَ فَإنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ فَاظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِیَّكَ وَاَبْنَ بِنْتِ نَبِیِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسْولِكَ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلّمَ حَتّى لایَظْفَرَ بِشْی‏ءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلاّ مَزَّقَهُ وَیُحِقَّ الْحَقَّ ویُحَقّقَهُ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلوُمِ عِبادِكَ وَنَاصِراً لِمَنْ لایَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْركَ وَمُجدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْكامِ كِتابِكَ وَمُشَیّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِینِكَ وَسُنَنِ نَبِیّكَ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمِّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِیّك مُحَمَّداً صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ الَلّهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هِذهِ الْاُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَعجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَنَراهُ قریباً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین
. اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات

-----------------


-----------------------


ارتباط با خدا
پيامبر اكرم ص
امام علي اميرالمومنين ع
بي بي فاطمه زهرا س
امام حسن مجتبي ع
امام حسين(ع) سيدالشهدا
امام سجاد (ع) زين العابدين
امام محمد باقر ع
امام جعفر صادق ع
امام موسي كاظم ع
امام علي بن موسي الرضا ع
امام محمد تقي (ع)جوادالائمه
امام علي النقي (ع) الهادي
امام حسن العسگري
امام الحجت مهدي (عج)-ادركني
مطالب قرآني و اعجاز
مطالب مذهبي
زينب كبري (س)صبور
ابوالفضل العباس(ع)ساقي العطاشا
سخني با اهل تسنن 1
سخني با اهل تسنن 2
سخني با اهل تسنن 3
داستان و حكايت
معرفی صحابه رسول االه و ائمه
شعرهای مذهبی
احكام
مطالب متفرقه
مطالب مذهبي (1)
احكام (1)
شعرهای مذهبی (1)

اسلام عليك يا علي (ع)بن ابيطالب
تصویر منتشر نشده از ایوان طلا
چرا بر "مهر" سجده می کنیم؟
مجموعه پوسترهای باکیفیت ولادت حضرت فاطمه‌ زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها)
پیروزی استاد عباسی در مناظره با سجودی+لینک دانلود
غدیر خم و اهل سنت
آثار تولی و تبری
حضور زن
صویری نادر از منزل منسوب به حضرت علی (علیه السلام) در مدینه منوره
ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) و روز دختر مبارک
فضايل امام على‏(ع) ازنظر ابوالفتوح رازى
شجره نامه مبارک حضرت امام خامنه ایی مدظله العالی
تثلیث و الوهیت مسیح
صلوات
مصحف امام على عليه السلام
ورود افراد زیر 18 سال ممنوع!
امام صادق (ع) و معرفی 19 گناه کبیره
ویژه نامه 25 شوال شهادت امام جعفر صادق علیه السلام،
ابوهریره ،اعتراف به غدیر
سايت حضرت آيت الله بهجت
سايت حضرت آيت الله علامه حسن زاده آملي
سايت حضرت آيت الله خامنه اي
سايت حضرت آيت الله وحيد خراساني
سايت حضرت آيت الله جوادي آملي
سايت حضرت آيت الله سیستانی
سايت حضرت آيت الله مصباح یزدی
سايت حضرت آيت الله سبحاني
سايت حضرت آيت الله نوري همداني
سايت حضرت آيت الله مكارم شيرازي
رهبران شيعه
عكس هاي عاشورايي
شيعه ها
لافتی الاعلی
ابولولو در آیینه تصویر
الحمد الله من حیدریم
ذکر فضایل مولا امیر المومنین
ای اهل دنیا آقام علی مظلومه
مجموعه سوالات شيعه از اهل سنت
فضائل و مناقب اهل البیت (ع)
يا علي
الحمد الله من حیدریم
چرا شیعه هستم؟
عمرستيزي
حجاب و عفاف
سلام بر منتقم فاطمه
حور بانو
فضائل و مناقب اهل البیت (ع)
آفریدگار عالم محمد علی فاطمه حسن حسین ع
به یاد ش ه د ا
دل ندادن به بلا سنگدلی می خواهد . . .
علیٌ مع الحق و الحقُ مع علی
عاشقان اميرالمومنين
به سمت خدا
آخرت
شيعيان علي بن ابيطالب
فطرس
ولایت فقیه و حکومت اسلامی
آلکسا
کوروش کبیر
سایت نوحه
منمشتعلمبهعشقعشاقعلي
روزشمار غيبت امام زمان
دريافت كد مداحي
تنزیل
خدا دوست
13رجب
خرید ساعت مردانه
دانلود مداحي
ادعيه و اعمال ماه رمضان
اهل خانه
من و تو فان
آرشیو پیوندهای روزانه
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390

.


Powered by BLOGFA
Designed by فريدعربي
خروجی وبلاگ

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ محفوظ می باشد. طراحی شده توسط فريدعربي